×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۱۶ خرداد - ۱۴۰۵   - ساعت: ۰۵:۳۷
it is true
true
رجیستری گوشی تلفن همراه ترفند جدید مجرمان سایبری
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

معاون اجتماعی پلیس فتا انتظامی کشور گفت: مجرمان سایبری با ترفند “ارسال پیامک با عنوان گوشی تلفن همراه شما به علت عدم ثبت در سامانه همتا مسدود خواهد شد”، مترصد کلاهبرداری از هموطنان هستند.

سرهنگ رامین پاشایی در این باره اظهار کرد: بر اساس رصد‌های صورت گرفته در پلیس فتا و گزارش‌های دریافتی از سوی هموطنان مشخص شد این بار مجرمان سایبری با طراحی پلتفرم مجرمانه در قالب ارسال پیامک با “سوء استفاده از نام و اعتبار سامانه همتا وزارت صمت” مبنی بر ثبت تلفن همراه هموطنان در سامانه همتا مشروط به مراجعه به لینک یا پیوند درج شده در پیامک و نصب اپلیکیشن جعلی و ارسال اخطار دروغین غیر فعال شدن گوشی تلفن همراه در صورت عدم مراجعه به لینک ارسال شده مترصد کلاهبرداری از هموطنان هستند.

این مقام انتظامی در تشریح شگرد این کلاهبرداران بیان داشت: ترفند این مجرمان سایبری دقیقا شبیه ترفند ابلاغیه‌های قضائی سامانه ثنا و سامانه پرداخت سود سهام عدالت بوده و با توجه به آگاهی بخشی‌های متعدد به هموطنان نسبت به شیوه‌های کلاهبرداری قبلی این بار افراد کلاهبردار در اقدامی جدید به سراغ “سامانه همتا وزارت صمت” رفته اند.

معاون اجتماعی پلیس فتا انتظامی کشور ادامه داد: عموم مردم می‌بایست ضمن حفظ هوشیاری مراقب شگرد این افراد کلاهبردار باشند و همواره این آگاهی وجود داشته باشد که تمامی ابلاغیه‌ها و اطلاع رسانی در خصوص بهره مندی از خدمات دولتی از طریق شماره تلفن‌های پوششی صورت خواهد گرفت و هیچ سازمان و نهاد دولتی از طریق شماره تلفن‌های شخصی با اپراتور‌های مختلف تلفن همراه برای برقراری ارتباط با کاربران خود اقدام نخواهد کرد.

وی با اشاره به اینکه خوشبختانه دانش رسانه‌ای هموطنان با تعامل و همکاری بسیار سازنده رسانه ملی و خبرگزاری‌های رسمی و معتبر کشور با پلیس فتا افزایش پیدا کرده و همین امر باعث کاهش وقوع جرایم شده، گفت: وب‌سایت پلیس فتا به آدرس cyberpolice.ir مرجعی کامل از اخبار، اطلاعات و آموزش‌های سایبری بوده و کاربران با مراجعه به آن می‌توانند راهنمایی‌های لازم را دریافت کنند و در صورت نیاز نیز می‌توانند گزارش موارد مشکوک را در سامانه پاسخگویی فوریت‌های سایبری و شماره تلفن ۰۹۶۳۸۰ با همکاران ما در میان بگذارند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی پلیس فتا
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
مهریه منحصر به‌فرد همسر شهید باکری چه بود؟
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

جبهه‌ای که گمنام‌های به لقاءالله پیوسته‌اش بیش از نامداران به لقاء پیوسته‌اش است و این خصوصیت بارز تحول باطنی مردم و بسیج مردمی است. شهید مهدی باکری شهیدی از میان شهداست، بزرگداشت و تجلیل از او بزرگداشت و تجلیل از همه شهداست.

سردار رشید اسلام، سرباز راستین امام زمان (عج)، شهید “مهدی باکری” در سال ۱۳۳۳ در شهرستان میاندوآب در خانواده معتقد و شیفته ولایت به دنیا آمد. کام مهدی را با تربت مولایش حسین (ع) جلا بخشیده با شیر مادر شهد ولایت را به کامش ریختند و در اوان کودکی مادرش را که زنی با ایمان بود از دست داد، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ارومیه به پایان رسانید، سال آخر دبیرستان با شهادت برادرش “علی” به دست ساواک مصادف گردید و این واقعه او را بیشتر در جریانات سیاسی، آشنایی و شناخت رژیم مخلوع شاهنشاهی قرار داد. با توجه به تألمات روحی که به وی دست داده بود، یک‌سال بعد از اخذ دیپلم در کنکور قبول شد و در دانشگاه تبریز به تحصیلات عالیه خود در رشته مهندسی مکانیک ادامه داد.

فعالیت‌های سیاسی – مذهبی

پس از اخذ دیپلم با وجود آنکه از شهادت برادرش بسیار متاثر و متالم بود به دانشگاه راه یافت و در رشته مهندسی مکانیک مشغول تحصیل شد. از ابتدای ورود به دانشگاه تبریز یکی از افراد مبارز این دانشگاه بود و برادرش حمید را نیز به همراه خود به شهر تبریز آورد.

بعد از چند ماه زندگی در تبریز، در جو سیاسی ضد رژیم وارد شد و با برادران مسلمان فعالیت مداوم، موثر و شجاعانه خودش را علیه رژیم آغاز کرد. جهاد اصغر وی توام با جهاد اکبرش بود، این بزرگوار همواره از گروهک‌ها و سازمان‌هایی که در مسیر مبارزاتی خود خط بی‌ابهام رهروی از امام را در همه حرکت‌های خود مدنظر اصولی قرار نمی‌دادند، متنفر بوده و همواره سعی می‌کرد مسیر مبارزاتی‌اش منطبق با معبر نورانی ولایت باشد.

بیشتربخوانید

از شهید مهدی باکری در جبهه تا شهید قاسم سلیمانی در سوریه!

شهید باکری در طول فعالیت‌های سیاسی خود (طبق اسناد محرمانه به‌دست آمده) از طرف سازمان امنیت آذربایجان‌شرقی (ساواک) تحت کنترل و مراقبت بود. پس از مدتی حمید را برای برقراری ارتباط با سایر مبارزان، به خارج از کشور فرستادند تا در ارسال سلاح گرم برای مبارزان داخل کشور فعال شود.

شهید مهدی باکری در دوره سربازی با تبعیت از اعلامیه حضرت امام خمینی (ره) در حالی که در تهران افسر وظیفه بود، از پادگان فرار و به صورت مخفیانه زندگی کرد و فعالیت‌های گوناگونی را در جهت پیروزی انقلاب اسلامی نیز انجام داد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی

بعد از پیروزی انقلاب و به دنبال تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد درآمد و در سازماندهی و استحکام سپاه ارومیه نقش فعالی را ایفا کرد. پس از آن بنا به ضرورت دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. همزمان با خدمت در سپاه، به مدت ۹ ماه با عنوان شهردار ارومیه نیز خدمات ارزنده‌ای را از خود به یادگار گذاشت.

ازدواج شهید مهدی باکری مصادف با شروع جنگ تحمیلی بود. مهریه همسرش اسلحه کلت او بود. دو روز بعد از عقد به جبهه رفت و پس از دو ماه به شهر برگشت و بنا به مصالح منطقه با مسوولیت جهاد سازندگی استان، خدمات ارزنده‌ای برای مردم انجام داد.

شهید باکری در مدت مسوولیتش به عنوان فرمانده عملیات سپاه ارومیه تلاش‌های گسترده‌ای را در برقراری امنیت و پاکسازی منطقه از لوث وجود وابستگان و مزدوران شرق و غرب انجام داد و به‌ رغم فعالیت‌های شبانه‌روزی در مسوولیت‌های مختلف، پس از شروع جنگ تحمیلی، تکلیف خویش را در جهاد با کفار بعثی و متجاوزان به میهن اسلامی دید و راهی جبهه‌ها شد.

ویژگیهای اخلاقی

شهید مهدی باکری، پاسدار نمونه، فرماندهی فداکار و ایثارگر، خدمتگزاری صادق، صمیمی، مخلص و عاشق حضرت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی بود. با تمام وجود خود را پیرو خط امام راحل می‌دانست و سعی می‌کرد زندگی‌اش را براساس رهنمودها و فرمایشات آن بزرگوار تنظیم نماید، با دقت به سخنان حضرت امام (ره) گوش می‌داد، آنها را می‌نوشت و در معرض دید خود قرار می‌داد و آنقدر به این امر حساسیت داشت که به خانواده‌اش سفارش کرده بود که سخنرانی ایشان را ضبط کنند و اگر موفق نشدند، متن صحبت را از طریق روزنامه به‌دست آورند.

وی، معتقد بود سخنان امام راحل الهام گرفته از آیات الهی است،‌ باید جلو چشمان ما باشد تا همیشه آنها را ببینیم و از یاد نبریم. شهید باکری از انسان‌های وارسته و خودساخته‌ای بود که با فراهم بودن زمینه‌های مساعد، به مظاهر مادی دنیا و لذایذ آن پشت پا زده بود.

زندگی ساده و بی‌ریای او زبانزد همه آشنایان بود. با توانایی‌هایی که داشت می‌توانست مرفه‌ترین زندگی را داشته باشد، اما همواره مثل یک بسیجی زندگی می‌کرد. از امکاناتی که حق طبیعی‌اش نیز بود چشم می‌پوشید. تواضع و فروتنی‌اش باعث می‌شد که اغلب او را نشناسند.

او محبوب دل‌ها بود. همه دوستش می‌داشتند و از دل و جان گوش به فرمان او بودند. شهید باکری بسیجیان را دوست داشت و به آنها عشق می‌ورزید. می‌گفت، وقتی با بسیجی‌ها راه می‌روم، حال و هوای دیگری پیدا می‌کنم، هرگاه خسته می‌شوم پیش بسیجی‌ها می‌روم تا از آنها روحیه بگیرم و خستگی‌ام برطرف شود.

می‌گفت، همه ما در برابر جان این بسیجی‌ها مسوولیم، برای حفظ جان آنها اگر متحمل یک میلیون تومان هزینه برای ساختن یک سنگر که حافظ جان آنها باشد بشویم باز کم است، یک موی بسیجی،‌ صد برابر این مبالغ ارزش دارد. این شهید گرانقدر با دشمنان اسلام و انقلاب چون دژی پولادین و تسخیرناپذیر بود و با دوستان خدا، سیمایی جذاب و مهربان داشت و با وجود اندوه دائمش، همیشه خندان می‌نمود و بشاش.

انسانی بود همیشه آماده به خدمت و پرتوان. شهید محلاتی در مورد شهید باکری اظهار داشته بود، وی نمونه و مظهر غضب خدا در برابر دشمنان خدا و اسلام بود. خشم و خروشش فقط و فقط برای دشمنان بود و به عنوان فرمانده باتقوا، الگوی رأفت و محبت در برخورد با زیردستان بود.

همسر شهید باکری در مورد اخلاق او در خانه می‌گوید: باوجود همه خستگی‌ها، بی‌خوابی‌ها و دویدن‌ها، همیشه با حالتی شاد بدون ابراز خستگی به خانه وارد می‌شد و اگر مقدور بود در کارهای خانه به من کمک می‌کرد؛ لباس می‌شست، ظرف می‌شست و خودش کارهای خودش را انجام می‌داد. اگر از مسأله‌ای عصبانی و ناراحت بودم، با صبر و حوصله سعی می‌کرد با خونسردی و با دلایل مکتبی مرا قانع کند. دوستان و همسنگرانش نقل می‌کنند، به همان میزان که به انجام فرایض دینی مقید بود نسبت به مستحبات هم تقید داشت.

نیمه‌های شب از خواب بیدار می‌شد و با خدای خود خلوت می‌کرد، نماز شب را با سوز و گداز و گریه می‌خواند. خواندن قرآن از کارهای واجب روزمره‌اش بود و دیگران را نیز به این کار سفارش می‌نمود. شهید باکری در حفظ بیت‌المال و اهیمت آن توجه زیادی داشت، حتی همسرش را از خوردن نان رزمندگان، برحذر می‌داشت و از نوشتن با خودکار بیت‌المال – حتی به اندازه چند کلمه – منع می‌کرد.

وقتی همرزمانش او را به عنوان فرماندهی که معمولی‌ترین لباس بسیجی را مدت‌های طولانی استفاده می‌کرد مورد اعتراض قرار می‌دادند، می‌گفت، تا وقتی که می‌شود استفاده کرد، استفاده می‌کنم.

همواره رسیدگی به خانواده شهدا را تاکید می‌کرد و اگر برایش مقدور بود به همراه مسوولان لشکر بعد از هر عملیات به منزلشان می‌رفت و از آنان دلجویی می‌کرد و در رفع مشکلات آنها اقدام می‌کرد. این شهید می‌گفت، امروز در زمره خانواده شهدا قرار گرفتن جزو افتخارات است و این نوع زندگی از با فضیلت‌ترین زندگی‌هاست.

نقش شهید در دفاع مقدس

بعد از شهادت سردار دلیر اسلام “شهید مهدی امینی” که ضد انقلاب فکر می‌کرد بعد از شهادت نیروهای انقلاب در منطقه متلاشی خواهند شد، شهید مهدی باکری در آن شرایط حاد پرچم شهید “مهدی امینی” را به‌دست گرفته و سبکبال و امیدوار با حضورش در سنگر “شهید امینی” گل‌های امید را در دل‌های حامیان انقلاب شکوفا ساخت.

مهدی در موقعیتی که اهواز زیر آتش توپخانه دشمن تجاوزگر بود، همسرش را نیز به اهواز برد. بعد از مدت‌ها حضور مداوم در جبهه، شهید باکری با سمت معاون تیپ نجف اشرف در عملیات بیت‌المقدس شرکت جست و شاهد پیروزی‌های سپاه اسلام بر جنود کفر بود. در مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس در ایستگاه حسینیه از ناحیه پشت زخمی شد و در مرحله سوم با اینکه زخمی بود به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسیجی را از پشت بی‌سیم هدایت کند. در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد بی‌امان در داخل خاک عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد اما با هر نوبت مجروحیت، وی مصمم‌تر از پیش در جبهه‌ها حضور می‌یافت و بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی،‌ هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌کرد.

در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی وی بر لشکر عاشورا و ایثار رزمندگان سلحشور، بخش عظیمی از خاک گلگون ایران اسلامی و چند منطقه استراتژیک آزاد شد. شهید باکری در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک، ۲، ۳ و ۴ با عنوان فرمانده لشکر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداکار، در انجام تکلیف و نبرد با متجاوزین، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد.

در عملیات خیبر زمانی که برادرش حمید به درجه رفیع شهادت نایل آمد با وجود علاقه خاصی که به او داشت بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت، شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانواده ما شده است و در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت:«من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلا می‌باشد همچنان در جبهه‌ها می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود.»

تلاش فراوان در میادین نبرد و شرایط حساس جبهه‌ها باعث شد که از حضور در تشییع پیکر پاک برادر و همرزمش که سال‌ها در کنارش بود باز بماند. برادری که در روزهای سراسر خطر قبل از انقلاب در مبارزات سیاسی و در جبهه‌ها پا به پای مهدی، جانفشانی کرد.

با تشکیل لشکر عاشورا، این رهرو واقعی حسین (ع) خیمه گاه حسینیان را در مقابل یزیدیان برپا ساخته و با هوش و ذکاوت و تدبیر نظامی بالایی که داشت لشکر عاشورا را به عنوان لشکری برای دفاع از کیان اسلامی سازمان‌دهی کرد. نقش شهید باکری و لشکر عاشورا در حماسه قهرمانانه خیبر و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی که آنان در دفاع پاتک‌های توان‌فرسای دشمن از خود نشان دادند بر کسی پوشیده نیست.

در مرحله آماده‌سازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به کندی می‌گذشت اما مهدی با جدیت همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب کرد و چونان مرشدی کامل و عارفی واصل آنچه را که مجاهدان راه خدا و دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحله نبرد بکار بندند، با نیروهایش درمیان گذاشت.

بیانات شهید قبل از شروع عملیات بدر

شهید مهدی باکری در بیانات خود قبل از شروع عملیات بدر گفته بود:« همه برادران تصمیم خود را گرفته‌اند، ولی من به خاطر سختی عملیات تاکید می‌کنم، شما باید مثل حضرت ابراهیم (ع) باشید که رحمت خدا شامل حالش شد، مثل او در آتش بروید. خداوند اگر مصلحت بداند به صفوف دشمن رخنه خواهید کرد، باید در حد نهایی از سلاح مقاومت استفاده کنیم.هرگاه خداوند مقاومت ما را دید رحمت خود را شامل حال ما می‌گرداند. اگر از یک دسته ۲۲ نفری یک نفر بماند، باید همان یک نفر مقاومت کند و اگر فرمانده شما شهید شد، نگویید فرمانده نداریم و نجنگیم که این وسوسه شیطان است. فرمانده اصلی ما، خدا و امام زمان (عج) است. اصل، آنها هستند و ما موقت هستیم، ما وسیله هستیم برای بردن شما به میدان جنگ. وظیفه ما مقاومت تا آخرین نفس و اطاعت از فرماندهی است.

تا موقعی که دستور حمله داده نشده کسی تیراندازی نکند. حتی اگر مجروح شد سکوت را رعایت کند، دندان‌ها را به هم بفشارد و فریاد نکند. با هر رگبار سبحان‌الله بگویید، در عملیات خسته نشوید، بعد از هر درگیری و عملیات، شهدا و مجروحین را تخلیه کرده و با سازمان‌دهی مجدد کار را ادامه دهید. حداکثر استفاده از وسایل را بکنید، اگر این پارو بشکند، به جای آن پاروی دیگری وجود ندارد، با همین قایق‌ها باید عملیات را انجام دهیم.»

مهدی در شب عملیات وضو می‌گیرد و همه گردان‌ها را یک یک از زیر قرآن عبور می‌دهد، مداوم توصیه می‌کند، «برادران! خدا را از یاد نبرید، نام امام زمان(عج) را زمزمه کنید، دعا کنید که کار ما برای خدا باشد.» از پشت بی‌سیم نیز همه را به ذکر «لاحول و لاقوه الا بالله» تشویق می‌کند. لشکر عاشورا در کنار سایر یگان های عمل‌کننده نیروی زمینی سپاه، در اولین شب عملیات بدر، موفق به شکستن خط دشمن می‌شود و روز بعد به تثبیت مواضع در ساحل رود می‌پردازد.

در مرحله دوم عملیات از سوی لشکر عاشورا حمله‌ای نفس‌گیر به واحدهایی از دشمن که عامل فشار برای جناح چپ بودند، آغاز می‌شود، حمله‌ای که قلع و قمع دشمن و گرفتن انتقام و قطع کامل دست دشمن از تعرض به نیروها در جناح چپ ثمره آن بود.

نحوه شهادت

وقتی بردارش حمید باکری به درجه رفیع شهادت نایل آمد، شهید مهدی باکری نامه‌ای که برای خانواده‌اش می‌نویسد، چنین می‌گوید:« من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلا می‌باشد، همچنان در جبهه می‌مانم و راه شهید را ادامه می‌دهم تا که اسلام پیروز شود» بعد از شهادت برادرش حمید و برخی از یارانش، روح در کالبد ناآرامش قرار نداشت و معلوم بود که به زودی به جمع آنان خواهد پیوست، ۱۵روز قبل از عملیات بدر به مشهد مقدس مشرف شده و از امام رضا (ع) خواسته بود که خداوند توفیق شهادت را نصیبش نماید، سپس خدمت حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رسید و از ایشان درخواست کرد که برای شهادتش دعا کنند.

این فرمانده دلاور ۲۵ بهمن سال ۶۳ در عملیات بدر به خاطر شرایط حساس عملیات، طبق معمول به خطرناک‌ترین صحنه‌های کارزار وارد شد و در حالی که رزمندگان لشکر را در شرق دجله از نزدیک هدایت می‌کرد‌ تلاش می کرد تا مواضع تصرف شده را در مقابل پاتک‌های دشمن تثبیت نماید که در نبردی دلیرانه و براثر اصابت تیر مستقیم مزدوران عراقی ندای حق را لبیک گفت و به لقای معشوق نایل شد.

مهدی در آن‌ سوی دجله این میعادگاه دلدادگان به تیر خصم به خاک افتاد، جنازه‌اش را به قایق انتقال می‌دهند ولی پیکرش به تبعیت از پیکر صد پاره مولایش دگربار با شعله شرری صد پاره شد، خاکسترش آرام، آرام در میان آب فرو می‌رود و چون گویی از چشم ناپدید شده و به آسمان که به پیشوازش آمده‌اند پر می‌کشد، بوی بهشت می‌وزد.

مهدی باکری در مقابل نعمات الهی خود را شرمنده می‌دانست و تنها به لطف و کرم خداوند تبارک و تعالی امیدوار بود .در وصیت‌نامه‌اش اشاره کرده است که:« چه کنم که تهیدستم، خدایا قبولم کن.» شهید محلاتی از بین تمام خصلت‌های والای شهید به معرفت او اشاره می‌کند و در مراسم شهادت ایشان، راز و نیاز عاشقانه وی را با معبود بیان می‌کند و از زبان شهید می‌گوید، خدایا تو چقدر دوست‌داشتنی و پرستیدنی هستی، هیهات که نفهمیدم. خون باید می‌شدی و در رگ‌هایم جریان می‌یافتی تا همه سلول‌هایم هم یارب یارب می‌گفت. این بیان عارفانه بیانگر روح بلند و سرشار از خلوص آن شهید والامقام است که تنها در سایه خودسازی و سیر و سلوک معنوی به آن دست یافته بود.

وصیت‌نامه سردار شهید اسلام

مهندس مهدی باکری، فرمانده لشکر ۳۱ عاشورا «یا الله،‌ یا محمد، یا علی،‌ یا فاطمه‌زهرا، یا حسن، یا حسین،‌ یا مهدی (عج) وتو ای ولی مان یا روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان. خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی که سراپا گناه و معصیت و نافرمانی‌ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است که نیامرزیده از دنیا بروم. می‌ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی که از ما راضی نباشی.

ای وای که سیه‌روز خواهم بود.خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی! هیهات که نفهمیدم. یا ابا عبدالله شفاعت! آه چقدر لذت‌بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربش و چه کنم که تهیدستم، خدایا تو قبولم کن. سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم، عصر کفر و الحاد،‌ عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی‌اش.

عزیزانم شبانه‌روز باید شکرگزار خدا باشیم که سرباز راستین صادق این نعمت شویم و باید خطر وسوسه‌های درونی و دنیا فریبی را شناخته و برحذر باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل تنها چاره ساز است. ای عاشقان اباعبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت،گونه‌ها بایستی از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نمائیم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری به‌جا آورده باشیم.

وصیت به مادرم، خواهران و برادرانم و اهل فامیل، بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید،‌ پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید،‌ اهمیّت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است.

همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت کنید تا سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح و وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند.

از همه کسانی که از من رنجیده‌اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امید دارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد.» خدایا مرا پاکیزه بپذیر-مهدی باکری

منبع: فارس
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
درس‌های مدیریتی از جشن نوروز باستانی ایرانیان
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

در یادداشتی به قلم عباس نیاوند کارشناس ارشد مسائل سیاسی آمده است:

۱-پاس داشت نور و روشنایی با روشن کردن شمع که نشانه شفافیت و روشنایی مسیر و جهت حرکت به سوی اهداف متعالی است هم هدف وهم جهت مسیر حرکت بسوی هدف برای مدیران مهم و حیاتی است که با برنامه ریزی، مسیر هدف روشن وشفاف میشود؛چقدر زیبا، روشنایی شمع ایرانیان در جشن آغاز سال آموزنده می‌باشد.

۲-مدیر از سبزه سفره هفت سین نوروز، رویش وبالندگی را در نظام مدیریت خویش فرهنگ سازی میکند بنابراین یک مدیر پویا وبالنده مدام در حال رشد و بالندگی است و هرگز وضع موجود، وضع مطلوب نیست هم چنان در حال حرکت به جلوست.

۳- تنگ ماهی سفره هفت‌سین، نورور پیام آور جنبش وحرکت وحیات است که مدیر در چرخه عمر سازمانی خویش مدام در حال حرکت است و هرگز رکود وسکون را در سازمان خویش برنمی تابد و همیشه سازمان را در اوج رشد چرخه عمر سازمانی نگه میدارد.

۴- آئینه سفره هفت سین ایرانیان پیام آور تجلی حقیقت، صداقت ویکرنگی، مدیر می‌باشد.

۵- آب سر سفره هفت سین، حیات وزندگی وبستر ساز عالم هستی وسرمایه زندگی است و مدیر می‌آموزد که مایه حیات سازمان خود را مدام پایش کند همچون سرمایه‌های مشهود و نامشهود.

الف) خصوصا سرمایه انسانی، سرمایه فرهنگی، اجتماعی.

ب) سرمایه زیر ساخت‌ها

ج) سرمایه طبیعی

۶- سیب نشانه آن است که مدیر به سلامت جسمی و روحی وپاک دستی سازمان خود می‌اندیشد ونقش سازمان حوزه مدیریت خود را در کل کره عالم هستی واقف است وبرای سعادت کل کره هستی نقش آفرینی میکند واو معتقد است کل عالم هستی یک سیستم است و کوچکترین تغییر مثبت ومنفی برهمه عالم تاثیر طوفانی خواهد داشت.

۷-ایرانیان با نماد‌های سفره عید نوروز، علم، فرهنگ وتمدن ایران را هزاران سال به نسل‌های خود منتقل نموده ویک مدیر موفق، عالم با فرهنگ می‌آموزد که تمام تجربیات ارزشمند خویش را مستند سازی نموده و به آیندگان ونسل‌های بعدی منتقل میکند.
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
تشخیص آجیل کهنه و رنگ شده
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

مغز‌ها و آجیل در کنار میوه و شیرینی از خوراکی‌هایی است که خوردن آن در مراسمی، چون عید نوروز و شب یلدا بین ایرانیان مرسوم است. آجیل‌دارای چربی‌های مفید برای بدن است و خوردن به اندازه آن‌ها، ویتامین، پروتئین و مواد معدنی مورد نیاز بدن نظیر کلسیم و فسفر را تامین می‌کند. بعداز قیمت زیاد، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما در هنگام خرید آجیل عید این است که چگونه آجیل با کیفیت بخریم. در ادامه به شما چند ترفند خواهیم گفت تا بهترین و سالم‌ترین خرید آجیل شب عید را داشته باشید.

نصف کنید

کمی از آجیلی که قصد خرید آن را دارید، از وسط نصف کنید. اگر داخل آجیل سوراخی دیده شد این آجیل نامرغوب است و به قول معروف کهنه شده است.

رنگ آجیل

به رنگ آجیل در هنگام خرید دقت کنید. آجیل‌هایی که دارای لکه‌های قهوه‌ای رنگ یا کدر هستند، ناسالم اند و باید آن‌ها را از فهرست خرید خود حذف کنید. آجیل مرغوب باید رنگ طبیعی داشته باشد؛ بنابراین اگر آجیلی بیش از حد براق بود به سالم بودن آن شک کنید. چون برخی فروشندگان سودجو برای جلب توجه مشتریان از رنگ‌های غیرمجاز برای براق کردن آجیل استفاده می‌کنند.

از خرید پسته‌هایی که پوست بسیار زرد و براق یا مغز قرمز رنگ‌شده دارند، خودداری کنید. دور تخمه‌های پررنگ را هم خط بکشید. آن‌ها را به زور رنگ‌های مصنوعی به این شکل درآورده‌اند.

آجیل را در مشت خود بریزید

مقداری از آجیل را در مشت خود بریزید و کمی منتظر بمانید. سپس آن را خالی کنید و ببینید که آیا روی دست شما رنگ پس داده است؟

پس دادن رنگ، نشانه غیر بهداشتی بودن آجیل است. طبق دستورالعمل‌های بهداشتی، به کار بردن هر نوع رنگ، حتی رنگ‌های مجاز خوراکی، در تولید آجیل ممنوع است.

خرید لب خندان‌ها ممنوع

برای باز کردن پسته‌ها یا به اصطلاح خندان کردن‌شان، آن‌ها را در ظرف‌های آب گرم می‌ریزند تا باد کنند، بعد آن‌ها را داخل ظرف آب سرد می‌ریزند تا پوست‌شان به اصطلاح بترکد. این اختلاف دمای ناگهانی، یا به اصطلاح شوک حرارتی، روی کیفیت پسته تاثیر منفی می‌گذارد و علاوه برآن موجب نم‌کشیدن پسته هم می‌شود. این پسته‌ها زودتر فاسد می‌شوند.

تخمه‌های لب‌خندان هم انتخاب خوبی برای خرید نیستند. مغز تخمه وقتی در مجاورت هوا قرار می‌گیرد، علاوه بر طعم، کیفیت خود را نیز از دست می‌دهد و زودتر از انواع دربسته فاسد می‌شود.

با پوست بخرید

هنگامی که آجیل را مغز می‌کنید، تنها مدت تازگی آن را کاهش می‌دهید. پس واقع‌بین باشیم. بسیاری از ما آجیل‌های مغز شده می‌خریم، زیرا در دسترس‌تر هستند و استفاده از آن‌ها هم ساده‌تر است، اما اگر به دنبال داشتن یک آجیل با کیفیت‌تر با ماندگاری بالا هستید، انتخاب آجیل با پوست گزینه مناسب‌تری است.

چگونه آجیل اقتصادی بخریم؟

معمولا آجیل دارای ترکیب یکسانی است. به جای این که از ترکیبات تکراری آجیل، استفاده کنید به آجیل خود تنوع دهید. آجیل‌های شیرین از جمله توت خشک، کشمش، انجیر، برگ زردآلو و برگ آلو را‌ می‌توانید جایگزین آجیل شور کنید. استفاده از یک یا دو مغز به همراه یکی از تخمه‌ها در کنار آجیل شیرین ترکیب سالم و مقرون به صرفه‌ای است.

منبع: خراسان
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
اقداماتی که باید در مواجهه با مصدومان حوادث چهارشنبه سوری انجام دهیم
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

سعید مهرسروش در خصوص اقداماتی که باید در مواجهه با مصدومان حوادث چهارشنبه سوری انجام دهیم گفت: یکی از حوادثی که ما در بحث چهارشنبه آخر سال با آن مواجه هستیم آسیب به چشم است که اگر این نوع آسیب به سبب حرارت بروز پیدا کرده باشد و موجب چسبیدن پلک به چشم شود ما به هیچ عنوان نباید پلک فرد را باز کنیم.

وی ادامه داد: چنانچه آسیب چشمی به سبب مواد شیمیایی رخ داده باشد باید حدود ۲۰ دقیقه از سمت داخل چشم به خارج این عضو با مایعی نظیر آب با یک دمای معمولی شست وشو داده شود.

رئیس اداره آموزش اورژانس تهران اظهار کرد: اگر با مصدومی مواجه شدیم که بر اثر حوادث آخر سال دچار سوختگی شده است در درجه اول باید ایمنی خود را حفظ و سعی کنیم آتش را خاموش کنیم.

مهر سروش ادامه داد: اگر فردی در حال آتش گرفتن است از غلتاندن فرد و کار‌هایی از این قبیل خودداری کنیم و بهتر است یک پتو دور او بپیچیم و فرد در همان مکان بنشیند تا آتش خاموش شود و باید برای عضو سوخته کنترل فرایند سوختن انجام شود و در دقیقه اول فرصت داریم عضو سوخته را با آب معمولی خنک کنیم.

وی با بیان اینکه اگر در دست فرد آسیب دیده زیورآلات نظیر انگشتر و دستبند باشد باید حتما آن‌ها را از دست فرد خارج کنیم، افزود: اگر لباس به بدن فردی که دچار سوختگی است، چسبیده باشد حق نداریم آن را جدا کنیم و باید دور محل سوختگی را ببریم و به قسمتی که چسبیده است دست نزنیم و چنانچه لباس نجسبیده است بهتر است آن را از تن فرد خارج کنیم.

رئیس اداره آموزش اورژانس تهران متذکر شد: در سوختگی‌های درجه ۲ به بالا به هیچ عنوان نباید از کرم‌های سنتی نظیر سیب زمینی و خمیر دندان و پماد سوختگی استفاده شود و باید منتظر بمانید تا همکاران ما بر بالین فرد حادثه دیده حاضر شوند و اقدامات لازم را انجام دهند.

منبع: میزان
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
آرامستان‌هایی که جاذبه گردشگری هم هستند! + تصاویر
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

برخی از گردشگران به گورستان‌گردی علاقه‌ زیادی دارند و گشت و گذار در بین قبرهایی که هر کدام طرح و حال و هوای متفاوتی دارند را راهی میان‌بر برای بررسی تاریخ، معماری و فرهنگ مردم هر منطقه می‌دانند؛ اسامی مردم، مجسمه‌ها و تزئینات، ذکر تاریخ‌ها و وقایع همگی از جذابیت‌های این بخش از گردشگری هستند و البته داشتن یک آرامستان مناسب و به روز جزء ضرورت‌های زندگی شهری است؛ در این گزارش بازدیدی از مشهورترین آرامستان‌های جهان داریم؛ از قدیمی‌ترین آنها تا بزرگ‌ترینشان:

غار تافوغالت

غار تافوغالت در روستایی به همین نام در مراکش (مغرب)، عنوان قدیمی‌ترین قبرستان شناخته شده جهان را به خود اختصاص داده. بقایای اجساد پیدا شده در این منطقه متعلق به انسان‌های ۱۴ هزار سال قبل است. علاوه بر این غار، خود روستا نیز با فضای طبیعی زیبا و باغ‌های خرمش یکی از جاذبه‌های دیدنی شهر وجده در شمال غربی مراکش است.

بیشتربخوانید

مرموزترین قبرستان ایران که مردگانش تجزیه نمی‌شوند

نمایی از غار تافوغالت که محل دفن اموات بوده است.
قبرستان وادی‌السلام

قبرستان وادی‌السلام شهر نجف (عراق) بزرگ‌ترین قبرستان جهان است. مساحت وادی السلام ۱,۴۸۵.۵ هکتار اندازه‌گیری شده و برآوردها حاکی از آن است که قریب به ده‌ها میلیون مقبره در این مکان وجود دارد. قدمت تدفین روزانه در این قبرستان ۱۴۰۰ سال است و بسیاری از بزرگان شیعه در این مکان آرام گرفته‌اند. قبرستان وادی‌السلام یا مکان آرامش در یونسکو به ثبت جهانی رسیده است.

نمایی از خیابان اصلی وادی‌السلام که شاید کسی تمام آن را قدم نزده باشد.

گورستان پق لاشز

گورستان پق لاشز با بیش از ۳.۵ میلیون بازدید سالانه، پربازدیدترین گورستان جهان و یکی از دیدنی‌ترین مکان‌های فرانسه لقب گرفته است. بسیاری از شعرا، نویسندگان، فلاسفه و حتی سیاستمداران مطرح جهان در این مکان آرمیده‌اند. قدمت این مکان به سال ۱۸۰۴ میلادی بازمی‌گردد و بخشی مخصوص مسلمانان دارد. از میان مشاهیر ایرانی افرادی چون صادق هدایت، غلامحسین ساعدی، عیسی بهادری و … در این مکان مدفونند.

زیبایی لاکچری پق لاشز به خصوص در پاییز پای عکاسان زیادی را به آن باز می‌کند
گورستان ویورلی

گورستان ویورلی در حوالی شهر سیدنی (استرالیا) در سال ۱۸۷۷ ایجاد شد و در طراحی آن تلاش شد تا از بخش‌بندی‌های قبرستان پق لاشز تبعیت شود. این مکان به دلیل قرار گرفتن در سواحل صخره‌ای که منظره زیبایی از اقیانوس دارد و نیز سنگ‌تراشه‌های ویکتوریایی و ادواردی بناهای یادبود آن شهرت جهانی پیدا کرده است. برخی نماهای فیلم «گتسبی بزرگ» نیز در این مکان تصویربرداری شدند.

تصویر بی‌نظیر دریا در افق قبرهای ویکتوریایی پیداست.

قبرستان اوکونائین

قبرستان اوکونائین در شهر مذهبی کویاسان (ژاپن) با جنگلی از درختان احاطه شده و محل خاکسپاری مونک‌ها یا روحانیان بودایی است. این مکان بزرگترین گورستان در ژاپن است و بیش از ۲۰هزار مونک و پیرو مذهب شینگون در آن دفن شده‌اند. محل مقبره بنیانگذار بودیسم شینگون و یکی از مشهورترین افراد در تاریخ مذهبی ژاپن نیز در این مکان قرار دارد و همین موضوع پای زائران زیادی را به این جنگل شگفت‌انگیز باز کرده است.

زائران یادبودهای مونک‌ها را تزئین می‌کنند.
آرامگاه رکوله‌تا

آرامگاه رکوله‌تا نام گورستانی در محله‌ای به همین نام در بوینس آیرس (آرژانتین) است. یکی از دلایل شهرت این مکان وجود مقبره «اوا پرن» محبوب‌ترین بانوی آرژانتین است. قدم زدن در این قبرستان حسی مانند بازدید از یک شهر مرمرین و کوچک را در ذهن تداعی می‌کند. نام مشاهیر آرژانتینی، بناهای یادبود زیبا و کوچه‌های پیچ‌دار همگی برای اینکه متوجه گذر زمان نشوید کافی است.

کوچه‌های مرمرین رکوله‌تا با مقبره‌هایی با شکوه احاطه شده‌اند.
بهشت زهرای تهران

در پایان این گردش مجازی می‌توان سری به بزرگترین آرامستان ایران، بهشت زهرای تهران، نیز زد که میزبان افراد مشهور و مقبره‌های گوناگونی است. در این میان شاید بازدید و زیارت مزار شهدا لذت دیگری داشته باشد. جایی که هر قبر صاحب قابی از خاطرات خانواده‌ای است که تجدید آن را به ابدیت موکول کرده‌اند.

مزار شهدای تهران هر سال طی آئینی غبار روبی می‌شود.
بازدید از قبرستان‌های شهرهای مختلف نکات جالب توجهی از فرهنگ، مذهب و هنر هر قوم را به نمایش می‌گذارد و سرگرم کننده است. آنچه این آرامستان‌ها را دیدنی کرده، مفهوم منحصر به فردی است که به طور مشترک در طراحی و معماری قبرهای هر دوره تاریخی لحاظ شده و استمرار آن تضمین شده است.

منبع: همشهری آنلاین
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
لژیونر‌های مطرح فوتبال در مسیر بازگشت به لیگ برتر ایران
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

فوتبال ایران طی سالیان گذشته لژیونر‌های زیادی را به خود دیده است؛ اگرچه دیگر مانند سال‌های دور خبر زیادی از حضور فوتبالیست‌های مطرح ایران در لیگ‌های معتبر و تیم‌های بزرگ اروپایی نیست، اما در کشور‌های درجه دو و سه حالا ایرانی‌های زیادی توپ می‌زنند.

در این بحث البته مهدی طارمی، علیرضا جهانبخش و سردار آزمون سردمداران بازیکنان فوتبال ایران هستند که اکنون در پورتوی پرتغال، فاینورد هلند و بایر لورکوزن آلمان روز‌های خوبی را سپری می‌کنند، اما سایر بازیکنانی که در اروپا و آسیا توپ می‌زنند تیم‌هایشان چندان بزرگ نیستند.

حضور پرتعداد بازیکنان فوتبال ایران در کشور‌های درجه دو و سه البته پیامد‌هایی نیز دارد که مهم‌ترین آن‌ها به بازگشت نفرات بعد از مدتی به لیگ ایران مربوط می‌شود. همین حالا ستاره‌های زیادی هستند که برای بازگشت به ایران لحظه‌شماری می‌کنند. ستاره‌هایی که حتی شرایط‌شان در تیم ملی فوتبال هم به خطر افتاده و به دنبال آن هستند تا با بازگشت به لیگ برتر به شرایط خوب گذشته برگردند و البته با بودن در چشم سرمربی تیم ملی فوتبال، جام جهانی قطر را از دست ندهند.

در ادامه به وضعیت برخی از ستاره‌های بزرگی که در کشور‌های دیگر شرایط خوبی ندارند، اشاره شده است:

علیرضا بیرانوند؛ بازگشت به پرسپولیس؟

دروازه‌بان مطرح فوتبال ایران که چند ماه قبل در انتقالی مهم از پرسپولیس به تیم آنتورپ بلژیک رفت، در این تیم شرایط خوبی پیدا نکرد و به ناچار فوتبال بلژیک را ترک کرد. او با قراردادی قرضی به تیم بواویشتای پرتغال منتقل شد، اما با وجود امیدواری‌های بسیار، فرصت کمی برای بازی کردن در مسابقات این تیم پرتغالی به دست می‌آورد.

بیرانوند تنها در هشت بازی از رقابت‌های این فصل لیگ فوتبال پرتغال به میدان رفته که در دو بازی موفق به کلین‌شیت شده و نمایشش طوری نبوده که بتواند نظر قطعی سرمربی تیم را به خود جلب کند. این همان مساله‌ای است که باعث شد این گلر باتجربه پس از مدت‌ها یکه‌تازی در عرصه تیم ملی و فیکس بودن در جام جهانی روسیه، در سه بازی گذشته ایران جای خود را به امیر عابدزاده بدهد. بی‌تردید بیرانوند دوست ندارند جایگاه قبلی خود را از دست بدهد و به همین خاطر است که شایعاتی درباره بازگشتش به پرسپولیس هم مطرح شده است. چند روز قبل بیرانوند وقتی خبری درباره علاقه‌اش برای بازی در اروپا و برنگشتن به پرسپولیس منتشر شد، بلافاصله در فضای مجازی واکنش نشان داد و اعلام کرد که ظاهرا بازگشتش به ایران منافع برخی را به خطر می‌اندازد. همین موضوع شایعه بازگشت بیرانوند به فوتبال ایران را در فاصله چند ماه تا پایان لیگ برتر داغ کرده است. با توجه به مشکلات دروازه‌بانی که پرسپولیس با آن روبه‌رو است حالا بیرانوند با بازگشت به ایران می‌تواند درون چارچوب سرخ‌ها دوباره خوش بدرخشد و بازگشت او را باید محتمل بدانیم.

فرشید اسماعیلی پیراهن شماره ۸ استقلال را می‌خواهد؟

فرشید اسماعیلی یکی از بازیکنان خوب استقلال در سال‌های گذشته بود. او که به پیراهن شماره ۸ این تیم هم رسید، به خاطر مشکلاتی که با مدیران سابق باشگاه پیدا کرد، دیگر نتوانست در استقلال بماند. البته با حضور آجورلو پیشنهاد‌هایی برای بازگشت به استقلال دریافت کرد، اما در نهایت او ترجیح داد به لیگ قطر برود و در تیم العربی توپ بزند.

حالا رقابت‌های لیگ ستارگان قطر به پایان رسیده و بحث‌های زیادی درباره بازگشت فرشید به ایران و پوشیدن دوباره پیراهن استقلال توسط او مطرح است.

از آنجایی که تیم العربی در نظر دارد با افزایش تعداد خارجی‌های مسابقات بازیکنان دیگری را به خدمت بگیرد، آن وقت شرایط برای اسماعیلی سخت‌تر می‌شود. تیم العربی در حال حاضر ۵ بازیکن خارجی به نام‌های یوسف مساکنی، آرون بوبندزا، آرون گونارسون، فرشید اسماعیلی و آداما دیومندی را در اختیار دارد و شایعاتی پیرامون بازگشت فرشید به ایران مطرح شده است.

بی‌تردید اگر اسماعیلی بخواهد به ایران برگردد، استقلال بهترین گزینه برای اوست. اینکه کادر فنی استقلال به جذب دوباره اسماعیلی علاقه‌مند است یا نه، بحث دیگری است، اما باید دید خود این بازیکن چه تصمیمی برای آینده‌اش دارد و آیا به بازگشت به ایران فکر می‌کند یا خیر.

علی کریمی؛ کامبک از ترکیه؟

ستاره سابق استقلال و تیم ملی در ماه‌های گذشته دچار بدشانسی بزرگی شده است. علی کریمی بعد از آنکه در لیگ قطر خوش درخشید به ترکیه رفت و قراردادی مهم با کایسری اسپور بست. با اینکه پیش‌بینی می‌شد حضور کریمی در ترکیه سرآغاز موفقیت‌های بیشتر این بازیکن باشد، اما او در بدو ورود مصدوم شد و نتوانست تیمش را همراهی کند.

کریمی حالا با بهبود کامل به تمرینات کایسری اسپور برگشته، اما مساله مهم قرارداد او با باشگاه ترکیه‌ای است. هافبک سابق تیم ملی بعد از مصدومیت قراردادش را با کایسری فسخ کرد و قرار شد در بازگشت به میادین قرارداد جدیدی ببندد که حالا شنیده می‌شود او هنوز این قرارداد را امضا نکرده است.

درباره کریمی نیز شایعاتی پیرامون بازگشتش به فوتبال ایران شنیده می‌شود. این بازیکن که دو فصل برای استقلال توپ زد و عملکرد خوبی هم داشت، حالا در ترکیه وضعیت مبهمی پیدا کرده و بحث‌هایی درباره کامبک او به لیگ برتر شنیده می‌شود.

حسین کنعانی‌زادگان؛ فقط پرسپولیس!

مدافع تیم ملی فوتبال که فصل گذشته را در الاهلی قطر سپری کرد هم در پایان رقابت‌های لیگ این کشور شرایط پیچیده‌ای را تجربه می‌کند. کنعانی با الاهلی قطر قراردادی یک‌ساله امضا کرده بود که این قرارداد تا خردادماه جاری است، اما با توجه به اینکه این تیم بازی رسمی تا شروع لیگ ستارگان در پیش ندارد، اگر کنعانی تصمیم به تمدید نگیرد عملا کارش با این تیم قطری تمام می‌شود.

الاهلی قطر در حالی لیگ را با ۲۵ امتیاز در رده هفتم به پایان رساند که در آن سوی آب‌های خلیج فارس، پرسپولیس خود را برای هفتمین فصل متوالی در کورس قهرمانی نگه داشته، اما به دلیل ساختار دفاعی افت کرده از تیم‌های قعر جدولی هم گل می‌خورد و این آمار بد دفاعی باعث شده سرخ‌ها ۶ امتیاز از صدر فاصله داشته باشند.

پرسپولیس در سال‌های اخیر تعداد زیادی از بازیکنان باکیفیت خود را بدون اینکه سود خاصی از فروش آن‌ها داشته باشد از دست داده و این بازیکنان که اغلب ملی‌پوش هستند راه فوتبالی خود را در لیگ‌های حاشیه خلیج فارس یا اروپا ادامه می‌دهند.

قرمز‌ها پس از رفتن کنعانی سه مدافع آخر یعنی علی نعمتی، علیرضا ابراهیمی و وحدت هنانوف را جذب کردند، اما نتوانستند کیفیت دفاعی سال قبل خود را تکرار کنند. یحیی گل‌محمدی در طول بیست و دو بازی گذشته لیگ مدام با خط دفاعی تیمش کلنجار رفته و آرایش و بازیکنان متفاوتی را آزموده، اما هنوز پیش از هر بازی برای چینش دفاعی پرسپولیس تردید‌های زیادی وجود دارد.

در این شرایط کنعانی درست پس از پایان لیگ ستارگان قطر در حالی که در ۲۰ بازی از ۲۲ بازی این لیگ به میدان رفته و احتمالا پیشنهاد تمدید نیز دریافت خواهد کرد، عبارت “only perspolis” را به بایو پیج اینستاگرام خود افزود تا در فاصله چند ماه تا شروع نقل و انتقالات تابستانی به شایعه بازگشت زودهنگامش به پرسپولیس دامن بزند و در صفحات هواداری ترند شود.

هواداران پرسپولیس به رفتن‌های متعدد بازیکنان‌شان در سال‌های اخیر خو گرفته‌اند، اما بازگشت ستاره‌هایی، چون امیری، ترابی و رضاییان نشان داده راه برگشت به پرسپولیس در صورت داشتن کیفیت مطلوب هموار است و کنعانی اگر به یک سال لژیونر بودن بسنده کند، می‌تواند دوباره در قلب خط دفاع پرسپولیس به میدان برود. البته احتمال اینکه این مدافع در سال جام جهانی در قطر ماندگار شود و با تیم دیگری در لیگ ستارگان ادامه دهد، وجود دارد و از روی پیج اینستاگرام تشخیص آنچه در سر افراد می‌گذرد کار راحتی نیست.

لیگ بیست و دوم پرستاره‌تر می‌شود؟

طبیعتا هر کدام از این بازیکنان اگر بخواهند به لیگ ایران برگردند، باید در لیگ آینده این اتفاق را رقم بزنند. پنجره نقل و انتقالات لیگ برتر فوتبال تا پایان فصل جاری بسته است و آن‌ها در نقل و انتقالات تابستانی می‌توانند با تیم‌های لیگ برتری قرارداد امضا کنند. از سوی دیگر با توجه به اینکه سازمان لیگ در نظر دارد لیگ آینده را تا قبل از جام جهانی قطر (پایان آذر ۱۴۰۱) به نیم‌فصل برساند، فرصت خوبی برای ستاره‌ها مهیاست تا در لیگ بعدی خود را به اسکوچیچ و کادر فنی تیم ملی نشان بدهند.

با این تفاسیر به نظر می‌رسد لیگ برتر بیست و دوم فوتبال ایران بسیار پرستاره‌تر از حال حاضر پیگیری شود. بازیکنان زیادی درصدد آن هستند تا به لیگ برتر برگردند و باید دید در روز‌های منتهی به پایان خرداد ۱۴۰۱ چه اتفاقاتی حول این ماجرا رخ خواهد داد.

منبع: شهروند آنلاین
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
گزارشی از دزدهای سریالی که در دام پلیس گرفتار شدند
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

سرقت‌های ١۵ مرد و دو زن پیش‌روی پلیس پایتخت قرار دارد. این مردان و زنان در هشت پرونده جداگانه از سوی ماموران هشت کلانتری مختلف به دام افتادند. ١٧ زن و مردی که در گروه و تیم‌های مختلف و تک‌رو در کمین طعمه‌هایشان می‌نشستند. این سارقان خبره که کارنامه سیاهی در پرونده انتظامی و قضائی خود دارند با بدل‌اندازی، سنگ‌قبر دزدی، موبایل‌قاپی، فرش‌دزدی، زورگیری با تهدید چاقو و قمه، طلادزدی از کودکان و جیب‌بری سوژه‌های خود را انتخاب می‌کردند و در فرصتی مناسب سناریوی سرقت‌های سریالی خود را کلید می‌زدند. این متهمان حرفه‌ای در عملیات‌های مختلف پلیسی زمین‌گیر شدند.

بدل‌اندازان سیار در دام پلیس

چهار بدل‌انداز لوازم خانگی تقلبی در محدوده حسن‌آباد در عملیات‌های پلیسی به آخر خط رسیدند.

به دنبال ثبت چند مورد شکایت از سوی شهروندان با موضوع فروش لوازم خانگی تقلبی به جای اصل، توسط چهار نفر با سه دستگاه خودروی تیبا، ساینا و سمند که به صورت سیار در محدوده حسن‌آباد فعالیت می‌کنند، شناسایی و دستگیری متهمان در دستور کار کلانتری حسن‌آباد قرار گرفت.

در تحقیقات تخصصی انجام‌شده مشخصات ظاهری متهمان و محل تردد آنان شناسایی شد. تیم عملیاتی کلانتری حسن‌آباد با پوشش چندین روزه محل تردد متهمان، سوژه‌های مورد نظر را شناسایی و آنان را در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر کردند. در بازدید از خودروی متهمان ۶ دستگاه مایکروفر، چهار دستگاه اجاق گاز و چهار دستگاه جاروبرقی تقلبی کشف و به همراه متهمان به کلانتری حسن‌آباد منتقل شد.

پس از پایان تحقیقات و تشکیل پرونده متهمان به مرجع قضائی ارجاع داده شدند.

پایان کار سنگ‌قبر دزدان بهشت زهرا (س)

سارقان سنگ‌قبر‌های بهشت زهرا (س) به همراه چهار سنگ‌قبر سرقتی دستگیر شدند. متهمان در بازجویی‌ها به ١٠ سرقت دیگر سنگ‌قبر اعتراف کردند.

تیم عملیاتی کلانتری کهریزک در حال گشت‌زنی یک دستگاه خودروی وانت پیکان را با دو سرنشین در حال حمل تعدادی سنگ‌قبر مشاهده کرد که بلافاصله نسبت به متوقف‌کردن خودرو و بررسی موضوع اقدام کردند.

ماموران انتظامی در بازدید خودرو چهار سنگ‌قبر نوشته‌شده که مشخص بود از قبر کنده شده است، کشف کردند و در بررسی اولیه با حرف‌های ضد و نقیض دو نفر روبه‌رو شدند که هر دو متهم به همراه خودرو و سنگ‌های کشف‌شده به کلانتری کهریزک منتقل شدند.

در تحقیقات انجام‌شده متهمان سابقه‌دار ضمن اعتراف به جرم خود به ١٠ فقره سرقت سنگ‌قبر از بهشت زهرا (س) اعتراف کردند.
پس از پایان تحقیقات و تشکیل پرونده متهمان تحویل مرجع قضائی شدند.

دستگیری سارقان موبایل‌قاپ

دو موبایل‌قاپ تبعه افغانستان در محله انقلاب که ٢٢ سرقت گوشی همراه در کارنامه خود داشتند، از سوی پلیس به دام افتادند. در پی افزایش موبایل‌قاپی در «محله انقلاب» شناسایی و دستگیری سارق یا سارقان در دستور کار تیمی از ماموران کلانتری این محله قرار گرفت.

ماموران کلانتری حین گشت‌زنی در محله انقلاب موتورسیکلت آپاچی دو ترک را با پلاک مخدوش و صورت‌های پوشیده مشاهده می‌کنند و زیر نظر می‌گیرند. متهمان وقتی در کمین رهگذری بودند و در پیاده‌رو تلفن همراهش را دزدیدند، از سوی پلیس تحت تعقیب قرار گرفتند. متهمان در این تعقیب‌وگریز زمینگیر و دستگیر شدند.

متهمان ٢۵ و ٢٨ ساله که از اتباع کشور افغانستان بودند، در تحقیقات اولیه به جرم خود و سرقت تلفن همراه به روش موبایل‌قاپی و ٢٢ سرقت دیگر اعتراف کردند که مالباختگان نیز شناسایی شدند. تحقیقات بیشتر برای کشف جرایم احتمالی متهمان ادامه دارد.

فرش‌دزدان مولوی در چنگ پلیس

سارقان فرش‌های قیمتی محله مولوی با ۶ تخته فرش به ارزش ۶میلیارد ریال تومان در عملیات‌های پلیسی زمین‌گیر شدند. عملیات کلانتری ١١۶ مولوی حین گشت‌زنی در محله مولوی به یک خودروی سواری با دو سرنشین که در قسمت عقب خودرو به نظر وسیله‌ای داشته و با پارچه‌ای پنهان کرده بودند، مشکوک می‌شوند.

واحد عملیات کلانتری برای بررسی بیشتر به خودروی مورد نظر مراجعه می‌کند که سارقان با مشاهده ماموران از محل متواری می‌شوند. در یک تعقیب‌وگریز خودرو متوقف می‌شود و متهمان دستگیر می‌شوند و در بررسی خودروی متهمان ۶ تخته فرش کوچک و قیمتی کشف می‌شود.

متهمان در کلانتری در تحقیقات اولیه به جرم خود و سرقت فرش‌ها از خانه‌ای در شرق تهران اعتراف کردند که مالباخته شناسایی شد و کارشناسان ارزش اموال کشف‌شده را ۶میلیارد ریال محاسبه کردند. سارقان سابقه سرقت و تحمل حبس در زندان را نیز دارند. تحقیقات بیشتر برای کشف جرایم احتمالی متهمان ادامه دارد.

سرقت با تهدید چاقو و قمه

در پرونده دیگری سارقان زورگیر محله خلیج با تهدید سلاح سرد اقدام به سرقت می‌کردند. روز جمعه شهروندی به ماموران واحد عملیات کلانتری ١٧٩ خلیج‌فارس که درحین گشت‌زنی بودند، مراجعه کرده و اظهار داشت که سه روز پیش سه نفر با تهدید سلاح سرد اقدام به زورگیری از من کردند و در حال حاضر نیز سارقان در یکی از خیابان‌های محله خلیج حضور دارند.

واحد عملیات کلانتری با راهنمایی مالباخته به محل رفت. متهمان در خودرو بودند که پلیس را دیدند. ماموران کلانتری برای بررسی موضوع به سمت متهمان رفتند. آنان با مشاهده ماموران قصد فرار داشتند که با درایت پلیس هر سه سارق ٢٧ تا ٣٣ ساله دستگیر شدند. در بررسی خودروی متهمان آلات و ادوات سرقت و اموال سرقتی اعم از هشت تلفن همراه سرقتی، سه ضبط و باند خودرو، ۶ قبضه انواع سلاح سرد و ۴٠ گرم موادمخدر کشف شد.

متهمان در کلانتری و در تحقیقات اولیه به جرم خود و سرقت با تهدید سلاح سرد اعتراف کردند که تاکنون پنج نفر از مالباختگان شناسایی شده‌اند. کارشناسان ارزش اموال کشف‌شده را ۶٠٠میلیون ریال محاسبه و اعلام کردند. تحقیقات بیشتر برای کشف جرایم احتمالی متهمان ادامه دارد.

دستگیری سارق گوشواره‌های کودکان در امامزاده حسن

زن سارق ۵٠ ساله با سوءاستفاده از غفلت والدین گوشواره‌های کودکان را سرقت می‌کرد. به دنبال دریافت خبری مبنی بر سرقت طلای کودکی در بازار «امامزاده حسن» دستگیری سارق یا سارقان در دستور کار تیمی از کلانتری این محل قرار گرفت. واحد عملیات کلانتری برای شناسایی و دستگیری سارق به‌صورت محسوس و نامحسوس در بازار امامزاده حسن اقدام به گشت‌زنی کردند. در همین حین زنی را که با غفلت والدین در حال بازکردن گوشواره دختر خردسالی بود، مشاهده کردند که به سرعت وارد عمل شده و سارق را در حالی که قصد فرار در شلوغی و ازدحام جمعیت را داشت، دستگیر کردند و در بررسی اولیه یک جفت گوشواره که لحظاتی قبل سرقت کرده بود، کشف کردند.

متهم که زنی ۵٠ ساله بوده در کلانتری در تحقیقات اولیه و با مشاهده ادله و مدارک به جرم خود اعتراف کرد که تاکنون فقط به یک سرقت اعتراف کرده و تحقیقات بیشتر ادامه دارد. با توجه به سرقت‌های مشابه در کلانتری‌های مجاور تحقیقات بیشتر و شناسایی مالباختگان ادامه دارد. پرونده متهم به مرجع قضائی معرفی شد.

دستگیری مامور قلابی و کشف سرقت میلیاردی

ماجرای بعدی سرقت‌ها مربوط به دو مامور قلابی است که با غصب عناوین، یک خودروی وانت نیسان حامل ٢هزار و ٢۵٠ کیلوگرم پسته به ارزش تقریبی ٧میلیارد ریال را سرقت کرده بودند.

به دنبال مراجعه تعدادی از شهروندان در محدوده نجم‌آباد به ماموران انتظامی و اعلام سرقت یک خودروی وانت نیسان حاوی ٢هزار و ٢۵٠ کیلوگرم پسته توسط پنج نفر از سرنشینان خودروی ۴٠۵ تحت پوشش مامور و با استفاده از دستبند و بیسیم، موضوع به دلیل حساسیت در دستور کار کلانتری قرار گرفت و طرح مهار اجرا شد.

مشخصات خودرو‌ها و سارقان در اختیار واحد‌های عملیاتی و انتظامی قرار گرفت. تیم عملیاتی کلانتری قلعه نو با همکاری عوامل بسیج حوزه ۴۵٧ خودروی وانت نیسان سرقتی حامل بار پسته را متوقف و دو نفر از سارقان را به همراه یک رشته دستبند دستگیر و برای بررسی بیشتر به کلانتری قلعه نو منتقل کرد و با اقدامات عملیاتی و اطلاعاتی پسته‌های سرقت‌شده نیز کشف شد.

در تحقیقات انجام‌شده متهمان به جرم خود اعتراف کردند. پس از اخذ شکایت شاکی و هماهنگی‌های قضائی کشف جزئیات بیشتر پرونده و دستگیری دیگر متهمان پرونده در دستور کار پلیس ری قرار گرفت. دستگیری دیگر متهمان متواری نیز در دستور کار پلیس ری قرار دارد.

جیب‌بری‌های سریالی زن مسافرنما در مترو

سارق حرفه‌ای و سابقه‌دار در ایستگاه‌های اتوبوس اقدام به جیب‌بری می‌کرد. این زن پس از دستگیری به ٨٠ سرقت اعتراف کرد. اواخر بهمن‌ماه پرونده‌ای با موضوع سرقت گوشی تلفن همراه به شیوه جیب‌بری به پلیس آگاهی ارجاع شد که دایره مبارزه با سرقت‌های خاص پایگاه سوم برای کشف پرونده وارد عمل شد.

در ابتدا از شاکی تحقیق شد که اظهار داشت در ایستگاه میدان ولیعصر (عج) حین سوارشدن به اتوبوس تلفن همراهش به ارزش ۴٠میلیون تومان از کیف او ربوده‌اند. پس از دریافت پرونده کارآگاهان برای کشف پرونده راهی محل سرقت شده و با بهره‌گیری از شیوه‌های نوین و علمی کشف جرم موفق به شناسایی هویت متهم به اسم «سمیه» که دارای سوابق متعدد در زمینه جیب‌بری بود، می‌شوند. پس از هماهنگی قضائی، «سمیه» شناسایی و دستگیر شد.

سمیه پس از مواجهه با شواهد و مستندات جرم خود را پذیرفت و به ٨٠ فقره سرقت گوشی تلفن همراه از شهروندان اعتراف کرد.
با اعتراف صریح «سمیه» به جرم سرقت او برای انجام تحقیقات تکمیلی و شناسایی مالباختگان در اختیار پلیس آگاهی قرار گرفت که با دعوت از شاکیان و مواجهه حضوری با متهم تا به حال ۶۴ نفر از مالباختگان او را به عنوان سارق خود شناسایی کرده‌اند.

منبع: روزنامه شهروند
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
سلاح لیزری ایران برای دفاع از اماکن حساس کشور را بشناسید
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

دانش طراحی و تولید سامانه‌های پدافندی لیزری از جمله دستاورد‌های مهمی است که طی سال‌های اخیر صنایع دفاعی جمهوری اسلامی ایران به آن دست یافته‌اند و توپ‌های لیزری که با استفاده از اشعه لیزر پرتوان قادر به مقابله و انهدام اهداف هوایی پرنده هستند، امروزه در سازمان رزم یگان‌های پدافندی کشورمان برای مقابله با اهداف متخاصم قرار گرفته‌اند.

بیشتربخوانید

اهداف پرنده را با سلاح لیزری منهدم می‌کنیم/ سامانه پدافند موشکی «عقاب» به زودی عملیاتی می‌شود/ مقاومت در برابر جنگ الکترونیک ویژگی بارز رادارهای ایرانی

نخستین‌بار شهریورماه ۱۳۹۸ بود که مدیرعامل وقت سازمان صنایع الکترونیک ایران (صاایران) خبر از دستیابی کشورمان به دانش طراحی و ساخت سلاح‌های لیزری پدافندی و استقرار آن در مناطق حساس و حیاتی کشور برای محافظت از این مناطق داد و گفت: در موضوع کُشندگی نیز دستاورد‌های خوبی داشتیم که همه آن‌ها تولید داخل هستند، برای مثال در دنیا متداول است که پرنده‌های رادارگریز خود را از لایه‌های کامپوزیتی می‌سازند تا هم رادارگریز باشد، هم سبک باشد و هم به تداوم پروازی آن در هوا کمک کند. این بدنه کامپوزیتی در برابر لیزر‌های پرتوان آسیب‌پذیر است و ما با استفاده از این لیزر‌ها که در اختیار داریم می‌توانیم آن‌ها را منهدم کنیم.

سامانه سلاح لیزری «ساتب» نام دستاورد و محصول صنعت دفاعی کشورمان در حوزه سلاح‌های لیزری است که امروز وظیفه حفاظت و حراست از اماکن حساس و حیاتی کشور را بر عهده دارد. مزیت استفاده از چنین سامانه‌هایی سرعت بالای آن‌ها در مقابله با اهداف هوایی از جمله پهپاد‌ها و موشک‌های کروز متخاصم است چراکه در این سلاح‌ها، پرتابه که اشعه لیزر است با سرعت نور حرکت می‌کند و همچنین تا زمانی که جریان انرژی وجود داشته باشد، این شلیک ادامه دارد.

