true

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه، سید بشیر حسینی میانجی شعری در سوگ دکتر علی هاشمی جانباز سرافراز اسلام سروده است.
جانبازی از جانبازهای شهر ما رفت
از خاک تا افلاک نه پیش خدا رفت
من از زبان همدم او مینویسم
مثل همیشه با تبسّم شد جدا رفت
در راه حق بگذشت از جان در جوانی
جان بر کف اخلاص سوی جبههها رفت
جانباز شد با سرفرازی در ره عشق
از زخمهایش خون سُرخش برملا رفت
یک عمر در رنج و مشقّت زیست یارم
راحت شد از دار فنا سوی بقا رفت
این خانه لبریز از صفایش بود، اما
او رفت همچون سایه دنبالش صفا رفت
آموختم از چشمهایش عاشقی را
آموزگار مهربان من کجا رفت؟
لبخندهایش مرهم زخم دلم بود
اما به درد او نشد هرگز دوا رفت
دل در پی او رفت و من با آه ماندم
در حیرتم هم بیخبر هم بیصدا رفت
قلبم کتاب خاطرات خاطر اوست
یارب! چه شد آن یار غربتآشنا رفت
شمع شب تارم چو رفت از این شبستان
پروانه ماند از چشم خیس من ضیا رفت
جانباز دشت کربلا عباس، یارش
زد بال و پر بر آسمان کربلا رفت
«سیدبشیر» از آتش آه غزل سوخت
خاکستر دفتر دوباره بر هوا رفت
true
true
false
true
















برو پرواز در بالا بلند عشق، حق توست
برو اما پس از تو سهم ما چشمی است بارانی…
خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد.
بارها و بارها این حدیث شریف را شنیده بودم ولی هیچگاه مفهومش را درک نکرده بودم ،تا اینکه زیباترین اسطوره اخلاص پرکشید.