امروز پنج شنبه, 04 خرداد 1396 - Thu 05 25 2017




بررسی احساس امنیت و عوامل مؤثر بر آن

تحقیق حاضر از نوع تحلیل ثانویه است و احساس امنیت در میان شهروندان را بررسی می کند. مراکز مختلف نظرسنجی خصوصاً مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران به بررسی و سنجش امنیت در سالهای اخیر توجه کرده اند. این مطالعات که عمدتاً توصیفی هستند، هدفشان این بوده است که چگونگی وضعیت احساس امنیت یا احساس ناامنی و ترس را که در نقطه مقابل آن قرار دارد، شرح داده و دانش ما را در این زمینه ارتقاء بخشند. این تحقیقات به تبیین مسئله نپرداخته اند، ولی یافته های آنها که به دقت جمع آوری شده است می تواند ضمن مشخص ساختن میزان و دامنه احساس ناامنی و ترس، زمینه مناسبی را نیز برای تبیین آن فراهم سازند.

در ارتباط با نکته اخیر، تحقیق حاضر تلاش می کند بر اساس داده های موجود برای منظور دیگری گردآوری شده اند، تحلیل متفاوتی عرضه نماید و به شناختی افزون بر گزارش های اولیه دست یابد. تحقیق اولیه از نوع پیمایشی بوده است که در آن با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای با 1475 نفر از افراد بالای هیجده سال مناطق بیست و دوگانه تهران مصاحبه شده است. تحلیل ثانوی نشان می دهد که متغیر حمایت اجتماعی آثار مؤثر و معنی داری بر احساس امنیت دارد. همچنین بی نظمی اجتماعی و ریسک و مخاطره تأثیر مؤثر و کاهنده ای بر احساس امنیت نشان می دهند.

در بررسی مفهوم امنیت نکته ای که بیش از هر چیز جلب نظر می کند این است که هرچند تشخیص نمودهای این مفهوم نسبتاً ساده است، اغلب ما در زندگی روزمره با آن مواجه هستیم و آن را تجربه می کنیم و بسیاری از اعمال و رفتار ما به امنیت اتکاء داشته و بر مبنای آن تنظیم می شود.

اما با وجود این تعریف مفهومی این اصطلاح کاملاً چالش برانگیز است. اختلاف درباره تعریف امنیت ناشی می شود که این مفهوم با تنوعی از معانی و در بسیاری از زمینه های متفاوت به کار می رود. نسبی بودن بدیهی ترین ویژگی پدیده «امنیت» است. تعابیر و مصداق های بحث امنیت، فوق العاده سیال و گوناگون است.

مفهوم سازی امنیت هنگامی پیچیده و بغرنج تر می شود که آن را موضوعی بین رشته ای تصور کنیم که مورد توجه روان شناسان، جامعه شناسان و علمای علم سیاست قرار دارد. زیرا هر یک از دیدگاه خاص خود به بررسی موضوع می پردازند.

جالب آنکه در کنار اختلافات بین رشته ای، در هر کدام از رشته های مذکور با توجه به رویکردهای نظری گوناگون، اختلا ف نظر عمیقی در مورد تعریف مفهومی امنیت و عوامل تأثیرگذار بر آن وجود دارد. عامل اخیر بدون تردید، توافق در مورد مفهوم سازی امنیت را مشکل تر می سازد.

چنان که برای مثال ماندل معتقد است که در رشته علم سیاست و در قلمرو روابط بین المللی، عده ای به طور کلی مخالف تعریف دقیق امنیت هستند. ولی رهیافت مخالف دیگر، تعریف سنتی و محدودی از امنیت بیان می کند. در حالی که در برداشت واقع گرایانه از امنیت، موضوع مهم و مورد بررسی، امنیت دولت است. در مقابل برخی دیگر به جای اینکه برای دولت امتیاز خاص قائل باشند از رویکردهای مردم محور هواداری می کنند سایر تحلیل گران معتقدند که مراد از امنیت باید امنیت افراد باشد. در این دیدگاه تهدیدهایی چون گرسنگی، بیماری، ناتوانی و انواع مخاطراتی که در سطح فردی مطرح هستند، جدی گرفته می شود.

کلودزیج استدلال می کند که دامنه مفهوم امنیت ملی، نیاز به گسترش دارد تا بتواند از عهده رویارویی با انواع چالش های جهان امروز برآید. حامیان این نظر معمولاً یا ابعاد وسیع تری از علوم اجتماعی مانند اقتصاد، روان شناسی، جامعه شناسی و مردم شناسی را وارد مطالعه امنیت ملی می کنند یا اینکه دامنة وسیعی از مسایل بین المللی را تحت عنوان مطالعات امنیتی قرار می دهند بالدوین برای حل این مشکل، پیشنهاد می کند که برای آنکه مفهوم امنیت معنایی دقیق تر یابد، لازم است قیدهایی به آن زده شود. بنابراین، چگونگی دریافت ما از امنیت، اینکه چگونه می توان آن را درک کرد، بستگی به انواع قیود و چند و چون هایی دارد که برای آن قائل می شویم. بخش اعظم بحث و مجادله ای که این روزها درگرفته است، حول دو پرسش تعیین کننده دور می زند. نخست، در بحث از امنیت، چه کسی یا چه چیزی باید در کانون توجه باشد: افراد، گروه های اجتماعی یا دولت...؟ دوم، چه چیزی یا چه کسی امنیت را تهدید می کند هر چند طرح این سؤالات و پاسخ به آنها تا حد زیادی به تحدید موضوع کمک می کند، با وجود این اختلافات اساسی هنوز در جای  خود باقی است.

حتی در پاره ای اوقات پاسخ دیدگاه های مختلف به یک سؤال، تفاوت ها را نمایان تر می سازد. هورل در این زمینه به تفاوت دو دیدگاه توسعه گرایان و واقع گرایان اشاره می کند. به اعتقاد او از دیدگاه توسعه گرایان پاسخ به سؤال اساسی «امنیت چه کسی؟» را دیگر نمی توان به طور دقیق در امنیتی که منحصراً به «دولت» مربوط می شود و یا اینکه حداقل اولویت اول را در فرآیند تأمین امنیت به دولت می دهد (چیزی که مورد تأیید واقع گرایان یا دیدگاه سنتی قرار دارد) جست و جو کرد. به عبارت دیگر، موضوع امنیت باید در سطحی پایین تر از دولت، یعنی افراد و سایر اجتماعاتی که با تهدیدات برای رفاه و هستی خود مواجه هستند و در سطحی بالاتر از دولت، یعنی انسانیت به طور کلی - مردم در کل و نه شهروندان یک دولت خاص – بررسی شود.

چنانکه ملاحظه می شود در مورد تعریف امنیت، ماهیت یا سرشت تهدیدات و سطوح مناسب تحلیل حتی در یک رشته خاص (رشته روابط بین الملل) توافق چندانی وجود ندارد. این اختلافات ممکن است در میان رشته های مختلف نیز بیشتر باشد. ما در اینجا قصد نداریم خود را درگیر مجادلات و بحث های مفهومی کنیم که از حوصله این بررسی خارج است. بر این اساس در ادامه به معنای لغوی امنیت که کمتر اختلاف برانگیز است، اشاره خواهیم کرد و در پایان نیز تعریف سرراستی از این مفهوم بیان می کنیم.

ریشه کلمه لاتین (security)  واژه (secures) است که در لفظ به معنای «بدون دغدغه» است واژه «امنیت» در کاربرد عام به معنای رهایی از مخاطرات مختلف است. فرهنگ آکسفورد این واژه را باعبارت زیر تعریف کرده است «شرایطی که در آن }یک موجود{ در معرض خطر نبوده یا از خطر محافظت می شود. تعاریف مندرج در فرهنگ لغات درباره مفهوم کلی امنیت، بر روی «احساس آزادی از ترس» یا «که ناظر بر امنیت مادی و روانی است، تاکید دارند.

کلمنتس معانی لغوی امنیت را به شرح زیر جمع بندی و خلاصه کرده است «رهایی از خطر یا مخاطرات و یا لطمات، ایمنی روانی، رهایی از هراس یا تردید، مشوش نبودن، نبودن احتمال ناکامی، چیزی که ایمنی می دهد و اطمینان می بخشد»

بوزان معتقد است که تعاریف لغوی امنیت عبارت از حفاظت در مقابل خطر (امنیت عینی)، احساس ایمنی (امنیت ذهنی) و رهایی از تردید (اعتماد به دریافت های شخصی) است. به اعتقاد بوزان اکثر تهدیداتی که متوجه افراد است، ناشی از این حقیقت است که افراد در محیط انسانی به سر می برند و این محیط موجد انواع فشارهای غیرقابل اجتناب اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. تهدیدات موجود در جامعه به اشکال بسیار متنوعی رخ می دهد ولی اصولاً سه نوع هستند: تهدیدات فیزیکی یا جسمی (درد، صدمه و مرگ)، تهدیدات اقتصادی (تصرف یا تخریب اموال، عدم دسترسی به کار یا منابع)، تهدیدات نسبت به حقوق (زندانی شدن، از بین رفتن آزادی های عادی مدنی) همراه با تهدیدات موقعیت یا وضعیت (تنزل رتبه، تحقیر در انظار عامه). غالباً این تهدیدات با هم همبستگی دارند یعنی وقوع یکی از آنها، ممکن است به بروز عواقبی در دیگری منجر شود.

چلبی به شکل مشابهی استدلال می کند که امنیت یکی از اخیار جمعی است که جامعه برای شهروندان خود و هر آن کس که در آن به سر می برد، فراهم می کند. در بعد عینی، امنیت را می توان به عنوان فراغت از تهدید تعریف کرد. در بعد ذهنی مراد از امنیت، احساس آرامش و یا عدم احساس تهدید و عدم احساس ترس ناشی از آن از سوی محیط های دور و نزدیک فرد است. البته این دو بعد معمولاً با یکدیگر همبستگی قوی دارند، هر چند در تحلیل نهایی، اولی تا حد زیادی تعیین کننده دومی است، با وجود این، درصدی از واریانس متغیر امنیت در بعد ذهنی متأثر از محیط نرم افزاری جامعه و نحوة اطلاع رسانی و مضامین آن است.

توجه به معانی لغوی واژه امنیت و تعاریف مختلف موجود این نکته را آشکار می سازد که «تهدید» هسته مرکزی این مفهوم را تشکیل می دهد. تهدید می تواند ابعاد عینی و ذهنی داشته باشد. از آنجا که در این بررسی واحد تحلیل فرد است، این تهدیدات متوجه افراد خواهد بود. بنابراین، احساس امنیت را می توان در امان بودن  یا در امان حس کردن خود از تهدید، صدمه، آسیب یا خطر تعریف نمود.

این مقاله به بررسی و سنجش «احساس امنیت» در جامعه مورد مطالعه و عوامل مؤثر بر آن پرداخته است.

 در بخش نظری تعاریف مختلف احساس امنیت مورد بحث قرار گرفت و نبود «تهدید» به عنوان هسته اساسی این مفهوم شناخته شد. احساس امنیت را می توان «در امان بودن یا در امان حس کردن خود از تهدید» تعریف نمود.

در بررسی حاضر سنجش احساس امنیت در دو سطح انجام گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، احساس امنیت در منطقه مسکونی بیش از حد متوسط و در شهر تهران کمتر از حد متوسط است. به عبارت دیگر احساس ناامنی و ترس پاسخگویان در شهر تهران بیشتر از منطقه مسکونی شان است. از ترکیب احساس امنیت در منطقه مسکونی و احساس امنیت در شهر تهران شاخص کلی احساس امنیت ساخته شده است. در ارتباط با شاخص مذکور یافته ها نشان می دهد که احساس ناامنی و ترس در میان پاسخگویان قابل ملاحظه است.

یافته های توصیفی مربوط به متغیرهای مستقل حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از پاسخگویان بی نظمی اجتماعی و میزان بروز جرایم و بزهکاری را در سطح بالایی ارزیابی می کنند. در ارتباط با متغیر حمایت اجتماعی، اکثر پاسخگویان نسبت به کمک دیگران در مواقع اضطرار امیدی ندارند و امداد و یاری آنها را در سطح پایینی می دانند. همچنین پاسخگویان ریسک اعتماد کردن را در موقعیت های مختلف زندگی روزانه بالا دانسته و احتمال ضرر، زیان و آسیب را بیشتر از سود ناشی از آن برآورد می کنند.

همچنین نتایج تحقیق نشان دهنده آن است که احساس امنیت به عنوان متغیر وابسته با متغیرهای بی نظمی اجتماعی، درک از بروز جرایم و بزهکاری، ریسک و مخاطره (ریسک اعتماد کردن) و حمایت اجتماعی (امداد و یاری) همبستگی معنی داری دارد.

نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نیز حاکی از این است که بر حسب ارزش ضرایب (بتا) به ترتیب متغیرهای حمایت اجتماعی، ریسک و مخاطره، بی نظمی اجتماعی و درک از بروز جرایم و بزهکاری به عنوان تعیین کننده ترین عوامل تأثیرگذار بر احساس امنیت محسوب می شوند. در مجموع نتایج مربوط به همبستگی ها، تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر با رویکردهای نظری تحقیق حاضر، مطابقت دارد و فرضیه های تحقیق را تأیید می کند.

بر طبق الگو نظری تحقیق، مسئله اصلی این است که در عصر حاضر ما با افزایش جمعیت، گسترش شهرها و پیشرفتهای صنعتی و فنی مواجه هستیم. این عوامل موجب تغییر جامعه شده اند. بحث اصلی این است که تغییرات مذکور نظم جدیدی ایجاد کرده که در آن روابط بین افراد عمیقاً تغییر یافته است. شهرهای بزرگ امروزی جمعیت زیادی را با زمینه های مختلف فرهنگی در خود جای داده اند. تراکم جمعیت و ناهمگونی شرایطی فراهم آورده است که در آن افراد در مجاورت هم زندگی می کنند، بدون آنکه یکدیگر را شخصاً بشناسند، روابط به طور گسترده شکل فردگرایانه، رقابتی، ناشناخته و گمنام پیدا کرده است. مهار اجتماعی ضعیف شده و احساس تعلق اجتماعی که به فرد ایمنی می بخشد و او را به یک کل متشکل وابسته می سازد، کم رنگ گردیده است.

ناشناختگی، غریبگی، گمنامی، پیچیدگی و ابهام که از ویژگی های شهرهای بزرگ به شمار می روند، اوضاع مناسبی را برای بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیرمدنی فراهم ساخته است.

واقعیت آن است که در شهرهای بزرگ، بی نظمی اجتماعی، بی اعتمادی، ریسک و مخاطره و فقدان حمایت اجتماعی که به صورت حلقه های زنجیر به هم مرتبط هستند، زمینة مساعدی را برای ترس و نگرانی شهروندان فراهم ساخته است. تمام این مسائل بخشی از زندگی روزمره را تشکیل می دهند که باید برای حل آنها چاره ای اندیشیده شود.

آنچه در ارتباط با نکته اخیر می توان گفت این است که برای کاهش بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیرمدنی و در مقابل افزایش احساس امنیت اجتماعی باید همزمان به مبارزه با بیکاری و رفع فقر و محرومیت توجه شود.

همچنین باید کارایی سازمان های نظارت کننده در حفظ نظم و ثبات افزایش یابد. نقش پلیس و نیروهای انتظامی در کنترل و مهار جرایم خیابانی، دزدی، سرقت اتومبیل و... غیرقابل انکار است.

اما مهم تر از همه باید به احیای اجتماع، خصوصاً اجتماع محلی توجه شود. برخی به اشتباه تصور می کنند که اجتماع به جوامع گذشته تعلق دارد. آنها به اجتماعات سنتی حالت آرمانی می دهند و جامعه مدرن را دشمن آن می دانند، در حالیکه چنین چیزی واقعیت ندارد.

بر اساس چارچوب نظری تحقیق حاضر (به استثنای الگوی توسعه خطی) تقویت اجتماع که می تواند در پرجمعیت ترین و مدرن ترین مناطق صورت گیرد، زمینه مناسبی برای مشارکت شهروندان در امور محلی فراهم می سازد. شبکه های اجتماعی را تقویت می کند، سرمایه اجتماعی و تعهد مدنی را افزون می سازد و روحیه جمعی و همبستگی اجتماعی را بالا می برد و مهار اجتماعی غیررسمی را تقویت می نماید. همچنین گمنامی و ناشناختگی را کاهش می دهد، عامل مذکور مانع بی نظمی اجتماعی و رفتارهای غیرمدنی در مناطق می شود و این امر به نوبه خود اعتماد اجتماعی، حمایت اجتماعی و احساس امنیت را افزایش می دهد.

از: مهدی امیر کافی

منبع : ایرنا

 

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

1963133
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
4169
7435
170627
1963133
امروز: پنج شنبه، 04 خرداد 1396


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .