امروز دوشنبه, 15 آذر 1395 - Mon 12 05 2016




قصه های مرزبان نامه: حاضرجوابی بزرگمهر

    حاضرجوابی بزرگمهر            نویسنده :  مهدی آذریزدی

بزرگمهر وزیر دانشمند دوران خسرو انوشیروان بود . روزی قرار بود با پادشاه اول صبح سحر در جایی حاضر باشند تا آن کار مهم را به پایان برسانند . پادشاه نتوانست بیدار شود . بزرگمهر به او پند داد که خواب صبح یک عادت ناپسندی است و دیرخوابیدن و دیر برخواستن ضرر و عیب است . و سحر خیزی همیشه و برای همه کس مایه کامیابی است . پادشاه حرف او را شنید اما پاسخی نداد . روزی پادشاه به دو نفر از چاکرانش دستور داد صبح خیلی زود بیدار شده و سر راه بزرگمهر قرار گرفته و لباسش از تنش در بیاورند تا او مجبور شود به خانه باز گردد. آنها همین کار را کردند . بزرگمهر با زیرجامه مجبور شد به خانه برگردد تا لباس تازه بپوشد و به بارگاه پادشاه برود.
قدری دیر شده بود پادشاه علت را جویا شد . بزرگمهر حقیقت را گفت . پادشاه گفت پس کامروایت چه شد ؟ مگر نه اینکه سحر خیز بودی ؟ بزرگمهر جواب داد : امروز دزدان از من زودتر از خواب بیدار شدند آنها کامرواتر شدند و لباس های من نصیب آنها شد .
پادشاه از حاضر جوابی او خوشش آمد و دستور داد لباسش را به او باز گردانند.

پیام :
سحر خیز باش تا کامروا باشی.

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

858480
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
3760
6153
23482
858480
امروز: دوشنبه، 15 آذر 1395


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

عضویت

ثبت نام کاربر
یا انصراف
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .