true

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا، سید بشیر حسینی میانجی غزلی در وصف روستای زیبای طَوَق سروده است؛
غزال من! غزل آغاز کن برای طَوَق
دوباره بر سرم افتاده چون هوای طَوَق
وظیفه است که تعریف زادگاه کنی
که هر غریبه شود بلکه آشنای طوق
زیاد تجربه کردم، نمیشود پیدا،
نه در شمال و نه در اصفهان، صفای طوق
به کوه “لیلیبابا” مبتلایم از اوّل
خوشا کسی که دلش گشته مبتلای طوق
صدای کبک در آن کوه دلنوازتر است
به در نمیرود از گوش دل صدای طوق
نگاه کن به عبور قشنگ “آیدوغموش”
و گوش کن به گلآهنگ دلربای طوق
چه آب سرد و زلالیست آب “درمانلار”
که جاری است دمادم ز زیر پای طوق
به لطف بارش باران و چشمههای پُرش
پُر از درخت و گیاه است جایجای طوق
به راه عشق و وفا کرده هفت گل هدیه
هماره قابل تحسین بُوَد وفای طوق
نمونه است حجاب و عفاف گلهایش
در این چمن گل طاهاست مقتدای طوق
همیشه بدرقهی راه میهمانان است
“سلامتیّ” و “سفر بیخطر” دعای طوق
من از زبان اهالیّ روستا گویم
خوش آمدید عزیزان! به روستای طوق
برای شهر شدن لایق است امّا حیف
کسی نمیشنود ناله و نوای طوق
اگرچه ساکن شهر قُمی “بشیر” امّا
خوش است گوئی اگر جان من فدای طوق.
۲۷ فروردین ۱۳۹۷ خورشیدی
true
true
false
true















