امروز سه شنبه, 16 آذر 1395 - Mon 12 05 2016




انتظار در اديان (پایان)

آرمان قيام يك منجي

 

حجت الله رجبی طی یادداشتی در پایگاه خبری مهرصبا نوشت :  بسيار طبيعي است كه قومي با اين گذشتة تيره و تار در انتظار آيندة بهتر مي‌باشد و پايان رنج‌هاي خود را در آن بجويد. به همين علّت هنگامي كه موسي به عنوان يك منجي ميان ايشان برخاست آنان در پذيرفتن او درنگ نكردند. اين آرمان كه در دوران ابتلا پا گرفت با گذشت زمان در ژرفاي جان قوم رشد و تحوّل يافت و متناسب با محيط و شرائط داخلي به اشكال گوناگوني درآمد، ولي هرگز به طور كامل از ايشان جدا نشد. عصر داوود و سليمان را مي‌توان دوران شكوفا شدن آرمان مسيحايي در اذهان قوم يهود دانست. آرمان ياد شده در آن زمان از گرايشي مادّي به رهايي از دشمنان ستمگر تحول يافت و به آرزو و اميد برپايي يك حكومت ملّي پابرجا و مبتني براصول اخلاقي خالص و آرمان‌هاي والا مبدّل گرديد. اين اميد مسيحايي با دو نيم شدن حكومت بني‌اسرائيل پس از سليمان و ميانداري انبيا كه قيام خود را در اين عصر آغاز كردند، جدّي‌تر شد. انبيا نه تنها آتش شوق را در دل‌ها روشن نگه مي‌داشتند، بلكه به توسعه دادن مفهوم مسيحا و دوران مسيحيايي مي‌پرداختند، به گونه‌اي كه بركت‌هاي آن عصر، علاوه بر بني‌اسرائيل، همة امّت‌هاي زمين را شامل مي‌شد. اميد و گرايش به اتّحاد دوباره بني‌اسرائيل تحت رهبري يك پادشاه احتمالاً پس از تجزية حكومت، هنگامي كه خاطرات خوش و دلپذير روزگار پادشاهي داوود و سليمان در اذهان قوم زنده بود، شدّت يافت و نقل مجلس واعظان و علماي اخلاق گرديد.

تب‌وتاب انتظار دخالت اعجازآميز خدا در دوران سيطرة ظالمانه روميان بر فلسطين به اوج خود رسيد و به همين علّت هنگامي كه يحياي تعميددهنده ندا در داد: «توبه كنيد؛ زيرا ملكوت آسمان نزديك است» توده‌هاي مردم پيام او را با جان و دل شنيدند.
كلمات هيجان‌آور اين «إِسني» پارسا دل‌هاي شنوندگان را تكان مي‌داد و الهام‌بخش گروه‌هاي ستمديده و بينوايي بود كه همواره آتش شوق انتظار براي قيام «مسح‌شدة» خدا در قلوبشان زبانه مي‌‌كشيد.

مسيحاي بلاكش در انديشة مسيحيان نخستين

حضرت مسيح در ميان آزادي‌هاي بي‌شمار دشمنان قوم و نزاع‌هاي داخلي گروه‌ها سربرآورد. اخگر هميشه پنهان دل‌هاي مردم يهودا به شعله‌اي سوزان مبدّل شد و با ارشاد فريسيان وفادار، اعتقاد به فرا رسيدن روزهايي بهتر تحت رهبري كسي كه خدا تعيين مي‌كند، پيوسته افزايش يافت. رنج و محنت به اندازه‌اي سخت و جانكاه و اشتياق به حدّي سوزان و وعده‌ها به حدّي دلگرم كننده بود كه پس از مرگ عيسي بر صليب، شاگردان او با شدّت وحدّت بيشتري به مسيحيايي او تمسّك جستند و براي مدلل ساختنِ ايمان خود به نظرية «مسيحايي بلاكش» روي آوردند. اين نظريه به وعده‌اي از انبيا مستند بود كه براساس آن مسيحا بايد نخست رنج بكشد، آنگاه مجروح و اعدام شود.

اعتقاد به رستاخيز عيسي و بازگشت نهايي وي به جهان براي پايه‌گذاري پادشاهي خدا بر زمين دنبالة تحقق پيشگويي‌هاي مربوط به رنج كشيدن او بود. بر اين اساس، بخشي از آرمان مسيحيايي در زوان عيسي تحقق يافته، ولي تحقيق كامل آن در آخرالزمان خواهد بود.
در طي يك قرن، يهوديت همه پيوندهاي خود را با دين جديد كه به كمك تعاليم پولس طرسوسي نوسازي شده بود، قطع كرد و بر خط سنتي خود ادامه يافت: يهوديان تا اين زمان به آيندة شكوهمند و ظهور يك مسيحاي ديگر اميداورند و براي آن دعا مي‌كنند. آرمان مسيحياي هرگز فرو نمرد، بلكه در ژرفاي جان يهوديان ريشه كرد و به رشد و بالندگي خود ادامه داد و در بسياري از دوره‌هاي رنج و سختي قوم، آرامش و تسكين آنان را فراهم ساخت.

عهد عتيق و انتظار

انتظار و موعود آخرالزمان مقوله‌اي است كه در تاريخ پرفراز و نشيب يهوديت موج مي‌زند و چشم به راهي و آمدن يك منجي،‌ از جمله اعتقادات ضروري يهوديت مي‌باشد اين اعتقاد، ريشه در منابع مقدس آنان دارد كه به چند مورد اشاره مي‌شود.
در مزمور 37 از مزامير داود بني: «خداوند داود نبي را به وسيلة انتظار تسلّي مي‌دهد. و او را به انتظار دعوت مي‌نمايد و به او وعده داده مي‌شود كه از كثرت شروران واهمه نداشته باشد. با اين بيان كه «اي داود! ذهنت را مشوش نساز كه البته خداوند منتظران را وارث زمين قرار خواهد داد و آنان‌كه لعنت شده‌اند پراكنده خواهند شد و صالحان از مردم همان كساني هستند كه زمين را به ميراث برند و تا فرجام حيات جهان در آن زيست كنند.

2. در كتاب صفنياي نبي باب سوم سطر8 و 9 مي‌خوانيم:
خداوند مي‌گويد براي من منتظر باشيد، زيرا كه قصد من اين است كه امت‌ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم. در آن زمان، زبان پاك به امت‌ّ‌ها باز خواهم داد تا جميع ايشان اسم يهوه (خدا) را بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند.

3. در كتاب دانيال نبي‌ باب دوازدهم (از كتب عهد قديم) مي‌خوانيم:
و در آن زمان سرور ميكائيلي اميرعظيمي كه براي پسران قوم تو ايستاده است، خواهد برخاست و چنان زمان تنگي خواهد شد كه از حيني كه امتي به وجود آمده است تا آن روز نبوده، و در آن زمان هريك از قوم تو كه در دفتر مكتوب يافت شود رستگار خواهد شد، بسياري از آناني‌كه در خاك زمين خوابيده‌اند، بيدار خواهند شد. امّا ايشان به جهت حيات جاوداني و آنان به جهت خجلت و حقارت جاوداني.
لازم به ذكر است كه در تورات بخصوص در اسفار پنج‌گانه، هيچ سخن صريحي دربارة ماشيح و موعود وجود ندارد و برخي نتوانسته‌اند، با تأويل برخي آيات آن اين‌چنين وانمود كنند ولي در  بخش‌هاي ديگر مثل مزامير داود و يا در پيشگويي‌هاي انبيايي مثل عاموس، هوشع، اشعيا، دانيال و ملاكي در اين زمينه مطالبي ديده مي‌شود؛ بخصوص از اشعياي دوم به بعد اين مطلب همان‌گونه كه آمد، پررنگ‌تر ديده مي‌شود كه ما به خاطر دوري از اطالة بحث فقط به سه مورد از آن اشاره نموديم.

