امروز شنبه, 20 آذر 1395 - Sat 12 10 2016




عشق 71 ساله به روزنامه نگاری با 'شعار نه شرقی و نه غربی'

عبداله زهتابی، روزنامه نگار پیشکسوت تبریزی است که با عشق به روزنامه نگاری در 92 سالگی همچنان شعار 'نه شرقی و نه غربی' را زمزمه می کند، مقاله می نویسد و روزنامه می خواند.

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا، زهتابی در سال 1303 شمسی در محله 'خیابان' تبریز متولد شد و در سال 1324 شمسی و پس از کسب مدرک تحصیلی دیپلم با تسلط به زبان های ترکی، روسی و فارسی به روزنامه نگاری روی آورد.
سرآغاز فعالیت های مطبوعاتی وی یادداشتی با عنوان ' وظیفه جوانان در حفظ استقلال کشور' بود که برای چاپ به روزنامه تبلیغاتی روس های اشغالگر در آذربایجان به نام 'وطن یولی' داد، اما آنها به او گفتند که این گونه ننویسد.
زهتابی که به هنگام تحصیل سیکل دوم دبیرستان در مدرسه پرورش تبریز با محمد دیهیم، معاون آن مدرسه آشنا شده بود، در دوره اشغال خطه آذربایجان به دست روس ها و در دوره یکساله حکومت فرقه وابسته دموکرات در تبریز، به عضویت 'جمعیت فداییان آذربایجان' درآمد و به گفته خودش، اسناد تحویل سلاح به فرقه توسط روس ها را به دیهیم رساند تا او نیز آن را به تهران برساند.
آشنایی با دیهیم و فعالیت های موردی در روزنامه های وقت منتشر شده در تبریز در دوره اشغال کشور عزیزمان به دست روس ها، به سردبیری و مسئولیت وی در روزنامه تازه تاسیس آذربادگان در سال 1327شمسی منجر شد.
به گفته زهتابی که مدیر مسئول و سردبیر 'آذرآبادگان' بود، این روزنامه که تا سال 1358 شمسی در هشت صفحه و به صورت مستمر منتشر می شد، با وجود نرمش های رژیم شاه در برابر بیگانگان، تکیه نکردن به عوامل بیگانه و مدیریت وطن به دست اولاد وطن را رویکرد اصلی خود می دانست.
تلاش ما برای مصاحبه با زهتابی که 15 سال دبیر انجمن های ادبی کشور را نیز بر عهده داشته است، با قرار ملاقاتی در چاپخانه آذرآبادگان تبریز به نتیجه رسید.
پیرمردی خوش سیما که روزنامه به دست و با آرامش، پشت میزی قدیمی نشسته بود، به نظر پیرتر از آن بود که بتواند تحلیلی از اندیشه های سیاسی خود را بیان کند اما گفت و گوی اولیه خلاف این اندیشه عجولانه ام را به اثبات رساند.
یک گوش عبداله زهتابی از دوران جوانی ناشنواست و گوش دیگرش نیز در اثر محدودیت های دوران سالمندی به سمعک مجهز است؛ اگرچه به سختی می شنید اما جواب ها و هوشمندی اش حیرت آور بود.
عبدالله زهتابی هنوز تحلیل هایی از دخالت های بیگانگان در امور داخلی ایران در رژیم سابق داشت و مردم و مسئولان کشور را در تمامی برهه ها، محور توسعه می دانست.
این مصاحبه با رویکرد اصلی آشنایی با چند و چون کار روزنامه نگاری در دهه های قبل انجام شد و زهتابی با سادگی تمام به سوالات خبرنگار ایرنا پاسخ گفت.
سوال: چرا شعار 'نه شرقی و نه غربی' محور فعالیت های رسانه ای شما را تشکیل می دهد؟
جواب: منابع غنی نفت و گاز و معادن بیشمار در کنار موقعیت راهبردی ایران موجب شده است تا طمع تاریخی دخالت های بیگانگان در امور کشور پا بگیرد، اما در طول تاریخ همواره هم بلوک شرق و هم بلوک غرب منافع خود را دنبال کرده اند؛ همسایگی ایران با شوروی نیز بر طمع و توجه کشورهای بیگانه به ایران افزود و موجب شد تا غرب برای سوء استفاده از ایران که یک قدرت منطقه ای است، با شوروی(سابق) رقابت کنند. هیچ کشور بیگانه ای استقلال جمهوری اسلامی ایران را نمی تواند تحمل کند.
سوال: آیا این اندیشه و رویکرد در روزنامه آذرآبادگان نیز بازتاب داشت؟
جواب: آذرآبادگان روزنامه سیاسی، اجتماعی و انتقادی بود و از ابتدا مبارزه با کمونیست را مورد توجه داد اما به خاطر همین اندیشه ها چندین بار دفتر روزنامه را در خیابان تربیت تبریز به آتش کشیدند و صاحب امتیاز آن را در سال 1332 شمسی ترور کردند. در آن دوران در آذرآبادگان به صورت مکرر نوشته بودیم که تعالی ایران با وجود دخالت های کمونیسم امکان پذیر نیست.
علت شکست پایه های اقتصادی ایران را دخالت های آمریکا معرفی کردیم و در حمایت از ملی شدن نفت من مقاله ای با امضا خودم نوشتم که به مذاق انگلیسی ها خوش نیامده بود.
سرمقاله من با عنوان 'گوشه لر' به زبان محلی راجع به 'ب پ' در آن زمان سر و صدا کرد. در آن دوران روی تلمبه های بنزین ' ب پ' درج کرده بودند و اینگونه جا انداخته بودند که این حروف از دو کلمه ' بنزین پارس' گرفته شده است. در این سرمقاله که در 1328 شمسی در آذرآبادگان منتشر شد، من با دلایلی روشنگری کردم و از این موضوع پرده برداشتم که منظور از ' ب پ' بریتیش پترولیوم انگلیس است و انگلیسی ها می خواهند ما را دلخوش کنند اما دو ماه در زندان تاریک انفرادی زندانی شدم. مبارزه با بیگانگان سبک و سیاق روزنامه آذرآبادگان بود.
آذرآبادگان با تیراژ پنج هزار نسخه، با یک روز تاخیر به دست همه مسئولان کشور می رسید و در تهران کاملا شناخته شده بود.
سوال: مصداق های اخلاق حرفه ای در روزنامه آذرآبادگان چه بود؟
جواب: دفاع از حق، پرهیز از فرصت طلبی و نداشتن نگاه ابزاری به روزنامه در طول آن دوران دنبال شد.
سوال: محدودیت های کار روزنامه نگاری در آن زمان چه بود؟
جواب: تولید کلیشه برای چاپ عکس در روزنامه خیلی زمان نیاز داشت، تصحیح غلط های املایی بسیار دشوار بود و کار روزنامه نگاری با تقابل گروه های فشار توام بود.
روزی به جای عکس یک سارق مسلح، عکس یک سناتور به نام ' احمد بهادری' را در یکی از نشریه های آذربایجان قرار داده بودند و روزنامه با همین اشتباه چاپ شده بود. روزنامه نگاری در آن دوران جان کاوی بود و وسایل انتشار روزنامه به صورت تمام و کمال وجود نداشت. حروف چینی دستی بسیار مشکل بود اما برخی از حروف چین های برجسته همچون حروف چین چاپخانه آذرآبادگان خارق العاده بودند. خبرنگاران دوره های آموزشی را پشت سر نگذاشته بوند و مسئولیت اجتماعی کمتری داشتند. سیاست گزاری رسانه ای کم رنگ و کاغذ محدود بود، تعداد نویسنده ها خیلی کم بود و نویسندگان کمتر رغبت به فعالیت در بخش روزنامه نگاری داشتند.
سوال: عشق به روزنامه نگاری در 92 سالگی چگونه تجلی می یابد؟
جواب: در ناملایمات هنوز دست به قلم می شوم و محتوای تولیدی را برای چاپ به برخی از نشریه های آذربایجان می فرستم. همین عشق دیرینه است که زمینه حضور مستمر من در چاپخانه آذرآبادگان را فراهم کرده است.
سوال: چه تعریفی از کار روزنامه نگاری دارید؟
جواب: عرصه سیمرغ جولانگاه خطیری است، روزنامه نگاری مقدس اما خطرناک است، روزنامه نگار وقتی قلم در دست می گیرد، باید عینیت خبر را در اولویت قرار دهد. روزنامه نگار هر لحظه باید آماده تماس و برقراری ارتباط با منابع خبری باشد.
سوال: چه ارتباطی بین روزنامه آذرآبادگان و چاپخانه آذرآبادگان تبریز وجود داشت؟
جواب: چاپخانه های آن دوران جوابگوی انتشار هشت صفحه ای روزنامه آذرآبادگان نبودند و امتیاز چاپخانه آذرآبادگان در سال 1354 شمسی به نام بنده اخذ شد. در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، امتیاز آذرآبادگان را به حروف چین برجسته این چاپخانه، سعید آخوندی واگذار کردم اما بنا به دعوت وی همچنان به صورت روزانه در این چاپخانه حضور می یابم.
مدیر چاپخانه آذرآبادگان نیز که فردی فرهنگی و از برجسته ترین حروف چین های صنعت سابق چاپ در آذربایجان است، در همین هنگام وارد اتاق شد؛ سعید آخوندی، مالک کنونی چاپخانه آذرآبادگان و دوست قدیمی عبدالله زهتابی است که بسیاری از خاطرات پر فراز و نشیب آنان به هم گره خورده است.
سعید آخوندی متولد 1331 شمسی در محله ' دلخون' تبریز است که در پی تحصیل تا دوره ششم ابتدایی در 13 سالگی وارد صنعت چاپ شد و تحصیل علم تا یک قدمی دیپلم را به صورت شبانه و توام با کار ادامه داد.
وی از سال 1347 تا 1357 شمسی در چاپخانه آذرآبادگان، سرپرستی کار حروف چینی را بر عهده داشت و پس از پیروزی انقلاب امتیاز چاپخانه آذرآبادگان را کسب کرد.
سعید آخوندی، به گفته خودش، از مخالفان رژیم شاه بود و در دوران پهلوی به صورت مخفیانه حروف چینی برخی از کتاب های ضد شاهنشاهی را انجام داده بود.
مصاحبه با سعید آخوندی نیز گوشه هایی از تاریخ شفاهی صنعت چاپ در آذربایجان را در طی دهه های گذشته به نمایش می گذارد.
سوال: صنعت چاپ در گذشته چه محدودیت هایی داشت؟
جواب: دورانی که در چاپخانه مهد آزادی کار می کردم، یک هفته نامه با عنوان آدینه منتشر می شد؛ یک زیرزمین که قبلا خزینه (حمام) بود و تبدیل به چاپخانه کرده بودند، نقطه روشنی جز درب ورودی نداشت. تهویه هوا با مشکل مواجه بود. کار حروف چینی با ابزار سربی انجام می شد و همه کسانی که در این کار بودند، اگر به صورت مستمر شیر نمی خوردند، مسموم می شدند.
در آن زمان حروف چینی به زبان محلی ممنوع بود و کتاب های پدر کریمی مراغه ای/ شاعر محلی/ را مخفیانه حروف چینی کرده بودم.
آخوندی در پاسخ به این سوال که حروف چینی دستی تا چه زمانی در آذربایجان ادامه داشت، در حالی که در مقابل میز حروف چینی قرار داشت با لمس دستی و بدون نگاه کردن به حروف، عبارت خبرگزاری ایرنا را در سریع ترین زمان ممکن با حروف برجسته آماده کرد و جواب داد: تا سال 1372 شمسی حروف چینی دستی در آذربایجان رونق داشت.
سوال: ارزشمندترین کاری که حروف چینی کرده اید، مربوط به کدام مکتوب است؟
جواب: حروف چینی پنج جلد کتاب تذکره شعرای آذربایجان / به اهتمام محمد دیهیم/ که هر جلد آن در 500 تا 600 صفحه منتشر شد، کار لذت بخش و قابل افتخاری بود. این کتاب ها در سال 1369 شمسی در چاپخانه آذرآبادگان به چاپ رسید و حاوی زندگی نامه و اشعار شاعران آذربایجان از قرن سوم تا دهه های اول انقلاب اسلامی بود.
سوال: چاپخانه آذرآبادگان چه سیاست های کاری را دنبال کرده است؟
جواب: این چاپخانه کتاب های گزینشی را چاپ کرده و همواره با هدف قرار دادن اصول، مورد اعتماد مردم و مسئولان بوده است. کار درست کردن و درست کار کردن در صدر فعالیت های این چاپخانه قرار دارد. در سال 1363 شمسی سهم عبدالله زهتابی از چاپخانه آذرآبادگان به بنده واگذار شد اما شرط معامله ما حضور مستمر وی در چاپخانه بود. از آن زمان تا به امروز، عبدالله زهتابی هر روز صبح در ساعت مشخص در چاپخانه حاضر می شود.
عبداله زهتابی در این هنگام شعری از فرات، از شعرای کشورمان، زمزمه کرد و گفت: از مکنت و مال برکناریم و خوشیم/ در گلشن روزگار خاریم و خوشیم/ مردم همه چیز هستشان غیر خوشی/ وین طرفه که ما هیچ نداریم و خوشیم/.
سعید آخوندی نیز به عنوان مخلص کلام افزود: به احترام روزنامه نگار پیشکسوت، عبدالله زهتابی از سال 1363 شمسی تا زمان حاضر هنوز مجوز چاپخانه را بر بالای سرم نصب نکرده ام...
مصاحبه کننده: علیرضا فولادی

منبع:ایرنا

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

891396
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
3527
11056
56398
891396
امروز: شنبه، 20 آذر 1395


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

عضویت

ثبت نام کاربر
یا انصراف
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .