true

معصومه درخشان خبرنگار پایگاه خبری مهرصبا طی یادداشتی به بهانه روز خبرنگار نوشت:
امروز شعارهای زیبایی در مقام و مدح خبرنگاران سروده میشود اما بدنه اهالی مظلوم اصحاب رسانه زخمی الفاظ توهین و استهزای برخی مسوولان قرار میگیرد که شعار آزادی بیان و تحمل مخالفان و فضای نقد و انتقادپذیری سر میدهند.
قلم و کاغذ آشنای دیرین آنان است و تمام سال قلم به دست که همچون اسلحهای برایشان است در حال نگارش و نوشتن هستند.
از غم و شادیها مینویسند، پل ارتباطی بین مردم و سیاستمداران هستند.حرفهای آنان را به گوش مردم میرسانند و البته خواستههای مردم را نیز به آنان منتقل میکنند.تمام افتخارشان این است که با عشق مینویسند و نامشان خبرنگار است.
وقتی نتایج گزارشهایی که در رسانهها مینویسند و بازتاب آن را میبینند، غرق در شادی و شعف میشوند.
کار خبر و گزارش کاری است که تعطیلی بردار نیست حتی در روزهایی که تعطیل رسمی است باز هم خبرنگاران قلم به دست هستند، انگار نوشتن و نگارش باعث آرامش خاطرشان میشود.
کارشناسان رسانه میگویند، روزنامهنگاری و خبرنگاری دریایی است به عمق یک انگشت، خبرنگاران در تمام زمینهها فعالیت میکنند و در هر حوزه در حد توان اطلاعاتی مینگارند.
ما خبرنگاران در طول سال شاهد اشکها و لبخندها هستیم، پای درد دل مردمی مینشینیم که از غمهایشان میگویند، نخبگان جوان و اندیشمندان از طرحها و ایدههایشان حرف میزنند و همه را به نوعی خوشحال میکنند اما در این میان کمتر مطلبی در مورد خود مینویسند.
امروز ۱۷ مرداد، روزی است که اصولاً باید در مورد خودمان حرف بزنیم چرا که خبرنگاریم و امروز روز ماست.
هر چند امروز روز خبرنگار است، از یک طرف دیگر روز تکرار وعدههاست، وعدههای خوش آب و رنگ مسوولان و مدیران و هرسال دریغ از پارسال که این وعدههای سرخرمنی مسوولان به بار نشیند.
مسوولان دغدغههای ما را میدانند، آنها میدانند که خبرنگاران امنیت شغلی ندارند و پس از چند سال کار کردن در حوزه رسانه به راحتی کنار گذاشته میشوند و بدون هیچ توجیهی طرد میشوند. مسوولان میدانند که بسیاری از خبرنگاران از نبود بیمه رنج میبرند و بسیاری از آنها توسط مدیران رسانهها بیمه نمیشوند و از لحاظ درآمد روزنامهنگاری و خبرنگاری درآمد چندانی ندارند که بتوانند راحت و بیدغدغه زندگی کنند.
مسوولانی که در پشت تریبونهای مختلف صحبت میکنند هنوز جلسه را ترک نکردهاند، صحبتهایشان تیتر یک رسانهها میشود، نمیدانند که خبرنگاران برای انعکاس اخبار آنان متحمل چه زحمات و هزینهای شدهاند و آخر سر نیز مشاهده کردهایم که چه بیحرمتیها و بیاحترامیها نصیبمان شده است.
دغدغه داشتن ویژگی مشترک تمام خبرنگاران است، آنهایی که حس مسوولیت آنان را برای پیگیری یک سوژه مصممتر میکند و خبرنگار به واسطه این دغدغهمندی آغازگر راهی میشود که دلش میخواهد با نوشتن سرانجام خوشی داشته باشد.
اما همین مسوولانی که امروز در بوق و کرنا کرده و به بهانه روز خبرنگار ما را دعوت کرده و شأن یک خبرنگار را با دادن یک کارت هدیه ۵۰ هزار تومانی زیرسوال میبرند، روحیه نقد ندارند همین که قلم خبرنگاران به سویشان نشانه میرود، سخت برمیآشوبند و نمونههایی از این دست زیاد داریم. همان مسوولانی هستند که در طی سال از پاسخگویی به پرسشهای ما طفره میروند.
همان مسوولانی هستند که در سراسر کشور گاهی اوقات ما را به فضول بودن متهم میکنند، همان مسوولانی که ما را مزدور مینامند و تهمتهای ناروایی نثار ما میکنند.
امروز مسوولان میگویند که خبرنگاران دیدهبان جامعه هستند اما خیلی وقتها که به عنوان دیدهبان جامعه با برخی از مسوولان تماس میگیریم به عنوان فضول یا مزاحم لقب میگیریم و همچون کسی هستیم که موقعیت شغلی و دستگاهی آنان را تهدید میکنیم.
شعارهای زیبایی در مقام و مدح خبرنگاران سروده میشود اما بدنه اهالی مظلوم رسانه و اصحاب رسانه زخمی الفاظ توهین و استهزای برخی مسوولان قرار میگیرد که شعار آزادی بیان و تحمل مخالفان و فضای نقد و انتقادپذیری سر میدهند.
هنوز فراموش نکردهایم رفتار گستاخانه وزیر راه و رفتار توهینآمیز وزیر بهداشت و رفتار یکی دیگر از مدیران در یک شهرستان.
یادمان است برخوردهای تند جناب آخوندی وزیر راه و شهرسازی دولت تدبیر و امید که چگونه در جلوی چشمان خبرنگاران میکروفن خبری همکاران ما در باشگاه خبرنگاران جوان را به زمین پرتاب کرد و تمام شخصیت وزیری خود را زیرسوال برد.
البته جناب آخوندی اولین و آخرین نفر از وزرای دولت تدبیر و امید نیست که چنین رفتار ناشایستی با ما خبرنگاران داشت و پس از آن بود که نوبت به وزیر بهداشت جناب هاشمی رسید و در مورد سوال خبرنگار روزنامه قدس با عبور از جواب منطقی دادن به پرسشهای وی طفره رفته و ادعای اخلاقمداری دولت تدبیر و امید را زیرسوال برد.
با وجودی که از رسانهها به عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد میشود؛ بروز چنین رفتارهایی از سوی چنین شخصیتهایی علاوه بر اینکه شأن و جایگاه همان افراد را در حد بسیار پایینی تنزل میدهد، سطح افکار و اندیشه آنان را نیز نزد افکار عمومی به شدت مورد تحریم قرار میدهد.
در استان و شهر ما نیز که مشکلات ما خبرنگاران یکی دو تا نیست، تبریز خاستگاه مطبوعات است و در حال حاضر نیز خبرنگاران این شهر از دیرباز در سطح کشور حرفهایی برای گفتن دارند و برگزیدگان جشنوارههای مختلف کشور هستند ولی برای مسوولان و متولیان این شهر اهمیتی برایشان ندارد.
عدم حمایت مسوولان، نداشتن بیمه درمانی، نداشتن مسکن و امنیت شغلی و بسیاری از مشکلات را با خود به دوش میکشیم اما با همه این ناملایمات باز هم مینویسیم.
عموم شهروندان و برخی از آنان به طور خاص نام پرطمطراق خبرنگاری را میشنوند و فکر میکنند این افراد از هر لحاظ تأمین هستند و پایگاه و جایگاه والایی دارند در حالی که نمیدانند ما خبرنگاران روزهایی را پشت سر میگذاریم که با بیمهریهای بسیاری مواجه هستیم ،در بسیاری از اوقات همه زحمات نوشتن خبر بر عهده خبرنگار است ولی آن کسی که مورد تشویق و تقدیر قرار میگیرد هر کسی است به جز خود خبرنگار، خیلی روزا خیلی از جلسات و برنامههای ادارات بدون هماهنگی و اطلاعرسانی لغو میشود و این بیچاره خبرنگاراست که دستش در پوست گردو میماند.
روزهای زیادی داشتهایم که مسوولان روابط عمومی ادارات برای گرفتن شماره تماس یک فرد کارشناس یا عکس یک فرد چند هفته ما را سرکار گذاشتهاند و با سنگاندازیهای آنان باعث شدهاند نوشتن یک گزارش معطل یک شماره تلفن یا عکس باشد و نتیجه این میشود که نبود حمایتهای صنفی از همه چیز برای یک خبرنگار تلخ و آزردهتر است.
یکی از دردناکترین صحنههایی که دیدم مربوط به نشست خبری رئیس یکی از دانشگاهها بود که پس از پایان نشست خبری یک زیردستی به هرکدام از خبرنگاران هدیه دادند و مدیر روابط عمومی همان دانشگاه در جواب شوخی یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه چه اجباری برای هدیه دادن است که یک زیردستی دو هزار تومانی به ما هدیه میدهید گفت: «اگر این را هم ندهیم، نمیشود» و من هنوز هم که هنوز است متوجه این جواب سربالا نشدهام که منظورش چه بود.
دلمان میگیرد وقتی ارزش یک خبرنگار در حد یک زیردستی پایین میآید که بخواهند ارزش کار او را با یک زیردستی بسنجند.
خبرنگار مشکلات تمام اصناف را مینویسد اما چه کسی مشکلات این صنف را میتواند بنویسد،کسی نیست جز خودمان.
زمانی که کار یک مدیر، وکیل یا وزیر تمام میشود تازه کار یک خبرنگار شروع میشود، چرا که آنها کار خود را کرده و حرفهای خود را زدهاند و حالا ما خبرنگاران دست به کار میشویم تا حرفهای آنان را منتشر کنیم.
خیلی از افراد کار خبرنگار را فقط در نوشتن خبر میدانند اما متوجه نیستند برای کسب خبر، تایپ و نگارش نوشتن چند سطر خبر چقدر وقت گذاشته میشود.
امروز همه و مخصوصاً مدیران و مسوولان در مورد اینکه خبرنگاران چشم و گوش جامعه هستند، سخنرانیهای عریض و طویل سرمیدهند اما همین که یک روز گذشت همه آن حرفها تمام میشود و دوباره روز از نو روزی از نو آغاز میشود و ما باز هم در طی یکسال جلسات مختلف خبری حاضر میشویم ،گزارشها و مصاحبههای مختلف مینویسیم و تنها زمانی که گزارشمان انعکاس خوبی یافت، خوشحال میشویم.
true
true
false
true