به دلیل پیچیدگی و فناوری بالای حوزه لیزر، تاکنون کشور‌های محدودی در دنیا (۶ کشور) توانسته‌اند به حیطه سلاح‌های لیزری ورود پیدا کنند که جمهوری اسلامی ایران نیز یکی از آن شش کشور است که توانسته سامانه‌های سلاح لیزری را برای دفاع هوایی برد کوتاه و برای دفاع از تاسیسات حساس و حیاتی خود طراحی و تولید کند.

منبع: ایرنا
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
گفت‌وگوی اختصاصی سال ۱۳۶۴ با سردار شهید محمود کاوه
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

وقتی برای کسانی که تاریخ انقلاب و حوادث آن را نمی‌شناسند از سردار شهید محمود کاوه حرف می‌زنید، انگار از یک نظامی سالخورده و جاافتاده سخن می‌گویید که روزگار طولانی عمرش را در میدان‌های نبرد گذرانده و پس از چند دهه، مبدل به سرداری نامدار شده‌است که تاریخ ایران به وجودش می‌بالد؛ اما کاوه، هنگامی که به فرماندهی تیپ ویژه شهدا رسید، تازه به سومین دهه زندگی‌اش پا گذاشته بود و زمانی که به افتخار شهادت نائل آمد، تنها ۲۵ سال داشت.

شهید کاوه، متولد سال ۱۳۴۰ ش در محله «ضد» مشهد بود. او در خانواده‌ای مذهبی متولد شد و تقریباً از ۱۳، ۱۴ سالگی، پای درس‌های تفسیر آیت‌ا… خامنه‌ای در مسجد امام حسن (ع) و بعدها، مسجد کرامت نشست. شهید کاوه در دوران جنگ تحمیلی، چهارسال فرماندهی نبرد با ضدانقلاب را در کردستان برعهده داشت. شجاعت، صلابت و تیزهوشی مثال‌زدنی وی، باعث شد که نامش به کابوس ضدانقلاب در این منطقه تبدیل شود و پیروزی‌های پیاپی او، کردستان ملتهب را به کردستان آرام و صاحب امنیت تبدیل کرد.

رهبرانقلاب در بخشی از بیاناتشان در جمع پرسنل سپاه‌پاسداران که در سال ۱۳۶۶، کمتر از یک‌سال بعد از شهادت شهید کاوه، ایراد کردند، او را مصداق «شیر روز و پارسای شب» دانسته و گفته‌اند: «این هم یکی از خصوصیات دوران ماست، که برجستگان همیشه از پیر‌ها نیستند، آدم جوان‌ها و بچه‌ها را می‌بیند که جزو چهره‌های برجسته می‌شوند. رهبان‌اللیل و اسد النهار (شیر روز و پارسای شب) غالباً توی همین بچه‌هایند، توی همین جوان‌هایند. ما نشستیم از دور داریم نگاه می‌کنیم حسرت می‌خوریم، و آرزو می‌کنیم کاش برویم توی محیط آن‌ها. کمتر وقتی است که بنده همین حالا‌ها دلم پرواز نکند به سمت محفل سنگرنشینان؛ آن‌جا انسان ساخته می‌شود و خوب هم ساخته می‌شود، و این جوان‌ها خوب ساخته شدند، و شهید کاوه حقیقتاً خوب ساخته شد.»

آن‌چه پیش روی شما قرار دارد، مصاحبه‌ای تاریخی است؛ مصاحبه‌ای که ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۴، با سردار شهید محمود کاوه انجام شده است. خبرنگار ما موفق به گرفتن این مصاحبه و تنظیم آن به عنوان یک گفت‌وگوی اختصاصی شد؛ مصاحبه‌ای که برای آن دوران، طولانی و مفصل محسوب می‌شود و در صفحه هفت روزنامه، چاپ و امروز که به عنوان روز بزرگداشت شهدا نام گذاری شده است بهترین فرصت برای بازنشر آن به حساب می‌آید. در این گفت‌وگوی تاریخی، نکاتی وجود دارد که باید به دقت مورد توجه قرار گیرد:

نخست: این مصاحبه، حدود یک‌سال قبل از شهادت شهید کاوه در منطقه حاج‌عمران (در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۶۵) گرفته شده‌است. در آن زمان، شهید کاوه ۲۴ ساله بود و تحلیلی که در این گفتگو شاهد آن هستید و به عنوان یک ناظر، بعد از ۳۶ سال می‌توانید صحت و پختگی آن را مورد بررسی قرار دهید، از فرمانده‌ای است که در اوج و عنفوان جوانی قرار دارد.

دوم: مصاحبه در زمانی گرفته شده‌است که شهید کاوه و یارانش در تیپ ویژه شهدا که مدتی بعد به لشکر ویژه تبدیل شد، توانستند با کوشش شبانه‌روزی، کردستان را از دست اشرار و ضدانقلاب آزاد و امنیت را در منطقه برقرار کنند و پس از آن برای حضور در عملیات بدر، به جنوب کشور منتقل شدند.

سوم: گزارش شهید کاوه درباره نقل و انتقال تیپ ویژه شهدا از کردستان به جبهه‌های جنوب، گزارشی قابل تأمل و دارای قابلیت استناد است و بخشی از تاریخ دفاع مقدس را به تصویر می‌کشد.

چهارم: تحلیل سیاسی شهید کاوه درباره مسئله صلح، پاسخی صریح به همان سوال چالشی معروف است؛ این‌که آیا جنگ تحمیلی باید بعد از آزادسازی خرمشهر ادامه می‌یافت یا نه؟ شبهه‌ای که گاه و بی‌گاه از زبان خودی و غیرخودی می‌شنویم. پاسخ شهید کاوه به این مسئله، پاسخ فردی است که وسط معرکه مبارزه قرار داشته و جنگ را با تمام ابعادش حس کرده است. او بیش از هر شخص دیگری، صلاحیت اظهارنظر در این زمینه را دارد و از این منظر، دیدگاهش قابل مطالعه و توجه به نظر می‌رسد.

فرمانده تیپ ویژه شهدا در یک مصاحبه اختصاصی:

اسلام حکم می‌کند که ما مظلومین دربند عراق را از دست حزب بعث نجات دهیم

برادر محمود کاوه فرمانده تیپ ویژه شهدا در یک مصاحبه اختصاصی به سوالات خبرنگار ما پاسخ گفت که نظر شما خوانندگان گرامی را به این گفتگو جلب می‌نماییم.

فرمانده تیپ ویژه شهدا در پاسخ به این سوال که: اوضاع کردستان در حال حاضر چگونه است و آیا گروهک‌ها در آن خطه از سرزمین جمهوری اسلامی ایران در بین مردم پایگاهی دارند یا خیر؟ اظهار داشت: از بدو پیروزی انقلاب اسلامی در غرب کشور به‌خصوص کردستان، اشرار مسلح در روستا‌ها و در دامنه کوه‌های مرتفع مستقر و به آزار و اذیت مردم مسلمان و مظلوم کردستان پرداختند. تیپ ویژه شهدا مأموریت یافت تا در این نقطه از سرزمین جمهوری اسلامی ایران، اقدام به سرکوبی اشرار مسلح نماید و از ابتدای مأموریت با وجود کمی تجربه در جنگ‌های کوهستانی، موفقیت‌های چشمگیری را کسب نمود و مردم مسلمان و انقلابی استان خراسان بیش از سایر استان‌ها در ارتباط با وقایع و غائله کردستان هستند، زیرا فرزندان دلیر آن‌ها از کردستان پاسداری نموده‌اند. کردستان همیشه مورد هجوم توطئه‌های ضدانقلاب و اشرار مسلح قرار داشته که عنوان خلقی بودن را یدک می‌کشیدند تا فرهنگ و افکار التقاطی خویش را بر مردم مظلوم این منطقه تحمیل نمایند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دشمن با توجه به امکاناتی که از قبل تدارک دیده بود به کردستان عزیز حمله‌ور شد و بخش‌هایی از آن منطقه را زیر سلطه خویش درآورد. گروهک‌های آمریکایی با حمایت رژیم عراق و مساعدت‌های همه‌جانبه ابرقدرت‌ها، این غائله را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کردند. بنابراین، گروهک‌های دست‌نشانده، عاملی برای ضربه زدن آمریکا بر ایران انقلابی شدند و با وجود وفور ستون پنجم، الحمدلله نه تنها هیچ کاری از پیش نبردند، بلکه امروز خفت‌بار سرزمین جمهوری اسلامی را ترک و به دامن رژیم عراق پناهنده شده‌اند. زمانی که غائله کردستان به‌وسیله رادیو‌های بیگانه و نشریات استکبار جهانی دامن زده می‌شد و از کاه کوهی می‌ساختند، رهنمود‌های بجای امام امت توطئه‌های دشمنان را خنثی و قوت قلبی برای رزمندگان ظفرمند اسلام بود.

وی ادامه داد: امروز به خواست خدا کردستان از آرامش نسبتاً خوبی برخوردار است و دشمن از حالت هجومی خارج و به دامن رژیم فاسد عراق پناهنده شده‌است. برادر کاوه درخصوص عملیات بدر به خبرنگار ما گفت: عملیات بدر در منطقه هورالعظیم آغاز شد و برادران ارتشی و سپاهی، متفقاً عملیات مقدس بدر را شروع و به دشمنان قسم‌خورده ثابت کردند که قوای اسلام در هر منطقه از خاک کشور خویش قادر به سرکوبی دشمنان متجاوز خواهند بود.

عملیات بدر ضربه‌ای محکم و شکننده بر پیکر رژیم عراق وارد ساخت و صدام جهت روحیه دادن به قوای خویش دستور بمباران هوایی و موشکی به مناطق مسکونی و غیرنظامی را صادر کرد که بلافاصله با پاسخ محکم رزمندگان ظفرمند اسلام روبه‌رو گردید و در این ریسک نه تنها امتیازی کسب نکرد بلکه موجب بی‌آبرویی خویش شد.

فرمانده تیپ ویژه شهدا در خصوص نقل و انتقالات این تیپ به جنوب کشور گفت: پس از پاکسازی منطقه کردستان از لوث اشرارمسلح، وجود تیپ ویژه شهدا در غرب کشور ضروری احساس نمی‌شد و بدین ترتیب به تیپ مأموریت جدیدی محول گردید تا در عملیات بدر شرکت کند. امید است ما در آینده نزدیک احتیاج به تیپ ویژه در جبهه‌های جنوب کشور نداشته باشیم و مبارزین سلحشور این تیپ، مستقیماً با اسرائیل غاصب وارد نبرد گردند. نکته مهمی که باید در این‌جا یادآور شوم، این است که تیپ ویژه با توجه به تخصص جنگی خویش در منطقه‌های کوهستانی، در عملیات بدر، آن هم در هورالعظیم، توانست موفقیت‌های بی‌نظیری را کسب و اطراف جزیره مجنون مستقر شود.

در پایان از وی سوال شد که صلح چگونه می‌تواند در منطقه به اجرا درآید؟ که وی پاسخ گفت: همان‌طور که مستحضر هستید صلح ابرقدرت‌ها و سازمان‌های به اصطلاح بین‌المللی، همانند جنگ آن‌ها تحمیلی خواهد بود و البته به وسیله این سر و صدا‌ها ملت انقلابی و مسلمان کشورمان اغفال نخواهند شد. رژیمی که در طول چند سال جنگ تمام قوانین و ضوابط بین‌المللی را زیر پا گذاشته و ابرقدرت‌ها با مساعدت و سازمان‌های بین‌المللی با سکوت، موجبات تشویق و ادامه هجوم عراق شده‌اند، امروز چطور می‌توانند ادعای صلح‌طلبی سر دهند و خواهان مجازات متجاوز باشند؟ آن‌ها در واقع می‌خواهند بدین طریق ما را در چارچوب یکسری یاوه‌گویی‌ها قرار داده و به جهان بگویند که ایران جنگ‌طلب و رژیم صدام صلح‌طلب است! علاوه بر این‌ها، امروز زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌های عراق مملو از مظلومین در بند است که در زیر شکنجه دژخیمان صدام جان می‌دهند و اسلام حکم می‌کند که ما این مظلومین را از دست حزب بعث عراق نجات دهیم. از طرفی می‌دانیم اگر صلحی بدین صورت در منطقه برقرار گردد، آینده مردم عراق و ایران و همچنین دیگر کشور‌های منطقه خلیج‌فارس در مخاطره خواهد افتاد.»

منبع: خراسان
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
سردارسلیمانی گفت: جهاد مغنیه را دارم برای روزهای سخت تربیت می‌کنم
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

شخصیت‌های متفاوتی در جایگاه‌های متفاوت با شهید حاج قاسم سلیمانی مراوده داشته‌اند. یکی از این شخصیت‌ها علی اکبر پور توسلی مدیر تشریفات ستاد بازسازی عتبات عالیات است که از زمان دفاع مقدس همرزم حاج قاسم بوده و سپس وارد نیروی هوایی سپاه پاسداران شده و در آنجا تشریفات شهید حسن مقدم و شهید احمد کاظمی را بر عهده می‌گیرد. سپس وارد نیروی قدس شده و به مدت دو سال مدیر تشریفات حاج قاسم می‌شود و تمامی مهمانان خارجی و جلسات محرمانه حاج قاسم را میزبانی می‌کند.

بیشتربخوانید

ناگفته‌های مردی که میزبانِ مهمان‌های شهید حاج قاسم سلیمانی بود

آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگوی ما با علی‌اکبر پورتوسلی است.

نحوه تعامل حاج قاسم با نیرو‌های مقاومت خصوصاً از کشور‌های دیگر چگونه بود؟

سید حسن نصرالله حرفی زدند که بسیار جالب بود. گفتند که من و سردار سلیمانی یک روح در دو بدن هستیم. واقعاً همینطور بود چقدر ایشان به آقای سید نصرالله ارادت داشت و چقدر ایشان به حاج قاسم. چقدر این آدم‌ها که از فلسطین می‌آمدند می‌دیدم که حاج قاسم را بسیار دوست می‌داشتند. این را چه کسی از آن‌ها خواسته بود؟ سید حسن نصرالله. یعنی واقعاً اینکه ایشان برای لبنان است و آن یکی برای جای دیگر مطرح نبود. هر دو برای جبهه بین‌المللی مقاومت بودند. هر جا در عراق گیر می‌کردند از حاج قاسم و سید نصرالله کمک می‌خواستند. سید نصرالله چه کار به عراق دارد؟ فلسطین و لبنان را باید دنبال می‌کرد، ولی لبنان و سوریه و حزب الله برای سید نصرالله هیچ فرقی نمی‌کرد. همین امر هم برای حاج قاسم فرق نمی‌کرد. یعنی هر دو احساس کردند که این یک جبهه است و اسم آن جبهه مقاومت است. اینجا عراق است و اینجا سوریه و … تفاوتی نداشت. وقتی فاطمیون و زینبیون از کشور‌های افغانستان و پاکستان به کمک می‌آیند فرقی نمی‌کند برای چه کشوری هستند، همگی زیر نظر جبهه مقاومت به حساب می‌آیند و واقعاً این ترکیب برای من جالب بود. او دارای هوش سیاسی، اهل تفکر و دارای تقوای دینی و سیاسی بود. تقوای دینی یعنی محرمات را رعایت می‌کرد.

شما چقدر با این ویژگی‌های اخلاقی مواجهه داشتید؟

این‌ها را در حین کار می‌دیدم. رعایت محرمات، نماز اول وقت و … احترام به آدم‌های زیردست. وقتی حاج قاسم از ساختمان فرماندهی خارج می‌شود و یک سرباز جلویش را می‌گیرد و می‌گوید که می‌خواهم چهار بیت شعر بخوانم، حاج قاسم با احترام جلویش می‌ایستد و می‌گوید بخوان. تقوای دینی که می‌گویم یعنی اینکه بحث‌های دینی و مذهبی را رعایت می‌کرد و در عین حال تقوای سیاسی هم داشت. در بحث‌ها کاری به خط و خطوط نداشت. اینکه فلانی اصول گراست یا اصلاح طلب و… بلکه او خط خود را دنبال می‌کرد.

چرا در این چند سال آخر برخلاف گذشته بیشتر از حاج قاسم خبر‌های متعدد می‌شنیدیم؟

خودم بار‌ها دیدم که ایشان نمی‌خواست در دید و دوربین باشد و اهل ریا نبود و در اواخر به خاطر بحث مقابله با داعش بود که خبر‌های مربوط به ایشان منتشر می‌شد. این خبر‌ها باید مطرح می‌شد تا دشمنان از او بترسند و واقعاً هم می‌ترسیدند. اگر داعشی‌ها می‌دانستند در منطقه‌ای حاج قاسم است، واقعاً خودشان را جمع و جور می‌کردند.

وقتی حاج قاسم از ساختمان فرماندهی خارج می‌شود و یک سرباز جلویش را می‌گیرد و می‌گوید که می‌خواهم چهار بیت شعر بخوانم، حاج قاسم با احترام جلویش می‌ایستد و می‌گوید بخوان. تقوای دینی که می‌گویم یعنی اینکه بحث‌های دینی و مذهبی را رعایت می‌کرد و در عین حال تقوای سیاسی هم داشتاو شهید اقتدار، امنیت و مقاومت و باوفا و با مردم بود. این‌ها خصوصیات اخلاقی‌اش بود. بچه‌های مدافعان حرم را دوست می‌داشت.

شما آیا خاطره‌ای از این جلوه‌های محبت حاج قاسم در ذهن دارید؟

در ساختمانی که بودم، به حاج قاسم خبر دادند که دو تا از بچه‌ها در منطقه سوریه شهید شدند. حاج قاسم فکر می‌کرد چطور این مسئله را در جامعه مطرح کند. مسائل این‌هایی که امروز می‌شنوید نبود. اگر یک جایی تشییع جنازه‌ای می‌شد، همه مردم می‌پرسیدند که این فرد کجا شهید شده است؟ اوایل نمی‌توانستند این‌ها را اعلام کنند. حاج قاسم با تدبیر، کلمه «مدافعان حرم» را جا انداخت. این از ابتدا نبود. من شاهدم از آقایان و رفقا سوال کردم گفتم که می‌دانید چه کسی شهید شده؟ گفتند که در سوریه شهید شده است، مدافع حرم است. گفتم چرا رسانه‌ای نمی‌کنند. چرا در تلویزیون نمی‌گویند؟ گفتند نمی‌توانند رسانه‌ای کنند. این کلمه مستشار نظامی و … رایج نبود. این کلمه‌ای که ما مدافع حرم داریم، در سوریه و در عراق کار می‌کنیم و… در سال ۹۰ و در ۱۰ سال پیش مطرح نبود. الان شما به راحتی مدافعان حرم را می‌شنوید و خیلی راحت برایتان قابل هضم است.

در قدیم پذیرش چنین مسئله‌ای سخت بود؟

برای مردم سخت بود. مگر بچه‌های ما سوریه هستند؟ مگر بچه‌های ما عراق و لبنان هستند؟ حالا خیلی خوب و رایج شده است. او دوستدار بچه‌های حرم و بچه‌های شهدا بود. تصاویری در تلویزیون دیدید که چقدر بچه‌های شهدا را دوست داشت. همان وقت که می‌نشست اکثر بچه‌های کوچک پیش حاج قاسم می‌رفتند. همه را می‌بوسید و بغل می‌کرد. برایش فرق نمی‌کرد که این بچه شهید دفاع مقدس یا مدافع حرم است.

چه خصوصیات دیگری در حاج قاسم سراغ داشتید که از او یک شخصیت متفاوت ساخته بود؟

در مورد خصوصیات اخلاقی حاج قاسم باید بگویم، ۴۰ سال مجاهدت ایشان در تمام زمینه‌ها در صف، در لشکر، در تیپ، در ستاد و چه در قرارگاه جنوب شرق که فعالیت کرد و چه در قدس و جبهه بین‌المللی مقاومت، در شخصیت حاج قاسم نقش اساسی داشتند. تمام این سال‌ها مراحلی بود که حاج قاسم طی کرد. ۴۰ سال مجاهدت کرد و به پاس این سال‌ها، خداوند مزد زحمات او را داد و شهید شد. اگر به جز این بود واقعاً حیف می‌شد.

نیرو‌های فاطمیون، زینبیون و حیدریون مظلومیتی مضاعف دارند. رفتار حاج قاسم با بچه‌های فاطمیون، زینبیون و حیدریون چگونه بود؟

خیلی خوب بود؛ آقایان فاطمیون و زینبیون با رزمنده‌های ما برای حاج قاسم هیچ فرقی نداشت. آن‌ها در جبهه‌ای به نام جبهه مقاومت می‌جنگند و بچه‌های ما هم به عنوان مدافعان حرم در آن جبهه می‌جنگند. برای آن‌ها هیچ فرقی نمی‌کرد. حاج قاسم برای قنات ملک و شهر رابر و کرمان و استان کرمان نبود. حاج قاسم برای ایران هم نبود. حاج قاسم برای جبهه بین‌المللی مقاومت بود. برای همه منطقه و کل جبهه مقاومت بود. در ۳-۴ جلسه که حاج قاسم با عراقی‌ها داشت، متوجه شدم حاجی با جرأت و سربلندی به عراقی‌ها می‌گفت: «از این آمریکایی‌ها نترسید.» درس شجاعت به همه از جمله عراقی‌ها می‌داد. درس شجاعت می‌داد که از آمریکایی‌ها نترسید. آن‌ها چیزی ندارند. همیشه در جلسات با عراقی‌ها و سوری‌ها سفارش می‌کرد که نترسید و خودش هم از کسی نمی‌ترسید. اشاراتی که همیشه حاج قاسم به آدم‌های خودی داشت.

شاهد هستم که حاج قاسم به حسین پور جعفری گفت که تلفن فلانی را بگیر، تلفن فلانی را گرفت. گفت: فردا ۲۴ ساعت وقت داری تا ۱۵ قبضه خمپاره ۸۰ و ۱۵ قبضه خمپاره ۱۲۰، ۴۵ قبضه خمپاره ۶۰ و… فراهم کنی و این‌ها باید فلان جا باشد. فقط ۲۴ ساعت فرصت داری. به این می‌گویند یک فرمانده مقتدر که اقتدار دارد. من و حسین پور جعفری در اتاق کناری نشسته بودیم، ولی صدای حاجی را می‌شنویم که حاجی سر آن طرف داد می‌زد و می‌گفت: من نمی‌دانم. برداشت من این بود که کسی که پشت تلفن بود اشاره می‌کرد بیشتر به من وقت بدهید. این طور که حاجی داشت به او اولتیماتوم می‌داد و تشر می‌زد و صحبت می‌کرد من و آقای پور جعفری مو به بدنمان صاف می‌شد. ما می‌ترسیدیم. اصلاً وقتی حاجی که این طور صحبت می‌کرد صاف می‌ایستادم وای به حال طرفی که پشت تلفن بود! (می خندد)

پس در جنبه کاری مقتدر بودند؟

در خصوص نحوه کاری با کسی کنار نمی‌آمد، اما در عین حال همه بچه‌ها دوستش داشتند و عاشقش بودند. همه سربازان و زیردستان در نیرو با وی حشر و نشر داشتند. در عین حال که او را در نیرو دوست دارند از اقتدار زیادی برخوردار بود. این طوری کار می‌کرد و چنین امنیت را برای ما به ارمغان آورد. ما مدیون فعالیت حاجی و فعالیت مدافعان حرم، زینبیون، فاطمیون، حیدریون هستیم که آن‌ها جان خود را فدا کردند تا سرافراز باشیم و با آرامش و امنیت در منطقه نقش داشته باشیم. روز پنج شنبه‌ای حسین پور جعفری ساعت ۸ شب زنگ زد که در فلان ساعت در ساختمان جلسه داریم. گفتم می‌دانی فردا جمعه است؟ گفت بله. گفتم تو می‌آیی؟ گفت نمی‌دانم. گفتم کی می‌آید؟ حاجی می‌آید؟ گفت نمی‌دانم. وقتی یک کلمه بگوید نمی‌دانم یعنی نباید هیچ چیزی بپرسم. اگر می‌پرسیدم هم جواب نمی‌داد. ۲۳ سال کنار حاجی بود و می‌دانست چه کار باید بکند.

گفتند روز جمعه جلسه است. من رویم نمی‌شد به همسرم بگویم که فردا جمعه جلسه است و من نیستم. صبح زود آمدم. نباید اینقدر زود می‌آمدم، چون به من خیلی خوب اطلاعات نمی‌دادند، صبح آمدم و صبحانه را آماده کردم. مهمان آمد. ۵ نفر مهمان خارجی بودند که من هم تا به حال آن‌ها را ندیده بودم. مهمان که آمد صبحانه را آماده کردم. حاجی نیامد.

حق نداشتم به حسین زنگ بزنم و بگویم چرا نیامدی. کارم را یاد گرفته بودم. ناهار را آماده کردم نیامد. گفتم حالا چه کار کنم؟ بچه‌ها را هم فراخوان کردم. گفت تا زمانی که نگفتند نباید بروید. بهترین غذای ناهار را برای مهمانان که ۵ نفر خارجی و ۲ نفر ایرانی بودند آماده کردم. حاجی ساعت یک ربع به سه آمد. صبحانه، ناهار، میان‌وعده، آبمیوه و هر آنچه برای مهمان لازم بود را دادم. جالب آن است که حاجی با یک پراید و راننده آمد. من انتظار آن را نداشتم، چون حاجی حتماً با محافظانش و حسین پور جعفری می‌آمد. هنگام ورود حاجی، بچه‌هایی که کار‌های حفاظت ساختمان را انجام می‌دهند، چنین مواقعی از طریق بی‌سیم به من خبر ورود حاجی را می‌دادند و من خودم را به درب می‌رساندم و با حاجی بالا می‌آمدیم. به حاج آقا گفتم محافظان کجا هستند؟ حسین کجاست؟ حاجی یک کلمه گفت: دلم نیامد آن‌ها را روز جمعه از پیش خانواده‌شان جدا کنم.

اولین سؤالی که حاجی از من پرسید این بود که مهمان‌ها چه خوردند؟ صبحانه و ناهارشان را دادید؟ نگران مهمان بود. حتی حاجی از من پرسید که ناهار چه چیزی به مهمان‌ها دادید؟ من در جواب گفتم: «بهترین ماهی را برایشان سرخ کردم.» وی در جواب گفت: «باریکلا باریکلا.» از من درباره پذیرایی سوال کردند و گفتند مهمان‌ها کجا هستند؟ در جواب گفتم مهمان‌ها را در واحدی که شما می‌خواهید جلسه بگذارید نبردم بلکه به طبقات دیگر بردم، چون مشخص نبود که شما می‌خواهید بیایید که آن‌ها بتوانند راحت باشند، آن‌ها از ساعت هفت و نیم صبح اینجا منتظر هستند. حاج آقا گفتند نتوانستم بیایم.

مهمانان آمده بودند با حاج قاسم پیمانی را ببندند. مهمان‌ها اصرار داشتند که ایشان را ببینند، چون تصمیم مهمی بود. در نهایت مهمان‌ها حاج‌قاسم را دیدند و جلسه حدود یک ساعت طول کشید. حاج قاسم هنگام خداحافظی گفت: «حاج اکبر ببخشید روز جمعه شما را به اینجا کشاندم.» در جواب گفتم: «حاج آقا هر چه شما بفرمائید در خدمتیم شما این همه در منطقه تلاش می‌کنید درحالی‌که ما از منزل آمدیم و برایمان راحت بود.» حاج آقا هنگام رفتن مجدد سفارش پذیرایی مهمان‌ها را کرد، ولی ناراحت بود.

ناراحتی‌شان در چهره مشخص بود؟

جمله آخری که حاج قاسم به مسئول مربوطه در نیروی قدس بیان کرد این بود که «من به این صحبت‌ها خوشایند نیستم» یعنی این مسئله در پایان چیزی نخواهد داشت. حاج قاسم هنگام رفتن گفت: از قول من از بچه‌ها عذرخواهی کنید که روز جمعه آن‌ها را به اینجا کشاندم و از خانواده‌شان جدا کردم» من هم از نیرو‌های تحت امر خود عذرخواهی کردم. آن‌ها از من پرسیدند این صحبت‌های حاجی بود؟ من در جواب گفتم بله. آن‌ها باورشان نمی‌شد که حاج قاسم از آن‌ها عذرخواهی کرده باشد.

خاطره دیگری درباره تواضع و بی‌ریایی حاج قاسم بگویم. ما در عملیات والفجر۳ مهران را از دست عراقی‌ها نجات داده بودیم، ولی عراقی‌ها روی تپه‌های قلاویزان رفته و در حال تدارک پاتک بودند، آن‌ها چند روز پس از عملیات والفجر۳ به مهران پاتک زدند و از قلاویزان به سمت رودخانه آمدند. وقتی حاج قاسم متوجه این مسئله شد خودش به تنهایی به وسیله یک موتور به تمام ساختمان‌هایی که ما در دهلران استقرار داشتیم (ساختمان‌های مقر اطلاعات، مقر دوشکا و همه ساختمان‌هایی که نیرو‌ها در سطح شهر دهلران پخش بودند) سر می‌زد و می‌گفت «حاج‌اکبر! وسایل، ماشین‌ها و نیروهایت را جمع کن و به مهران برو». از وی پرسیدم «حاج آقا چه اتفاقی افتاده؟» وی گفت «دشمن در حال پاتک زدن است». حاج قاسم همه جا را بلد بود و به تک‌تک ساختمان‌ها سر می‌زد و آن‌ها را خبردار می‌کرد که آماده شوند و به مهران بروند. ما بلافاصله راه افتادیم، ماشین‌ها، نیرو‌ها و مقداری آذوقه را جمع کردیم. حاج قاسم به لحاظ خصوصیات اخلاقی، تواضع و بی‌ریایی برایش مهم نبود که با ماشین، محافظ یا راننده باشد.

رابطه حاج قاسم با شهید پور جعفری چطور بود؟

به نظر من در مدتی که همراه حاج قاسم بودم، وجود حاجی مانند خورشید بود. اگر یک خورشید باشد نمی‌توان ستاره‌ها را دید. شما می‌توانید در روز ستاره‌ها را ببینید؟ درحالی‌که ستاره‌ها وجود دارند و جایی نرفته‌اند، اما خورشید اجازه نمی‌دهد ستاره‌ها دیده شوند. حاج قاسم مانند خورشید بود، نور زیادی داشت و همه وی را می‌دیدند درحالی‌که ستاره‌های دیگر شهید حسین پور جعفری، شهید طارمی، زمانی و دیگر شهدای حادثه تروریستی بغداد رؤیت نمی‌شدند. حاج حسین پور جعفری یک ستاره است، ولی دیده نمی‌شود، چون خورشید وجود دارد، حاج‌قاسم یک‌بار نکته‌ای به زبان آورد و من شنیدم که گفت «زندگی‌ام را مدیون دو نفر هستم یکی همسرم و دیگری حسین پور جعفری»، آنقدر حاج قاسم و حسین در هم ذوب شده بودند. همه چیز حاج قاسم دست شهید پور جعفری بود. اگر حاج قاسم قرص می‌خواست باید شهید پور جعفری به وی می‌داد، چرا که زمان مصرف قرص‌ها در ذهن حسین بود نه حاج قاسم. حتی دادن عینک و پر کردن جوهر خودنویس حاج قاسم بر عهده آقای پور جعفری بود. آقای پور جعفری به من می‌گفت زمان ارائه قرص‌های حاج قاسم به وی آبمیوه بدهید و خیلی هوای ایشان را داشت.

حاج قاسم صبح زود بیدار می‌شد و از خانه تا ساختمانی که من مستقر بودم، یک ساعت و نیم راهپیمایی می‌کرد. وی تند راه می‌رفت و ورزش می‌کرد، وقتی پیش من می‌رسید، لباس‌هایش خیس عرق بود، دوش می‌گرفت، سپس جلسه‌اش را برگزار می‌کرد. حاج‌قاسم بعد از یک ساعت و نیم راهپیمایی شاداب، قبراق، سرحال و آماده برگزاری جلسه بود. آقای پور جعفری در تمام لحظات حتی هنگام پیاده‌روی، کوه و …، همراه حاج قاسم بود و هیچ وقت از وی جدا نمی‌شد. مهندس ابومهدی المهندس هم اواخر عمر حاج قاسم با وی ارتباط نزدیکی داشت.

آیا حاج قاسم برنامه‌ای برای تربیت نیرو‌های خاص و شاخص داشتند؟

یک روز جهاد مغنیه پسر شهید عماد مغنیه در ساختمانی که مستقر بودیم، آمد. من کار‌های پذیرایی، اسکان، خواب و تردد وی را هماهنگ می‌کردم. حاج قاسم به من گفت جهاد مغنیه را به میدان حسن آباد برای خرید ببرم که گفتم چشم. حاج قاسم من را کنار کشید و گفت: «حاج‌اکبر به هیچ‌وجه اجازه نده جهاد مغنیه دست در جیبش کند.» حاج قاسم می‌خواست خودش خرید وی را حساب کند. حاج قاسم هنگام رفتن برای خرید، دوباره من را کنار کشید و گفت «حاج‌اکبر! جهاد، عماد مغنیه آینده است، دارم برای روز‌های سخت تربیتش می‌کنم»، ولی زمان اجازه نداند و آقای الله‌وردی هم به همراه شهید مغنیه در منطقه جولان شهید شدند. حاج قاسم، جهاد مغنیه را مانند پسر خودش دوست داشت.

از شهید پورجعفری چه خاطره‌ای دارید؟

یک بار یک مقوای تمیز و بزرگ در پراید آقای پورجعفری دیدم. از وی پرسیدم این مقوا برای چیست؟ وی در پاسخ گفت صبح‌ها که به سمت منزل حاج قاسم حرکت می‌کنم، هنوز اذان پخش نشده، هنگام رسیدن به منزل ایشان، تا زمانی که حاج قاسم بیاید وضو دارم و مقوا را پشت درب می‌گذارم، نماز می‌خوانم و منتظر حاج‌قاسم می‌مانم تا بیاید. هیچ‌وقت آقای پورجعفری زنگ درب را نمی‌زد که اعلام حاضری کند. جالب است که شهید پورجعفری نماز صبحش را پشت درب منزل حاج قاسم می‌خواند. پورجعفری فردی پا به رکاب بود و حاج قاسم دوستی باوفا مثل پورجعفری داشت. چند بار که حاج قاسم به هر دلیل نمی‌توانست سر وعده در جلسه‌ای که در ساختمان برگزار می‌شد، حضور یابد. به هر دلیلی جلسه قبل طول کشیده و نتوانسته در جلسه بعد حضور یابد. چند بار آقای پورجعفری به من زنگ می‌زد که از حضور مهمان‌ها کسب اطلاع کند که من می‌گفتم هنوز مهمان‌ها نیامده‌اند که پرسید من کجا هستم که من در واحد ساختمان حضور داشتم.

همین که گفتم در واحد هستم، حاج قاسم گوشی موبایل را از آقای پورجعفری گرفت و خودش صحبت کرد، چون هیچ وقت حاج قاسم موبایل دستش نبود. زمانی که ایشان گوشی موبایل را گرفت، پرسید: «مهمان‌ها هنوز نرسیده‌اند» که به وی گفتم نه. حاج قاسم به سر وقت بودن حساس بود. به من گفت: «بلند شو دم درب پارکینگ برو و با خودت ریموت را ببر.» منظور ایشان این بود که وقتی مهمان می‌آید معطل نشود. حاج قاسم معمولاً برای مهمان‌هایی که مقداری شخصیت برجسته‌ای داشتند، من را خبردار می‌کردند که دم درب ساختمان و پارکینگ منتظرشان باشم و ریموت را برایشان بزنم که حتی یک لحظه هم مهمان معطل نشود.

حاج قاسم مجدد تماس می‌گرفت و می‌گفت کجا هستید؟ گفتم پایین. پرسید کجای پایین؟ (با خنده). هنوز مهمان نیامده؟ متوجه شدید که به چه دلیل گفتم دم درب پارکینگ منتظر باشید؟» در پاسخ گفتم: «بله در جریان هستم مهمان‌ها دیر می‌رسد و زمانی که برسند، یک چای به آن‌ها می‌دهم تا شما بیایید.» حاج قاسم می‌خواستند مهمان در زمان رسیدن معطل نشود و من به استقبال بروم و از آن‌ها پذیرایی کنم تا خودشان برسند.

حاج قاسم نیروهایش را تشویق هم می‌کرد؟

بله. همین که حاج قاسم تشکر می‌کردند، جگر آدم حال می‌آمد بعضاً به صورت مادی هم در ایام عید تشویق می‌کردند، ولی برای من بحث مادی اصلاً مهم نبود. همین که حاج قاسم یک لبخند می‌زد و خسته نباشید می‌گفت، برایم کافی بود. همیشه من دوست داشتم ایشان را ببوسم. هر از گاهی ایشان من را در بغل می‌گرفت و می‌بوسید که این معنی تشکر را می‌دهد و برایم هزار تشویق را معنی می‌داد.

نقش حاج قاسم در ستاد بازسازی عتبات عالیات و اعتاب مقدسه چه بود؟

ستاد بازسازی عتبات عالیات از طرح حاج قاسم شروع شد تا بتوانیم در این عرصه کاری انجام دهیم. به نظر می‌رسد اگر حاج قاسم این کار را نمی‌کرد، هنوز حرم امام علی (ع) ۱۱۰ متر بود. در حال حاضر ۲۲۰ هزار متر به مجموعه زیارتی حرم مطهر امام علی (ع) به نام «صحن حضرت فاطمه زهرا (س)» اضافه شده است. شهر نجف دچار تحولات بسیاری شده که پایه‌گذاری و فکر آن از طریق حاج قاسم به این ستاد القا شد.

خیلی بیشتر از این‌ها می‌توان در نجف کار کرد و باید راه و حرف حاج قاسم ادامه پیدا کند، سه طرف دیگر حرم باید توسعه پیدا کند و نیاز به کمک همه جانبه کشور عراق دارد تا بتواند زمین‌ها را آزاد کند.

یکی از نگرانی‌های حاج قاسم توسعه سامرا بود. چندین‌بار به مسئولان ما و دیگر مسئولان این نگرانی را ابراز کرده بنابراین ما باید برای این مسئله وقت بگذاریم. برای توسعه سامرا کار‌های زیادی باید انجام داد و نیاز به همکاری هر دو کشور ایران و عراق دارد بخصوص «وقف شیعی عراق». ما در ایران می‌گوئیم «اوقاف» درحالی‌که در عراق می‌گویند «وقف شیعی» که در این زمینه باید همت و همکاری وجود داشته باشد و تعامل دو کشور با یکدیگر باعث می‌شود سامرا توسعه پیدا کند و از این غربت خارج شود.

منبع:مهر
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
عملیات‌های «پرچم دروغین» که لو می‌روند
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

عملیات پرچم دروغین (False Flag) نوعی صحنه سازی است که اگر جنگی یا درگیری اتفاق بیافتد، در نتیجه آن بتوان انگشت اتهام افکارعمومی را به سمت کشور یا حکومتی غیر از عامل اصلی جنگ دراز کرد. متخصص این عملیات ارتش آمریکاست و نمونه مشهور آن ماجرای «خلیج تونکین»؛ که بهانه حمله واشنگتن به ویتنام شد.

جنگی که البته تبدیل به کابوس سیاه ایالات متحده شد و در آخر با خفّت از ویتنام پا به فرار گذاشت. برخی ماجرای «یازده سپتامبر» را نیز در همین پازل تعریف می‌کنند؛ رخدادی که بهانه بزرگترین لشکرکشی قرن ۲۱ توسط آمریکا به همسایگان ایران شد.

هدف «عملیات پرچم دروغین» جلب افکار عمومی برای حمله است. از آنجا که گزینه نظامی علیه ایران منتفی است، این بار عملیات پرچم دروغین به عنوان پیوست رسانه‌ای «تهاجم ترکیبی» علیه جمهوری اسلامی به کار گرفته شده تا هرگونه تحریم اقتصادی، ترور فیزیکی- رسانه‌ای و یا خرابکاری امنیتی علیه جمهوری اسلامی و ارکان آن مشروع جلوه کند.

در این مسیر، از تروریست‌های خلق و تجزیه طلبان گرفته تا نیرو‌های اپوزوسیون و مهره‌های سیاسی داخل نظام (دانسته یا ندانسته) نقش پیاده نظام عملیات پرچم دروغین را دارند. موضوعی که طی یک دهه اخیر و با گسترش ابزار ارتباطاتی گسترش وسیعی پیدا کرده و نمونه‌های متعددی از آن را می‌توان نام برد.

حمله ماموران امنیتی به گوهر عشقی!

چندوقت پیش بود که در ویدئویی کوتاه گوهر عشقی (مادر ستار بهشتی) با صورتی کبود و زخمی رو به دوربین گفت در مسیر رفتن به مزار پسرش بوده که یک موتورسیکلت با دو سرنشین به او نزدیک شده و یکی از موتورسواران پیاده شد و او را به سمت میلگرد‌هایی که در خیابان بوده هل داده و او پس از آن از هوش رفت و در بیمارستان به هوش آمده است.

این سوزنامه چنان با آب و تاب روایت شده بود که تحریریه رسانه‌های فارسی‌زبان، سوژه اصلی خود را به این خبر دروغ اختصاص دادند.

ماجرا به فاصله یک هفته لو رفت. فیلم دوربین مدار بسته خیابانی که گوهر عشقی مدعی آن شده بود همه چیز را ضبط کرده بود. علاوه بر آن حاضران در صحنه نیز چنین ماجرایی را تکذیب کردند.

شکنجه محمد نوری‌زاد در زندان!

آبان ۱۴۰۰ بود که یکی از محکومان امنیتی به نام «محمد نوری‌زاد» از زندان آزاد شد. امّا دو فیلم از لحظه ورود نوری‌زاد به منزلش منتشر شده است. در فیلم اول، نوری‌زاد عصا به دست وارد خانه می‌شود؛ چند جای پیشانی‌اش هم قرمز است؛ چیزی شبیه به لکّه‌های خون.

نوری‌زاد درب منزل را می‌بندد و رو به دوربین می‌گوید: «سلام عزیزانم … من به‌پای همسرم و مادرم افتادم و به آن‌ها سپاس گفتم … من به‌پای شما مردم خوب هم افتاده‌ام. اصلاً من و دیگر زندانیان سیاسی چیزی برای خودمان و خانواده‌مان نمی‌خواهیم ما هرچه می‌خواهیم برای مردم و سرزمینمان می‌خواهیم…»

این فیلم در فضای مجازی پخش می‌شود. اولین نکته‌ای که از این فیلم به ذهن مخاطب متبادر می‌شود، این است که نوری‌زاد در زندان تحت شکنجه نیرو‌های امنیتی بوده است.

امّا کمتر از ۲ روز بعد ماجرا لو می‌رود. به فاصله کمتر از ۲ روز، فیلم دیگری از لحظه بازگشت وی به خانه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. محمد نوری‌زاد با همان لباس، اما بدون عصا و البته سرحال وارد منزل می‌شود و نزدیکانش را در آغوش می‌گیرد!
انتشار فایل صوتی قدیمی و خدمتی بزرگ به سپاه پاسداران

مصادف با ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ بود که فایل صوتی ۲ تن از مسئولان وقت سپاه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. یکی از رسانه‌های فارسی زبان وابسته به کنگره آمریکا تحت عنوان افشاگری از فساد در سپاه پاسداران اقدام به انتشار آن کرد و در راستای آن مرثیه‌ها سرود.

بررسی‌های بیشتر مشخص کرد که این فایل صوتی قبلاً در پاییز ۱۳۹۸ منتشر شده بود. در این فایل صوتی درباره نحوه برخورد با تخلف در مجموعه‌ای به نام «یاس» میان فرمانده وقت سپاه پاسداران و معاون اقتصادی این نهاد بحث و تبادل‌نظر صورت می‌گیرد.

شرکت یاس در بحبوحه درگیری نیروی قدس سپاه با پرونده داعش و ارتش چندملّیتی تروریست‌ها در غرب آسیا و در شرایطی که دولت وقت حاضر به پشتیبانی از رزمندگان در میدان نبود، تاسیس شد. هدف از شرکت یاس این بود که از طریق اجرای پروژه‌های عمرانی منابع مالی لازم را برای پشتیبانی از جبهه مقاومت تامین کند.

مهم‌ترین نکته فایل صوتی حکایت این جمله بود: خواستی خوار کنی، امّا ستودی!

منتشر کنندگان این فایل صوتی به دنبال سمپاشی علیه سپاه و فرماندهان آن بودند، اما با رسانه‌ای شدن ابعاد ماجرا مشخص شد که فساد ایجاد شده توسط خود سپاه کشف شده و خاطیان این ماجرا در همان زمان به دادگاه سپرده شدند.

سردار جعفری در این جلسه، گزارش یک تخلف را از سوی معاون اقتصادی وقت سپاه دریافت می‌کند. آنچنان که در فایل صوتی هم مشخص شد، سردار جعفری خواهان پیگیری و تلاش برای احیای بیت المال می‌شود.

فرمانده وقت سپاه در بخشی از این فایل صوتی گفت که اگر احساس کنم که ذره‌ای ظلم در مجموعه‌ام (یعنی سپاه) باشد، تا آخر وقت می‌گذارم و به آن رسیدگی می‌کنم. نتیجه نیز این شد که «عیسی شریفی» به ۲۰ سال حبس و رد مال ۴۸۰ میلیارد تومانی در دادگاه محکوم می‌شود. «محمود سیف» نیز به ۳۰ سال زندان و رد مال محکوم می‌شود.

رابطه ۱۰۰ مقام جمهوری اسلامی با یک زن یهودی

هفته اول اسفند ۱۴۰۰ بود که شایعاتی درخصوص نفوذ یک جاسوس اسرائیلی به اسم «کاترین شکدم» در ارکان حکومت مطرح شد. ماجرا از یک کانال تلگرامی نزدیک به احمدی‌نژاد و یک اکانت فیک توئیتری شروع شد. خلاصه ادعا این بود: «کاترین پرز شکدم» یک تنه در ساختار جمهوری اسلامی نفوذ کرده و با ۱۰۰ مقام ارشد کشور رابطه پنهانی و نامتعارف داشته است. منبع این ادعا را هم بلاگ شخصی شکدم معرفی کردند.
این در حالی است که تنها متن منتشره از سوی شکدم پیرامون ایران در چند ماه اخیر، مربوط به بلاگ شخصی وی در روزنامه تایمز اسرائیل است؛ تاریخ انتشار این یادداشت، ۲۵ نوامبر ۲۰۲۱ (۴ آذر) است؛ یعنی سه ماه قبل از انتشار ادعا‌های مطرح شده توسط کانال‌های مدعی و اکانت فیک مذکور.

با نگاه به این یادداشت متوجه خواهید شد که در این یادداشت اصلاً ادعایی درباره نفوذ و یا وابستگی به رژیم صهیونیستی وجود ندارد و هر آنچه از سوی این رسانه‌ها ادعا شده، فاقد صحت است.

از طرف دیگر؛ شکدم تنها ۵ سفر به ایران داشته و کل زمان حضور وی در ایران فقط ۱۸ روز بوده است. چگونه این فرد می‌توانست طی ۱۸ روز با ۱۰۰ نفر رابطه پنهانی برقرار کند و یا برنامه‌ریزی طولانی مدت برای نفوذ در نهاد‌های حاکمیتی کند؟!

نکته جالب ماجرا اینجاست که در این داستان کذایی از عدد کثرت استفاده شده است. بدین معنا که یک زن یهودی دقیقاً با ۱۰۰ مقام جمهوری اسلامی رابطه داشته؛ نه ۹۹ نفر و نه حتی ۱۰۱ نفر! مشابه همین مورد را در در آبان ۹۸ شاهد بودیم که تروریست‌های مجاهدین خلق ادعا کردند ۱۵۰۰ نفر کشته شده‌اند! همین ادعا بعد‌ها مبنای خبر رویترز شد.
شکست رسانه‌ای ضدانقلاب تداوم پیدا می‌کند

داستان سرایی کانال تلگرامی منتسب به حامیان احمدی‌نژاد و در ادامه آن‌ها موج سواری رسانه‌های خارجی و اصلاح‌طلبان به مرور با اخبار صحیحی که از تعداد روز‌های حضور شکدم در ایران و نحوه تعامل وی با نهاد‌های حاکمیت در حال انتشار بود کم رمق شد. عملا این ماجرا هم در حال لو رفتن بود. شاید چند روز دیگر هم این خط ادامه پیدا می‌کرد اطلاعات دیگری نیز منتشر می‌شد که کذب بودن این ادعا‌ها برای مخاطب کاملا علنی می‌شد.

علاوه بر این ماجرا، شکست پروژه‌های پیشین رسانه‌ای جریان ضدانقلاب طی چندوقت اخیر نیز باعث شد خود ضدانقلاب از ادامه ماجرا منصرف شود و حتی دست به یک انتحار بزند. بی‌بی‌سی خود پیش‌دستی می‌کند تا روغن ریخته را نذر امام‌زاده کند و مصاحبه تکذیبیه را از خود شکدم ترتیب می‌دهد. راهبرد و هدف این مصاحبه نیز این است: اگر پروژه شکست خورد حداقل حیثیت رسانه خودمان را حفظ کنیم!
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
از گوهر عشقی و نوری‌زاد تا رابطه ۱۰۰ مقام ارشد نظام با یک زن یهودی!
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

عملیات پرچم دروغین (False Flag) نوعی صحنه سازی است که اگر جنگی یا درگیری اتفاق بیافتد، در نتیجه آن بتوان انگشت اتهام افکارعمومی را به سمت کشور یا حکومتی غیر از عامل اصلی جنگ دراز کرد. متخصص این عملیات ارتش آمریکاست و نمونه مشهور آن ماجرای «خلیج تونکین»؛ که بهانه حمله واشنگتن به ویتنام شد.

جنگی که البته تبدیل به کابوس سیاه ایالات متحده شد و در آخر با خفّت از ویتنام پا به فرار گذاشت. برخی ماجرای «یازده سپتامبر» را نیز در همین پازل تعریف می‌کنند؛ رخدادی که بهانه بزرگترین لشکرکشی قرن ۲۱ توسط آمریکا به همسایگان ایران شد.

هدف «عملیات پرچم دروغین» جلب افکار عمومی برای حمله است. از آنجا که گزینه نظامی علیه ایران منتفی است، این بار عملیات پرچم دروغین به عنوان پیوست رسانه‌ای «تهاجم ترکیبی» علیه جمهوری اسلامی به کار گرفته شده تا هرگونه تحریم اقتصادی، ترور فیزیکی- رسانه‌ای و یا خرابکاری امنیتی علیه جمهوری اسلامی و ارکان آن مشروع جلوه کند.

در این مسیر، از تروریست‌های خلق و تجزیه طلبان گرفته تا نیرو‌های اپوزوسیون و مهره‌های سیاسی داخل نظام (دانسته یا ندانسته) نقش پیاده نظام عملیات پرچم دروغین را دارند. موضوعی که طی یک دهه اخیر و با گسترش ابزار ارتباطاتی گسترش وسیعی پیدا کرده و نمونه‌های متعددی از آن را می‌توان نام برد.

حمله ماموران امنیتی به گوهر عشقی!

چندوقت پیش بود که در ویدئویی کوتاه گوهر عشقی (مادر ستار بهشتی) با صورتی کبود و زخمی رو به دوربین گفت در مسیر رفتن به مزار پسرش بوده که یک موتورسیکلت با دو سرنشین به او نزدیک شده و یکی از موتورسواران پیاده شد و او را به سمت میلگرد‌هایی که در خیابان بوده هل داده و او پس از آن از هوش رفت و در بیمارستان به هوش آمده است.

این سوزنامه چنان با آب و تاب روایت شده بود که تحریریه رسانه‌های فارسی‌زبان، سوژه اصلی خود را به این خبر دروغ اختصاص دادند.

ماجرا به فاصله یک هفته لو رفت. فیلم دوربین مدار بسته خیابانی که گوهر عشقی مدعی آن شده بود همه چیز را ضبط کرده بود. علاوه بر آن حاضران در صحنه نیز چنین ماجرایی را تکذیب کردند.

شکنجه محمد نوری‌زاد در زندان!

آبان ۱۴۰۰ بود که یکی از محکومان امنیتی به نام «محمد نوری‌زاد» از زندان آزاد شد. امّا دو فیلم از لحظه ورود نوری‌زاد به منزلش منتشر شده است. در فیلم اول، نوری‌زاد عصا به دست وارد خانه می‌شود؛ چند جای پیشانی‌اش هم قرمز است؛ چیزی شبیه به لکّه‌های خون.

نوری‌زاد درب منزل را می‌بندد و رو به دوربین می‌گوید: «سلام عزیزانم … من به‌پای همسرم و مادرم افتادم و به آن‌ها سپاس گفتم … من به‌پای شما مردم خوب هم افتاده‌ام. اصلاً من و دیگر زندانیان سیاسی چیزی برای خودمان و خانواده‌مان نمی‌خواهیم ما هرچه می‌خواهیم برای مردم و سرزمینمان می‌خواهیم…»

این فیلم در فضای مجازی پخش می‌شود. اولین نکته‌ای که از این فیلم به ذهن مخاطب متبادر می‌شود، این است که نوری‌زاد در زندان تحت شکنجه نیرو‌های امنیتی بوده است.

امّا کمتر از ۲ روز بعد ماجرا لو می‌رود. به فاصله کمتر از ۲ روز، فیلم دیگری از لحظه بازگشت وی به خانه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. محمد نوری‌زاد با همان لباس، اما بدون عصا و البته سرحال وارد منزل می‌شود و نزدیکانش را در آغوش می‌گیرد!
انتشار فایل صوتی قدیمی و خدمتی بزرگ به سپاه پاسداران

مصادف با ۲۲ بهمن ۱۴۰۰ بود که فایل صوتی ۲ تن از مسئولان وقت سپاه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. یکی از رسانه‌های فارسی زبان وابسته به کنگره آمریکا تحت عنوان افشاگری از فساد در سپاه پاسداران اقدام به انتشار آن کرد و در راستای آن مرثیه‌ها سرود.

بررسی‌های بیشتر مشخص کرد که این فایل صوتی قبلاً در پاییز ۱۳۹۸ منتشر شده بود. در این فایل صوتی درباره نحوه برخورد با تخلف در مجموعه‌ای به نام «یاس» میان فرمانده وقت سپاه پاسداران و معاون اقتصادی این نهاد بحث و تبادل‌نظر صورت می‌گیرد.

شرکت یاس در بحبوحه درگیری نیروی قدس سپاه با پرونده داعش و ارتش چندملّیتی تروریست‌ها در غرب آسیا و در شرایطی که دولت وقت حاضر به پشتیبانی از رزمندگان در میدان نبود، تاسیس شد. هدف از شرکت یاس این بود که از طریق اجرای پروژه‌های عمرانی منابع مالی لازم را برای پشتیبانی از جبهه مقاومت تامین کند.

مهم‌ترین نکته فایل صوتی حکایت این جمله بود: خواستی خوار کنی، امّا ستودی!

منتشر کنندگان این فایل صوتی به دنبال سمپاشی علیه سپاه و فرماندهان آن بودند، اما با رسانه‌ای شدن ابعاد ماجرا مشخص شد که فساد ایجاد شده توسط خود سپاه کشف شده و خاطیان این ماجرا در همان زمان به دادگاه سپرده شدند.

سردار جعفری در این جلسه، گزارش یک تخلف را از سوی معاون اقتصادی وقت سپاه دریافت می‌کند. آنچنان که در فایل صوتی هم مشخص شد، سردار جعفری خواهان پیگیری و تلاش برای احیای بیت المال می‌شود.

فرمانده وقت سپاه در بخشی از این فایل صوتی گفت که اگر احساس کنم که ذره‌ای ظلم در مجموعه‌ام (یعنی سپاه) باشد، تا آخر وقت می‌گذارم و به آن رسیدگی می‌کنم. نتیجه نیز این شد که «عیسی شریفی» به ۲۰ سال حبس و رد مال ۴۸۰ میلیارد تومانی در دادگاه محکوم می‌شود. «محمود سیف» نیز به ۳۰ سال زندان و رد مال محکوم می‌شود.

رابطه ۱۰۰ مقام جمهوری اسلامی با یک زن یهودی

هفته اول اسفند ۱۴۰۰ بود که شایعاتی درخصوص نفوذ یک جاسوس اسرائیلی به اسم «کاترین شکدم» در ارکان حکومت مطرح شد. ماجرا از یک کانال تلگرامی نزدیک به احمدی‌نژاد و یک اکانت فیک توئیتری شروع شد. خلاصه ادعا این بود: «کاترین پرز شکدم» یک تنه در ساختار جمهوری اسلامی نفوذ کرده و با ۱۰۰ مقام ارشد کشور رابطه پنهانی و نامتعارف داشته است. منبع این ادعا را هم بلاگ شخصی شکدم معرفی کردند.
این در حالی است که تنها متن منتشره از سوی شکدم پیرامون ایران در چند ماه اخیر، مربوط به بلاگ شخصی وی در روزنامه تایمز اسرائیل است؛ تاریخ انتشار این یادداشت، ۲۵ نوامبر ۲۰۲۱ (۴ آذر) است؛ یعنی سه ماه قبل از انتشار ادعا‌های مطرح شده توسط کانال‌های مدعی و اکانت فیک مذکور.

با نگاه به این یادداشت متوجه خواهید شد که در این یادداشت اصلاً ادعایی درباره نفوذ و یا وابستگی به رژیم صهیونیستی وجود ندارد و هر آنچه از سوی این رسانه‌ها ادعا شده، فاقد صحت است.

از طرف دیگر؛ شکدم تنها ۵ سفر به ایران داشته و کل زمان حضور وی در ایران فقط ۱۸ روز بوده است. چگونه این فرد می‌توانست طی ۱۸ روز با ۱۰۰ نفر رابطه پنهانی برقرار کند و یا برنامه‌ریزی طولانی مدت برای نفوذ در نهاد‌های حاکمیتی کند؟!

نکته جالب ماجرا اینجاست که در این داستان کذایی از عدد کثرت استفاده شده است. بدین معنا که یک زن یهودی دقیقاً با ۱۰۰ مقام جمهوری اسلامی رابطه داشته؛ نه ۹۹ نفر و نه حتی ۱۰۱ نفر! مشابه همین مورد را در در آبان ۹۸ شاهد بودیم که تروریست‌های مجاهدین خلق ادعا کردند ۱۵۰۰ نفر کشته شده‌اند! همین ادعا بعد‌ها مبنای خبر رویترز شد.
شکست رسانه‌ای ضدانقلاب تداوم پیدا می‌کند

داستان سرایی کانال تلگرامی منتسب به حامیان احمدی‌نژاد و در ادامه آن‌ها موج سواری رسانه‌های خارجی و اصلاح‌طلبان به مرور با اخبار صحیحی که از تعداد روز‌های حضور شکدم در ایران و نحوه تعامل وی با نهاد‌های حاکمیت در حال انتشار بود کم رمق شد. عملا این ماجرا هم در حال لو رفتن بود. شاید چند روز دیگر هم این خط ادامه پیدا می‌کرد اطلاعات دیگری نیز منتشر می‌شد که کذب بودن این ادعا‌ها برای مخاطب کاملا علنی می‌شد.

علاوه بر این ماجرا، شکست پروژه‌های پیشین رسانه‌ای جریان ضدانقلاب طی چندوقت اخیر نیز باعث شد خود ضدانقلاب از ادامه ماجرا منصرف شود و حتی دست به یک انتحار بزند. بی‌بی‌سی خود پیش‌دستی می‌کند تا روغن ریخته را نذر امام‌زاده کند و مصاحبه تکذیبیه را از خود شکدم ترتیب می‌دهد. راهبرد و هدف این مصاحبه نیز این است: اگر پروژه شکست خورد حداقل حیثیت رسانه خودمان را حفظ کنیم!
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true
ارزنده‌ترین اعمال در روزهای ماه شعبان
مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه | شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵

محمد حمید رجبی پیرامون اهمیت ماه شعبان گفت: ماه شعبان ماهی که در آن روزی بندگان فراوان است و خداوند متعال در این ماه نگاه ویژه به بندگان خود دارد لذا هر گونه عبادت دارای ارزش و اهمیت خاص است و دعا‌ها در این ماه به اجابت نزدیک‌تر است.

وی پیرامون ماه شعبان بیان کرد: ماه شعبان ماه «پیامبر اکرم (ص)» و ماه آماده شدن برای میهمانی خداوند متعال است در روایات بیان شده است «خاتم النبیین (ص)» فرمودند: شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه مرا روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می‌شود همچنین روایتی از «امام زین العابدین (ع)» بیان شده است که اصحاب خود را جمع کرده و فرمودند، اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است.

رجبی به اعمال ماه شعبان اشاره و بیان کرد: اعمال متعددی همچون نماز، روزه، اذکار و دعا‌ها و استغفار در این ماه وارد شده که در کتاب مفاتیح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر گردیده است؛ بیان ذکر «اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَهَ» و «اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ» هر روز هفتاد مرتبه ثواب بسیار دارد.

اذکار ماه شعبان

وی به اذکار ماه شعبان پرداخت و افزود: بهترین دعا‌ها و ذکر‌ها در ماه شعبان استغفار است و هر که هر روز از این ماه هفتاد مرتبه استغفار کند، مثل آنست که هفتاد هزار در ماه‌هاى دیگر استغفار کند همچنین در تمام این ماه هزار بار بگوید: «لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَ لانَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ» که ثواب بسیار دارد، از جمله آن که عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند.

پرداخت صدقه

این کارشناس علوم قرآنی به دادن صدقه در ماه شعبان اشاره و تصریح کرد: تصدّق کند در این ماه اگر چه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را بر آتش جهنم حرام گرداند.

نماز‌های ارزنده ماه شعبان

وی به نماز‌های ماه شعبان اشاره و بیان کرد: در هر پنجشنبه این ماه دو رکعت نماز کند، در هر رکعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى که دارد از امر دین و دنیاى خود و روزه‌اش نیز فضیلت دارد.

رجبی بیان کرد: در کتاب سید ابن طاووس روایت از «پیامبر اکرم (ص)»بیان شده که مبنی بر این مهم که «برای کسی که سه روز اوّل این ماه را روزه بگیرد و در شب‌های آن، دو رکعت نماز بخواند با این ترتیب که: در هر رکعت سوره «حمد» «یک بار» و سوره «توحید» «یازده بار» خوانده شود.

مناجات شعبانیه

وی اهمیت دعا در ماه شعبان را بسیار دانست و تاکید کرد: خداوند انسان‌ها را بخاطر دعا هایشان مورد توجه قرار دادند لذا در این ماه خواندن «مناجات شعبانیه» که هدیه‌ای از «انیرالمومنین (ع)» است و عمل به آیه شریفه «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» است.

ارزنده‌ترین عمل در ماه شعبان

این کارشناس علوم قرآنی به یکی از مهمترین اعمال ماه شعبان اشاره و ابراز کرد: گرفتن روزه از مهمترین اعمال ماه شعبان به شمار می‌رود؛ «پیامبر اکرم (ص)» فرمودند: «شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود». در روایات آمده است که از «امام صادق (ع)» سؤال کردند روزه در ماه رجب چقدر اهمیت دارد ایشان در پاسخ فرمودند: چرا غافلید از روزه شعبان؟ کسى که یک روز از شعبان را روزه بدارد به خدا قسم بهشت ثواب اوست.

رجبی بیان اهمیت صلوات در ماه شعبان را پر فضیلت دانست و خاطرنشان کرد: در ماه شعبان بیان صلوات بسیار ارزنده است در آیه ۵۶ سوره احزاب آمده است: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ ۚ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا؛ خدا و فرشتگانش بر (روان پاک) این پیغمبر صلوات و درود می‌فرستند شما هم‌ای اهل ایمان، بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم و اجلال بر او سلام گویید و تسلیم فرمان او شوید»؛ در احادیث آمده است فضیلت‌های بسیاری برای صلوات ذکر شده، صلوات در هر زمان خوب بوده و باعث ارتباط با «ائمه معصومین (ع)» و بالطبع ارتباط با خدای متعال می‌شود.

منبع : میزان
باشگاه خبرنگاران جوان وب‌گردی وبگردی

true

مهرصبا
false