انتظار مسيحيّت

انديشة بازگشت عيسي مسيح7 يكي از مهم‌ترين باورهاي جامعة مسيحيت را تشكيل مي‌دهد، از ديدگاه آنان مسيح7 به صليب كشيده شده و به شهادت رسيده است و سپس به آسمان رفته و در آخرالزمان برمي‌گردد. و جهان را درخشان مي‌سازد و نجات‌دهندة آخرين است چنان‌كه در انجيل آمده است: «خداي پدران، آن عيسايي را كه شما به صليب كشيده و كشتيد برمي‌خيزاند، او را خدا بر دست راست خود بالا برده سرور و نجات‌دهنده ساخت، تا اسرائيل را توبه و آمرزش گناهان بدهد»
در انجيل لوقا آمده است: «كمربندهاي خود را بسته، و چراغ‌هاي خود را افروخته بداريد، بايد مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي‌كشند كه چه وقت از عروسي مراجعت كند، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي‌درنگ در را براي او باز كنند، خوشا به حال آن غلاماني كه آقاي ايشان چون آيد آن‌ها را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتي كه شما گمان نمي‌بريد، پسر انسان مي‌آيد»

 
در انجيل مرقس آمده: «پس بيدار باشيد زيرا نمي‌دانيد كه در چه وقت صاحب‌خانه مي‌آيد، در شام يا نصف شب يا با بانگ خروس يا صبح مبادا ناگهان  آمده شما را خفته يابد، امّا آنچه به شما مي‌گويم و به همه مي‌‌گويم بيدار باشيد»

مسيحيان بر اثر شدّت انتظار بازگشت عيسي7 دچار توهّماتي شدند و تاريخ‌‌هايي را براي اين رويداد پيشگويي كردند. و بر اين اساس، فرقه‌هاي متعدّدي منتظر ظهور پديد آمدند.

در ميان مسيحيان عصر حاضر هم، شوق انتظار هنوز زنده است، وعده‌اي از مسيحيان بر اين عقيده هستند كه عيسي به زودي خواهد آمد و حكومت هزارساله تشكيل خواهد داد، از اين‌رو از ديرباز گروه‌هاي كوچكي با عقيدة هزاره‌گرايي در مسيحيت پديد آمده‌اند كه همه سعي و تلاش خود را به آمادگي براي ظهور دوبارة حضرت عيسي7 در آخرالزمان مصروف مي‌داند. مانند فرقه «ادونيست‌هاي روز هفتم» كه قبل از سال 1834م به وجود آمدند و تا عصر ما باقي هستند.

يكي از رهبران مسيحي ايران، طي مصاحبه‌اي چنين اظهار مي‌دارد: «دين ما نيز مثل اكثر اديان ديگر ـ كه به آمدن فردي اعتقاد دارند ـ به ظهور مجدد حضرت عيسي اعتقاد دارد، همة مسيحيان هم به اين معتقدند چون حضرت ايشان اعلام كرده‌اند و در انجيل هم آمده است كه حضرت عيسي7 فرمود: من اكنون مي‌روم و بازخواهم گشت. حتي كليساي ما نيز يكي از يكشنبه‌هاي عيد خود را «يكشنبه‌‌ي بازگشت» ناميده است.

با آغاز سال 2000 ميلادي، حجم وسيعي از كتاب‌ها و مقالات، به غير از شبكه‌هاي راديو ـ تلويزيوني و سايت‌هاي اينترنتي به موضوع «هزاره جديد» و ظهور تحوّلي فراگير اختصاص يافت. نام برخي از اين آثار و نوشته‌هاي خود گوياي محتوا و جهت‌گيري آن‌ها از جهت موضوع است:

 
* به سوي آخرالزمان، نوشتة جان‌آپديك، رماني دربارة وقايع سال 2020؛

 
* دروازة دمشق، نوشتة رابرت استون دربارة ظهور مسيح و حواريونش در آخرالزمان؛

 
* پرسش درباره هزاره سلطنت مسيح، نوشتة استفان گولد، تحليلي دربارة وقايع آخرالزمان؛


* آخرالزمان!‌ ايمان و ترس در ساية هزاره سلطنت مسيح، نوشته دامين تامپسون، تحليلي درباره آخرالزمان؛


* پيشگويي‌ آسماني، نوشتة جيمز رد فيلد دربارة يك جهش فوق‌العاده به سوي فرهنگ جهاني.

 
پاپ ژان پل دوّم آغاز سال 2000 را عيد و جشن ويژه صلح اعلام كرد و به دنبال آن ميليون‌ها مسيح براي زيارت سرزمين مقدس (بيت المقدس) خود را آماده كرده و حتي دولت اسرائيل براي مواجهه با هجوم زائرين و نيز مقابله با گروه‌هاي به اصلاح «رستاخيزي» كه ممكن بود براي تحقق برخي پيشگويي‌هاي مكاشفة يوحنّا به وجد آمده و دست به اقدامات خطرناك بزنند، تمامي امكانات خود را بسيج كرد هيجان ناشي از تبليغات و پيشگويي‌ها، به حدّي بود كه وقوع بحران و آشوب در برخي مناطق جهان كاملاً مورد انتظار بود ولي در نهايت سال 1999 به پايان رسيد و همه چيز مانند گذشته تكرار شد.

دو ديدگاه در مورد هزاره‌گرايي

در پايان اين بخش لازم به ذكر است كه در مورد هزاره‌، دو ديدگاه متفاوت وجود دارد.

1. برخي معتقدند اين دوره هزار سال پيش از آمدن مسيح شروع مي‌شود و با آمدن او پايان مي‌يابد. به اين‌ها «گروه هزاره‌گراي قبل» مي‌‌گويند و بعد از اين هزاره، عيسي ظهور مي‌كند.
2. برخي ديگر معتقدند اين هزاره با آمدن مسيح شروع مي‌شود و آن را «گروه هزاره‌گراي بعد» مي‌نامند؛ يعني با آمدن مسيح هزاره آغاز مي‌شود كه گرايش به ايمان انجيلي زياد خواهد شد و كليسا رونق خواهد گرفت و جهان پر از ايمان خواهد شد (تقويت بنيان‌هاي ايمان، باور كردن عيسي به عنوان ماشيح، پذيرش دعوت كليسا از سوي ديگر امت‌ها، ترويج ايمان انجيلي از اعتقادات اين گروه مي‌باشد). اين هزاره بعدها باور غالب مسيحيان گرديد.

انتظار در اسلام

انتظار در اسلام ـ‌ به ويژه مذهب تشيع ـ عبارت از ايمان استوار بر امامت و ولايت حضرت ولي‌عصر4و اميد ـ به ظهور مبارك آن واپسين حجّت الهي و آغاز حكومت صالحان است.

مسلمانان بر اساس وعده‌هاي صريحي كه قرآن كريم به ايشان داده است عقيده دارند كه طبق قانون خلقت و سنت آفرينش، تاريخ بر مبناي سنت‌هاي الهي‌ و وعده‌هاي خدايي به پيش مي‌رود و اگر چند روزي دنيا به نفع ستمگران تمام شده، ولي سرانجام حكومت مطلق جهان به دست صالحان و حق‌پرستان خواهد افتاد و امنيت و عدالت بر اساس قانون الهي در سرتاسر جهان برقرار خواهد شد از آيات متعدد قرآن به خوبي استفاده مي‌شود كه جهان روزي را در پيش دارد كه حكومت مطلق دنيا به دست پاكان و صالحان خواهد افتاد و روزي را كه مسلمانان انتظار مي‌كشند، همان روز قيام حضرت مهدي7 است. لازم به ذكر است كه تطبيق اين آيات نوراني بر وجود مقدس مهدي7 و حكومت جهاني آن حضرت تنها از راه روايات رسول گرامي اسلام6 و امامان معصوم: امكان‌پذير است و همچون بسياري از موضوعات ديگر بدون استفاده از اين بيانات نوراني، آيات قرآن خاموشند. 

اعتقاد به ظهور مهدي موعود7 بخشي از اعتقادات اسلامي را تشكيل مي‌دهد و با وجود پاره‌اي از اختلاف‌نظرها در برخي جزئيات مربوط به شخص امام مهدي7 و نيز دربارة چگونگي ظهور و تشكيل حكومتِ آن حضرت تمامي مذاهب اسلامي به آمدن چنين شخصيّتي در آخرالزمان باور دارند برخلاف‌نظر بعضي نويسندگان، اين عقيده به مذهب شيعه اختصاص نداشته و ندارد و عالمان و دانشمندان چهار مذهب اصلي اهل‌سنّت، يعني: شافعيان، حنبليان، مالكيان و حنفيان به اين واقعيت تصريح دارند  و هيچ محدّثي از محدّثان مسلمان نيست مگر آن‌كه بعضي از احاديث نويددهنده‌ي ظهور امام مهدي7 در آخرالزمان را روايت كرده است و در اين زمينه كتب زيادي نيز نگاشته شده است و محدثان فراواني احاديث فراواني احاديث مربوط به امام مهدي7را در كتب خود آورده‌اندو اين اخبار و بشارات راجع به ظهور آن حضرت و علائم و خصوصيات و جزئيات آن در كتب بزرگان علماء و مشايخ محدثين شيعه و سني متواتر، قطعي، مشهور و معروف است كه در امور اعتقادي و مذهبي جز چند مورد، كثرت اخبار و روايات به اين مقدار نيست و بايد گفت كه ايمان به رسالت پيغمبر اكرم6 و ساير اخبار غيبي‌ آن حضرت باايمان به وقوع اين ظهور و عالم‌گير  شدن دين اسلام به توسط حضرت مهدي7ملازم و توأم است. 

از اين‌رو مسأله انتظار و اميد به آينده‌اي درخشان و تشكيل حكومت عدل الهي بدست آخرين حجت الهي مورد توجّه و عنايات ويژة نبيّ‌مكرم اسلام6 و ساير ائمّه اطهار: بوده است به طوري كه همواره پيروان خود را به انتظار و فراهم آوردن زمينه‌هاي ظهور و آمادگي روحي فردي و اجتماعي و نظامي و دوري از يأس و نااميدي، تشويق و ترغيب مي‌كردند پيامبر6 فرموده‌ است: «انتظار الفرج عبادهٌ» و فرمود: «أفضَلُ اعمال امتي انتظار فرج الله ـ عزوجل» و فرمود: «طوبي للصّابرين في غيبته! طوبي للمقيمين علي محبّته! اولئك الذين وصَفَهُمُ الله في كتابه و قال: «هديً للمتقين الذين يؤمنون بالغيب» «خوشا به حال شكيبايان در هنگامة غيبت! خوشا به حال پابرجايان بر محبّت او! اين‌ها كساني هستند كه خداوند در كتابش، اوصافشان را چنين بيان داشته: ])قرآن[ هدايتي براي پرهيزگران است؛ همان‌‌هايي كه به غيب، ايمان مي‌آورند)

 
و فرمود: «المهديّ من ولدي الذي يفتح الله به المشارق الارض و مغاربها ذاك الذي يغيب عن اوليائه غيبةً لا يثبتُ علي القول بامامته إلّا من امتحن الله قلبه للايمان»

«مهدي از فرزندان من است كه خداوند به وسيلة او شرق و غرب عالم را فتح مي‌كن. او كسي است كه از چشم دوستانش غايب خواهد شد و فقط كساني بر اعتقاد به او ثابت‌قدم مي‌مانند كه خداوند، دل‌هاي آن‌ها را بر ايمان،‌ آزموده است»
«اميرالمؤمنين7 فرمودند: «انتظروا الفرج و لا تيأسوا من روح الله، فَاِن أحبّ الاعمال الي الله ـ عزوجلّ ـ انتظار الفرج. الآخذ بأمرنا معنا غداً في حظيرة القدس و المنتظر للفرج كَالمتسخِطِّ بدمه في سبيل الله»

«منتظر فرج باشيد و از روح خدا مأيوس نشويد؛ زيرا محبوب‌ترين اعمال نزد خداوند، انتظار فرج است. به امر ما چنگ بزنيد تا كه فردا «حظيرة القدس» همراه ما باشيد. هركس براي فرج انتظار بكشد همانند كسي است كه در راه خدا در خونش بغلتد»

چه نوع انتظاري راجح و مورد سفارش معصومين: مي‌باشد؟

انتظار بر دو گونه است:

1. انتظاري كه سازنده است، تحرك‌بخش است، تعهدآور است، عبادت بلكه بافضيلت‌ترين عبادات است.

از مجموعه آيات و روايات اسلامي استفاده مي‌شود كه ظهور مهدي موعود حلقه‌اي است از حلقات مبارزة اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي مي‌شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف بر اين است كه آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد امامان و رهبران معصوم الهي به طور روشن و صريح با ارائه تصويري مناسب از انتظار‌، روي برداشت درست و صحيح از مفهوم آن تكيه داشته‌اند و انتظار را از مقولة عمل به حساب آورده‌اند و لذا پيامبر6 فرمودند: «افضل‌ اعمال امتي انتظار الفرج»

2. انتظاري كه ويرانگر است، بازدارنده است، فلج‌كننده است و نوعي اباحي‌گري است. برداشت قشري مردم از مهدويت و قيام و انقلاب مهدي7 اين است كه صرفاً ماهيت انفجاري دارد فقط و فقط گسترش و اشاعه و رواج ظلم‌ها و تبعيض‌ها و اختناق‌ها و حق‌كشي‌ها، ناشي مي‌شود آنگاه كه اصلاح به نقطة صفر برسد و حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد.

اين نوع برداشت از ظهور قيام مهدي موعود، و اين نوع انتظار فرج كه منجر به نوعي تعطيل در حدود و مقررات اسلامي مي‌شود و به هيچ‌وجه، موازين اسلامي و قرآني و توجيه ائمه: سازگار نمي‌باشد.

در پايان ذكر اين نكته لازم است كه انديشه پيروزي نهايي نيروي حقّ و صلح و عدالت، بر نيروي باطل و ستيز و ظلم و استقرار كامل و همه‌جانبه ارزش‌هاي انساني، تشكيل مدينة فاضله و جامعة ايده‌آل و بالاخره اجراي اين ايدة عمومي و انساني به وسيلة شخصي مقدس و عالي‌قدر كه در روايات اسلامي از او به عنوان «مهدي» نام برده شده است، انديشه‌اي است كه كم‌وبيش همة فرق و مذاهب اسلامي ـ با اختلافاتي ـ بدان مؤمن و معتقدند: اين انديشه بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوشبيني‌ نسبت به جريان كلّي نظام طبيعت و سير تكامل تاريخ و اطيمنان به آينده و طرد عنصر بدبيني نسبت به پايان كار بشر است.

اميد و آرزوي تحقق اين نويد كلّي جهاني انساني، در زبان روايات اسلامي «انتظار فرج» خوانده شده است.

و السلام

فهرست منابع و مآخذ

 

1.     قرآن كريم

 

2.     كتاب مقدس

 

3.     ابن منظور، لسان العرب، مؤسسه الاعلمي اللمطبوعات، بيروت، لبنان، 1426 ه‍ .ق.

 

4.     آصف آگاه، سيد حسين، سوشيانت منجي ايرانويج، انتشارات آيندة روشن، چاپ اول، 1387.

 

5.     تونه‌اي، مجتبي، موعودنامه فرهنگ‌ الفبايي مهدويت، انتشارات مشهور، چاپ بيست و ششم، 1390.

 

6.     جوهري، صحاح

 

7.     جمعي از نويسندگان، امام مهدي7 انتشارات مركز مديريت حوزه علميه قم، چاپ اول، 2009م.

 

8.            حيدري، عزيزالله، مهدي تجسم اميد و نجات، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، 1380.

 

9.  خسروشاهي، سيد هادي، مصلح جهاني و مهدي موعود از ديدگاه اهل سنت، چاپ دوم، انتشارات اطلاعات، تهران، 1374ه‍ . ش.

 

10.دواني، علي، موعودي كه جهان در انتظار اوست، انتشارات دبيرخانة دائمي اجلاس حضرت مهدي موعود، چاپ چهارم، 1385.

 

11.دواني، علي، دانشمندان عامّه و مهدي موعود7، چاپ سوم، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1361ه‍ . ش.

 

12.دهخدا، علي‌اكبر، لغت‌نامه، انتشارات مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، تهران، 1377.

 

13.رضي، هاشم، سوشيانت موعود پيامبر آخرالزمان فرديسنان زردتشتي، انتشارات بهجت، چاپ اول، 1389.

 

14.زبيدي، تاج العروس، انتشارات داراحياء التراث العربي.

 

15.رضواني، علي‌اصغر، موعودشناسي و پاسخ به شبهات، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، 1384.

 

16.   شاكري زواردهي، روح اله، منجي در اديان، انتشارات بنياد فرهنگي مهدي موعود، چاپ اول، 1388.

 

17.شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمة منصور پهلوان، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ سوم، 1386.

 

18.صافي،‌ لطف اله، نويد امن و امان، انتشارات دفتر نشر آثار آية اله صافي، چاپ بيستم، 1386.

 

19.كامل سليمان، روزگار رهايي، ترجمه لطيف راشدي، انتشارات ارمغان طوبي، چاپ دوّم، 1387.

 

20.كلباسي اشتري، حسين، هزاره‌گرايي‌ در سنت مسيحي، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ وانديشة اسلامي، چاپ اول، 1388.

 

21.گرينستون، جوليوس، انتظار مسيحا در آيين يهود، ترجمة حسين توفيقي، انتشارات دانشگاه اديان و مذاهب، چاپ دوم، 1387.

 

22.   مهدي فقيه ايماني، الامام المهدي عند اهل السنة، چاپ دوم، مجمع جهاني اهل بيت:، قم، 1418ه‍.

 

23.   مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، انتشارات مؤسسه الوفاء، بيروت ـ لبنان، 1403هـ.ق، 1938.

 

24.مجلة تخصصي انتظار، شمارة26ـ25.

 

25.مجلة موعود، حسين توفيقي، مقاله هزاره‌گرايي در مسيحيت، شمارة17.

 

26.مصطفوي، حسين، التحقيق في كلمات القرآن.

 

27.مهدوي‌فرد، عباس، فلسفة انتظار، انتشارات ياران قلم، چاپ اول، 1390.

 

28.هاشم العميدي، سيد ثامر، در انتظار قفنوس، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني;،‌ چاپ پنجم، 1386.

 

29.هاشم العميدي، سيد ثامر، مهدي منتظر در انديشه اسلامي، ترجمه محمد باقر محبوب القلوب، انتشارات مسجد جمكران، 1380ه‍.ش.

 

30.يزدي‌حائري، علي،‌ الزام الناصب، انتشارات مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بيروت ـ لبنان، 1404هـ.ق، 1984م

 



 



 

 

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

858804
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
11
4073
23806
858804
امروز: سه شنبه، 16 آذر 1395


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

عضویت

ثبت نام کاربر
یا انصراف
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .