true

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه، حجتالاسلاموالمسلمین سهراب مظفری میانجی نماینده آیات اعظام شبیری زنجانی و علوی گرگانی در تهران: ابتدا استقبال کنم از روایتی از رسول مکرم اسلام (ص) که فرمودند: ان الله یرضی لرضا فاطمه و یغضب لغضبها یعنی بهدرستی که خداوند راضی و خوشنود میشود به رضایت و خوشنودی فاطمه (سلام الله علیها) و غضبناک میشود به خشم و غضب فاطمه. اولاً اینکه سند این حدیث نزد شیعه و اهل سنّت متواتر است ثانیاً با توجه به آن مقام بی بی هنوز هم مجهول القدر است.
اگر بخواهم از حیث تشبیح معقول به محسوس مثالی بزنم تا جوانان عزیز به کُنه مطلب برسند. و چون در مثال مناقشه نیست اینطور مثال بزنم، مثلاً ما خواسته از بزرگی داشته باشیم و در عین حال به آن بزرگ بگویم فلان آقا هم از جریان بااطلاع است و موضوع را گواهی میکند، و آن بزرگ در جواب گوید ایشان هر چه بنویسند من هم چشم بسته آن را گواهی میکنم. بی بی نزد خداوند از چنان جایگاهی برخوردار است.
میانجی افزود: نکتهی بعدی اینکه یعنی این بانو به مقامی رسیده است که خداوند پیشاپیش همهی قول و فعلش را تائید میکنند یعنی این بانو تابع تعقل نه احساسات، پس هر حرفی بزند و هر کاری که انجام دهد کاملاً مورد رضای خداست فلذا مقام خیلی بالاست.
وقتی کسی که حبّ و بغضش، در حبّ و بغض خدا محو شده و دوست ندارد مگر آنچه را که خدا دوست دارد و مبغوض ندارد، جز آنچه را خدا مبغوض دارد، در نهایت به آن مقام میرسد که حب و بغضش، حب و بغض خدا باشد. همچنین از نوع معرفی خداوند عزّوجل متوجه میشویم که بی بی حضرت زهرا سلام الله علیها را قرار داده است.
وی میگوید: در حدیث شریف کسا میفرماید هم فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها پس همه پنج تن آل عبا علیهم السلام را با بی بی معرفی میکند و معرفی میفرمایند که آنها فاطمه و پدر فاطمه و همسر فاطمه و دو پسران فاطمه هستند. و مطلب آنقدر بزرگ است و مهم که مرحوم آیت الله مرعشی نجفی در وصیت نامهی خود سفارش و توصیه به خواندن آن میکنند بالاخص میفرمایند این فراز از آن را بهصورت دعا در دعا اینچنین همهی محبان در قنوت نمازهای واجب بخوانند و دعا این است: اللهمانی اسءلک بحق فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد و آل محمد وان تفعل بی ما انت اهله ولا تفعل بی ما انا اهله. واقعاً سرّ عظیمی است.
و یا نوع معرفی بی بی (س) به امت توسط پیامبر نیز بسیار قابل توجه و تأمل است که ابن الصباغ آن دانشمند بزرگ اهل سنّت نیز در الفصول المهمه نقل میکند: روزی پیامبر (ص) در حالی که دست فاطمه را در دست گرفته بود، گفت هر کس این دختر را میشناسد که میشناسد و هر کس که نمیشناسد، بداند که ایشان دختر محمد است و او پارهای از وجود من است. و قلب و روح من است. پس هر کس او را آزار دهد، مرا آزرده است و هر کس که مرا بیازارد خدا را آزرده است. پس در واقع پیامبر (ص) با این کارش حجت را برایشان تمام کرده است. ولی با توجه به آن جایگاه و آن توصیهها چه کسانی و چه جفاهایی در حق بی بی (س) کردند.این پژوهشگر دینی ادامه داد: بنده عرض میکنم اولین آزار بی بی از پنج شنبه سیاه بود که بخاری هم در کتاب صحیح خود گریه عبدالله بن عباس را در آنروز چنین نقل میکند: روز پنجشنبه چه پنجشنبهای، سپس ابن عباس آنقدر گریه کرد که سنگ ریزههای جلویش تر شد.
و اما علت گریه چه بود؟ علت این بود که پیامبر با آن حال مریضی به فکر یکپارچگی امتش بود و کاغذی خواستند تا مطلبی بنویسند تا پس از آن گمراه نشوند، آنگاه به نزاع پرداختند و گفتند، هجر رسول الله یعنی نعوذبالله پیامبر (ص) عقلش را از دست داده و هذیان میگوید، حضرت هم فرمودند مرا واگذارید در همین حالی که هستم برایم بهترست از آنچه مرا به آن میخوانید. کمااینکه این قسم حدیث را هم مسلم در صحیح اش و هم احمد در مسند تود بدان صورت آوردهاند. ضمن آنکه تا به حال احدی از علمای اهل سنّت منکر صدور این کلام از عمر بن خطاب نشدهاند بلکه سعی در اعتذار و توجیه کلام او شدهاند.
میانجی اذعان کرد: حال متوجه میشویم جایی که ابن عباس چنین گریه میکند بی بی چطور به جزع و فزع می افتند. و اما در جریان قضیه به ظاهر بیعت در سقیفه بنی ساعده چند نکته لازم به ذکر است اولاً جنازه پیامبر (ص) در دستان حضرت امیر بود و هنوز غسل و کفن نشده بود که بعضیها، جنازه آنحضرت را رها کرده و به آنجا رفتند ثانیاً از مهاجرین فقط سه نفر، ابوبکر، عمر بن خطاب، ابو عبیده جرّاح آنجا رفته بودند ثالثاً هیچکدام از بنی هاشم حتی عباس عموی پیامبر و فرزندان او هم حاضر نبودند رابعاً و فارغ از آن حتی ۱۸ نفر از بزرگان اصحاب پیامبر (ص) هم با ابوبکر بیعت نکردند. خامسا حضرت رسول (ص) ابوبکر و عمر را دستور فرموده بودند در سپاه اسامه بن زید باشند چرا آنجا را ترک کرده بودند، علت آن بود که مردم با امیرالمؤمنین علی علیه السلام بیعت کنند. و همهی این مطالب را بزرگان اهل سنّت نقل کردهاند.
او ادامه داد: و البته به قول بهلول بهجت افندی در کتاب تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد علیهم السلام، بعنوان قاضی القضات که خود از اهل سنّت و اصالتاً ترکیهای است، چنین قضاوت میکند: هم غصب فدک بهانه بود و هم دفاع فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بهانه بود هدف هر دو طرف خلافت بود.
فلذا عقیده بنده این است که اولین شهیده دفاع از ولایت بی بی حضرت زهرا (س) است و اولین شهید راه ولایت هم جناب مُحَسن فرزندش سقط شدهاش است. و اما بزرگان اهل سنّت همانند ابوجعفر اسکافی در کتاب سقیفه اش و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه اش و مسعودی در تاریخ اش جریان آتش زدن خانه فاطمه (س) و سقط جنینش را آوردهاند ولی اسم زنندهی بی بی (س) را ذکر نکردهاند. ولی صلاح الدین خلیل در کتاب وافی بالوفیات اسم زننده را عنوان میکند و گوید: آنچنان به شکم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) زد که محسن او سقط شد.
خلاصه اینکه آنقدر به حضرتش ظلم شد و از بعضی از صحابه و دیگران جفا دید که دعا کرد: اللهم عجل وفاتی سریعاً یعنی بار خدایا مرگ مرا سریعاً برسان و در آن تعجیل فرما.این پژوهشگر دینی بیان کرد: خلاصه عرض کنم ببینیدتا ۹۵ روز بعد از پدر به آنحضرت چه ظلمهایی شد، وقتی رحلت نمود و حضرت امیر (ع) جنازهاش را خواست غسل دهد میفرماید: صَارَت کَالخَیال، یعنی چیزی از بی بی نمانده بود فقط شَبحی بود، مثل یک شبحی که روی دیوار بیافتد.
منبع:روزنامه ایرانیان
true
true
false
true















