- ۲۵ آذر ۱۴۰۲ ساعت 17:03
- اخبار میانه , گفتگو
- کد خبر 135404
- 221 بازدید
- بدون نظر
- ایمیل
true
true
true
true
true
true
true
سایز متن /
🖨 نسخه چاپی
true

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه، به نقل از روزنامه سایه،با توجه به شروع ایام فاطمیه، در خصوص ابعاد مختلف موضوع فدک و چگونگی آن،در نشستی با حجت الاسلام والمسلمین سهراب مظفری میانجی؛ محقق و پژوهشگر پرسشی مطرح شد مبنی بر اینکه آیا در منابع برادران اهل سنّت نیز چیزی ثبت و ضبط شده تا مسلمین به آ نها رجوع نمایند و پی به حقیقت آن ببرند یا نه؟ و ا گر هست از دیدگاه برادران اهل سنت، چه ویژگیهایی دارد.
حجت الاسلام والمسلمین سهراب مظفری میانجی در این خصوص گفت: ابتدا عرض کنم که بنده بعنوان یک طلبه صفر الکف هستم که شیعه هستم؛ ولی حاضرم با هر یک از علمای برادران اهل سنت بدون تعصب در یک شبکه ی تلویزیونی بحث علمی و مباحثه داشته باشم که طرف مقابل هم همینطور بیایند صرفاً در اطراف موضوع بدون تعصب هم از حیث رجال یعنی روایات و هم از حیث اقوال تاریخی و فقهی و حقوقی استدلال کنیم، بلکه هم مخاطب به کُنه مطب برسد و هم حقانیت ثابت شود. آن هم نه از دیدگاه اهل تشیع بلکه از دیدگاه آن عزیزان. و اما در خصوص موضوع فدک بهترین و دقیقترین کتابهایی که میتوان به آنها اشاره و آدرس داد تا مخاطبین محترم رجوع کند تا حقیقت برایشان آشکار گردد به نظر حقیر یکی شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و کتاب تشریح و محاکمه در تاریخ آل محمد(ص) که مؤلف آن یک محقق اهل سنت بنام قاضی بهلول بهجت افندی میباشد که آقای مهدی ادیب آنرا ترجمه کرده اند.
و هر دو بزرگوار شرط انصاف را رعایت نمود ه اند و بدون تعصب عالمانه و عادلانه مطالب را نقل کرده اند. و اما فدک باغی بود در اطراف شهر مدینه النبی که از املاک یهود بود و در سال فتح خیبر صلحی که بین رسول خدا (ص) و آنها صورت گرفت فدک هم جزو شروط صلح در اختیار رسول خدا (ص) قرار گرفت. و چون بدون دخالت قشون نظامی و جهاد صورت گرفت بدان جهت هیچ یک از افراد یاران پیامبر در خصوص فدک حق و سهمی نداشتند. بلکه مختص پیامبر و در اختیار آن حضرت قرار گرفت.
کما اینکه املاک بنی قریظه نیز که در داخل مدینه بود با همین اصول در اختیار پیامبر قرار گرفت و آنحضرت هم از حاصل و درآمد این املاک به خویشاوندان مسکین خود کمک مینمود. و اما فدک را پس از مدت کمی به بی بی حضرت زهرا (س) هبه فرمود و از آن پس مخصوص بی بی شد و فاطمه (س) نیز منافع فدک را انفاق و احسان مینمودند. و اکثر علمای اهل سنت در تالیفات خود ذیحق بودن حضرت فاطمه (س )را بر فدک تأیید نموده اند از جمله سیوطی، ابن ابی الحدید، قاضی بهلول بهجت افندی، حاکم نیشابوری، واقدی و … ولی با یک دنیا افسوس همین که رسول خدا (ص) رحلت نمود، بی بی که به عزاداری پدر بزرگوارش مشغول و در میان آلام سخت و مدهوش بود، خبر دادند خلیفه یعنی ابوبکر عمّال فاطمه را از فدک اخراج کرد ه اند. و جگر گوشه ی پیامبر هم از این حرکت نابجا دلگیر و فردی را پیش خلیفه میفرستند تا علت اخراج عمّال خود را از فدک بپرسند، خلیفه در جواب میگوید: فدک عاید بیت المال است و فاطمه در آن ذی حق نیست.
در اینجا بهلول بهجت افندی چون خود قاضی بوده بصورت تخصصی وارد عمل شده و بی طرفانه میخواهد فی مابین طرفین قضاوت نمایند و چنین اظهار میکنند:
اولاً هرگاه خلیفه نعمتهای دنیوی و اخروی رسول خدا (ص) را در حق خودش بخاطر می آورد، هرگز چنین حرکات ناروا اقدام نمیکرد. آیا خلیفه به خاطرش نمیرسید که اعراب ملخ خوار، خلیفه الاسلام و حکمران عالم گردیدند؟ آیا خیال نمیکند زمانی که خلیفه و امثال او به سنگ و کلوخ سجده و به اصنام و اوثان بتها ستایش میکردند، پدر بزرگوار فاطمه (س) ایشان را از ذلت به شوکت و از شرک به ایمان دلالت نمود؟ مگر اجر این همه نیکی این بود که نور دیده ی رسول خدا (ص) را برای یک قطعه باغ این قدر فشار و اذیت نمایند؟ و حال آنکه در مقابل این خدمات عالی پیامبر حق تعالی به موجب آیه ی شریفه قل لا اسئلکم، مودت اهل بیت (ع) را به امت فرض عین فرموده است . آیا رسول خدا که صد هزارها امثال فدکها را به خلفا، ترک فرمود به هبه کردن فدک به جگرگوشه خود سزاوار نبود؟
ثانیاً فاطمه از ارکان مکرمه ی خاندانی است که بموجب آیه ی شریفه انّما یرید الله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، حق تعالی ایشان را از رجس پاک فرموده، مگر امکان دارد چنین بزرگواری بدون حق به ادعای ملکی اقدام کند؟ حاشا، تمام اقوال و افعال و حرکات و سکنات فاطمه دلیل حق و رهبر صادق است. هرگاه بدون حق ادعای فدک نمایند رجس است و آن از فاطمه (س) محال میباشد.
ثالثاً چطور با دلیل و اثبات، فاطمه را از دعوی خود میتوان منع کرد و حال آنکه خود فاطمه شریک قرآن و منبع برهان است؟
رابعاً دعوی فاطمه چطور بدون حق میشود که رسول خدا (ص) فرماید: فاطمه بضعه منی، پس فاطمه که جزء و بضعه ی رسول خدا است، مگر میشود ادعای باطل کند؟ حاشا، او از ادعای بدون حق، مبرا است.
خامساً رسول خدا (ص) فرمود انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم، لذا واضح میشود که رسول خدا نیز در دعوای فاطمه متشرک است. بلی شبهه نیست، هر کسی که با فاطمه حرب کند با پیغمبر محارب است (البته ضمن اینکه این حدیث متواتر است بلکه آنحضرت در دوازده موضع این جمله را فرموده اند که کوتاه ترین آن همین است و طولانی ترین آن روایت ابن عباس است که کامل نقل کرده اند و سه صحفه است) و در صحت و استقامت این حدیث هیچ اختلاف نیست.
سادساً واضح است وقتی که فاطمه (س) از حقوق خود ممنوع باشد قطعاً رنجیده خاطر خواهد بود، زیرا که طبیعت بشری چنین است. و بخاری در صحیح اش روایتی از عایشه چنین نقل کرده اند: فاطمه برای استعلام غصب فدک نزد پدرم رفت و اظهار نمود که رسول خدا (ص) فدک را به او بخشید، ابوبکر فاطمه را از فدک منع کردو ایشان هم مأیوس به منزلشان برگشتند.
و در حالت غضب از پدرم، وفات نمود. (البته این حدیث در اکثر کتب اخبار اهل سنت موجود است) فلذا از این واضح میشود که فاطمه از خلیفه رنجیده خاطر بوده است و بهلول بهجت گوید: این مطلبی است که ادعای عکس آن ممکن نیست، یعنی همچنان که رنجیده خاطر نشدن فاطمه از منع فدک محال است.
اینچنین عدم انزجار رسول خدا (ص) با اذیت فاطمه (س) محال خواهد شد. و اما نسبت به غصب فدک هم جناب بهلول بهجت احتجاج و استدلال بسیار عالمانه و حقوقی کرده اند. و روایتی که بخاری در قسمت فرایص صحیح اش ذکر کرده که ابوبکر از رسول خدا (ص) نقل نموده که آنحضرت فرمود: نحن معاشر الانبیاء لانورث منا یعنی از ما گروه گروه انبیاء ارث برده نمیشود، فاطمه نیز در جواب گوید فدک را پدرم در حال حیات به من هبه کرده و فعلاً در تصرف من است.
ابوبکر هم گوید باید شاهد بیاوری، فاطمه (س) هم علی (ع) وامّ ایمن را شاهد می آورند ولی گویا به اعتبار اینکه علی واحد و ام ایمن واحده است، خلیفه قبول نکرده و فاطمه مأیوس و ناامید به منزل برمی گردند.
اینجا بهلول بهجت از جنبه ی حقوقی ورود کرده و میخواهد طرفین را محاکمه کند و چنین اظهار میدارند:
اولاً خبری که خلیفه به آن استدلال کرده خبر واحد است و خبر واحد در مقابل نص قرآن تعارض نمیتواند بکند.
ثانیاً بر فرض صحت خبر، مقصود از حدیث به ارث بردن مال نیست، بلکه وراثت نبوت است زیرا که پیغمبر (ص)در آن زمان برای احتجاج یهود و نصاری فرمود نبوت به ارث برده نمیشود (نه مال وثروت)
ثالثاً هر گاه این حدیث برای وراثت مال و ثروت بود، در این صورت لازم بود از هیچکدام انبیاء وارثانی باقی نباشد در صورتیکه می بینیم اموال باقی تما انبیاء را وارثان ایشان قسمت کرده اند، و دلیل نقلی هم اثبات میکند که قرآن کریم حکایت ارث بردن ذکریا را نقل میکند.
رابعاً این حدیث در هر صورت با ادعای فاطمه مرتبط نیست، زیرا که تصرف فدک توسط فاطمه به عنوان وراثت نبوده بلکه از راه هبه میباشد، و این حدیث مانع ارث است و منعی برای هبه وجود ندارد.
خامساً احضار شهود برای فاطمه لازم نبود زیرا که او از ملک تصرف شده خود دفاع میکرد و شهود در مقام ادعا لازم میشود و فاطمه زهر ا(س) صاحبه الید بود، نه مدعی.
سادساً آشکار است که خلیفه دوم در زمان خلافتش، فدک را به حضرت امیر عودت داد، ولی حضرتش آن را رد نموده و فرمود: با محروم ساختن صاحب حق از حقوق واقعی خود و با فقدان او، من فدک را قبول نمیکنم، تمام سیره و تاریخ نویسان حتی صاحب قاموس الاعلام نیز در لفظ فدک، این نکته را بیان نموده اند. حالا می گوئیم: هرگاه استدلال خلیفه اول راست و صحیح بود پس چرا خلیفه دوم از آن امتناع نموده فدک را به صاحبش مسترد داشت؟ و ا گر به خلیفه اول ثابت و محقق نبود، پس چرا با حرکات نابجا و نامعقول، جگر گوشه رسول خدا را اذیت نمود.
سابعاً عمربن عبدالعزیز از خلفای اموی که نسبت به اسالف خود به نیکی و عبادت مشهور و به حق و حقیقت هم مایل بود، در زمان خلافت خود فدک را به اولاد فاطمه (س) مسترد داشته است فلذا از این نیز فهمیده میشود که تمام افراد اسالمی به غضب فدک از راه ظلم و ستم و بدون حق و استحقاق و مغضوب بودن آن اقرار و اعتراف داشته اند.
و حال نتیجه گیری جناب بهلول بهجت بسیار قابل تأمل و توجه است که میگوید: ما این محاکمه کدر آلود را در اینجا تمام میکنیم، در نتیجه هر محاکمه تعیین یک قرار ثابت با حقوق معینه ی آن لازم است، ولی به همین ا کتفا میکنیم که خلیفه اول (ابوبکر) ندامت خود را در سه فقره به صورت آشکار میگفت: اول قبول خلافت دوم برای اخذ بیعت مأمور فرستادن به خان هی فاطمه (س) سوم ضبط فدک. ما نسبت به ندامت و عدم ندامت او هرگز کاری نداریم ولی کاش قبل از وقوع چنین حرکات و اقدامات قبیح چاره ی اصالح تدارک میشد.
نا گفته نماند بنده آن مطالبی که خلیفه اول و دوم هنگامی که ضرت فاطمه (س) و علی (ع) و ام ایمن برای ادای شهادت نزد خلیفه میرفتند، همدیگر را دیدند و پس از آن چه جسارتها کردند و اهانت و جناب ابن ابی الحدید آ نها را نقل کرده اند، به آنها اشاره ای نکردم که ا گر بیان میکردم خود برادران اهل سنت هم روحشان جریحه دار میشد ولی خودشان میتواند رجوع کرده و به حقیقت ماجرا پی ببرند.
خداوند از شفاعت شفیعه ی عالم همه ی ما و محبان خاندان قدس و طهارت علیهم السلام را بهره مند بفرماید ان شاءالله.
true
true
false
true















