امروز شنبه, 20 آذر 1395 - Fri 12 09 2016




مقابله با بازارهاي خاكستري(قسمت دوم)

بابک کبیری در ادامه مقاله  با عنوان مقابله با بازارهاي خاكستري در پایگاه خبری مهرصبا نوشت:كاهش تدريجي ارزش علامت تجاري: تضعيف علامت تجاري در نتيجه فعاليت در بازار خاكستري ممكن است به علت فروش متداول با قيمت پايين، وجود دستورالعمل به زبان خارجي، فقدان قطعات يدكي براي كالاهاي جايگزين، كيفيت پايين محصولات به علت شيوه‌هاي انبارداري محصولات خارجي و عدم كنترل توليدكننده در انتخاب دوباره فروش، ايجاد شود. (برمن، 1996) از آنجا كه فروش كالاها در بازار خاكستري توسط اعضاي كانال غيرمجاز صورت مي‌گيرد و اين كانال‌ها تحت كنترل توليدكننده نيستند، اعضاي كانال غيرمجاز ممكن است هر كار ناشايستي مانند فروش كالاهاي تعميري انجام دهند و يا اينكه كالاهايي را در بازار بفروشند كه فاقد استانداردهاي لازم آن بازار باشند.(برمن، 2004) توليدكنندگاني كه محصولات آنها در بازارهاي خاكستري به‌فروش مي‌رسد، زماني كه مشتريانشان بفهمند كه آن محصول در بازار ديگري با قيمت پايين‌تري مبادله مي‌شود، با اين تهديد مواجه مي‌شوند كه ارزش علامت تجاري‌شان كاهش يابد. اين قضيه بويژه در مورد محصولات لوكس (مانند عطر و لوازم بهداشتي و ...) بيشتر صدق مي‌كند.(هانس، 1990) بنابراين مي‌توان گفت كه بازاريابان خاكستري بر روي تصوير نام و نشان تجاري كه توسط توليدكننده ايجاد شده است، مجاني سواري مي‌كنند.
تضعيف استراتژي قيمت‌گذاري سنتي‌: قيمت پايين كالاها در بازار خاكستري باعث مي‌شود كه مشتريان، قيمت كالاهايي كه توسط دوباره‌فروشان مجاز به فروش مي‌رسانند را خيلي بالا تصور كنند. ولي علت قيمت بالاي دوباره‌فروشان مجاز، يك سري عوامل از جمله تبليغات است كه بازاريابان خاكستري چنين هزينه‌هايي ندارند. (برمن، 2004) بنابراين ادامه فروش كالا با قيمت پايين در بازار خاكستري باعث ارزش‌زدايي نام تجاري محصول مي‌شود كه در نهايت اين امر منجر به تضعيف استراتژي قيمت‌گذاري سنتي خواهد شد.

كاهش تدريجي
ارزش نشان تجاري
تيره شدن روابط توليدكننده واسطه مشتري،
اختلال در استراتژي‌هاي بازاريابي و كسب سود،
ازجمله مهمترين خطرات
ناشي از تشكيل
بازارهاي خاكستري براي شركتها هستند.

 

اختلال در بازاريابي و سود: بازار خاكستري باعث مي‌شود كه شركت كنترل كمتري بر استراتژي بازاريابي خود داشته باشد. با توجه به اينكه بازاريابان خاكستري، واسطه‌هاي غيرمجازند، توليد كنند‌گان نمي‌توانند آنها را كنترل و نظارت كنند. بازار خاكستري همچنين مي‌تواند برنامه‌هاي بازاريابي از قبيل طرحهاي معرفي محصول جديد را تحت تاثير قرار دهند.(برمن، 2004) سرانجام اينكه استراتژي بازاريابي و عملكرد سود كلي شركت ممكن است از طريق فعاليتهاي بازار خاكستري به طور ناسازگاري تحت تاثير قرار گيرد(برمن،2004)، يعني اينكه صحت پيش بيني، استراتژي قيمت‌گذاري، طرحهاي بازرگاني و ديگر فعاليتهاي بازاريابي مي‌تواند از طريق گسترش غيرمنتظره واردات بازار خاكستري تحت تاثير قرار گيرند.

