true

معصومه درخشان- کارشناس ارشد علوم ارتباطات طی گزارشی در پایگاه خبری مهرصبا نوشت:
ما شهروندان برای تولد نور چشمیهای عزیزمان، برای جشن عروسیهایمان،چشم روشنی خرید خانه،چشم روشنی نوگل تازه به دنیا آمده و حتی فرار مغز نخبگان خود و چندین مناسبت دیگر جشنها و دورهمیهای باشکوه می گیریم و در هیچکدام از آنها کتاب جایی ندارد.
سرانه مطالعه و کتابخوانی در کشور ما همیشه جای بحث بوده و آمار دقیقی نسبت به سرانه کتاب اعلام نمیشود و البته این موضوع جدیدی نیست.
اگر همه علل و عواملی که از سوی مسوولان در چرایی کاهش مطالعه در کشور اعلام میشود در یک کفه ترازو قرار گیرد باید در کفه دیگر آن از علتهایی حرف بزنیم که به ما شهروندان مربوط است. شهروندانی که در جامعه نقش محوری داشته و هر چقدر در جامعه سطح آگاهی تکتک شهروندان افزایش یابد میتوان به داشتن جامعه سالم و پویا امیدوار بود.
زاویه دید ما شهروندان نسبت به مطالعه و چگونگی بالا بردن سطح اندیشه و سواد جمعی خودمان بسته است.
ساعتها خود را در شبکههای اجتماعی با فوروارد کردن عکس، تصویر، فیلمهای ویدیویی، متنهای کوتاه و عکس نوشتهها مشغول میکنیم اما وقتی به کتاب میرسیم نگاهی کارشناسانه به جلد کتاب انداخته و عطای کتاب خواندن را به لقایش میبخشیم.
البته به جز قشر اندکی از فرهیختگان جامعه که عموماً مطالعه روزمره جزو برنامههای ثابت آنان است. ولی عموماً در جامعه ما از کتاب گریزان هستیم.
عموماً ما برای همه چیز وقت داریم به جز مطالعه، علاوه بر وقت مطالعه در آپارتمان نقلی و کوچکمان برای همه چیز جا داریم به جز کتاب و البته معلوم نیست این فرهنگ بیتوجهی به کتاب و مطالعه از کجا در زندگی ما سایه انداخته است.
با اینکه بزرگان دینی و پیشینیان ما به کتاب اهمیت داده و آثار فاخری در حوزههای مختلف به یادگار گذاشته و در مورد غذای روح و فکر ما سخن گفتهاند ولی ما به قدری از کتاب خواندن گریزانیم که کسی به گرد پای ما نمیرسد.
ما شهروندان گریزان از کتاب به بهانههای مختلف دورهم جمع میشویم و در موضوعات مختلف قرار گذاشته و کارهای گوناگونی انجام میدهیم.
اما امکان ندارد با همدیگر برای ساعتی مشخص قرار بگذاریم و بگوییم راس ساعت معین دور همنشینی کتاب داریم و میخواهیم کتاب مشخصی را در یک بازه زمانی معین جمع خوانی کنیم.
ما شهروندان برای تولد نور چشمیهای عزیزمان، برای جشن عروسی، چشم روشنی خرید خانه،چشم روشنی نوگل تازه به دنیا آمده و حتی فرار مغز نخبگان خود و چندین مناسبت دیگر جشنها و دورهمیهای باشکوه میگیریم و در هیچ کدام از آنها کتاب جایی ندارد.
وقتی از شهروندان دلیل کتاب نخواندن آنها را میپرسیم جوابهایی میشنویم که باعث تعجب و حیرت ما میشود و آدم فکر میکند سوال اشتباهی پرسیده است.
یکی از شهروندانی که خود را فرهاد محسنی معرفی میکند به گفته خودش سالی یک کتاب نیز نمیخواند.
وی در مورد عدم مطالعه خود میگوید: کتابها فرار هستند هر چیزی که در کتاب میخوانم روز بعد فراموش میکنم انگار مطلبی در ذهنم جای نمیگیرد.
وی میگوید: آنقدر درگیری و مشغله ذهنی داریم که مطالب کتابها به زودی فراموش میشود.
این شهروند تبریزی ادامه داد: اصلاً در کشور ما کتاب خوانی موضوع جا افتادهای نیست.
و من میگویم چگونه ممکن است موضوع کتابخوانی را به یک مسئله جا افتاده تبدیل کنیم و البته او پاسخی برای سوالم ندارد و شانههایش را به علامت نمیدانم بالا میبرد.
ما در تمام مهمانیهای فصلی و مناسبتی خود به تمام خوردنیها و نوشیدنیها دقت و توجه کافی داریم الا به خوراک فکر و ذهن خود.
ساعتها در دورهمیهای زنانه و مردانه حرف زده و فک میزنیم ولی یک جلد کتاب به همدیگر معرفی نمیکنیم.
اصولاً اینکه ما انسانهای فرهیختهای هستیم یا نیستیم معلوم نیست. در دورهمیهای خود مشتی حرفهای تکراری و حرفهایی که حوصله افراد را سر میبرند میگوییم و بعد با صرف ناهار یا شام هر کس به خانه خود باز میگردد. اما در این میان ذهن و فکر ما آدمیان همچنان تشنه و گرسنه خوراک معنوی است.
علی آقا نیز یکی دیگر از شهروندان تبریزی جزو همان افرادی است که مشکلات اقتصادی را عامل اصلی کتاب نخواندن خود عنوان کرده و میگوید: با این همه مشکلات مادی که از اول صبح تا نصف شب در حال دویدن هستیم از کجا میخواهیم کتاب بخوانیم.
وی افزود: در حال رکود اقتصادی دیگر کسی به فکر کتاب نیست یعنی اصلاً کتاب به یادم نمیافتد که تمرکزی برای آن داشته و بخواهم وقتی برای آن اختصاص دهم.
یکی دیگر از شهروندان تبریزی که خود را اسماعیل درفشی معرفی کرد معتقد است: حالا دیگر با انبوه ابزار و ادوات هوشمند نسخه کاغذی کتابها را باید جمع کرد والان حتی افرادی که کتاب میخوانند مثل گذشته نسخه کاغذی کتابها را مطالعه نمیکنند بلکه آنها نیز نسخه الکترونیکی کتاب را مطالعه میکنند.
وی اشاره میکند: در حال حاضر کتابخوانی جزو فرهنگ ما محسوب نمیشود و برای شهروندان اولویت چندم است.
کتاب نمیخوانیم چون لذت خواندن کتاب را نمیدانیم و عوامل متعددی بر عدم لذت بردن ما از کتاب دخیل است.
خدا انسان را آفرید و انسان توجیه را خلق کرد. ما انسانها برای انجام دادن یا ندادن هر کاری هزاران دلیل و برهان و توجیه خلق میکنیم و برای برخی کارها آنقدر دایره توجیهمان وسیع است که شاید افراد دیگر از شنیدن آن شوکه میشوند.
عدم استقبال و تشویق نشدن از سوی خانواده یکی از عواملی که خانم مهری-ن در توجیه کتاب نخواندن خود مطرح میکند.
وی به خبرنگار ما در تبریز گفت: من از بچگی یاد گرفتم برای هر کاری که انجام میدهم از سوی پدر و مادرم تشویق شوم یعنی اگر هر کدام از کارهای من بدون تشویق و حمایت باشد علاقهای به انجام آن کار ندارم و موضوع کتابخوانی از جمله عادتهایی است که اگر پشت زمینه آن تشویقی نباشد علاقه ندارم آن کار را انجام دهم.
سیمین خانم نیز در پاسخ به سوال کتابخوانی خبرنگار ما در تبریز میگوید: ما خانمها وقتی برای کتاب خواندن نداریم، پرداختن به امور منزل، همسرداری و بچهداری فرصت کافی برای پرداختن به کتاب را به ما نمیدهد و علاوه بر آن گسترش روزافزون نرمافزارهای موبایلی و سرگرم شدن در فضای مجازی نیز وقت گذاشتن به کتاب را تعطیل کرده است.
ما بهانههای زیادی برای کتاب نخواندن خود داریم و در این میان چالشهای فرهنگی و اجتماعی شهر نیز بر بهانههای ما مزید علت شده و باعث میگردد ما کتاب را به شکل جدیتری به مناسبات فرهنگی و اجتماعی خود وارد نکنیم.
مسائلی مانند طراحی جلد و صفحه آرایی کتاب، قیمت و هزینهگران آن، دوربودن خانه یا محل کار از کتابفروشی و کتابخانهها، عدم محتوای خوب کتاب هو …از جمله بهانهها و عواملی هستند که ما شهروندان قرن ۲۱ هر روز برای توجیههای خود میتراشیم تا این موضوع را کم اهمیت کرده و هر روز آن را کم رنگ کنیم.
با همه این گفتهها باید با خودمان صادق باشیم و بگوییم به هزاران دلیل نیز میتوانیم اهل مطالعه باشیم.
میتوانیم تمام بهانههای مربوط به هزینه و قیمت گران کتابها را با عضویت در کتابخانههای سراسر کشور به موضوع ساده و حل شده تبدیل کنیم و با یک برنامهریزی درست و هدفدار دورهمیهایی برای کتابخوانی و معرفی کتاب برگزار کنیم.
با دوستانمان گپ و گفت کتاب محور داشته باشیم، کتاب را در اتوبوس و مترو به عنوان همراه و همسفر خود داشته و مطالعه کنیم.
با گسترش این رفتارها و فرهنگها است که وقتی در سفرهای خارجی به کشورهای مختلف با افرادی که در همه مکانها به مطالعه مشغول بوده آشنا میشویم و برجهای بزرگی را میبینیم که متعلق به کتابخانهها و کتاب فروشیها هستند و این مکانها به محل تردد افراد کوچک و بزرگ تبدیل شده و شعبات متعدد کتابخانهها در سطح شهر دیده میشود دیگر از تعجب شاخ در نمیآوریم چرا که ما نیز سعی میکنیم همچون آنها دوست مهربان کتاب بوده و با یار مهربان خود مهربانتر باشیم.
بیایید از خودمان آغاز کنیم. جشنهای دورهمی را با معرفی کتاب آغاز کنیم در دورهمیهای یک ساعته یا دوساعته خود فرزندانمان را به موضوع کتاب و کتابخوانی حساس کنیم. از آنها بخواهیم داستانهایی که در کتابهای خود خواندهاند برایمان تعریف کنند تا شاید علاقه و انگیزهای برای مطالعه داشته باشیم. اخبار تازههای کتاب را دنبال کنیم.
اگر گرانی کتاب عامل اصلی برای عدم مطالعه است به راحتی با هزینه خیلی اندک در کتابخانههای سراسر کشور عضو شویم ، از کتابهای تازه منتشر شده که نسخههایی از آن در کتابخانههای کل کشور موجود است به امانت گرفته و مطالعه کنیم.
کتابخوانی را به عملی برای پیشرفت فکری و فرهنگی خود و اعضای خانواده تبدیل کنیم و مطمئن باشیم کتاب راهنما و چراغ هدایت به سوی رهایی از جهل و نادانی است.
true
true
false
true















