امروز شنبه, 13 آذر 1395 - Sat 12 03 2016




كرامت انسان از نگاه امام حسين (ع)

 

شمسی خانمحمدی طی یادداشتی در پایگاه خبری مهرصبا نوشت : عزت حالتی است که به انسان استواری و محکمی می بخشد تا مغلوب هیچ چیز و هیچ کس نشود؛ امام حسین(ع) مظهر کامل کرامت و عزت انسانی است. انسانی که با مقاومت در برابر ظلم به هیچ وجه به خواری و ذلت تن نمی سپارد.

در اندیشه امام حسین(ع) بیعت با ظالم همسان با ذلت است و کسی که در درون خود ذلیل باشد، نمی‌تواند در مقابل ستم بایستد. ذلیل بودن انسان ها زورگویی و شرک را رواج می دهد که هر دوی آنها جامعه را به پلیدی می‌کشاند، همین مساله جوهره حماسه امام حسین(ع) است.

 

پیشوایان معصوم(ع)، مصداق تمام زیبایی های اخلاقی و الگوی جاودانه پاکی و انسانیتند. امام حسین (ع)  سبط پیامبر، فرزند دختر رسول خدا(ص) و علی مرتضی(ع)، نیز مظهر شجاعت و الگوی فروتنی و تسلیم به درگاه ایزدی است. گرامی­داشت ولادتش با یاد و خاطره شهادتش گره خورده است. در این گفتار، مطالبی راجع به فضایل امام حسین(ع) و مقاطع درخشان حیات ایشان گردآوری شده است.

مقدمه

اصولاً هنگامی که «انسانیت» انسان مورد مطالعه قرار می گیرد، مباحث پردامنه ای را به دنبال خود خلق می کند. انسان شناسان هیچ گاه نتوانسته اند حقیقت انسان را کشف کنند؛ زیرا سرشت و خلقت انسان به  گونه ای است که عقل وعلم بشری راهی به اندرون حقایق آن ندارد؛ به بیان دیگر، عقل، جزئی از اجزای انسان است و با جزء نمی توان تمام کل را شناخت.

 اما آنچه تاکنون انسان شناسان درباره انسان به تصویر کشیده اند، صرفاً برداشت و گزارشی ناتمام است؛ زیرا تمام آنچه طبیعی دانان درباره انسان به دست آورده اند، شمه ای از واقعیت است و آنچه انسان شناسان از کشفیاتشان منعکس می کنند، تنها فرضیه  هایی غیر قابل اثبات هستند؛ چرا که تجربه پذیر، کمیت پذیر و تکرار پذیر نیستند. از این رو، مباحث علوم انسانی پراکنده و ناپایدار است. ضمن آنکه ساحات بسیاری از ابعاد تمام نشدنی انسان، دست نخورده باقی مانده است؛ چون ظرفیت انسان در درک و شناخت حقیقت خودش بسیار اندک است. اما همین حد درباره انسان می دانیم که خلقت و سرشت انسان با سایر موجودات متفاوت است. قوه عقل در نهاد انسان به گونه ای او را متمایز ساخته که قدرت تسخیرکنندگی موجودات را برای او به ارمغان آورده است. در طول تاریخ بشریت همین قدرت از سویی باعث اقتدار و استیلای انسان بر جهان هستی شده و او را در این دنیا سعادتمند کرده است و از سوی دیگر، سوء استفاده از این موهبت او را به ورطه فلاکت و هلاکت انداخته است.

با توجه به کرامت ذاتی انسان است که پای حق و حقوق به میان کشیده می شود و هرچه انسان اجتماعی تر و مدنی تر می شود، بر شعاع کرامت او افزوده می شود و این شعارها همان حقوقی است که از مخزن حقیقتی به نام «کرامت» سر برآورده اند.

بيان مسئله:

جامعه بزرگترین سازمان اجتماعی است که افراد خود رامتعلق بدان می دانند . هسته اصلی و عامل شکل گیری ، حفظ ودوام این سازمان بزرگ را کنش های متقابل و تعاملات اجتماعی مستمر و الگو مند افراد در عرصه ها و سطوح مختلف تشکیل می دهد . وجود مجموعه ای ازاطلاعات ، باورها ، ارزش ها ، نگرش ها ، نمادها ، هنجارها و الگوهای مشترک بنیادی ترین مقومات کنش اجتماعی محسوب می شوند که بدون تامین آن ، کنش های اساسی ومستمر غیر ممکن خواهند شد . تثبیت همین مجموعه در گذر زمان به موجودیت یابی طرح واره هایی که از آن به نهادها و ساختارهای اجتماعی تعبیر می شود ، منجر می شود . یکی از عناصر محوری ، تعیین کننده و جایگزین ناپذیر این مجموعه ، ارزش ها و هنجارهای اخلاقی است . از منظر کارکردی ، هسته اصلی نظم و انسجام اجتماعی در نحوه تنظیمات هنجاری و چگونگی درون ریزی ارزش ها و قواعد زیرساختی از جمله ارزش های اخلاقی در ساختار درونی افراد و تعاملات فیمابین آنها و نیزدر متن بافت ها و بسترهای اجتماعی نهفته است. ارزش های اخلاقی از طریق درونی شدن و ساخت دهی به نظام شخصیتی افراد و نهادی شدن و استقرار در قالب های فرهنگی ـ اجتماعی ، رفتارها و کنش های آنها را در عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی همسو با منافع و مصالح جمعی هدایت می کنند . بی شک ، التزام نظری و عملی به یک نظام اخلاقی پذیرفته شده متناسب با ضرورتها و اقتضائات زیست جهان اجتماعی، نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در ایجاد همفکری، همدلی، همبستگی، تعلق عاطفی، اعتماد متقابل، تعهدمندی، مشارکت فعال، تعامل منطقی، مهار تمایلات خود خواهانه و فرد مدارانه، مسؤولیت پذیری، وفاق جمعی،‌ترغیب مشوقانه به انجام فعالیت ها بدون نیاز به اعمال زور و قدرت یا حتی درمواردی ارائه پاداش مستقیم ایفا می کند . به بیان دیگر ، اصول مشترک و قواعد زیر ساختی در هرجامعه ، خمیرمایه اصلی « ما » هستند. و نقش اخلاق در این خصوص از برجستگی ویژه ای برخوداراست . ضرورت کارکردی مکانیسم های اخلاقی در بسترسازی جهت جریان یابی روان کنش های انسانی در عرصه های مختلف ، گسترده و چند لایه نظام اجتماعی ، واقعیتی تردید ناپذیر است .

 

لازمه زندگی همراه با عزت و سرافرازی این است که انسان زیر بار ظلم و ستم نرود، زندگی اگر با سیادت نباشد ارزشی ندارد. امام علی (ع) می‌فرماید: «مردن این است که بمانید ولی مغلوب و مقهور باشید، و زندگی این است که بمیرید ولی پیروز باشید.» شعارهای امام حسین (ع) در عاشورا این مفاهیم را تداعی می‌کند آن جا که می‌فرماید: «الْمَوْتُ اوْلی‏ مِنْ رُکوبِ الْعارِ؛ مرگ از متحمل شدن یک ننگ بالاتر است» و یا «مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیاةٍ فی ذُلٍّ؛ مردن با عزت از زندگی با ذلت بهتر است.

تاريخچه:

كرامت انسانی (human dignity) در طول تاريخ از سوی اديان و مکاتب فلسفی مطرح شده و مورد تأکيد قرار گرفته است. اين مفهوم ريشه‌هايی نظری در مکاتب و اديان باستانی، سده‌های ميانه و دوران مدرن دارد که از مهم‌ترين آن‌ها می‌توان به منشور کورش، فلسفه‌ی رواقی، آرای انديشمندان دوران رنسانی، Locke، Kant و اعلاميه‌ی جهانی حقوق بشر، و نيز تأکيد بر کرامت انسانی در اديان ابراهيمی اشاره کرد. کرامت انسانی با دو وصف ذاتی و غيرقابل سلب بودن مشخص می‌شود و اگر چه تعريف جامع و مانع و همه‌پذيری برای آن ارائه نشده است، همان ويژگی‌ای دانسته شده است که مبنای حقوق اساسی انسان ميباشد. در حوزه‌ی اخلاق زيست - پزشکی کرامت انسانی در دو بعد فردی و جمعی مطرح می‌گردد. کرامت انسانی در بعد فردی آن مطلق و در بعد جمعی - که به‌واسطه‌ی تعلق و انتساب به انسانيت به‌دست می‌آيد - نسبی است. مفهوم کرامت انسانی ناظر به تمامی اصول اخلاق زيست - پزشکی است و خط قرمز استدلال‌ها و استنتاج‌های اخلاق زيست - پزشکی را مشخص می‌نمايد. در حوزه‌هايی نظير اخلاق در پژوهش، اخلاق در مراقبت‌های آغاز و پايان حيات، و اخلاق در سلامت عمومی، کرامت انسانی دارای دلالت‌ها و الزامات صريح و روشنی است، نظير: عدم استفاده‌ی ابزاری از رويان، جنين و بدن انسان، عدم کالاانگاری و خريد و فروش آن‌ها، حق زندگی و مرگ توأم با کرامت در مراحل پايانی زندگی و حق برخورداری از مراقبت‌های پايه‌ای سلامت برای تمامی اقشار جامعه.

مصادیق کرامت انسانی در سیره امام حسین (ع)

کرامت‏ به معنی احسان، بخشندگی، شرافت، بزرگی، بزرگواری و عزت‏ است.وقتی کرامت در مورد خدا به کار می‌رود، آن‌گونه که قرآن کریم، خدا را با واژه کَرَم توصیف کرده و می‌گوید: (فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌ‏ کَرِیمٌ‏- نمل/40) مقصود بخشش و نعمت دادن است، ولی هر گاه انسان با واژه کَرَم وصف شود، در آن صورت اسمی است برای اخلاق و افعال پسندیده‏‌ای که از انسان ظاهر می‌شود و تا وقتی که آن اخلاق و رفتار ظاهر نشود به او کریم گفته نمی‌شود.

کسی که گفتار و افعال پسندیده از او ظاهر می‌شود، در حقیقت در مسیر رضای خدا گام برمی‌دارد و او را فردی باتقوا می‌خوانند، از این‌رو قرآن مهمترین نشانه کرامت انسانی را تقوا دانسته و می‌فرماید: إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ‏ (حجرات/13)

بعضی میان جوانمردی و کرامت تفاوت قائل شده و می‌گویند صفت کرم و بخشندگی مثل صفت جوانمردی است، جز این‌که جوانمردی هم در خوبی‌های کوچک وهم خوبی‌های بزرگ به کار می‌رود. ولی واژه کَرَم فقط در نیکی‏‌ها و محاسن بزرگ استفاده می‌شود.

دشمنان امام حسین (ع) برای رسیدن به اهداف شومشان از هر وسیله و ابزاری استفاده کردند. امام و یارانش برای رسیدن به هدف، از هر وسیله‌ای بهره نبردند آنها از کرامت انسانی استفاده کردند مسلم بن عقیل حاضر نشد ابن زیاد را در خانه " هانی " غافلگیر کرده و او را بکشد و گفت "انا اهل بیت نکره الغدر"؛ ما خاندانی هستیم که مکر و حیله را ناخوشایند می‌دانیم، این روش درسی برای تمامی پیروان امام حسین (ع) است که برای رسیدن به هدفِ مشروع و مقدس باید از مقدمات مشروع استفاده کرد.

بر اساس آموزه‌های اسلامی عزت در انحصار مومنان است و شایسته است مومنان در دنیا با عزت زندگی کنند. در احادیث معصومین علیهم السلام نیز وارد شده است که اگر حاجتی دارید آن را با عزت نفس بخواهید یعنی نیاز خود را با از دست دادن عزتتان برطرف نکنید.

از سوی دیگر لازمه زندگی همراه با عزت و سرافرازی این است که انسان زیر بار ظلم و ستم نرود، زندگی اگر با سیادت نباشد ارزشی ندارد. امام علی (ع) می‌فرماید: «مردن این است که بمانید ولی مغلوب و مقهور باشید، و زندگی این است که بمیرید ولی پیروز باشید.» شعارهای امام حسین (ع) در عاشورا این مفاهیم را تداعی می‌کند آن جا که می‌فرماید: «الْمَوْتُ اوْلی‏ مِنْ رُکوبِ الْعارِ؛ مرگ از متحمل شدن یک ننگ بالاتر است» و یا «مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حَیاةٍ فی ذُلٍّ؛ مردن با عزت از زندگی با ذلت بهتر است.

با اشاره به این‌که «امر به معروف و نهی از منکر بر کرامت انسانی می‌افزاید»، عزت حقیقی از آنِ خدا، پیامبر و مؤمنان است: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» بدون تردید انسان در سایه اطاعت از خدای متعال و دوری از محرمات به این عزت دست می‌یابد. بنابراین امر به معروف و نهی از منکر که امر به اطاعت از خدا و نهی از ارتکاب محرمات است، نوعی ترویج کرامت انسانی و عزت و سرافرازی در میان جامعه به شمار می‌رود.

امام حسین(ع) از مردم می‌خواهد همواره از خدا اطاعت نمایند و از هرگونه نافرمانی و عصیان پرهیز کنند و هم‌چنین به حکم ایمان واقعی، علاوه بر نجات خود، از دیگران نیز دستگیری نمایند؛ زیرا تنها راه رهایی عمل به آن است. از این روست که به مسأله امر به معروف و نهی از منکر تنها به عنوان یکی از فروعات دین چون نماز و حج نمی‌نگرد، بلکه آن را اصلی بسیار مهم‌ می‌داند و بر آن تأکید ویژه‌ای داشته و حتی جان خویش را بر آن می‌گذارد. آن حضرت(ع) در این باره می‌فرماید: «لایَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَةٍ تَرَی اللّه‏َ یُعصی فَتَطرِفَ حَتّی تَغَیِّرَهُ؛ بر هیچ مؤمنی روا نیست که ببیند خدا نافرمانی می‌شود و چشم خود را فرو بندد، مگر آن که آن وضع را تغییر دهد.»

امام بسیار دقیق عمل نموده و با ظرافت مخاطب را از ارتکاب گناه باز می‌دارد. مردی خدمت امام حسین‌(ع‌) آمد و گفت: گناهکارم و نمی‏‌توانم از گناه خودداری کنم، مرا موعظه کن. امام حسین‌(ع‌) در پاسخ فرمودند: «پنج کار انجام بده بعد هر چه خواستی گناه کن:

1. روزی خدا را نخور هر چه می‏‌خواهی گناه کن؛

2. از حکومت و سرپرستی خدا خارج شو، هر چه دلت می‏‌خواهد انجام ده؛

3. جایی را انتخاب کن که خدا تو را نبیند، بعد هر چه می‏‌خواهی گناه مرتکب شو؛

4. زمانی که عزرائیل آمد روح تو را از بدنت بگیرد، او را از خودت دور کن هر چه خواستی انجام بده؛

5. وقتی‏ که مالک جهنم خواست تو را وارد آتش کند وارد نشو بعد هر گناهی که می‏‌خواهی انجام ده.»

در اندیشه حسین(ع) بیعت با ظالم همسان با ذلت است

امام بر عقیده خود مبنی بر بیعت نکردن به اجبار محکم ایستاد و پذیرش حکومت به اجبار را برابر با پذیرش ذلت می‌دانست. حضرت نه حکومت ظالم را پذیرفت و نه اجازه داد به خشونت طلبی و خونریزی متهم شود. امام حسين‌(ع) در مقابل زورگويي و ظلم و ستم معاويه و يزيد فرمود: "هيهات منا الذلة‌؛ ذلت و خواري به مراتب از ما (اهل بيت) دور است‌." هيهات منا الذله که درتاریخ ماندگار شده و متاسفانه امروز ما آن را دستمالی می‌کنیم، در واقع شعاری برآمده از کرامت انسانی است؛ کسی هيهات منا الذله را می‌گوید که برای خود حرمت قائل است و ذلت را با هویت خود در تضاد می‌داند. این بیان بدین معناست که اسلام، تربیت خانوادگی، تبار پاک امام حسین به ایشان اجازه نمی‌داد، پذیرای ذلت باشند.

قرآن زورگویی را کنار شرک قرار داده و سفارش کرده از پلیدی پرهیز کنید و اجازه ندهید جامعه‌تان به لجن کشیده شود. در قرآن منظور از پلیدی دو مساله است؛ "فا جتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور" اول (بت پرستی) و دیگری قول الزور. قرآن این دو را همسنگ هم قرار داده، زورگویی و شرک در یک جایگاه قرار گرفته‌اند و هر دو جامعه را به پلیدی می‌کشاند. چه آنکه زورگویی می‌کند و چه آنکه زورگویی را قبول می‌کند هر دو در پلیدی و نا پاکی جامعه مشارکت دارند. همین مساله درحقیقت جوهره حماسه امام حسین(ع) است.

نهی از منکر بسیار مبتذل شده در نگاه مردم

حماسه امام(ع) از لحظه شکل‌گیری یک مهندسی و ظرافت‌های خاصی دارد. از لحظه‌ای که زمینه‌های حماسه آغاز می‌شود تا آخرین مرحله، قدم به قدم پایبندی به تقوا، پایبندی به یک اصول تعریف شده و ارزش‌های شناخته شده مشهود است. امروز  نهی از منکر در نگاه مردم بسیار مبتذل شده است، در حالی که از نظر امام حسین(ع) نهی از منکر جایگاه رفیعی دارد و حماسه حسین(ع) نمونه‌‌‌ نهی از منکر است. امام زمانی که به مسجد النبی آمدند و نماز خواندند، در هنگام خداحافظی با قبر پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خدایا، این قبر پیامبر توست، من پسر پیامبر تو هستم. شرایطی برای من پیش آمده که تو می‌دانی چه شرایطی است و چه از من می‌خواهند. در این هنگام حضرت جمله‌ای را به یادگار گذاشتند که بسیار به انسان کمک می‌کند تا ابعادی از این حماسه را بشناسد. ایشان فرمودند: "اللهم انی احب المعروف و انکر المنکر" خدایا شاکله شخصیت من به گونه‌ای شکل گرفته که ارزش‌های دلپذیر را دوست دارم، با منکر مخالف هستم و نمی‌توانم منکر را بپذیرم.

انسانی با کرامت در برابر زورگویی به پا می خیزد

از نظر امام حسین(ع) بیعت و انتخابی که با زورگویی باشد، مصداق آشکاری از منکر است و انسانی که برای خود ارزش و کرامت قائل است، باید در برابر این نوع زورگویی بایستد. و همانطور که در تاریخ آمده امام بر این عقیده ایستادگی کرد و هزینه آن را در کربلا پرداخت چرا که این نوع نگرش و ابعاد آن دقیق بود و چون مورد قبول خداوند بود به یک حماسه جاودانه تبدیل شد. گرچه ما در جنبه‌های معرفتی این حرکت و حماسه کوتاهی می‌کنیم، اما برکات آن تا به امروز نیز وجود دارد.

تمام ضعف‌های اخلاقی به ذلت انسان بازمی‌گردد

انسان‌های امروز چگونه می‌توانند به کرامت و عزت حقیقی و مورد سفارش امام حسین(ع) دست یابند؟ در خصوص این مساله امیرمؤمنان تعبیری دارند و می‌فرمایند: "کسی که در درون خود ذلیل باشد، نمی‌تواند در مقابل ستم بایستد." در واقع شخصی که می‌خواهد در مقابل زورگویی بایستد باید در درون، ذات و شخصیت خود نیز انسان ذلت پذیری نباشد. فردی که در محفلی سخنی ‌می‌گوید که انسان دیگری را تحقیر ‌کند، در حقیقت در مقابل هوس‌های زودگذر حاکم و مسلط بر زبان خود نباشد، چنین فردی ذلت درونی دارد؛ چنین فردی نمی‌تواند ادعا کند که می‌خواهد در برابر زورگویی بایستد. یا شخصی که در مقابل مال حرام مقاومت نمی‌کند و برای اینکه چند روز راحت‌تر زندگی کند تن به آلودگی‌هایی چون حرام‌خواری و رانت‌خواری می‌دهد، چنین فردی چگونه می‌تواند بگوید هيهات منا الذله! تمام ضعف‌های اخلاقی به ذلت انسان بازمی‌گردد و این مسایل به گستردگی همه درس‌ها و ارزش‌های اخلاقی است.

انسانی که برای شخصیت خود چارچوبی قائل است، برای هویت انسانی خود ارج می‌گذارد و اجازه خدشه‌دار شدن آن را نمی‌دهد و در تمام رفتارهای خود آن را نشان می‌دهد. همه ناهنجاری‌های موجود در رفتار روزمره مجموعه جامعه ما، چه در میان کسانی که در جایگاه‌ قدرت هستند و چه کسانی که در رده‌های پایین‌ترند، به عدم باور "و لله العزه و لرسوله و للمومنین؛ عزت مخصوص خدا و رسول او و مومنان است" بازمی‌گردد. ما عزت را در پول و کسب مقام جست‌وجو می‌کنیم در حالی که اینها عزت نیست، ذلت است. چنین فردی نمی‌تواند ادعای کرامت انسانی داشته باشد چرا که از معنای حقیقی عزت و کرامت فاصله گرفته و برای کسب منافع خود بسیاری ذلت‌ها را می‌پذیرد لذا باید درون خود را اصلاح کند و از خود انسان محکمی بسازد تا بتواند در مقابل زورگویی دیگران بایستد.

در کسب عزت و کرامت انسانی تربیت خانوادگی، محیط زندگی، روابط و مناسبات اجتماعی مؤثر است؛ این عوامل را نمی‌توان از یکدیگر گسست. هر انسانی برای کسب کرامت و عزت باید از خود شروع کند و سعی کند در این مقوله به جایگاه رفیعی برسد و اگر به شکل صد در صدی آن نرسید، به طور نسبی به این جایگاه نزدیک شود.

تقوا، رمز جاودانگی حماسه حسینی

امام حسین(ع) در طول زمانی که در مکه بودند پیام خود را به جهان اسلام رساندند. به همین دلیل امروز مکه را پناهگاهی می دانند که هر شخصی می تواند حرف را در امنیت بیان کند. تنها مقطع تاریخی که این نوع استفاده را از مکه می بینیم، زمان امام حسین(ع) است. چرا که امام(ع) زمانی که متوجه شدند گروهی قصد کشتن یا ترور او را دارند، گفتند شکستن حرمت مکه جنایت است و من نمی خواهم در این جنایت شرکت کنم و به همین دلیل از مکه خارج شدند. یک حماسه بی دلیل جاودانه نمی‌شود و رمز جاودانه شدن این حماسه تقوای حاکم بر آن بود. در جهان افراد بسیاری در مقابل ستمگرها ایستادند، قربانی دادند و هزینه کردند و فراموش شدند، اما حماسه حسینی در تاریخ جاودانه شد و هیچ کس قادر نخواهد بود این جاودانگی را از بین ببرد.

نتيجه گيري:

براساس فرمایشات امام حسین(ع)، بالاترین هدف این امام بزرگ از قیام، نشان دادن چهره واقعی اسلام و مقابله با حکومت ظالم بود، زیرا در آن زمان اسلام مسخ و واژگون شده و به تدریج احکام الهی از بین رفته و بدعت ها جایگزین شده بود و بر پیغمبر(ص) دروغ می بستند.

در چنین شرایطی امام حسین(ع) برای احیای دین اسلام قیام کردند و به صراحت نیز فرمودند که من که برای فتنه، فساد و هوا و هوس از خانه بیرون نشده ام، بلکه من آمده ام که سیره پیغمبر(ص) و امیرالمومنین(ع) و امر به معروف و نهی از منکر که همان مبارزه با حکومت ظالم می باشد را اجرا کنم.

با توجه به برخی روایات و برخی سخنان آن حضرت، امام حسین(ع) برای احیای حکومت اسلامی حرکت کردند، زیرا اگر شرایط مهیا بود ایشان حکومت اسلامی را احیا می کردندکه دلیل آن هم فرستادن مسلم بن عقیل به کوفه بود که مردم نیز با او بیعت کردند و مسلم ابن عقیل نیز به امام حسین(ع) نوشتند که مردم با ما بیعت کردند و شما هم به اینجا بیایید .

امام حسین(ع) واقف بودند که شهید می شوند، اما اگر می توانستند حکومت اسلامی را احیا کند حتما این کار را انجام می دادند، زیرا در اصل قصد ایشان مبارزه با حکومت ظلم و‌ جور بود و دیگر اینکه به مردم نشان دهند راه زندگی و عزت چیست، به گونه ای که خود ایشان فرمودند من اسوه هستم و این یعنی اینکه آیندگان از من درس بگیرند.

امام حسین(ع) این درس را به بشر داد که نباید در برابر ظلم تسلیم شد و بلکه باید ایستادگی کرد، حتی اگر در این راه شهید شد .

با اشاره به دو سخن امام حسین که فرمودند «من دست ذلت به شما نمی دهم» و «اگر دین ندارید،آزاد باشید»، انسان اگر دین دار باشد، آزاده هم می شود، چون بندگی خدا انسان را از بندگی سایرین جدا می کند و در این زمینه نیز حضرت علی(ع) می فرمایند که« بنده دیگری نباش در حالی که خداوند تو را آزاده آفریده است .»

شرط اول آزادی و آزادگی این است که انسان در مقابل حکومت، قدرت و ثروت ابتدا خدا را باور کند،امام حسین(ع) در کربلا درس عزت، کرامت و آزادگی را به ما  نشان داد.

یکی از توطئه ها این است که می خواهند کربلا و نهضت بزرگ الهی را با خرافات آمیخته کنند، برای مثال در رسانه های خود از مراسم عزاداری های ما،  فقط قمه زنی ها و روی آتش راه رفتن و غیره را نشان می دهند و در واقع با این کار می خواهند که اساس چهره دین اسلام را با خرافات نمایش دهند.

باید سعی شود خرافات از این مکتب متعالی جذف شود و راه آن هم این است که نویسندگان، خطبا، ادبا، بزرگان در زمینه مقابله با روند خرافات اقدام کنند.

عزاداری که مراسم عزاداری امام حسین(ع) را قبول می کند باید نماز، روزه و حجابش را نیز قبول کند و در اصل راه امام حسین را بپذیرد.

انسان باید تلاش کند تا در مسیری که خداوند برای او تعیین کرده است گام بردارد تا کرامت انسانی خود را حفظ کند.

انسان‌ها از کرامت برخوردار هستند، ولی متأسفانه برخی به دلایل مختلف این کرامت و انسانیت را که خدا به آن‌ها داده است را نادیده می‌گیرند.

اگر انسان از عقل خود که خدا به او عطا کرده در راه بندگی خداوند استفاده کند و در هدف خلقت قرار گیرد، انسان به آن کرامتی که خدا برای او در نظر گرفته است، دست پیدا می‌کند.
ما می‌توانیم در وجود و رفتار امام حسین(ع) کرامت انسانی را ببینیم و اینکه ایشان چگونه در راه حفظ کرامت انسانی گام برداشتند.

امام حسین(ع) و اصحابشان در کربلا هیچ‌گونه رفتاری نکردند که به کرامت انسانی آن‌ها خدشه وارد کند، بلکه با عزت و کرامت رفتار می‌کردند به‌گونه‌ای که ابراز تشنگی می‌کردند ولی طلب آب نمی‌کردند که همین نشان می‌دهد که رفتار انسان با کرامت در مقابل با ظلم و ظالمین از روی ذلت نیست.

حرکت امام حسین(ع) برای حکومت و غرض شخصی نبود، بلکه حرکت ایشان بر مبنای احساس وظیفه و تکلیف در راستای حفظ دین و کرامت انسانی بود.

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند که من بیشتر از بچه‌ای که مشتاق به شیر مادر است، به مرگ مشتاق هستم.

منابع:

1-   محمد ابراهیم نواب تهرانی, فیض الدموع, تصحیح: اکبر ایرانی قمی, قم, هجرت, 1374, ص81

 

2-   ابوسعید حسن بن حسین شیعی سبزواری, راحة الارواح, به کوشش: محمد سپهری، تهران، اهل قلم، دفتر نشر میراث مکتوب، 1375، صص 147ـ149

 

3-   مؤلفی گمنام در قرن هفتم هجری قمری, شرح شهاب الاخبار قاضی قضاعی, تصحیح: سیدجلال­الدین حسینی ارموی (محدث)، تهران, علمی و فرهنگی, 1361 , ص . 142

 

4-   . الرسالة العلیه فی الاحادیث النبویه, صص 30 ـ 32.

 

5-   شمس­الدین محمد لاهیجی, مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز, تحقیق: محمدرضا برزگر خالقی و عفت کرباسی, تهران, زوار, 1378, صص 223ـ225.

احمد بن تاج­الدین استرآبادی, آثار احمدی, به کوشش: میرهاشم محدث، با همکاری دفتر نشر میراث مکتوب, تهران، انتشارات قبله, 1374، ص 489

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

846886
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
4775
3188
11888
846886
امروز: شنبه، 13 آذر 1395


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

عضویت

ثبت نام کاربر
یا انصراف
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .