×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۳۰ فروردین - ۱۴۰۳   - ساعت: ۱۸:۲۷
it is true
true
true
دلنوشته دانش آموز میانه ای از جنوب؛شلمچه

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه،دلنوشته: فاطمه ابوالقاسم‌زاده از بسیجیان دبیرستان شاهد انصاری حوزه باقرالعلوم میانه

سطح زمین پوشیده شده از خاک‌های سرد، تانک‌هایی روی این خاک‌ها نشسته بودند در جاهای پراکنده‌ای از زمین آنجا، همانند مسیر اصلی کربلا شده بود، حس و حال آنجا را می‌داد، در اطراف شوره‌زار بود و روی آنها موانع و سیم خاردار، و تانک‌های پراکنده‌ای که سراسر آنجا را گرفته بودند‌. تمام اینجا یک زمانی زیر آب بودند و الان آب خشک شده و تبدیل به شوره‌زار شده. پرچم‌هایی خونین‌رنگ، زینت‌بخش منطقه بودند، انتهای مسیر شلمچه ختم می شد به حسینه‌ی شهدای گمنام شلمچه.
غروب شلمچه یکی از زیباترین و محشرترین منظره‌هایی بود که تا به حال به چشم دیدم، غروب غم‌انگیزی بود، زیر این لایه‌های پوشیده شده از خاک، تن‌های پاکِ مفقود شده، آرمیده‌اند که هنوز پیکره‌های مطهرشون به خانه‌هایشان برنگشته است.
این مکان با خاک پوشیده شده و جذابیتی نداره اما بخاطر وطن و ناموس، خون‌های زیادی ریخته شده است.
شهدا زنده‌اند، درست است که جسمشان زیر لایه های خاک است اما روحشان، حیات بخش و راهنمای زندگی ما نوجوانان است، وقتی فردی به آن مکان‌ها پا می‌گذارد، شهدا آنها را می‌بینند، وقتی افراد با شهدا درد و دل می‌ کنند، شهدا پای درد دلهایشان می‌نشینند.
همه‌ی کسانی که در شلمچه حضور دارند توسط شهدا دعوت شده‌اند، بهتر است در این مسیر با شهدا عهد و پیمان ببندیم و از آنها بخواهیم که ما را در مسیر زندگی و سختی‌هایش، همراهی کنند و دستگیر ما شوند و ما را در آخرت شفاعت کنند.
برای ارتباط با شهدا لزومی ندارد که حتما حرف بزنیم، لازم نیست حتما از دردهایمان بگیم، شهدا از هر چه که از دلمان می‌گذرد، خبر دارند.
وقتی من وارد محیط و منطقه‌ی شلمچه شدم، احساس خاص و عجیبی داشتم، رفتم و یک جای خلوت نشستم تا با شهدا، درد و دل کنم، برای لحظه طولانی‌ای ذهنم خالی بود، چیزی برای گفتن نداشتم و فقط اشک می‌ریختم، دلم گرفته بود و بغض در گلویم سنگینی می‌کرد، منظره‌ی روبرویم خاص بود، غروب غم‌انگیز شلمچه و منطقه پوشیده از خاک و تانک‌هایی که اونجا بودند، ساده و پر از حرف و خاطره بود.
وقتی فهمیدیم زیر این خاک‌ها پیکرهای پسران و دلیرمردان کشورم باقی مانده و تفحص نشده است، قلب همه ما به درد آمد و باعث شد که خیلی‌ها کفش‌هایشان را در آورده و با پاهای برهنه بر روی این خاک‌ها قدم بردارند تا حرمت پیکر پاک شهدا حفظ شود.
دلنوشته: فاطمه ابوالقاسم‌زاده
از بسیجیان دبیرستان شاهد انصاری حوزه باقرالعلوم میانه

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


مهرصبا
false