×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۱۰ بهمن - ۱۴۰۴   - ساعت: ۰۱:۲۴
it is true
true
true
علل قیام نکردن امام حسین(ع) در زمان معاویه

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه،با توجه به ایام سوگواری حضرت اباعبدالله حسین(ع) در گفت وگوی اختصاصی روزنامه سایه  با محقق فاضل حجت الاسلام والمسلمین سهراب مظفری میانجی، سؤالاتی را مطرح نمودیم؛

۱- چرا امام حسین(ع) در زمان معاویه قیام نکردند؟ ۲- علت قیامش در زمان یزید چه بود؟ پاسخ این محقق و پژوهشگر را میخوانیم:

باتوجه به اینکه بعضاً بعضی از مغرضین شیطن تهایی میکنند و شبهاتی در فضای مجازی مطرح و منتشر میکنند که شعیعیان چنین و چنان می گویند و در خصوص امام حسین (ع)مبالغه میکنند و اهل سنت چنان معتقد نیستند، حقیر بدان جهت جوا بها را از منابع برادران اهل سنّت عرض میکنم بلکه لااقل جوانان عزیز هر دو مذهب کشورمان به کُنه مطلب برسند.

بالذری که یکی از بزرگان علمای اهل سنّت است نقل میکند، وقتی که امام حسن(ع) بشهادت رسید.شیعیان کوفه در خانه ی سلیمان بن صرد خزایی جمع شدند و نامه ی تسلیتی به حسین(ع) نوشتند و در آن امام را دعوت به قیام نمودند. وقتی امام نامه را دریافت نمود در پاسخ به آنان نوشت: امیدوارم هم رأی برادرم در صلح و هم رأی من در نبرد با ستمگران(هر کدام در جای خود) راست و درست باشد. اکنون حرکتی نکنید و تا معاویه زنده است از اقدام نابجا بپرهیزید، اگر او (معاویه) فوت کرد و من زنده بودم نظرم به شما خواهد رسید. و یا بعدها مروان بن حکم که حاکم مدینه بود و شاهد محبوبیت و جایگاه و مراودات امام حسین(ع) در مدینه بود، از آن وضع نگران میشوند و برای معاویه مینویسند که برای من معلوم گردیده که حسین(ع) در این اندیشه است که با حکومت مخالفت ورزد و تدارک قیامی را ببیند لذا پیشنهاد میگردد او را از مدینه تعبید کنید و مجبور به اقامت اجباری در شام نمائید.

و باز بالذری و ابن عبدربه و دیگر بزرگان علمای اهل سنت آورده اند، معاویه در پاسخ مروان نوشت، نامه ی تو را دریافت و از امر حسین بن علی(ع) اطلاع یافتم به تو سفارش میکنم که هرگز در هیچ امری وی را مورد اعتراض قرار ندهی. مادام که او با تو کاری نداشته و بر حکومت ما اعتراضی نکند تو نیز از این امر خوداری کن و تا مادامی که او بر بیعت خود (قراردادصلح) با ما پایبند باشد و بر حکومت ما اعتراضی نکند تصمیم نداریم که به آزار او بپردازیم لذا مراقب او باش و در عین حال سعی کن که بین تو و او نزاعی پیش نیاید. و ابن عبدربه اضافه میکند که معاویه پیشنهاد تعبیدحسین(ع) را رد کرد و به مروان نوشت بخدا تو خواستی تا از او راحت شوی و مرا به او گرفتار سازی؛ همچنین نامه ای هم به امام حسین(ع) نوشتند و امام نیز پاسخی دادند که در کتابهای البدایه و النهایه و انساب الاشراف هر دو نامه ثبت و ضبط شده اند: معاویه مینویسد از شما گزارشهایی به من میرسد چنانچه درست باشد هرگز سزاوار نیست به شما نسبت داده شود و من شما را از این امر بر حذر میدارم.

بخدا سوگند آن کسی که پیمانی را امضاء میکند شایسته است به پیمان خود پایدار بماند و در میان مردم از لحاظ شرافت و بزرگواری و وفای به عهد چه کسی را بالاتر از شما میتوان یافت مقام و منزلت شما در نزد خداوند، سزاوار آن است که در پیم آنها استوار و به عهد خدا وفادار باشی. پس بدان هر موقع که بر ضد من اقدام کنی من نیز تو را هدف حمله ی خود قرار خواهم داد. از اینرو از ایجاد اختلاف در میان این امت بپرهیز و مگذار با دست تو جنگی بوجود آید.

تو که مردم را بخوبی میشناسی بنابراین درباره ی خودت و دین محمد(ص) بیندیش و از فتنه ها اجتناب کن و به گفته ی مردم جاهل گوش فرامده و امام(ع) در پاسخ نامه ی معاویه مینویسند: نامه ات به دستم رسید. نوشته بودی که درباره من گزارشهای نامطلوبی دریافت کرده ای که سزاوار و شایسته ی من نمیدانی باید بدانی که این گزار شهای نا مطلوب را عده ای دروغگو و فرومایه میفرستند، همان مردمان متملق و سخن چینی که میان مردم تفرقه و جدایی می افکنند، آنها دروغ گفته اند چون من نه تدارک جنگی علیه تو دیده ام و نه در فکر قیامی علیه تو میباشم؛ اما نه چنان پنداری که من از سکوت خود خوشنودم بلکه در برابر حکومت تو از خدای خود بیمنا کم. الحاصل از این مکاتبات چند نکته بدست می آید اول اینکه وفاداری امام نسبت به پیمان صلح برادر بزرگوارش امام حسن(ع) با معاویه دوم اعتراض نسبت به هرگونه ناعدالتی سوم هم چون معاویه ظواهر را رعایت میکرد علی رغم میل باطنی اش لاجرام سکوت میکردند و قیام نمی نمودند. و اما معاویه که آرزوی ولایتعهدی یزید را در دل داشت ولی با توجه به رفتارهای نامناسب او جرئت ابراز آنرا نداشت، لذا هنگامی که بی بند و باری یزید و دست زدن وی به انواع منکرات و فساد شایع شد معاویه او را فراخواند و به وی سفارش کرد که در دستیابی به شهوات، پرده پوشی کند تا جایگاه اجتماع یاش ساقط نشود.
و سپس چهار بیت شعر را گفت که آن اشعار چنین است:

انصب نهاراً فی طلب العلی* واصبر علی هجر الحبیب القریب * حتی اذا اللیل آتی بالدجی * وا کتحلت بالغمض عین الرقیب
* فباشر اللیل بما تشتهی * فانما اللیل نهار الاریب * کم فاسق تحسبه ناسکاً * قد باشر اللیل بامر عجیب *

خلاصه اش این است که در روز ظواهر را حفظ کن و شب بالخص وقتی چشمهای رقیبهات خواب رفتند آنگاه آنچه میخواهی مشغول باش چه بسا فاسق هائی که آ نها را زاهد میپنداری در حالی که شب را به کارهای عجیبی میگذرانند. و این جزو سیاستهای معاویه بود.

و اما وقتی مغیره بن شعبه وقتی فهمید معاویه میخواهد وی را از حکومت کوفه بر کنار سازد بلافاصله به دمشق مسافرت نمود تا استعفای خود را تقدیم کند تا نگویند عزل شده اند، و با اندیشیدن بسیار به این نتیجه رسید که بهترین وسیله برای باقی ماندن در منصبش این است که با یزید ملاقات کرده و او را به خلافت ترغیب نماید تا نزد پدرش در مورد وی وساطت کند. به یزید گفت بزرگان و نامداران قریش از بین رفته و تنها فرزندانشان مانده اند که تو از برترین و آگاهترین آنان در امر سنت و سیاست هستی نمی دانم چرا پدرت برای جانشینی تو بیعت نمیگیرد؟ یزید میپرسد آیا این کار صورت پذیر است؟ مغیره پاسخ مثیت میدهد.

بعد معاویه با مغیره مشورت میکند و از وی  میپرسد چه کسی اینکار را برایم انجام دهد؟ مغیره گفت من اهل کوفه را بر عهده میگیرم و زیاد هم اهل بصره را، بعد از این دو منطقه کسی با تو مخالفت نخواهد کرد. معاویه نظرش را پسندید و در منصبش باقی گذاشت. مغیره بعد از رسیدن به کوفه اعیان و اشراف را جمع کرد و آنان را در بیعت با یزید همداستان با خود کرد و عده ای را به همراه فرزندش نزد معاویه فرستاد تا وفاداری بیعت با یزید را اعلام دارند معاویه سفارش کرد که موضوع را محرمانه نگهدارند. آنگاه رو به پسر مغیره نمود و گفت پدرت از اینها، دینشان را به چه مبلغی خریده است؟ او گفت به ۰ ۳هزار درهم، معاویه خندید و گفت دینشان برایشان اهمیتی نداشته است؛ سپس ۰ ۳هزار درهم به آ نها بخشید.

ولی زیاد بن ابیه خود جزو مخالفین بیعت یزید بود. و بعدها به معاویه مینویسد ای امیر، همانا نامه ات با دستوری که در آن بود به من رسید، مردم چه خواهند گفت وقتی که آنان را به بیعت یزید دعوت کنم؟ و هنوز عبدالرحمن بن ابوبکر، حسین بن علی، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر در میان مردمند.

لیکن میشود که یزید را دستور دهی تا یک یا دو سال به اخلاق اینان درآید شاید بتوانیم امر را بر مردم مشتبه سازیم.

کما اینکه معاویه در ابتدای طرح جریان بیعت با یزید افرادی همچون امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمن بن خالد بن ولید که مخالفت کردند همه را با مسمومیت از صحنه ی سیاسی حذف کرده بود. و المعجم الکبیر و مقاتل الطالبین و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جریان را ثبت
کرده اند.

و اما در سال ۵۸ هجری که عبدالرحمن بن ابوبکر که یکی از مهمترین عناصر مخالف بیعت گرفتن برای یزید بود، معاویه ۱۰۰ هزار درهم برای وی فرستاد ولی عبدالرحمن آنها را باز گردانید و گفت دینم را به دنیا نمی فروشم. لذا وی را نیز مسموم کردند و فوت کرد و عایشه هم که از برادرانش
طرف داری میکرد خود عایشه را نیز به حیله به مجلس اش فرا خواند و سپس داخل چاه افکند و مردم مدینه متوجه نشدند. ولی در مقابل اعتراض سعید بن عثمان که ضمن مخالفت با بیعت با یزید به معاویه گفت ما تو را حاکم ساختیم و آنچه را به دست آورده ای به سبب ما بود معاویه گفت شما مرا حاکم ساختید حکومت ندادید بلکه عمر بن خطاب داد و شما مرا باقی گذاشتید و من برای شما بد حا کمی نبودم، فقیرتان را ثروتمند ساختم و فرومایه تان را بلند مرتبه نمودم.

و پس از آن او را والی خراسان گردانید. و پس از آن فقط ۴ نفر از بزرگان را سد راه خود می دید ۱- امام حسین(ع) ۲- عبدالله بن عباس ۳- عبدالله بن زبیر ۴- عبدالله بن عمر و نسبت به هر کدام وصیتی کرده بود که چطور بیعت بستاند.

الحاصل: شما خودتان از این جریانات متوجه میشوید یزید علیه اللعنه چه ماهیتی داشت که افرادی معلوم الحالی همانند زیاد بن ابیه نیز مخالف بیعت او بود و حتی مروان بن حکم نیز مخالف بود و امام(ع) هم که در زمان معاویه منتظر فرصت بود تا دست به اقدامات اصلاحی بزند و با مرگ معاویه فراهم شد ولی سریعاً عرصه را به امام تنگ کردند تا به زور بیعت بگیرند لاجرم امام شبانه مدینه را بسمت مکه ترک کرد. و درنهایت بر علیه یزید قیام نمود.

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


مهرصبا
false