true

معصومه درخشان طی گزارشی طی پایگاه خبری مهرصبا نوشت:
اگر تاکنون به خیال خود فکر میکردیم که خشک شدن دریاچه ارومیه از کمبود بارشها و تبخیر آب دریاچه است اما عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط زیست کشور خیال همه را راحت کرد و آب پاکی را روی دست همه ریخت و علت اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه را متوجه دستگاههای اجرایی و مدیران مربوطه در استانها دانست.
عیسی کلانتری در پانزدهمین جلسه کمیته راهبردی ستاد دریاچه ارومیه که اخبار آن بازتاب زیادی در رسانهها داشت، خودش را نیز تافته جدا بافتهای اعلام نکرد و حتی به خودش نیز انتقاد کرد و گفت:«انتقاد را از خودمان شروع میکنم و میگویم خود ما هم در سازمان محیط زیست آن طور که باید برای دریاچه ارومیه کاری نکردهایم».
حالا که آقایان خودشان اعتراف میکنند برای دریاچه ارومیه کاری انجام ندادهاند پس بعد از این نیز زحمت نکشند، با این اوضاع چگونه میخواهند در برابر یک ملت پاسخگو باشند چرا این همه هزینه و سرمایهگذاری به بهانه دریاچه ارومیه را اتلاف کردهاند، برگزاری این همه نشست و کارگروه و جلسات تخصصی چه دردی دوا میکند وقتی آخر سر نیز کاری صورت نمیگیرد، چه کسی باید این همه سوالات بیپاسخ ملت را پاسخگو باشد.
رئیس سازمان محیط زیست در حالی این صحبتها را بر زبان میآورد که طی روزهای اخیر دولت ژاپن برای احیای دریاچه ارومیه پنجمین مرحله کمکهای خود را به مبلغ یک میلیون دلار به دفتر توسعه ملل متحد در جمهوری اسلامی ایران اهدا کرده است.
آن چنان که اعلام شده است، کمک مالی مزبور امکان توسعه بیشتر طرحی به نام مشارکت در احیای جوامع محلی در انجام فعالیتهای کشاورزی پایدار و حفاظت از تنوع زیستی گونههای در معرض خطر را فراهم خواهد ساخت.
اگر بپذیریم که طبق گفتههای عیسی کلانتری، مدیران استانی برای جلوگیری از خشک شدن دریاچه ارومیه کار خاصی انجام ندادهاند و مدیران عافیتطلب شده و حاضر نیستند برای یک کار کوچک اندکی ریسک کنند، پس چرا این مدیران در بدنه دولت فعالند و همچنان وقت، انرژی و اعتبار اختصاص داده شده برای احیای دریاچه ارومیه را به بازی گرفتهاند و جناب آقای رئیسجمهور نیز هر بار که در سفرهای استانی به مناطق شمالغرب سفر میکند، بالا آمدن آب دریاچه ارومیه را وعده داده و مردم را با این وعدهها دلخوش میکند اما دیگر بعد از این گوشی برای شنیدن چنین وعدههایی نداریم.
در حالی که رئیس جمهور طی سفر خود در اردیبهشت ماه سال ۹۳ با اشاره به اینکه در ۲۰ ماه گذشته الگوی کشت تغییر یافته و چاههای غیرمجاز بسته شده است، نسبت به تغییر وضعیت دریاچه ارومیه اظهار امیدواری میکند و در سفرهای خود به استانهای شمالغرب کشور نوید یک دریاچه پرآب را میدهد ولی در عمل شاهد هستیم تصمیمات غیرکارشناسی سبب کاهش سطح آب و خشکی بخشی از دریاچه و از بین رفتن اکوسیستم طبیعی منطقه شده است.
حالا برایمان عیان شد که نه تنها امسال بلکه سالهای بعد نیز دردی از دریاچه ارومیه دوا نمیشود، وقتی مدیرانی در رأس کار هستند که به تصمیمات مصوب شده در تهران اهمیتی قائل نبوده و هر کسی ساز خود را کوک میکند.
آقایان انگار هنوز باور نکردهاند که با مرگ این دریاچه خیلیها میمیرند و چه فاجعه زیست محیطی در انتظارمان است. بادهای نمکی زمینهای کشاورزی را نابود میکند، زمینهای کشاورزی به شورهزاری تبدیل میشود که دیگر نمیتوان کاری در آن انجام داد. مهاجرت بر سر ساکنان استانهای آذربایجانشرقی و آذربایجانغربی همچون بختکی سایه میافکند.
این تنها دریاچه ارومیه نیست که نفسهای آخرش را میکشد بلکه حیات و ممات خیلی از گونههای گیاهی، جانوری و انسانها به حیات دریاچه ارومیه بستگی دارد.
طبق گفتههای خلیل ساعی، مدیرکل ستاد بحران آذربایجانشرقی، «اگر این دریاچه را نتوان از خشکی نجات داد، پیشبینی میشود این محل به کانون اصلی ریزگردهای نمکی منطقه تبدیل شود و ریزگردهای آن تا شعاع ۶۵۰ کیلومتر نیز اثرگذار باشد. تبدیل زمینهای کشاورزی به بیابان و تحتتاثیر قرار گرفتن معیشت مردم همچنین شیوع شدید برخی بیماریهای ریوی و سرطانی در استانهای همجوار و شهرهای واقع در مسیر ریزگردها از مهمترین عواقب خشکی دریاچه ارومیه است و تبعات خشک شدن دریاچه و مهاجرت ساکنان اطراف آن به شهرهای دیگر غیرقابل جبران خواهد بود».
چنین انتقادهایی از سوی عیسی کلانتری یا هر مقام مسوولی اگر خیلی سالها پیش از این گفته میشد و به جای آنها مدیران جدید، کاربلد و دلسوز پای کار میآمدند و کاری برای دریاچه انجام میدادند، شاید الان شاهد کاهش تراز آب دریاچه و خشکی آن نبودیم.
جناب کلانتری با وجودی که شما و همه همکارانتان از عواقب خشک شدن این دریاچه با خبر هستید سخت است، شنیدن چنین جملاتی که «تاکنون برای احیای دریاچه ارومیه کاری نکردهایم»، دلمان خوش بود که براساس طرحهای انجام شده و مسوولیتی که به هر کدام از استانها سپرده شده است، میتوان به احیای دریاچه ارومیه که همچون نگینی در کشور میدرخشد، امیدوار بود ولی حالا با شنیدن این حرفها تمام امیدمان به یأس تبدیل شده است.
شاید بهتر است هر کدام از ما شهروندان یک سطل آب برده و به دریاچه ارومیه بریزیم، شاید اینگونه بتوانیم مرهمی بر زخمهای پیکر این دریاچه باشیم.دریاچهای که همچون توپ فوتبال در میدان مدیران استانی و کشوری به هر سو پرتاب میشود.
جناب کلانتری! شما بیش از هر فرد دیگری به عواقب خشک شدن دریاچه ارومیه واقف هستید، مگر خود شما نگفتید« بسیاری از مدیران و مردم به خاطر دارند در زمان هشت سال دفاع مقدس مهاجرت یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفری مردم از مرزهای جنوب و غرب کشور مشکلات زیادی را برای دولت ایجاد کرده بود، حال آنکه با خشک شدن دریاچه ارومیه افزون بر ۵ میلیون نفر از جمعیت ساکن در اطراف این دریاچه و در استانهای شمالغرب کشور مجبور به مهاجرت اجباری میشوند».
حالا چطور میتوانید به همین سادگی بگویید،« ما نیز در سازمان محیط زیست کاری برای دریاچه ارومیه انجام ندادیم» و گفتن این سخنان یعنی تمام برنامههایی که برای احیای دریاچه ارومیه انجام میدهید (البته اگر انجام بدهید )کشک است و آبی از شما دولتمردان برای دریاچه ارومیه گرم نمیشود.
true
true
false
true