استراتژي‌هاي مقابله با بازارهاي خاكستري
از آنجا كه بازار خاكستري(واردات موازي)، انحرافي در زنجيره تامين قانوني به حساب مي‌آيد، اكثر محققان و صاحب‌نظران، استراتژي‌هاي مبارزه با آن را از رويكرد عرضه بررسي كرده‌اند. ولي اين استراتژي‌ها از نظر اجرا مشكل به نظر مي‌رسند: (‌هانگ و لي،2004)
اولا با در نظر گرفتن پديده جهاني شدن، هرگونه اقدام فعال بازاريابي، مديران نام و نشان را محدود مي كند يا آثار منفي بر جاي خواهد گذاشت. مثلاً استراتژي «يك قيمت براي همه» حاشيه سود نام تجاري را كاهش مي دهد و نفوذ در بازار را محدود مي‌كند. ثانياً وقتي كه بازار خاكستري به وجود آمد، توزيع‌كننده و نماينده مجاز آسيب مي بينند و مشتريان قيمتهاي مرجع جديدي كسب مي‌كنند. زماني كه كه توزيع‌كنندگان مجاز ديگر قادر نباشند ارزش اضافي به مشتريان ارائه كنند، مديران نام و نشان تجاري براحتي نمي‌توانند از طريق استراتژي‌هاي انفعالي به وضعيت قبلي خود برسند.
اولين استراتژي مهم عمده‌فروشي و توليدكننده، راهبردي است كه بتواند شركتهايي كه كالاها را به دوباره‌فروشان غيرمجاز مي‌فروشند، شناسايي كند. توليدكننده يا عمده‌فروش مي‌تواند انتقال دهنده را از طريق شماره سريال محصول و اطلاعات ضمانت‌نامه ردجويي كنند. توليدكنندگان و عمده‌فروشان همچنين بايد دوباره‌فروشان را آگاه و آنها را كنترل ‌كنند.
دومين استراتژي براي توليدكننده يا عمده فروش اين است كه بدقت، استراتژي قيمت در نواحي بازار را ارزيابي كند. بعضي از توليدكنندگان، اندازه بازار خاكستري را از طريق طرحهاي مالي ويژه، انتخابهاي كاذب و برنامه‌هاي ضمانتي محدود كرده‌اند .
سومين استراتژي اين است كه توليدكنندگان با توجه به علايق محلي، استفاده از زبان خاص يا استانداردهاي مخصوص هر كشور، در كالاها اختلاف ايجاد كنند و سپس كالاهاي مختلفي را به كشورهاي مختلف بفروشند. اين امر باعث خواهد شد كه انتقال كالا به بازارهاي خارجي خيلي مشكل شود، چرا که هر كالايي مطابق با نيازهاي كشور خاصي توليد مي‌شود. (برمان، 1996)
به طور كلي مي‌توان گفت دو دسته استراتژي براي مقابله با بازارهاي خاكستري وجود دارد كه عبارت‌اند از: استراتژي‌هاي فعال و استراتژي‌هاي انفعالي.(هانس، 1990ريال برمن،2004) در جدولهاي 1و2 استراتژي‌‌هاي فعال و انفعالي كه شركتها مي‌توانند براي مقابله با بازارهاي خاكستري به‌كار گيرند، به ترتيب ارائه شده‌اند. همانطور كه مشاهده مي‌كنيد، بسياري از بده‌بستانهايي كه در اين استراتژي‌ها صورت مي‌گيرد، براساس هزينه هاي اجرا، اثربخشي بلند مدت، ريسك قانوني و ديگر معيارهاي مرتبط هستند.

استراتژي‌هاي انفعالي


استراتژي‌هاي انفعالي يك سري اقدامات قانوني هستند كه براي توقف بازارهاي خاكستري انجام مي شوند. (برمن‌، 2004) اغلب، واردات بازار خاكستري به‌طور غير‌منتظره‌اي در سطوحي كه نيازمند توجه فوري است رشد مي‌كند‌. در چنين وضعيتي يك شركت مي‌تواند با انتخاب استراتژي‌هاي خلاقانه زير، تأثير معكوس فعاليتهاي بازار خاكستري را كاهش ‌دهد . اين استراتژي‌ها عبارت‌اند از: تقابل، مشاركت، كاهش قيمت، مداخله در عرضه، همكاري و خريد (هانس، 1990). جدول (1) شماي كلي اين استراتژي‌ها را نشان مي دهد.

‌تقابل استراتژيك: اين استراتژي نيازمند واسطه‌هاي مجازي است كه با دلالهاي بازار خاكستري روبه رو شوند. نقش توليدكننده در اين استراتژي اين است كه واسطه‌هاي مجاز را حمايت كند. درجه و نوع حمايت به قوتها و ضعفهاي واسطه بستگي دارد.(گاليني و هاليس،1999) تقابل استراتژيك مي‌تواند به صورتهاي آموزش واسطه، تجزيه و تحليل عوامل دروني انجام گيرد.
آموزش واسطه: بسياري از واسطه هاي ضعيفتر يا غير تهاجمي ممكن است مورد حمله بازار خاكستري قرار گيرند. زماني كه اين امر رخ دهد، اولين واكنش واسطه‌ها اين است كه ممكن است، عصباني شوند و به سوي توليدكننده حمله و از او انتقاد كنند كه چرا بازار خاكستري وجود دارد.(هانس،1990) بنابراين بايستي واسطه‌ها را از فعل و انفعالات و مزاياي حاصل از شناسايي بازار خاكستري به طور وسيع از جمله اينكه چرا بازار خاكستري وجود دارد، بازار خاكستري در كجا وجود دارد و آنها در مقابله با بازار خاكستري چه چيزي بايد انجام دهند، آگاه نمود. زماني كه واسطه‌ها در مورد بازار خاكستري آموزش ديده باشند، انتظار پديدار شدن چنين بازاري را دارند، بنابراين بيشتر انرژي خود را صرف اين مي‌كنند كه از پديدار شدن اين بازار جلوگيري كنند.
تجزيه و تحليل عوامل دروني: توليد كنندگان همچنين مي‌توانند به واسطه‌ها كمك كنند تا ضعفها و قوتهايشان را شناسايي كنند. استراتژي‌هايي كه براي شناسايي قوتهاي واسطه‌ها تدوين مي‌شوند، مي‌توانند براي مقابله با دلالهاي بازار خاكستري مناسب (بهترين) باشند.
مشاركت: اين استراتژي نيازمند واسطه‌هايي است كه از بازار خاكستري خريد مي‌كنند . استراتژي مذكور اغلب توسط واسطه‌هاي كوچكتري كه از لحاظ مالي توان اجراي تقابل را ندارند، مورد استفاده قرار مي‌گيرد.(هوير،2001) از طريق مشاركت در بازار خاكستري، واسطه‌ها مي‌توانند با قيمتهاي دلالها مقابله كنند و بنابراين از كاهش سهم بازارشان جلوگيري كنند. واسطه‌ها مي‌توانند قيمت معاملات عادي‌شان با مشتريان را حفظ كنند، اما براي ايجاد رفتاري ترجيحي با مصرف‌كنندگاني كه در جامعه‌شان رهبران افكار عمومي‌اند، انعطاف‌پذيري از خودشان نشان دهند.(هانس،1990) استراتژي مشاركت فقط بايد به عنوان يك استراتژي كوتاه مدت براي ضربه ‌زدن به دلالان بازار خاكستري، تا زماني كه يك استراتژي جامعتر ايجاد شود، مورد استفاده قرار گيرد. اولين ريسك در مشاركت بلند مدت اين است كه ادراكات مشتريان ممكن است، كيفيت محصولات بازار خاكستري را مورد تائيد قرار دهد. زماني که اين مورد پيش آيد، تلاشهاي زيادي براي شكستن آن و ايجاد عدم اطمينان نسبت به محصولات بازار خاكستري مي‌طلبد.
كاهش قيمت: مقابله تهاجمي در بردارنده قيمتهاست و مانوري است عمده براي كاهش سريع اقدامات بازار خاكستري محلي از طريق تعديل قيمتها. اين رويكرد نسبت به تقابل استراتژيك پر ريسك‌تر است. رايجترين نوع مقابله تهاجمي، كاهش موقتي قيمتهاي انتخابي است.(مويل و همكاران،2003) واسطه‌هاي مجازي كه از لحاظ مالي قوي‌اند، مي‌توانند الگوهاي واسطه بازار خاكستري را شناسايي و با آنها مقابله كنند و يا به بازار خاكستري ضربه وارد كنند. كليد موفقيت استراتژي كاهش قيمت به توانايي واسطه‌ها در تحمل كردن قيمت پايين براي كاهش فعاليتهاي بازار خاكستري به طور موثر وابسته است. اين استراتژي براي اولين بار در سال 1985توسط بعضي از توليد كنندگان آمريكايي به طور موفقيت آميزي مورد استفاده قرار گرفت.
مداخله در عرضه: دومين ساز و کار تهاجمي، دخالت در عرضه است. در صورتي كه واسطه استطاعت مالي بالايي داشته باشد مي‌تواند منبع واردات بازار خاكستري را شناسايي و قيمتي را براي آن كالا پيشنهاد كند كه باعث شود واسطه بازار خاكستري نتواند به فعاليتهايش ادامه دهد. (هوير،2001) توليدكنندگان همچنين مي‌توانند در عرضه محصول دخالت نمايند.
همكاري: اين استراتژي در اين جمله خلاصه مي شود كه « اگر نمي توانيد آنها را شكست دهيد به آنها ملحق شويد». فقط تعداد كمي از واسطه‌هاي مجاز با دلال بازار خاكستري محلي‌شان مذاكره مي‌كنند. توافق زماني حاصل مي‌شود كه واسطه حجم ثابتي از كالاهاي بازار خاكستري را در عوض حق مسلم براي فروش آن نام تجاري خاص در محدوده مشخص خريداري كند. همكاري اگر چه موثر است، ولي ريسك قانوني نيز در بر دارد.
تملک: آخرين استراتژي انفعالي براي مقابله با وارد‌كننده بازار خاكستري، استراتژي خريد است. اين استراتژي زماني به طور جدي مورد توجه قرار مي‌گيرد كه عمليات دلالي در ناحيه‌اي واقع شده باشد كه فرصت زيادي در آن وجود دارد و عمليات واسطه مجاز محدود باشد.

استراتژي فعال
استراتژي‌هاي فعال قبل از شروع و شكل‌گيري بازار خاكستري بايد به كار گرفته شوند.(برمن، 2004 )
قيمت‌گذاري استراتژيك: در اين استراتژي، توليد كننده مي‌تواند قيمتهاي كانال توزيع مجاز خود را به حداقل برساند تا اينكه از اين طريق، جريان بازار خاكستري را از بين ببرد و يا اينكه تخفيف حجم‌هاي بسيار بالا را به حداقل برساند تا تاجران نتوانند مقادير زيادي را با قيمت ارزان بخرند و سپس در بازار خاكستري به فروش برسانند.(اسماعيل پور، 1383) كاهش تفاوت قيمت بايد به قدري باشد كه بازار خاكستري نتواند به سوي آن برود.(برمن، 2004)
استراتژي ايجاد واسطه: در صورتي كه توليدكنندگان بخواهند از طريق اختلاف قيمتي، سود بالايي ببرند، بايد از طريق توجه به ضرورت ايجاد بلند مدت واسطه‌هايشان، پيچيدگيهاي بازار خاكستري را كاهش دهند.(گاليني و هاليس،1999)

 

 درآمدهای نفتی و اقتصاد خاکستری

 

حمیدرضا گوهریان*،لادن مهدیانی**: در یکصدمین سال اکتشاف اولین چاه نفت در ایران، بنیاد آبادانی، رشد و توسعه ایران (باران) همایش نفت، توسعه و دموکراسی را در 23 و 24 آذرماه سال جاری در دایره المعارف بزرگ اسلامی (مرکز همایش های رایزن) - تهران- برگزار می کند. هدف این همایش بررسی علمی ابعاد و آثار حضور یکصدساله نفت در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعه ایران و نقش آن در فرآیند توسعه کشور است.

مقاله حاضر یکی از مقالاتی است که  از سوی نویسندگان آن برای دبیرخانه این همایش ارسال شده است. در این مقاله معضلات و عدم برنامه ریزی های درست و بنیادی برای استفاده صحیح و بهینه از درآمدهای نفتی مورد بررسی قرار گرفته است. درآمدهای سرشار نفتی، در مقابل اقتصادی بیمار، نه تنها دردی از دردهای جامعه را حل نخواهد کرد، بلکه نوسانات قیمتی آن و هرگونه کاهش یا توقف در جریان وصول وجوه نفتی، زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد و چه بسا فاجعه ای اقتصادی و اجتماعی ایجاد خواهد کرد. در این مقاله به بررسی تاثی اقتصاد بیمار

آنچه اکثر کارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند و آمارهای اقتصادی نیز آن را تایید می کند این است که افزایش درآمدهای نفتی منجر به افزایش سرمایه گذاری ملی می شود. این نتیجه در واقع مشکل اساسی اقتصاد ایران است که همان وابستگی به درآمدهای نفتی است. مثلاً سهم مستقیم نفت در تولید ناخالص داخلی ایران بیش از 30درصد است که با افزایش قیمت نفت این درصد در حال افزایش است، در حالی که در مورد ایالات متحده این سهم شاید چیزی حدود یک درصد باشد. ایران کشوری است که از لحاظ منابع گازی دومین منابع گازی و پنجمین منابع نفتی جهان را در اختیار دارد. سیاستگذاری نفتی کشورهای نفت خیز به واقع بخش عمده از سیاستگذاری ملی این کشورها را تشکیل می دهد. در این کشورها برنامه ریزی مستقیم یا غیرمستقیم متاثر از سیاست های نفتی است که همین امر توجه به فرآورده های نفتی را دوچندان می کند. تقاضای جهانی برای نفت در سال های اخیر به شدت افزایش یافته است و هم اکنون میزان مصرف به 77 میلیون بشکه نفت در روز رسیده که پیش بینی می شود تا سال 2020 به روزانه 115 میلیون بشکه برسد. تقاضا برای گاز حتی از این هم سریع تر و بیشتر است که این امر تا حد زیادی به علت مسائل زیست محیطی است. به همین علت بسیاری از شرکت ها در تلاشند میزان تولید گاز خود را، مستقلاً یا از طریق ادغام افزایش دهند. بازار نفت به شدت بین المللی است. 40 سال پیش وقتی اوپک شکل گرفت، تنها پنج کشور بیش از یک میلیون بشکه نفت در روز تولید می کردند و نفت عمدتاً در کشورهای صنعتی مصرف می شد. حجم مبادلات تجاری آن نیز 10 میلیون بشکه در روز بود. هم اینک 17 کشور بیش از یک میلیون بشکه نفت در روز تولید می کنند. عمده تقاضا برای نفت، متعلق به آسیا و جهان در حال توسعه است و هم اکنون حجم مبادلات تجاری این ماده، روزانه حدود 40 میلیون بشکه است. در خصوص عرضه، بخش اعظم افزایش در عرضه نفت و گاز متعلق به روسیه، خلیج مکزیک، کانادا، آب های عمیق آنگولا و همچنین کشورهای عضو اوپک است البته میزان عرضه کشورهای غیرعضو اوپک از سال 2010 به بعد کاهش خواهد یافت و بازار بر وفق مراد کشورهای عضو اوپک به ویژه کشورهای خاورمیانه خواهد بود که نیمی از ذخایر جهان را در اختیار دارند. در بعد تقاضا، نزدیک به نیمی از افزایش تقاضا متعلق به چین، هندوستان و دیگر کشورهای آسیایی خواهد بود. ناپایداری بهای نفت معضلی برای بازار نفت است. افزایش بهای نفت به دلیل اوضاع بد اقتصادی جهان است و عاملی مهم در رکودهای اقتصای سال های 1975-1974 ، 1982-1980 و 1991-1990 بوده است. با وجود تلاش زیاد اوپک برای تثبیت قیمت ها، این روند ادامه دارد و بسیاری از شرکت ها در برنامه ریزی های بلندمدت خود دچار مشکل هستند. بدون شک سرنوشت صنعت نفت تا حد زیادی وابسته به وضع اوپک است. اوپک از طریق تنظیم میزان تولید و صادرات در زمان افزایش یا کاهش تقاضا سعی می کند تا درآمد 11 کشور عضو خود را تثبیت کند.
درآمدهای نفتی به دو عامل مهم قیمت جهانی نفت و میزان صادرات نفت بستگی دارد. تعیین قیمت نفت به عوامل متعددی بستگی دارد در کشورهای نفت خیز قیمت فروش نفت تحت تاثیر عوامل برون مرزی و خارج از اراده های داخلی است عمدتاً اقتصاد این کشورها با تاثیرپذیری از قیمت نفت از وضعیت ناپایداری برخوردار است زیرا از یک سو افزایش دلا رهای نفتی همانطور که در اقتصاد ایران شاهد بوده ایم به دلیل نارسایی ها و ضعف ساختار اقتصاد دولتی میل وافر دولت به بزرگ تر شدن به اتکای منابع نفتی و عدم جذب نقدینگی در بخش های مولد اقتصادی موجبات بروز تورم مزمن دو رقمی، بیکاری، افزایش خط فقر و شکاف طبقاتی را فراهم آورده که علا ئم بیماری هلندی است. از این رو همواره دولت به ظاهر، وابستگی به منابع نفتی را محکوم کرده اما در عمل به خاطر ضعف سیاستگذاری ها، فقدان استراتژی توسعه اقتصادی که منابع نفتی را در فرآیند توسعه پایدار قرار دهد، میل به اقتدارگرایی اقتصادی به منظور تحکیم قدرت سیاسی و اعمال سیاست های توزیعی با هدف جلب رضایت عامه مردم و جلب آرای آنها برای دوره های آتی انتخاباتی سبب شده که فرآیند تخصیصی منابع براساس اولویت های دولتی شکل گیرد و نیازهای واقعی اقتصاد در غیاب بازارهای رقابتی مغفول بماند و لذا بخش واقعی اقتصاد در عین وفور نقدینگی با کمبود منابع و معضلا ت ساختاری روبه رو شود و در مقابل فعالیت های سوداگری و دلا لی غیرمولد و واردات از رشد چشمگیری برخوردار شود. میزان صادرات نیز براساس سهمیه تعیین شده از سوی سازمان اوپک که ایران یکی از اعضای آن است تعیین می شود اما آنچه در وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای صادرات نفت عنوان می شود این موضوع را مطرح می کند؛ موضوعی که همواره در یکصد سال اخیر پیش روی روشنفکران بوده و اینکه آیا این ماده نعمت است یا نقمت عامل توسعه است یا مانعی برای آن؟ حال این وابستگی را از دو جهت مورد بررسی قرار می دهیم:
1- وابستگی به درآمد صادرات نفت به عنوان بخش مهمی از درآمدهای دولت
2- وابستگی فعالیت های اقتصادی کشور به خصوص در بخش صنعت و خدمات به واردات کالاهای سرمایه ای و واسطه ای و در نتیجه نیاز به درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت. واضح است که اتکای دولت به درآمدهای نفتی نامطلوب است زیرا مخارج دولت به خصوص در اعتبارات جاری و برای اداره سازمان های دولتی هزینه هایی هستند که خصلت دائمی دارند. حتی هزینه های عمرانی برای قسمت عمده آنکه طرح های غیرانتفاعی است خاصیت بلندمدت دارند و با انجام این طرح ها هزینه های تعمیر و نگهداری آنها وجود دارد. وابسته کردن این مخارج به درآمدهای نفت که فوق العاده پرنوسان است غیرمنطقی بوده و صحیح نیست به همین دلیل دوراندیشی و لزوم ایجاد یک مالیه سالم و پایدار ایجاب می کند که اتکای بودجه دولت به خصوص بودجه جاری را به درآمد های نفتی کاهش داده و سعی شود هزینه ها مبتنی بر درآمدهای مالیاتی شود. مشکلاتی که اتکا به درآمدهای دولت در بودجه بر درآمدهای حاصل از صادرات نفت ایجاد می کند بسیار دامنه دار است. هنگامی که درآمد های دولت به علت تنزل قیمت ها و کاهش درآمد ناشی از صادرات نفت کاهش می یابد دچار کسری بودجه عمومی می شویم. از آنجا که هزینه های بودجه عمومی به خصوص هزینه های جاری بسیار انعطاف ناپذیر هستند دولت ممکن است ناگزیر به استقراض شود که می تواند اثرات نامطلوبی ایجاد کند. اتکای کشور به درآمد های نفتی و ارز حاصل از صادرات نفت از طریق تغییراتی که در موازنه پرداخت ها و ذخایر ارزی کشور روی می دهد اثرات منفی بر اقتصاد کشور دارد.کاهش ناگهانی درآمد های ارزی با توجه به بی کشش بودن تقاضا برای واردات کالاهای سرمایه ای و واسطه ای و مصرفی ضروری، تولید کشور را تحت تاثیر فشار داده و شرایط رکود را در فعالیت های اقتصادی ایجاد می کند.
رات این نوسانات و ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از این معضلات پرداخته شده است.

 

نتيجه گيري


بازار خاكستري(واردات موازي) باعث مي‌شود كه ارزش نام تجاري در اثر فروشهاي مكرر با قيمت پايين، وجود دستورالعملهايي با زبان خارجي، فقدان قطعات جايگزين در كشورهايي كه بازار خاكستري در آن شكل گرفته است و يا كيفيت پايين محصول، كاهش يابد. با توجه به تبعات خطرناك بازار خاكستري، مديران بايد استراتژي مناسب براي مقابله با اين بازار را شناسايي كنند و با توجه به شرايط حاكم، استراتژي مناسب را به كار گيرند. توليدكنندگان چندمليتي به دلايل مختلفي مخالف بازار خاكستري هستند. مثلاُ گسترش واردات موازي ، به تصوير علامت تجاري شركت لطمه وارد مي‌سازد، روابط مصرف‌كنندگان و واسطه‌ها را تيره مي كند، مشكلات قانوني را افزايش مي‌دهد و به استراتژي‌هاي بازاريابي صدمه وارد مي‌كند. بهترين راه حل براي مقابله با بازار خاكستري ، جلوگيري كه به وجود آمدن آن با استفاده از‌ استراتژي‌هاي فعال قوي است. با اين وجود در صورتي‌كه بازار خاكستري در سطح اساسي وجود داشته باشد، نمي‌توانيم سريعا در مقابل آن واكنش نشان دهيم.
مي‌توان گفت،فناوري اطلاعات ابزار جديدي است كه توليدكنندگان با استفاده از آن مي‌توانند تهديدات بازار خاكستري را كاهش دهند. با استفاده از فناوري اطلاعات و پايگاه داده‌اي كه از طريق اينترنت قابل دسترسي است، توليدكنندگان مي‌توانند پتانسيل‌‌هاي بازار خاكستري را به طور موثري كنترل و پيش بيني كنند. با تركيب استراتژي‌هاي گفته شده در اين مقاله با فناوري اطلاعات و پايگاه داده‌اي، توليدكنندگان و توزيع‌كنندگان آنها شايستگيهاي رقابتي لازم را براي مبارزه با اين بازار كسب خواهند كرد.

منابع:
1- مومنی، فرشاد، علم اقتصاد و بحران در اقتصاد ایران، 1384
2- محمد بیات، چالش های توسعه در صنعت نفت ایران، انتشارات کویر، 1379
3- رزاقی، ابراهیم، الگویی برای توسعه اقتصادی ایران، نشر نی،1370
4- نشریه مشعل، انتشاراتوزارت نفت، شماره های مختلف

-5احمدپورداریانی،محمود،( 1376 ) ،کارآفرینی،استراتژيمناسببرايبهرهوري
6- عسلی، مهدی، چشم انداز بلند مدت عرضه و تقاضای انرژی و ضرورت اصلاح ساختاری بخش نفت، چهارمین همایش ملی انرژی اردیبهشت 1382
7- زمانی، علی، بحران تشکیل سرمایه در اقتصاد ایران، روزنامه مشارکت،2 اسفند 1378
8- مصدق، محمد، خاطرات و تالمات
9- موحد، محمدعلی، خواب آشفته نفت

-10دکتر حبیب اللهدعایی: دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد

 

1. Berman, B., (1996) Marketing Channels. John Wiley & son, inc. pp: 398-403, 410, 565,566
2.
Berman, B., (2004) Strategies to combat the sale of gray market goods. Business horizons, 47/4 July-August 51-60
3.
Eagle, L., Kitchen, P.J., Rose, L., Moyle, B., (2003) Brand equity and brand vulnerability. European journal of marketing, Vol. 37 No. 10
4.
Gallini, N.T., Hollis, A., (1999) a Contractual approach to the gray market. International review of law and economics 19: 1-21
5.
Hoyer, W.D., McInnis, D.J., (2001) Consumer Behavior. 2nd Edition, Houghton Mifflin Publication,
6.
Jeannet, J.P., Hennessey, H.D., (1998) Global Marketing Strategies. 4th Edition, Houghton Mifflin Publication, pp: 453-455
7.
Keegan Warren J., (1999) Global Marketing Management. 6th Edition, Prentice-Hall   

  

ارتباط با مدیر سایت:

نام و نام خانوادگی:

   پست الکترونیک:

     متن:

تماس با ما

888437
امروز
دیروز
ماه جاری
بازدید کل
568
11056
53439
888437
امروز: شنبه، 20 آذر 1395


    شایان ذکر است پایگاه اطلاع رسانی مهرصبا در ویرایش و تلخیص مطالب مندرج مختار است.مدیریت

تمامی اخبار و مطالب و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

© حقوق این سایت متعلق به مهرصبا میباشد و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

  

ورود یا عضویت

ورود

عضویت

ثبت نام کاربر
یا انصراف
مجوز استفاده از قالب خبري ناب نيوز براي اين دامنه داده نشده , براي اطلاعات بيشتر درباره مجوز استفاده از اين قالب به سايت خليلان رسانه مراجعه کنيد .