×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۴ اردیبهشت - ۱۳۹۷  
it is true
true
true
نجواهای عاشقانه با ضریح مهربانی

معصومه درخشان – کارشناس ارشد علوم ارتباطات طی گزارشی در پایگاه خبری مهرصبا نوشت:

حدود یک‌هزار نفر از مددکاران بهزیستی آذربایجان‌شرقی در قالب کاروان‌های مختلف به پابوس هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت می‌روند و با کوله‌باری از خاطرات زیبا ،شیرین و فراموش نشدنی به شهر و دیار خود بازمی‌گردند.

بیست و سوم مهرماه روز «عصای سفید» و دوازدهم آذرماه سال‌جاری  روز «جهانی معلولان»  برای مددکاران تحت حمایت بهزیستی آذربایجان‌شرقی روز فراموش نشدنی بود چون در مراسمی که به مناسبت این دو روز برگزار شد، طی قرعه‌کشی صورت گرفته در مراسم، دعوتنامه حضور در حرم مطهر هشتمین  اختر تابناک آسمان امامت و ولایت  جمعی از مددکاران  جسمی وحرکتی، نابینایان،کم‌بینایان و تعدادی از ناشنوایان تحت پوشش بهزیستی امضا شد.

در این مراسم مددکارانی که جواز حضور در حرم مطهر علی‌بن موسی‌الرضا به نامشان زده شده بود، سر از پا نمی‌شناختند چرا که به همین زودی عازم حریم حرم دوست می‌شدند.

چه آرامش پایان‌ناپذیری در حریم حرمت موج می‌زند، امام مهربانی‌ها، چقدر عزیزی که خودت پای برگه این دل‌شکسته‌گان را امضا کرده و اجازه دادی که آنها بر سر خوان سفره‌ات میهمانت شوند.

حالا در بهمن ماهی که سپری شد و اسفند ماهی که در  آن به سر می‌بریم حدود یک‌هزار نفر از مددکاران بهزیستی در قالب کاروان‌های مختلف به پابوسی هشتمین امام همام می‌روند و با کوله‌باری از خاطرات زیبا ،شیرین و فراموش نشدنی به شهر و دیار خود بازمی‌گردند.

خوشحالی آنها را می‌توان از  برق نگاه‌هایشان فهمید و می‌توان حدس زد که آنها با امام مهربان و رئوف چه زمزمه و نجوایی کرده‌اند.

با وجودی که تعدادی از آنها پیش از این چند نوبت به پابوسی امام خوبی‌ها رفته بودند ولی از این سفر به عنوان یکی از سفرهای بسیار خوب و به یادماندنی نام می‌بردند مخصوصاً وقتی که خادمان حریم رضوی با حضور در محل اقامت آنها، برای وعده ناهار به غذاخوری حضرت امام رضا (ع)دعوت می‌کنند و آنها چه برگزیدگانی بودند که امام رئوف و مهربان آنها را مهمان سفره خود کرده بود.

مددکاران بهزیستی آذربایجان‌شرقی دل به دل هم داده و با یکی از اعضای خانواده خود راهی این سفر معنوی شدند تا بار دیگر در حریم امن رضوی با آقای مهر و دوستی نجوا کنند و از دلتنگی‌های خود بگویند و شفای تمام مریض‌ها و دلشکسته‌ها را طلب کنند، آنها یقین دارند که از آستان حضرت دوست دست خالی باز نمی‌گردند.

هر چند طولانی بودن مسیر و سفر با قطار شاید برای برخی از آنان کمی اذیت‌کننده باشد ولی آنها ناهمواری‌های این سفر را با عشق و علاقه و معنویت خاص بر خود هموار کرده و در آرزوی زیارت و تجدید عهد و پیمان سر از پا نمی‌شناختند.

افرادی که برای اولین بار راهی حریم حرم ضامن آهو شده بودند در تصورات خود سیر می‌کردند و از اینکه فرصتی فراهم شده بود تا بتوانند خود را به آستان مقدس هشتمین امام همام برسانند، خوشحالی زائدالوصفی همه وجود آنان را فراگرفته بود.

 با تعدادی از زائران حریم رضوی که از سفر زیارت امام رضا (ع) بازگشته بودند، هم‌کلام شدم تا حال و هوای زیارتی آنها را با هم مرور کرده و به اشتراک بگذاریم.

سمیرا، دختر جوانی است که عضو جامعه نابینایان بهزیستی آذربایجان‌شرقی است، نام او در قرعه‌کشی بیست و سوم مهر ماه و در مراسم روز عصای سفید برای این سفر زیارتی انتخاب شده بود.

سمیرا برای ششمین بار بود که به پابوسی امام رضا (ع)مشرف شده بود.

وی به خبرنگار ما می‌گوید: با امام خوبی‌ها رابطه بسیار خوبی دارم و امام رضا (ع) سال گذشته سه نوبت پیاپی مرا دعوت کرد تا به دیدارش بروم، سال گذشته در مرداد، شهریور و مهرماه، سه نوبت متوالی به مشهد مقدس سفر کردم.

سمیرا ادامه داد: امسال نیز توانستم در کنار دوستانم به این سفر بروم و این سفر را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

از او می‌پرسم وقتی چشمانت به ضریح مطهر امام امام رضا (ع) افتاد چه خواسته‌ای داشتی؟ بلافاصله می‌گوید: اول برای فرج آقا زمان(عج) دعا کردم و سپس شفای بیماران را از امام خواستم.

وی که تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی رشته مددکاری ادامه داده است، اضافه می‌کند: موقع خداحافظی نیز از امام رضا (ع) خواسته‌ام تا زمانی که زنده هستم حداقل هر سال یک نوبت دعوتنامه مرا امضا کند تا بتوانم به زیارت حرم مطهرش آمده و تمام حرف‌های دلم را به او بگویم.

وقتی که حرف‌های سمیرا به اینجا می‌رسد، یکی از دوستانش می‌گوید: من نیز از امام رضا (ع) خواسته‌ام تا همسر خوبی نصیبم کند تا سال آینده دو نفری به زیارت بیاییم.

سعید و مریم هم زوج جوانی بودند که حدود دو ماه پیش عقد کرده‌اند، سعید هم از نظر بینایی دچار مشکل بود و همسرش مریم کمک حال او بود تا بتواند کارهایش را به خوبی انجام دهد.

سعید پیش از این پنج بار و مریم نیز ۶ نوبت به زیارت آمده بودند ولی این سفر اولین سفر مشترکشان بود که باهمدیگر راهی حریم رضوی شده بودند.

سعید و مریم در این سفر مشترک دو نفره برای خوشبخت شدن خود و خوشبختی تمام تازه عروس و دامادها دعا کرده‌اند و از امام رضا (ع) خواسته‌اند تا برای خوشبختی تمام جوانان دعا کنند.

سعید با اشاره به  حال و هوای زیارت  ادامه می‌دهد: من فقط و فقط برای تشکر آمده بودم، آمده بودم تا از امام خوب و مهربان خودم تشکر کنم که خواسته‌ها و حوائج مرا استجابت کرده بود.

وی تاکید می‌کند: این بار آمده بودم که بگویم امام خوبی‌ها و مهربانی‌ها به خاطر تمام مهربانی‌هایت ممنونم، از اینکه آرزو‌ها و دعای مرا استجابت کردی، ممنونم.

آنها در کنار هم خوشبخت بودند و ادامه خوشبختی و سعادت خود را با همدیگر دعا کرده بودند.

یکی دیگر از مددکاران بهزیستی خودش را نسیم معرفی می‌کند، او عضو کانون ناشنوایان بهزیستی است و سال گذشته برای اولین بار به زیارت امام رضا (ع) مشرف شده بود.

نسیم که امسال برای دومین بار و به همراه مادر و پدرش به این سفر معنوی آمده بود، به فارس می‌گوید:وقتی در روز قرعه‌کشی اسم مرا اعلام کردند از ته دلم خوشحال شدم، چون من فقط یک بار به مشهد آمده بودم و دلم می‌خواست دوباره زائر امام رضا (ع) شوم.

وی ادامه داد:امسال وقتی گنبد طلایی امام را دیدم، فقط گریه کردم و برای حل مشکلات خانوادگی دعا کردم. در کنار آن برای خوشبخت شدن جوانان و باز شدن مشکلات زندگی همه دعا کردم.

نسیم که به وضوح می‌شود خوشحالی را در چشمهایش مشاهده کرد، می‌گوید: حس و حال بودن و قدم زدن در آستان مبارک امام هشتم اصلا قابل توصیف نیست، وقتی در حیاط‌ و رواق‌های حرم مطهر قدم می‌زدم، آرامش خاصی همه وجودم را فرامی‌گرفت.

وی بهترین خاطره خود از بودن در جوار امام خوبی‌ها را حضور در غذاخوری امام رضا (ع) عنوان کرده و می‌گوید: هیچ وقت سفر امسال را فراموش نمی‌کنم، من برای اولین بار مهمان سفره امام بودم، هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی من و پدر و مادرم مهمان ایشان شویم.

نسیم امیدوار است هر سال برای یک بار هم که شده زائر حریم امن رضوی شود، او می‌گوید: دوست دارم امام رضا (ع) هر سال مرا بطلبد که به زیارتش بیایم.

معصومه کوچولوی چهار ساله نیز به همراه مادرش زائر کوچک هشتمین امام معصوم بود، معصومه کوچولو با مشکل کم‌بینایی مواجه بود و با همین سن و سال کوچکش تحت عمل جراحی قلب نیز قرار گرفته است.

رقیه خانم، مادر معصومه برای اولین بار بود که به واسطه همراهی با دخترش به این سفر زیارتی رفته بود، وی با سوز و گدازی که در صدایش موج می‌زند، می‌گوید: وقتی برای اولین بار به حرم مطهر و نورانی  امام رضا (ع) رفتم، فقط اشک ریختم و محو تماشای گنبد طلایی بودم. کبوترانی که بر دور حرم می چرخیدند انگار به زائران خوشامد می‌گفتند.

وی ادامه داد: نذر کرده بودم وقتی برای اولین بار معصومه را به زیارت  امام رضا (ع) آوردم، گوشواره‌هایش را به داخل ضریح بیاندازم و همین کار را نیز کردم.

رقیه خانم ادامه داد: فکر نمی‌کردم بتوانم از نزدیک ضریح مطهر را زیارت کنم ولی وقتی نذرم را با یکی از خانم‌های خادم حرم مطهر امام مطرح کردم، آنها نیز کمک کردند تا بتوانم نذر خود را ادا کنم.

وی سفر با قطار به مشهد را جزو خاطرات همیشه ماندگار خود ذکر کرده و می‌گوید: خیلی راحت و آسوده بودم و هیچ نگرانی نداشتم، حتی معصومه نیز احساس خستگی نمی‌کرد با وجود اینکه جثه ظریف و کوچکی دارد اما با عنایت  امام رضا (ع)، سفر خیلی خوب و خاطره‌انگیزی داشتیم.

این زائر امام هشتم با اشاره به افرادی که برای گرفتن حاجات و نیازهای خود به پنجره فولاد دخیل بسته بودند، ادامه داد: آنجا بسیاری از افرادی را دیدم که خیلی درمانده، دل‌نگران و محتاج و نیازمند بودند و برای برآورده شدن نیازهایشان دست دعا به آسمان بلند کرده بودند، من با دیدن این صحنه‌ها بیش از پیش به لطف و کرم آقا علی بن موسی الرضا(ع) اطمینان پیدا می‌کردم.

رقیه خانم در پایان می‌گوید: با امام رضا (ع) عهد کرده‌ام، حال دخترم معصومه خوب شده و بینایی‌اش را به دست آورد دوباره با معصومه به پابوسش می‌آییم.

شهاب پسر جوانی بود که هشت سال پیش در اثر ضربه خوردن چشم‌هایش خون‌ریزی کرده و کم‌کم بینایی خود را از دست داده بود.

او به همراه مادر به زیارت رفته بود و در مورد حال و هوای خودش می‌گوید: پیش از این چند بار به زیارت  امام رضا (ع) آمده‌ام ولی هر بار که به مشهد مقدس می‌روم انگار برای اولین بار است که به زیارت آمده‌ام.

طوبی خانم مادر شهاب که بیشتر از پسرش حال و هوای زیارت دارد، می‌گوید: دلم پر می‌زند در آستان امام هشتم باشم و حدود یک هفته قبل از عازم شدن آرام و قرار نداشتم و دوست داشتم هر چه زودتر راهی شویم.

مهناز و معصومه از دیگر مددجویانی بودند که یکی از آنها دارای مشکلات جسمی و حرکتی و دیگری نیز دارای مشکل کم‌بینایی بود.

آنها نیز در گفت‌وگو با خبرنگار ما در تبریز از این اقدام سازمان بهزیستی برای حمایت از مددجویان و اعزام آنها به مشهد مقدس ابراز رضایت می‌کردند ولی در کنار آن خواستار هماهنگی بیشتر و بهتر برای اسکان و نزدیک بودن به حرم مطهر بودند.

آنها اعلام کردند با توجه به اینکه معلولان جسمی و حرکتی نیازمند همراهی هستند و مسافت زیادی را نمی‌توانند پیاده حرکت کنند، بهتر بود محل اسکان خیلی بیشتر از محل فعلی به حرم مطهر نزدیک بود.

آنها ضمن قدردانی از سازمان بهزیستی، خواستارحمایت همه‌جانبه از مددکاران تحت پوشش بودند.

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false
طراحی سایت