true

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه به نقل از صدای میانه، به بهانهی فرارسیدن ماه محرّم مصاحبهی کوتاهی خواهیم داشت با یکی از شاعران آئینی مطرح در کشور که باعث افتخار حسینیان شهرستان میباشد.
ضمن سلام و ادب و عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایّام عزای سرور آزادگان جهان حضرت اباعبداله الحسین(ع) لطفا به سوالاتی که میکنیم پاسخ مجمل و کوتاه بفرمائید.
بیوگرافی خودتان را برای ما بیان کنید؟
به نام عشق که زیباترین سرآغاز است
کتاب معرفتش در کمال ایجاز است.
بنده سید بشیر حسینی فرزند سید کلام طبق شناسنامهام در ۲۰ اردیبهشت سال ۱۳۵۴ در روستای طَوَق به دنیا آمدهام و دوران ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهم سپری کردم. سال اوّل دبیرستان را در دبیرستان بوعلی میانه به اتمام رساندم و سپس راهیِ حوزهی علمیه تبریز شدم. و بعد برای ادامه تحصیل علوم حوزوی به شهر مقدس قم مشرف شدم. و الان خوشه چین خرمن کلاسهای درس خارج حضرات آیات عظام هستم.
چه شد که شعر نوشتید و اولین شعرتان چیست؟
من معتقدم خداوند در وجود همهی انسانها طبع شعر و حسّ شاعرانه را به ودیعت گذاشته است و طبع شعر را به چشمهای تشبیه میکنم که در دل کوهی قرارگرفته است. بهتر است به زبان ترکی بگویم 《زینَه》 که اگر به آن توجه شود و غبار و خس و خاشاک از چهرهی آن زدوده شود جاری میشود و تشنگان را سیراب خواهد کرد و اگر به آن توجه نشود فرو رفته و خشک خواهد شد.
وقتی در سال ۱۳۷۱ مشغول به تحصیل در دبیرستان بودم، با دیوان حافظ آشنا شدم و بعد از خواندن چند غزل احساس کردم میتوانم مضامین فارسی آن را با زبان خودم به نظم بکشم و کم کم نوشتم.
اولین شعری که سرودم این است:
نفتی توکدوم چیراغا
گتدیم گویدوم غیراقا
آخشام اولجاق یاندیردیم
ایشیق سالدی اوتاقا
و این مضمون را یکی از دانشمندان خارجی اینگونه نوشته بود: “در روز جوانی به شب پیری چراغی تهیه کنید”.
چه کتابهایی را مطالعه کردهاید و میکنید؟
اولین کتابی که به زبان ترکی خواندم دیوان قمری دربندی بود که پدرم برای من از قزوین خریده بود و من آن موقع کلاس پنجم میخواندم سپس با دیوان شهریار، فضولی، صرّاف، علی آقا واحد و کتابهای نوحه یحیوی، منزوی و کلامی زنجانی آشنا شدم. الان هم با اکثر دواوین فارسی، عربی و ترکی اُنس دارم.
اساتیدی که از محضرشان استفاده کردهاید کدامند؟
از محضر استاد سائق، استاد سید حمید موسوی در میانه و استاد شیوا و شیدا در تبریز و پدر شعر آئینی استاد مجاهدی در قم بیشترین بهرهها را بردهام.
تاکنون چند جلد کتاب چاپ کردهاید و در چه زمینهای هستند؟
بیش از ۳۰ جلد منتشر شدهاست و در زمینهی معارف اسلام و منقبت و مصیبت اهل بیت به زبان فارسی و ترکی و برای سنین مختلف به صورت نظم و نثر میباشند.

آخرین کتابی که از شما چاپ شده کدام است؟
کتاب گلدی محرم (۲) یا آغلاشماق در زمینهی مدح و مرثیه و کتاب آنادیلی در زمینهی اجتماعی و جایگاه زبان ترکی، آخرین کتابهای من هستند. باید بگویم کتاب آنادیلی با حمایت مالی آقای دکتر باب اله قاسمی به چاپ رسیدهاست.
لطفا اسامی برخی از کتابهایتان را بیان کنید.
اولین کتاب نوحهام زخم دل نام دارد و برخی دیگر کتابهایم؛ شریکه الحسین، شهزاده علی اصغر، کرامات باب الحوائج، جوانی از منظر استاد شهریار، خورشید ری، کبوتر حرم، بچه شیعه، بسجیام بسیجی و غیره هستند.
در خصوص رتبههای ادبی که در جشنوارهها و کنگرهها کسب کردهاید برای ما بفرمایید.
بیش از ۸۰ تندیس، لوح ادبی دارم. فقط به رتبههای امسال اشاره میکنم که نفر اول کنگره ملی عقیله العرب و نفر چهارم جشنواره بین المللی شعر رضوی را کسب کردهام.
به شاعران جوان که علاقهمند سرودن شعر هستند چه توصیهای دارید؟
با اینکه بنده در آن حد نیستم که توصیهای داشته باشم ولی تیتروار چند مطلب را عرض میکنم.
الف. کتابهای ادبی و تاریخی را بصورت پرداختی مطالعه کنند.
ب. سرودههای خود را در انجمنهای ادبی به بوتهی نقد بگذارند.
ج. حتما یک نفر را به عنوان استاد انتخاب کنند و مستقیم و غیر مستقیم فنون شعر و ادب را از او بیاموزند.
و حافظ چه زیبا گفته:
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر میطلبی، طاعت استاد ببر
د. حرمت پیشکسوتها را در هر محفلی حفظ کنند.
و در آخر عرض میکنم شاعر زمان خود باشند.
در جواب کلماتی که میگویم از یک تا چهار کلمه بگوئید.
میانه: شهر شهدا، مهد شعرا
دبیرستان زینبیه: معراج فرشتهها
صدای میانه: رسا و روشنگر
امامزاده اسماعیل: خورشید امید
سید حمید موسوی: افتخار میانه، اعجوبهی زمانه
قادر طهماسبی (فرید): شاعر حماسهها
عاشورا: روز ظهور.
روستای طوق: عاشق لیلی بابایش هستم.
لطفا به عنوان حسن ختام مارا به غزلی مهمان کنید.
شروع ماه محرّم
این ماتمی که در دل عالم شروع شد
با گریههای حضرت آدم شروع شد
تا از مدینه شاه مدینه وداع کرد
شادی تمام گشت، ولی غم شروع شد
کعبه سیاه پوش حسین است از ازل
این باور از سیاهی پرچم شروع شد
حُجّاج شاهدند که از روز تَرویه
خون گریههای چشمهی زمزم شروع شد
در بزم غم که شیر به من داد مادرم
حبُّ الحسین در دلم آن دم شروع شد
من عاشقم به جملهی لبیک یاحسین!
این وِرد با ورود محرم شروع شد
یاران! نمادهای عزا را بیاورید
عطر حماسه آمد و ماتم شروع شد
مجلس بدون منبر و روضه نمیشود
آیین ما ز منبر خاتم شروع شد
گُلروضه های معتبر روضه خوان عشق
از مقتل لهوف و مُقرّم شروع شد
ای نوحه خوان بیا و بخوان نوحه سنتی
ای سینه زن! به سینه بزن، دم شروع شد
اشک دل است مرهم زخم دل ای بشیر!
با کلک خونچکان تو مرهم شروع شد.
یاعلی!
true
true
false
true















