امروز شنبه, 13 آذر 1395 - Sat 12 03 2016




نقش کارآفرینی در رشد اقتصاد و بهره وری

جلیل اجلی و علی رسولی عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه طی مقاله ای مشترک در پایگاه خبری مهرصبا نوشتند :  با نگاهي به كشورهاي موفق جهان ديده مي شود كه اين كشورها بهاي لازم را به نيروي انساني کارآفرین به عنوان مهم ترين عامل توليدي مي دهند و در مقابل، اين نيرو با بالا بردن بهره وري خود در منافع حاصل از کارآفرینی و توليد سهيم مي شوند. بهره وري پايين کارآفرینان در سازمان ها، شركت ها و مؤسسات مختلف ناشي از عوامل گوناگوني است متناسب با اين عوامل روش هاي متفاوتي نيز براي رفع مشكلات وجود دارد به كليه تلاش هاي سيستماتيك و ساختار يافته براي حذف يا كاهش تلفات ناشي از مواد، ماشين، انسان و يا تعادل نادرست بين آن ها نظام ارتقاي بهره وري گفته مي شود. در دوران حاضر به علت پویائی و پیچیدگی محیط رقابتی ،نیاز سازمان ها به نیروی فکری و قوه خلاقانه کارکنان و کارآفرینان افزایش یافته است . باید به دنبال شیوه هائی بود که با ایجاد انگیزش در نیروی انسانی و افراد کارآفرین موجبات برتری سازمان را فراهم آورند .تحقیق حاضر به توصیف و تحلیل ارتقاء بهره وری کارآفرینان  به عنوان شیوه مناسب انگیزش و به تبع آن بهره وری و اثر بخشی  سازمان پرداخته است.این مقاله به نقش کارآفرینی در بهره وری و رشد اقتصادی اشاره می کند، یافته های پژوهش های متعدد در اقصی نقاط دنیا نشان می دهد که کارآفرینی به طور معنی داری اشتغال را افزایش می دهد،رشد بهره وری را تسریع می کند،در ایجاد نوآوری و فرآیند تجاری سازی آنها نقش قابل انکاری دارد ودرمجموع از مهم ترین توضیح دهنده های رشد اقتصاد است. تغييرات مهم در مؤلفه هاي مربوط به نيروهاي محرك رشد اقتصادي، ويژگي هاي محيطي، و مكانيسم كاركرد بنگاه ها دراين تحول بنيادين درنگاه به رشدمؤثر بوده است و دلايل و شواهد تجربي نيز به نحو روز افزوني در حال افزایش است.

  کارآفريني امروزه به عنوان موضوعي بين رشته‌اي مطرح است و عموماً از ترکيب چهار ديدگاه اقتصاد، مديريت، جامعه‌شناسي و روانشناسي مورد بررسي قرار مي‌گيرد که هر چهار دیدگاه و رویکرد در مورد بهره وری نیز صدق می کند . البته اصطلاحات به کاررفته در اين رشته ها، اغلب به طور مبهم تعريف شده اند و غالباََ درک درستي از آن ها وجود ندارد و سپس ادبيات مربوط به عملکرد علمي و عملي طي 30 سال گذشته مورد بازنگري قرار مي گيرد.معناي اصطلاحاتی چون بهره وري، عملکرد، کارآفرینی ،کارایی و اثربخشي چنین می باشد .از آن جايي که ايجاد يک دستور زبان مشترک کار ساده اي نيست، بايد اين حقيقت را پذيرفت که افراد برداشت هاي گوناگوني از اصطلاحات توضيح داده شده خواهند داشت. اغلب شيوه هاي سنجش و بهبود، بدون درک روشني از آن چه بايد اندازه گيري شود يا بهبوديابد،به کار گرفته مي شوند. به دليل اين رويکرد عملگرا نسبت به بهبود، فرصت فهم کامل و سپس به حد اکثر رساندن عوامل اساسي و مؤثر در رقابت پذيري و موفقيت به سادگي از دست مي روددر این بین اما معنا ومفهوم مقوله «كارافريني » نيز همانند بسياري از مفاهيمي كه در حوزه علوم انساني مورد بحث و بررسي است ،   در فرهنگ لغات ما واژه  هايي  چون " روشنفكر " ، "تهاجم فرهنگي " "بوروكراسي " و... نیز از همين دسته می باشند ، ولي واژه كارآفريني از آن دسته مفاهيمي است كه مانند مفاهيمي چون مهندسي ذهن و به علت عدم استفاده صحيح و كاربرد غير تخصصي  دچار  « واژگوني مفهوم » شده است .

مفهوم واژه کارآفرینی

  هر چند کارآفرینی قدمتی به انداره  تاریخ بشر دارد اما در این جا بحث کاربرد واژه کارآفرینی است. واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre"  " به معنای متعهد شدن نشأت گرفته است. بنا بر تعریف واژه نامه دانشگاهی وبستر کارآفرین کسی است که معتهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند. واژه کارآفرینی دیر زمانی پیش از آن که مفهوم کلی  کارآفرینی به زبان امروزی پدید آید ،در زبان فرانسه ابداع شد. کارآفرین و کارآفرینی اولین بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و تمامی مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم  میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی  رادر نظریه های اقتصادی خود تشریح نموده اند. و تعریف زیادی از کارآفرینی شده است.ریچارد کانتیلون به عنوان اولین ابداع کننده واژه کارآفرینی در حدود سال 1730  با تفکیک قایل شدن بین زمین داران ،دستمزد بگیران  و کارآفرینان ، کارآفرین را این گونه تعریف می کند." فردی که ابزار تولید را به منظور ادغام آن ها برای تولید محصولاتی قابل عرضه به بازار ارائه می کند.وی ریسک پذیری را از مشخصات فرد کارآفرین  معرفی می کند. از دیگر اقتصاد دانان مطرح  که در زمینه کارآفرینی نظراتی دارد جان استوارت میل است  که کارآفرینی را شامل هدایت ، نظارت ، کنترل و مخاطره پذیری می دانست و عامل متمایز کننده مدیر و کارآفرین را مخاطره پذیری معرفی کرد. .ژوزف شومپیتر از سال 1925  تا 1932  در دانشگاه بن و از آن به بعد در دانشگاه  هاروارد تدریس می کرد: کارآفرینی را نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی می دانست  و نقش وی عبارت است از نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد . از دیدگاه وی ارائه کالاهای جدید ، ارائه روشی جدید در فرآیند تولید، گشایش بازاری تازه،یافتن منابع جدید و ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در صنعت کارافرینی است. ویلکن معتقد است کارآفرینی به عنوان یک تسریع کننده جرقه رشد و توسعه اقتصادی را فراهم می کند.

مفاهیم مربوط به کارآفرینی

كارآفريني سازماني : فرآيندي است كه در ان محصولات يا فرآيند هاي نوآوري شده از طريق القاء و ايجاد فرهنگ كارآفرينانه در يك سازمان از قبل تاُسيس شده ، به ظهـور مي رسند.به تعريفــي ديگر : فعاليت هـاي كارآفرينانـه فعاليت هايي است كه از منابـع و حمـايت سازماني به منظور دست يابي به نتايج نـوآورانه برخـوردار مي باشد.

 كارآفرين سازماني: كسي كه تحت حمايت يك شركت ، محصولات ، فعاليتها و تكنولوژي جديد را كشف و به بهره داري مي رساند.

 كارآفرين (مستقل) : فردي كه مسئوليت اوليه وي جمع آوري منابع لازم براي شروع كسب و كار است و يا كسي كه منابع لازم براي شروع و يا رشد كسب و كاري را بسيج مي نمايد و تمركز او بر نواوري و توسعه فرآيند ، محصول يا خدمات جديد مي باشد. به عبارت ديگر ، كارآفرين فردي است كه يك شركت را ايجاد و اداره مي كند و هدف اصلي سود آوري و رشد است . مشخصه اصلي يك كارآفرين ، نوآوري مي باشد.

كارآفرين شركتي : كارآفريني شركتي به مفهوم تعهد شركت به ايجاد و معرفي محصولات جديد و نظام هاي سازماني نوين است.

نقش کارآفرینی در بهره وری و رشد اقتصاد

*اهمیت رشد و ارتقاء بهره وری

  بهره وری در دستیابی به اهداف ملی ، بازرگانی ، تجاری و شخصی دارای اهمیت است . منافع رشد بهره وری بیشتر برای همگان روشن است چرا که درآینده می توان به میزان زیادتری با منابع کمتر یا همان میزان منابع دست به تولید زد و میزان سطح زندگی را افزایش داد . با اصلاح بهره وری می توان سهم منافع اقتصادی آینده را بزرگتر نمود و نسبت سهم هر  نفر را در آن  افزایش داد . با توسعه سهم منافع اقتصاد آینده ، می توان تضاد بین گروههایی را که برای کسب بخش کمتری از این سهم با یکدیگر مبارزه می کنند را کاهش داد.رشد مداوم در بهره وری تنها راه یک ملت برای مبارزه با مشکلات اساسی همانند تورم ، بیکاری ، افزایش کسری بازرگانی و پول ناپایدار است.از بعد فردی ، رشد بهره وری در افز ایش استاندارد واقعی زندگی و به کارگیری منابع موجود به بهترین وجه برای اصلاح کیفیت زندگانی است.

*کارآفرینی و بهره وری عظیم ملی

  اگر از منابع کشورمان به خوبی استفاده نماییم با توسعه سریع اقتصادی مواجه خواهیم شد ، و با معادن وسیع سنگ آهن که درکشورمان وجود دارد ، ایجاد کارخانه های ذوب آهن می تواند علاوه بر بهره برداری از مواداولیه برای شارژ صنایع داخلی ، با صدور مازاد بر مصرف آن ، ارز بسیاری را به کشور سرازیر کند.کارآفرینی همچنین راهی برای استفاده بهینه از منابع مالی خانواده و پس اندازهای شخصی ایجاد می کند که چشم پوشی از آن می تواند بخشی از اقتصاد خانواده را صرف تجمل گرایی (خرید اقلام وارداتی) و یا هرزروی  آن گرداند.کارآفرینی یک ویژگی است که مدیر می تواند داشته باشد. ایجاد یک سازمان یا مؤسسه جدید از ابتدا از ویژگی های کارآفرین است . کارآفرین موتور توسعه اقتصادی است یعنی او نیرویی حرکت آفرین و اثربخش دارد . بصیرت یا بینش که مبوط به عمق آگاهی ها و بینش و دید فرد می باشد . مدیر کارآفرین و دارای بصیرت ، فرصت ها را شناسایی می کند مثلاً بازار را شناسایی می کند و می داند خلاء هایی هست. مثلاً یک نمونه آن همین روزنامه های رنگی است که چندین سال در ایران روزنامه سیاه و سفید بود ولی فردی خلاء را شناخت و کارآفرینی کرد . کارآفرین ها همیشه اولین ها هستند . اولین صادرات ، اولین تولید ، اولین محصول و اولین فرآیند. تعیین استراتژی های کار مرحله بعدی است وقتی تعیین شد که فرد کارآفرین بنزساز باشد یا پیکان ساز و پس از این کار ، بازار را هدف گیری می کند.

از ابتکاراتی که در واقع کارآفرین انجام می دهد سرعت بسیج منابع است . اتلاف وقت نمی کند .طبیعی است در این فرآیندآن چه که کارآفرین به آن می رسد رضایت مشتری است . زیرا کارآفرین وقت نمی کند زیرا کارآفرین خدمات یا محصولی ایجاد کرده که دیگران به آن نپرداخته اند و چون انسان تنوع گراست از محصول جدید استقبال می کند.دانش مدیریت می گوید اگر مکانیسمی ایجاد کنیم که مدیر کارآفرین تربیت شود ، آن گاه سازمان های بزرگ هم می توانند این کار را بکنند . حالا مفهوم جدیدی درست کرده اند بنام کارآفرین سازمانی یعنی سازمان های بزرگ و عمومی کشور هم می توانند کارآفرینی داشته باشند مثلاً شرکت پست کارآفرینی جدیدی را ارائه کرد زیرا خدمات جدیدی را به مردم داد که قبل از آن وجود نداشته است . شرکت های مختلف دیگر هم وجود دارند . اغلب افراد با شرکت زمزم آشنا هستند ، درچهار سال گذشته مدیران شرکت زمزم به دنبال بصیرتی بودند که چگونه می توانند نوشابه را کیفیتی بهتر بخشند.

نتیجه گیری:

  کارآفرینی به عنوان یک حالت اولیه در توسعه اقتصادی تلقی گردیده و در حقیقت باعث ایجاد شغل در شرکت های کارآفرین می شودو همچنین پژوهشگران به بررسی نقش کارآفرینی در رشد و توسعه بازار های اقتصادی و بهره وری پرداخته اند و در این مورد اتفاق نظر کامل دارندو بخش عمده ای از پژوهش های ایجاد شده فرض را بر این گرفته است که کارآفرین می تواند به عنوان راننده اقتصادی در نظر گرفته شود. دربيشتر كشورهاي روبه رشد واز جمله ايران ، مسئله رشد اشتغال وپديدة بيكاري به عنوان يكي از مشكلات اقتصادي محسوب مي شود ،لذا اهميت ونقش كارآفريني درايجاد فرصت هايي براي اشتغال ودرنتيجه افزايش بهره وري ورشد اقتصادي را نمي توان ناديده گرفت . دركارآفريني بحث ازبه كارگرفتن فكر، ابتكار ، خلاقيّت و فرصت آفريني است .لذا براي دست يابي به آن ، درابتدا بايد جنبه ها وابعاد گوناگون كارآفريني راشناسايي كرد وسپس با سرمايه گذاري ، اين ابزار اقتصادي را تقويت كرد  آن چه که مطمئناً بخش اعظمی از دغدغه های ذهنی مدیران را تشکیل می دهد، توجه کافی به نیروی انسانی و به تبع آن به کارآفرینان سازمانی به عنوانبهترین و کوتاه ترین راه توسعه و رشد کیفی و کمی سازمان  می باشد و در نظام مقدسجمهوری اسلامی جز این انتظار نمی رود.طبیعتاً مدیران علاقمندند تا تمام ابزارهایمدیریتی را به کار بگیرند تا کارکنانی بهره ور ، پویا و کارآفرین داشته باشند و برای این اقدامنیاز به شناخت عواملی هستند که باعث افزایش بهره وری کارآفرینان سازمانی می شود و این گونهتحقیقات کمک زیادی به مدیران خواهد نمود.

. دراين بين ، دولت دربستر سازي براي كارآفريني نقش بسيار مهمي داردو مي تواند فرهنگ ارزشي كشور را تغيير دهد واز طرفي ، بخش دولتي يكي از بخش هايي بوده كه تأثير به سزايي درفرصت هاي شغلي داشته است .توسعه كارآفريني مقوله مهمي است كه دولت ها با اجراي برنامه ها وسياست هايي در راستاي آن گام بر مي دارند . هرچند درهركشوري بنا به مقتضيات آن ، اهداف خاصي در راستاي منافع آن كشور از توسعه كارآفريني مد نظر قرارمي گيرد ، ولي درمجموع دولت ها اهداف همانندي را دنبال مي كنند . از مهم ترين اين اهداف مي توان به افزايش اشتغال ، توسعة اقتصادي ، افزايش رقابت دراقتصاد وتوسعه كارايي بازار‌، افزايش نوآوري و توسعه انتشار فناوري ، كمك به افزايش صادرات ، دستيابي به توسعه منطقه اي ، كاهش انحصارشركتهاي بزرگ وتمركز زدايي و افزايش مشاركت بخش خصوصي دراقتصاد اشاره كرد . براي دست يابي به اين اهداف ، دولت ها بايد شناخت كاملي ازمشكلات كسب وكارهاي كوچك داشته باشند .

منابع :

 

الوانی، سید مهدی (1388) مدیریت عمومی،تهران، انتشارات نشر نی،

 

ابطحي، سيد حسين و كاظمي، بابك (1383) بهره وري ،تهران، انتشارات موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني.

 

خاکی ،غلامرضا (1388) «مدیریت بهره‌وری ،تجزیه و تحلیل آن در سازمان» چاپ سوم، تهران، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

 

صنوبر،ناصر.(1386)،"نقش کارآفرینی در توضیح رشد اقتصادیو تکالیف" دولت،کنفرانس ملی کارآفرینی،خلاقیت و سازمان های یادگیرنده

 

ماهوشی،افشین.(1388) "تاثیر فرهنگ سازمانی کارآفرینی در توسعه فرهنگ بهره وری در جامعه"، انجمن بهره وری ایران

 

احمدپور درایانی، محمود.(1387)."کارآفرینی(تعریف ،نظریه ها،الگوها)"، تهران، انتشارات جاجرمی

 

ركوك،جيمز(1387)."پيش به سوي كارآفريني"،ترجمه ميترا تيموري، تهران ،نشر آموزه

 

احمد پور داریانی، محمود و مقیمی سید محمد(1385)،"مبانی کارآفرینی"،تهران، انتشارات فراندیش

 

 

1)Sobel Russell S   ,(2008), “Institutional quality and the productivity of entrepreneurship” Journal of Business Venturing23 ,pp.641-655

 

 

[11] El Harbi  Sana, R. Anderson  Alistair,(2010)،2) “Institutions and the shaping of different forms of entrepreneurship The Journal of Socio-Economics ,39 pp.436–444

 

3)Bajona Claustre, Locay Luis, (2009) Entrepreneurship and productivity: The slow growth  of the planned economies, Review of Economic Dynamics 12 ,pp.505–522

4)Minniti Maria, Levesque Moren (2010) “Entrepreneurial types and economic growth” Journal of Business Venturing 25,pp 305–314

5)Eisenberger, R., Fasolo, P., & Lynch, P. (1998). Perceived organizational support and police performance: The moderating influence of socioemotional needs. Journal of Applied Psychology, 83, 288-297

6)Help,john,productivity management,(cassell,1992)

7)Hofstede, Geert (1997). Cultures and Organizations, Mc Graw-Hill Inc.

8)Levine, Hermine Z., ``Human Resources'',Compensation and Benefits Review, Vol. 29, No.4, July/August 1997

9)Nemertes jan(2005) improving worker productivity campaign, collateral, improving, productivity_ customer

 

 

 

 

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

845544
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
3433
3188
10546
845544
امروز: شنبه، 13 آذر 1395


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

عضویت

ثبت نام کاربر
یا انصراف
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .