امروز پنج شنبه, 04 خرداد 1396 - Thu 05 25 2017




بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و کارآفرینی (1)

 جلیل اجلی و امیر علی درهمجانی طی یادداشتی در بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و کارآفرینی در پایگاه خبری مهرصبا نوشتند :  

سازمان‌ها براي افزايش عملكرد خود از طريق نوسازي استراتژيك و ايجاد فرصت‌هاي جديد پرمخاطره، به کارآفرینی روی می‌آورند. در این میان يادگيري سازماني يك راه مؤثر براي نوسازي استراتژيك محسوب ‌می‌شود. يادگيري سازماني مي‌تواند توانايي يك شركت را براي تشخيص فرصت ها تقويت كند و كمك كند كه اين توانايي‌ها را به نحو مؤثري براي عملي كردن فرصت‌هاي جديد به کار بگیرند.

امروزه نیاز به کارآفرینی جهت ربودن گوی سبقت از رقبا در عصر تغییرات فزاینده و سریع و یافتن راه های استفاده مناسب و اعتلای آن بیش از پیش احساس می گردد، یکی از عوامل تأثیرگذار در نهادینه کردن و اعتلای کارآفرینی، سرمایه اجتماعی است. این نوشتار در مورد سرمایه اجتماعی و رابطه میان آن با کارآفرینی که امروزه یکی از راهکارهای برون رفت از مشکلات بر سر کسب و کارها و سازمان ها می باشد، می پردازد. جهت ایجاد برقراری ارتباط مفهومی بین این دو موضوع نسبت به بررسی تفصیلی ابعاد سرمایه اجتماعی و رابطه میان آن با کارآفرینی اقدام شده است. البته نيازهاي يک کارآفرين شايسته، سيستمی از الگوهاي رفتاري يادگيري محسوب می‌شود. این الگوی یادگیری به مانند الگوهای دیگر از طریق آموزش قابل انتقال هستند.

امروزه توسعه کارآفرینی براي دستیابی به ثروت، رفاه و اشتغال به امري اجتناب ناپذیر براي توسعه کشورها مبدل گردیده است. در دنیاي در حال تحول و در حال پیشرفت امروز، کامیابی از آنِ جوامع و سازمان‌هایی است که بین منابع کمیاب و قابلیت‌هاي مدیریت و کارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی‌داري برقرار نمایند.

در عصر حاضر که رقابت و نوگرايي از مشخصه های آن محسوب می گردد با ورود به اقتصاد دانش محور، دانش در مقايسه با ساير عوامل توليد مانند زمين و سرمايه و ماشين آلات و... از ارجحيت بيشتري برخوردار شده است به طوري كه در اين اقتصاد، دانش به عنوان مهمترين عامل توليد محسوب مي شود و از آن به عنوان مهم ترين مزيت رقابتي سازمان ها ياد مي گردد(ستارامن و همکاران[1]، 2002). يكي از ويژگي هاي اين دانش اين است كه نامشهود است، يعني غير قابل لمس و غير قابل محسوس است و ارزش گذاري و اندازه گيري آن خيلي سخت و مشكل است در صورتي كه در گذشته سازمان ها با استفاده از روش هاي حسابداري قادر بودند تا ارزش و اندازه عوامل توليد خود را بطور كامل محاسبه كنند. امروزه اين روش هاي حسابداري ديگر داراي كارايي لازم نيستند.

وقتی صحبت از کارآفرینی می شود شاید این مسئله تداعی گردد که کارآفرین به این دلیل کارآفرین شده است که خود آقای خود باشد و جهت شروع و يا ارتقاء فعاليت هاي خود نیازی به شناسایی خواسته ها و وجود ارتباط فراوان و گسترده با افراد جامعه ندارد. اما این دیدگاه، دیدگاه بسیار خطرآفرینی است چرا که کارآفرینی در خلاء انجام نمی گیرد و آن تنها با ارتباط مستمر و همیشگی فرد کارآفرین و اجتماع پیرامونش میسر می گردد از این رو حضور فرد کارآفرین در بطن جامعه و شناسایی مستمر نیاز افراد و تلاش در مرتفع نمودن آنها به یک الزام اجتناب ناپذیر مبدل شده است. در نتیجه برای موفقیت و شکل گیری فعالیت کارآفرینانه بجز حضور فعال در اجتماع و شناسایی مناسب فرصت ها، وجود دانش و اطلاعات بروز و کارآمد به عنوان سرمایه نیز از اصول انکارناپذیر محسوب می گردد. این سرمایه همان گونه که صاحب نظران و محققان امر دسته بندی نموده اند شامل سرمایه های انسانی، فکری، اجتماعی، فیزیکی،... می باشند که همگی در قالب یک سیستم به هم تنیده در تلاشند تا ضمن خلق دانش و اطلاعات به عنوان مزیتی رقابتی با عملیاتی نمودن آن در راستای رفع نیازهای سایر افراد ارزش آفرینی نمایند. این چنین است که رابطه بین کارآفرین و سرمایه های یاد شده یک رابطه چند وجهی می باشد که در این میان رابطه کارآفرینی و سرمایه اجتماعی دارای اهمیت ویژه ای است چرا که در عصر حاضر که به عصر ارتباطات و اطلاعات مشهور است در قالب شبکه اجتماعی است که سایر سرمایه ها تقویت می گردد و بوسیله این سرمایه ها فعالیت کارآفرینانه معنا می یابد. از دیگر سوی نیز کارآفریني در پرورش صور كوناگون سرمايه سهيم است.

سطوح یادگیری کارآفرینانه

1- یادگیری کارآفرینانه فردی: در این سطح خود کارآفرین درگیر یادگیری می‌شود همان طور بیان می‌دارد، کارآفرینان اثربخش یادگیرندگان فوق‌العاده هستند. البته پیتر سنگه بیان می‌دارد که یادگیری کارآفرینانه منعکس‌کننده مشارکت کارآفرین و رهبران آن ها در تصمیم‌گیری‌های حیاتی سازمان است.

2- یادگیری کارآفرینانه سازمانی: یادگیری کارآفرینانه سازمانی به عنوان یک مفهوم جدید از ترکیب دو حوزه یادگیری سازمانی و کارآفرینی ایجاد شده است که می‌تواند درون سازمانی و بین سازمانی باشد.

 2-1 یادگیری کارآفرینانه درون سازمانی: در یادگیری درون سازمانی، یادگیری به دو شیوه نگریسته می شود: نخست، به عنوان یک فرآیند فنی که در آن یادگیری، به عنوان پردازش اثربخش، تعبیر و تفسیر و واکنش‌دهی به اطلاعات درونی و بیرونی سازمانی تلقی می شود. در رویکرد دوم یادگیری به عنوان فرآیند اجتماعی، یادگیری به عنوان نتیجه و و زمینه تعاملات اجتماعی در پردازش صریح اطلاعات تلقی می‌گردد. در یادگیری کارآفرینانه درون سازمانی، کانون توجه تشخیص فرصت و بهره برداری از آن به عنوان پایه و اساس اقدام کارآفرینانه است.

2-2 یادگیری کارآفرینانه بین سازمانی: در زمینه تکامل کارآفرینی به عنوان یک حوزه مطالعاتی، این بحث مطرح بوده که انتقال آگاهانه و کلیدی و کاربرد تئوری ها،  از یک تحقیق به تحقیق دیگر، ممکن است پیشرفت‌های خلاقی در هر دو مورد ایجاد نماید و یا ممکن است پایه‌های یادگیری سازمانی در حوزه مدیریت مطرح شده باشند اما کاربردشان در حوزه کارآفرینی محدود بوده است. به ویژه این که کارآفرینی فرآیند یادگیری و تئوری کارآفرینی نیازمند یک تئوری یادگیری است.

 

يادگيري سازماني[2]

اديان الهي، به ويژه اسلام تأكيد فراواني بر آموزش و يادگيري داشته اند، تا آن جا كه نخستين آيات نازل شده بر پيامبر اكرم(ص) در سوره علق بر آموزش و يادگيري و اهميت آن تأكيد مي كند. يادگيري سازماني، از سال 1963 كه اولين بار مارچ  تعريفي از آن مطرح کرده تا اوايل دهه 1990 كه ويك و رابرتس  تعريف جديدي از آن ارائه كردند، مورد بحث و تجزيه و تحليل صاحب نظران مديريت بوده است. يادگيري سازماني چيزي فراتر از مجموع توان يادگيري افراد است، يعني سازمان توانايي يادگيري خود را با خروج افراد سازمان از دست نمي‌دهد. يادگيري سازماني به مفهوم يادگيري افراد و گروه هاي درون سازمان و سازمان يادگيرنده به معني يادگيري سازمان به عنوان سيستمي كلي است. يادگيري سازماني فرايندي است پويا كه سازمان را قادر مي سازد تا به سرعت با تغيير سازگاري يابد. اين فرايند شامل توليد دانش جديد، مهارت ها و رفتارها مي شود. يادگيري سازماني راه اصلي ايجاد كار دانشي[3]  و بهبود كارآيي سازمان است. پس يك سازمان موفق بايد در يادگيري پويا باشد.

يادگيري کار آفرينانه

 براساس اصول نظريه‌ي يادگيري اجتماعي براي الگوهاي رفتار كارآفرينانه، افرادي كه بيش تر در معرض كارآفرينان ديگرهستند، احتمالاً در آينده ي زندگي خود، دخالت بيش تري دركسب وكارهاي كارآفرينانه خواهند داشت و  برای موفقيت يادگيري مهارت، دانش و توانايي‌هايي در گام‌هاي مختلف توسعه کسب و کار مورد نياز است. توانايي يادگيري در توسعه ظرفيت‌هاي کارآفريني ضروري است(پور سعید ،1388: 85). اين موضوع به ویژه در بازار فعال که همیشه در حال تغيير هستند حياتي است و مباحثي نظير اينکه کارآفريني به طور ضروري يک فرآيند يادگيري است مورد بحث مي‌باشد. بنابراين به منظور فهم کارآفريني ما بايد ابتدا يادگيري کارآفرينانه را شناسایی کنيم یادگیری و به کارگیری شیوه های نوین تولید و عرضه را که با خطرپذیری و نوآوری همراه باشد، یادگیری کارآفرینانه نامیده اند.

 كارآفريني

کارآفرینی به عنوان یک فرآیند چند جانبه محسوب می شود که در سازمان های متفاوت و مکان های مختلف کاربرد دارد نباید صرفاً از دیدگاه انتفاعی به آن نگاه کرد با توجه به این که امروزه بیشتر واژه کارآفرینی، در بخش خصوصی به کار برده می شود در حالی که کارآفرینی سازمانی به عنوان یک فرآیندی که در آن افراد در داخل سازمان به دنبال فرصت های که مستقل از منابع آن سازمان است یا تعامل کارکنان را در انجام کارهایی جدید تعریف تعریف می کنند کارآفرینی فرآیندي نامشخص، ساختار نیافته و به همین دلیل غیر قابل پیش بینی است. بنابراین، معضل اصلی ما در آموزش کارآفرینی، غیر متعارف بودن آن است. ایکولز و نک (1998) معتقدند کارآفرینی فرایندی است که در محیط ها و مجموعه های مختلفی اتفاق می افتد و طی آن تغییرات در سیستم اقتصادی از طریق نوآوری افرادی که به فرصت های اقتصادی واکنش نشان می دهند، رخ می‌دهد که این باعث ایجاد ارزش فردی و اجتماعی خواهد شد .کارآفرینی شامل یک فرآیند یادگیری است و عبارت از توانایی برآمدن از عهده مسائل و مشکلات و نیز یادگرفتن از آن ها می باشد.ديويد جانسون با جمع بندي تعريف‌هاي مطرح شده، كارآفريني را به شرح زير تعريف مي‌كند:

  • عملي خلاق است كه به وسيله ي آن چيزي كه در گذشته وجود نداشته است ايجاد مي شود.
  • نوآوري مبتني بر درك و يافتن فرصت از يك محيط نامشخص.
  • ساخت و ايجاد فرصت با استفاده از منابع يا جستجوي منابع جديد.
  • فعاليت دربرگيرنده خطر به دليل نو بودن كه امكان محاسبه ارزش افزوده آن مشكل است.
  • كارآفريني منجر به ايجاد ارزش در شخص، گروه و جامعه مي‌شود.
  • كارآفريني در برگيرنده فعاليت‌هاي مخرب خلاق است. اين تعريف‌ها روزنه كوچكي است به پارادايم كارآفريني.

بر اين اساس، كارآفريني مفهومي است كه از يك كسب وكار كوچك به سازمان‌هاي بزرگ و پيچيده و سيستم‌هاي دولتي گسترش پيدا كرده است. جمع بندي كلي در مورد اين تعريف ها آن است كه: كارآفريني در برگيرنده ايجاد فرصت ها و استفاده از آن‌ها، اقدام‌هاي خطرپذير، عمل خلاق و نوآور، ايجاد چشم‌انداز در مورد آينده و ارزش مي‌باشد.

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

1964113
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
5149
7435
171607
1964113
امروز: پنج شنبه، 04 خرداد 1396


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .