امروز چهارشنبه, 17 آذر 1395 - Wed 12 07 2016




منجی

منجی یعنی نجات دهنده، و کلمه نجات یعنی رها شدن و خلاصی یافتن از هر درد، مانع و بلا؛ در مورد نجات به صراحت در قرآن اشاره شده است، از جمله نجات حضرت موسی(ع) از دست فرعونیان، حضرت نوح(ع) از طوفان و... که در قبال این نجات ها جمعی که شایسته زندگی سالم نبودند از بین رفته اند که اگر با تعمق بیشتری بنگریم متوجه خواهیم شد رها شدگان نسبت به از بین رفتگان اندک بوده و طرفداران حق و حقیقت همیشه اندک می باشند. وقتی که کار دنیا به بن بست رسید، جایگاه انتظار در تمام ادیان زنده و به صور گوناگون مطرح می گردد لذا به همین خاطر منجی در ادیان قوّت گرفته و مردم به آن خوش بین  می باشند؛ و مردم منتظر نجات دهنده ای هستند که آنان را از این ظلم و جور و ستم رهایی داده و این اقدام و حرکت مردم انتظار در آخر الزمان می باشد؛ از جمله سوشیانت در آیین زردشت، ماشیح در دین یهود، مسیحا در دین مسیحیت و امام مهدی(عج) در اسلام و نزد اهل تشیع.

      نجات بخشی در آخر الزمان از واژگانی است که در اکثر فرهنگ ها و ادیان از اهمیت خاصی برخوردار است؛ و اعتقاد به نجات و اصلاح جهان برای جامعه ی انسانها سرمایه ای با ارزش محسوب می گردد؛ زیرا اگر عدم امید به آینده در بطن شخصی زنده شود آینده و سرانجام خوب آن شخص در معرض سقوط قرار خواهد گرفت. شخص مأیوس و ناامید فرد شکست خورده ای است که امکان دارد دست به هر کاری بزند که نتیجه بد آن به خود نفر، دیگران و جامعه نیز سرایت می کند. اگر یک اجتماع از امید به آینده مأیوس شود دیگر نمی تواند عدالت اجتماعی را زنده نگه داشته تا در سایه آن ریشه ی همه ی ظلم و جورها و ... را برکَند؛ و نتیجه آن این خواهد شد که انسان نتواند زندگی توأم با خوشبختی و سعادت و آرامش را برای خود و خانواده فراهم سازد.

      با آن که ابر قدرت های جهان ادعا دارند که می خواهند صلح و آرامش را در جهان حاکم نمایند، تا انسان ها بتوانند یک زندگی آرام و خوبی را داشته باشند تا بتوانند به حق و حقوق خود برسند، ولی متأسفانه مرور زمان، سوابق و کتب تاریخی نشان از شکست و ناکامی بوده که هیچ، بلکه روز به روز به مشکلات بشر زیادتر نیز شده است؛ شکست در این خصوص باعث شده انسان ها برای تأمین آینده خود دست به هر کاری بزنند و به آینده ایده آل خود نگران باشند، به همین جهت اعتقاد به منجی و نجات دهنده در همه ادیان به اشکال  مختلف مطرح بوده تا با این دیدگاه به آینده خوش بین باشند؛ با اعتقاد به پیروزی حق بر باطل تلاش نموده و سعی در برآوردن آرزوی خود بوده اند چون نتوانستند به خواسته های خود برسند، منتظر اجرای عدالت در دنیا توسط یک فرد با توسل به قدرت الهی که بتواند تمام مشکلات موجود در جهان را مرتفع نماید می باشند، لذا کلمه انتظار نمود پیدا می کند.

     هر چند نوعی وحدت میان همه ادیان و فرق دینی درباره منجی وجود دارد ولی تعارض هایی نیز در میان آنان وجود دارد که مهمترین آن همین است که پیروان هر دین منجی را شخصیتی از دین خود دانسته و دین خود را حق و غیره را باطل فرض می کنند. در این میان نقش انسان مهم بوده و بایستی با توجه به کتب دینی، آموزه ها، روایات انبیاء و احادیث بتواند صحیح بودن افکار و دیدگاه ادیان را بررسی و صحت آن را تشخیص دهد، لذا کنکاشت در این مقوله را به عهده خوانندگان گرامی واگذار می نمایم. اعتقاد و نوع دیدگاه ادیان به انتظار متفاوت می باشد؛ از جمله :

     کنفوسیوس برگشت به عصر فرزانه شاهان باستان را در سر لوحه خود قرار داده و اصلاحات را در آن می نگرد. ایجاد حکومتی همانند پادشاهان باستان از آرمان اصلی این آیین می باشد ولی شخص خاصی را مد نظر ندارند. در دائو این نظر پر رنگ بوده و بر پایه زندگی قدیس آخر الزمان و پروردگار طریقت که در بیست و نهمین سال از دوره ی شصت ساله، لی هونگ ظهور خواهد کرد و جهانی نو بر پا  می کند تا در آن جهان برگزیدگان تحت حکومت قدیس آخرالزمان زندگی نمایند. همچنین در موعود باوری آیین دائو ظهور و جریان پیامبران دروغین و مدعیان نجات گری در تاریخ تحولات آن آیین وجود دارد. اعتقاد به موعود و انتظار در آیین مانوی نیز وجود دارد، در انجیل زنده، از متون مقدس مانویان که منسوب به مانی است؛ مانی خود را فارقلیط، یا همان که مسیح مژده ی آمدنش را داده بود.

 می داند. در زبور مانوی که از دیگر آثار ادبی دینی مانویان است و به پیروی از زبور داوود سروده شده، مانی همان فارقلیط معرفی شده است. با توجه به مطالب درج شده در اسناد مکشوفه تورفان درباره ی آخرالزمان چنین بر می آید که پیروان مانی به ظهور وی در آخرالزمان اعتقاد داشتند.

     در شاپورگان، دیگر کتب مانی از خردیشهر ایزد به عنوان منجی نام برده شده که به نام دوست خوانده شده و پسر خدا می باشد که همان انسان ازلی است و گاهی او هرمزد (خرذی هیشهر) و گاهی عیسای متعالی خوانده می شود و مانویان به او عیسای منوّر و درخشان می گویند که در آخرالزمان ظهور می کند.

     آیین بودا نیز که یکی از شاخه های اندیشه هندویی است با دیگر آیین های هندی ارتباط نزدیک داشته و دیدگاه مشترک دارند، از جمله موعود برای نجات. کشورهای دارای آیین بودا، تحت تأثیر افکار و اندیشه ی موعود بودا بوده و در چین توجه زیادی به میتریه گردید که علت این گرایش تا حدی به این باور دائویی بستگی دارد که هر لحظه احتمال ظهور فرزانه ای را می داد. در آیین بودای چینی که به آموزه ی میتریه گرایش دارند با سه مرحله کیهانی ارتباط داشته و او را منادی آخرین دوره می دانند. آیین بودا در کشورهای خاور دور با تلفیق سایر آموزه ها تفاوت هایی پیدا کرده و با نام ها و تندیس های گوناگون نمود پیدا می کند.

     در آیین هندو کلکی (کلکین) موعود نجات بخش که در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه خانه جهانی ظهور خواهد کرد و زمین را از دست شاهان درنده خو نجات خواهد داد و دهرمه را بر قرار خواهد داشت. کلکی سوار بر اسب سفید با شمشیر آخته و شهاب گون می آید تا شرارت و ظلم را از ریشه بر کند و عدالت را برقرار سازد؛ که اسب سفید نماد قدرت که بر همه ی قوای مخالف پیروز  می گردد و جنبه الوهیت دارد وی مردی الوهی بوده و به نوعی متحد با مقام بی انتهای خداست.

     باورهای پیروان کیش ها و آیین های غیر ابراهیمی در مورد نجات و نجات بخش نهایی را با عقاید و آموزه های زرتشتی، یهودی، مسیحی و اسلامی نمی توان منطبق دانست؛ بلکه می توان پاره ای از این باورها را شبیه و همانند تلقی کرد. منجی باوری و موعود باوری در این کیش ها یا برخاسته از تعقل اندیشمندان و داوری عقل و یا باقی مانده از واقعیت ادیان الهی در آنها است. اعتقاد به منجی و موعود بین زرتشتیان سابقه بیشتری نسبت به ادیان دیگر داشته و از پیشگامان اعتقاد به آخرالزمان می باشد.

     سوشیانت به معنی سود و سودمند است که به شکل های سوشیانس، سوشانس، سوسیوش و سیوسوش آمده است و در هیچ جای گات ها (گاهان) نجات بخش خاصی معرفی نشده چون هم به صورت جمع و مفرد آمده است؛ بجز گات ها در بررسی سایر کتب زرتشتی می توان فهمید که سوشیانت با فرجام محتوم گیتی و هنگام غلبه نهایی نیکی بر بدی پیوندی آشکار دارد.

     زرتشتیان بر خلاف سایر ادیان که منتظر یک موعود نجات بخش هستند منتظر سه موعود هستند که هر یک با فاصله هزار ساله از دیگری ظهور می کند؛ آیین زرتشتیان ادوار جهانی را با سه نقل متفاوتِ نه، دوازده و شش هزار ساله می دانند. بنا به قولی جهان عمری دوزاده هزار ساله دارد که به چهار دوره سه هزاره تقسیم می شود که در پایان هزاره سوم سه هزاره سوم زرتشت متولد شده ( به قولی تولد زرتشت در آغاز هزاره اول سه هزاره چهارم اتفاق می افتاد) و سه هزاره آخر آغاز می شود، در سه هزار ساله چهارم سه موعود مزدیسنان با فاصله هزار سال از یکدیگر ظهور خواهد کرد.

 ادامه دارد ...

منبع:شهر میانه

 

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

872093
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
5592
7708
37095
872093
امروز: چهارشنبه، 17 آذر 1395


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

عضویت

ثبت نام کاربر
یا انصراف
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .