×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  سه شنبه - ۲۸ بهمن - ۱۴۰۴   - ساعت: ۱۰:۱۰
it is true
true
true
روایتی از روضه ۱۳۰ ساله خانه کاهگلی آقا

خشت، خشت خانه کاهگلی آقا به عشق حضرت سیدالشهدا سرپا مانده و بعد از ۱۰۰ و اندی سال چند نسل بعد از آقا پای این روضه قد کشیده و نور را مهمان این خانه کرده‌اند.
به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه، معصومه درخشان: در منطقه قراملک تبریز از هر کسی آدرس خانه میرعبدالله موسوی مشهور به آقا را بپرسی و بگویی می‌روم به روضهِ آقا دستت را می‌گیرند و صاف می‌برند دم در خانه آقا.وارد کوچه که می‌شوم پرچم سیاه عزای حسینی برافراشته شده بر سر در خانه کاهگلی و خانم‌هایی که برای عزای حسینی روانه این خانه می‌شوند نشان می‌دهد درست آمده‌ام.
خشت خشت خانه کاهگلی آقا به عشق حضرت سیدالشهدا سرپا مانده و بعد از ۱۰۰ و اندی سال چند نسل بعد از آقا پای این روضه قد کشیده و نور را مهمان این خانه کرده‌اند.درِ خانه آقا نیمه‌باز است با دو در کوبه ای که تاریخ این خانه را به دوران قاجار می‌برد و نشان از اتاق‌هایی می‌دهد که اندرونی و بیرونی بوده و چقدر ارزشمند است این خانه کاهگلی در فراز و نشیب تاریخ اجازه نداده است علم حسین (ع) بر زمین بیافتد.
وارد خانه آقا می‌شوم، پارچه‌نوشته سیاه عزاداری به عزاداران خوشامد می‌گوید” به مجلس عزای امام حسین علیه‌السلام خوش آمدید”.
حیاطی باصفا با درختانی تنومند که دست‌های قنوتشان به آسمان بلند شده خنکای عصرگاهی را به عزاداران حسینی ارزانی می‌کنند. در ورودی خانه فرش قرمزی برای عزاداران حسینی پهن شده و خانمی مشغول جفت‌کردن کفش‌های عزاداران است.خوشا به حال خادمینی که بی‌منت عشق پسر فاطمه (س) را در دل دارند.

خبری از تشریفات نیست

خانم‌ها دورتادور اتاق پذیرایی نشسته‌اند، خانم میانسالی زیارت عاشورا می‌خواند و بقیه عزاداران با او همخوانی می‌کنند.تمام دیوارهای خانه با پرچم‌های سیاه عزاداری سرور و سالار شهیدان پوشیده شده است. پتوهای تمیز به‌صورت مرتب دورتادور خانه پهن شده و پشتی‌های ارغوانی رنگ صفای دیگری به خانه داده‌اند.در میان تعدادی از مجالس عزای حسینی که با تشریفات و تجملات خاصی همراه شده برپایی روضه حضرت سیدالشهدا در یک‌خانه ساده و بی تجمل با قدمتی  بیش از ۱۰۰ سال نشان می‌دهد اعتبارش را از سال‌ها رفت‌وآمد عزادارها و عاشقان اهل‌بیت وام گرفته است.
کنار در ورودی می‌نشینم و دل می‌دهم به صدای حزین زیارت عاشورا که می‌خواند “اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ و …”.هم‌نوا با زیارت عاشورا می‌توان زیر آسمان این خانه حسینی ساعت‌ها نشست و خدا را قسم داد به طفل ۶ماهه، به دختر سه‌ساله به علم‌دار قافله‌سالار عشق، به علی‌اکبر، به قاسم ابن الحسن، به حبیب ابن مظاهر و  زینب(س) صبور که اربا اربا شدن جگر گوشه هایش را دید و گفت جز زیبایی چیزی ندیدم. می‌توان زیر آسمان این خانه حسینی به  حسین( ع) پناه برد و اگر دلت شکست بگویی خدایا به آبروی حسین( ع) و سر بریده اش شفاعت حسین  ( ع) را نصیب ما بفرما.

چای روضه با استکان نعلبکی می چسبد

درد دل‌هایم را پیش دردانه حضرت فاطمه( س)  آورده‌ام که بفرما، بفرما گفتن خانمی مرا متوجه خودش کرد ” دخترم چای بفرما” چای خوش‌رنگ روضه آن هم با نعبلکی عجب می‌چسبد.” تمام درد بدون علاج دنیا را به چای روضه آقا دوا کنید از نو” خانمی که مشغول ریختن چای است نگاهم می‌کند” در کدام روضه دیده‌ای چای را با نعلبکی بدهند؟ فقط خانه آقا می‌توانی استکان‌نعلبکی را با هم ببینی”.
لابه‌لای خواندن زیارت عاشورا صدای غمگین و محزون عزای حسین( ع) را می‌شنوم. خانم میان‌سال در غم سیدالشهدا به زبان ترکی ناله سر می‌دهد” ای شه مظلوم حسین وای وایبی کس مظلوم حسین وای وایکرب و بلا مُلکی سنه عرشیدیایستی قوم اوستی قوری بیر فرشیدیزینبون اولسون بو نجه نعشیدیای شه مظلوم حسین وای وایبی کس مظلوم حسین وای وایعزاداران در سوگ سیدالشهدا سینه زنی می کنند.همان خانم میانسال با صدای سوزناکی ” اوخشاما” می خواند و چشم ها به اشک می نشیند از داغ جگرگوشه حضرت زهرا(س).
حالا  این چشم‌ها با اشک در فراز آخر زیارت عاشورا به دردانه خلقت سلام می دهند” اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ”.و سپس سر به سجده می‌گذاریم و قرائت زیارت عاشورا به پایان می‌رسد.
چای دوم روضه بعد از هم‌نوایی با دل داغدار و بیقرار زینب صبور  در صحرای کربلا،عطش لب‌های تشنه را کم می‌کند. جان‌ها به قربان لب‌تشنه ات یا حسین(ع).آخر روضه است خانمی، سیب سفید بین عزاداران توزیع می‌کند” دخترم سیب بردار،نذر همسایه است. از درخت حیاطشان چیده.”عزاداران حسینی در حق همدیگر دعا کرده و از هم خداحافظی می‌کنند.

روضه ای به قدمت ۱۳۰ سال

حالا پای صحبت‌های خانم مریم امامی بانی روضه می‌نشینم تا برایم از روضه حسینی بگوید.مریم بانو ۲۱ساله بود که در سال ۱۳۶۴ با آقا محمدتقی ازدواج کرد و عروس خانواده میرعبدالله موسوی شد. معمولاً رسم بود پسر کوچک‌تر وقتی ازدواج کرد همراه پدر و مادر زندگی کند.مریم بانو وقتی عروس کوچک این خانواده شد زندگی در کنار پدر و مادرشوهرش را آغاز کرد.” مادر شوهرم علویه خانم موسوی در منزلش از اول محرم تا روز عاشورا روضه امام حسین( ع) می‌گرفت.مادرشوهرم خدابیامرز سه خواهر بودند( محترم، معصومه خاتون و علویه) که او دختر کوچک خانواده بود و در سن ۸۲ سالگی به رحمت خدا رفت. روضه این خانه سال‌ها قبل از به‌دنیاآمدن مادرشوهرم برگزار می‌شد. از بزرگ‌ترها شنیده بودم حداقل ۵۰ سال قبل از به‌دنیاآمدن مادرشوهرم این روضه شروع شده بود اگر ۸۲ سال سن او را هم حساب کنیم قدمت این روضه به ۱۳۰ سال و بیشتر هم می‌رسد.”
روضه این خانه حسینی طی سال‌های گذشته با روضه‌خوانی دوعالم حسینی ” میرزا محمدعلی پاسبان و حاج علی‌اکبر عابدی همراه بود تا اینکه آنها به رحمت خدا رفته‌اند.خانهِ آقا، پناه و ملجا تمام هیات های حسینی بانوان است که روز تاسوعا و عاشورا به این خانه می‌آیند و سر سفره حضرت سیدالشهدا مهمان می‌شوند.
روضه خانهِ آقا که ۱۰۰ و اندی سال پیش با حضور چند نفر از اهل محل شروع شده حالا تعداد عزاداران حسینی به بیش از ۲۰۰ نفر رسیده و این از برکت حضرت سیدالشهدا است و تمام اتاق‌های اندرونی و بیرونی و حیاط مملو از جمعیت می‌شود.

دفتری برای رادت ورزی

مریم بانو از دفتری صحبت می‌کند که خانواده‌ها برای برگزاری  روضه نام‌نویسی کرده و نوبت می‌گیرند” تا آخر ماه صفر در این خانه روضه حسینی برپاست.خانواده‌های این منطقه به هر علتی که در خانه خودشان نمی‌توانند روضه بگیرند اسم خودشان را در دفتر روضه می‌نویسند و به نیت دلشان برای اباعبدالله  چند روز روضه می‌گیرند و این مراسم تا آخر ماه صفر ادامه دارد”.

حضرت زهرا( س)صاحب عزاست

” مادرشوهرم علویه خانم به عشق مرثیه حسین( ع) زندگی می‌کرد. وقتی ماه محرم می‌شد خانه را برای عزای حسینی آب‌وجارو می‌کرد. هر چه کم‌وکسری داشت می‌خرید.همه چیز تمیز و مرتب می‌شد.می‌گفت صاحب‌عزای اصلی حضرت فاطمه( س) است.دخترم این روضه با نظر و عنایت خود امام حسین ( ع) می‌چرخد. مردم آن‌قدر نذر و احسان می‌آورند که حدوحساب ندارد. یکی چای روضه می‌آورد. یکی قندش را. یکی قربانی می‌آورد برای احسان روز عاشورا، یکی پول می‌دهد برای اینکه برکت مالش زیاد شود و یکی چای روضه حسین( ع) می‌ریزد و آن یکی کفش عزادار پسر فاطمه( س) را با افتخار جفت می‌کند.
اینجا اسم ما گفته می‌شود ولی صاحب‌عزای اصلی که مهمانان پسرش را تحویل می‌گیرد حضرت فاطمه( س) و ما همه کنیز آن حضرتیم.مادرشوهرم خدابیامرز علاقه خاصی به پختن آش حسینی داشت.سه روز پشت‌سرهم آش می‌پخت. همه اهل محل در پختن آش و تهیه مواد آن کمک کرده و هر روز ۴۰ کیلو سبزی آش پاک می‌کردند.همه این مراسم‌ها بعد از فوت مادرشوهرم ادامه داشت تا اینکه کرونا آمد و تا حدی حضور مردم محله کمتر شد ولی ما همچنان  روضه امام حسین( ع) را تعطیل نکردیم در دو سال ایام کرونا با رعایت دستورالعمل‌ها به‌صورت خانوادگی و با حضور تعداد کمی از همسایه‌ها روضه برگزار شد.
برگزارشدن عزای حسینی با تعداد کمتر عزاداران در ایام کرونا او را غمگین می‌کند با چادرش اشک را از گوشه چشم‌پاک می‌کند به امید خدا در این خانه از اول محرم تا دوازدهم  به روی عزاداران حضرت سیدالشهدا باز است و بعد از شهادت آن حضرت در روز عاشورا مراسم اولین جمعه و اربعین هم با حضور خانم‌های عزادار برگزار می‌شود. در مراسم اولین جمعه شهادت آن حضرت قرائت قرآن، زیارت عاشورا، حدیث کساء و زیارت روز جمعه خوانده می‌شود.

عروس ها در خط مقدم روضه

مریم بانو پنجمین و کوچک‌ترین عروس این خانواده است. تمام امورات روضه حسینی بین عروس‌های خانواده تقسیم‌بندی شده است..عروس اول قرآن و ادعیه می‌خواند.عروس دوم  در کارهای آشپزخانه کمک می‌کند. عروس سوم خوشامدگویی مهمانان را عهده‌دار است.عروس چهارم در قسمت چایخانه و کفشداری فعال است و عروس پنجم مدیریت خانه و روضه را در دست دارد.

خانه امید حاجت مندان

سکوتی کوتاه می‌افتد بین حرف‌هایش صدای بانوی این خانه حسینی بغض‌آلود می‌شود وقتی  از عشق، عطش و علاقه خادمان حسینی خانه حرف می‌زند” اینجا اسمش خانه ماست ولی حقیقتش را بگویم اینجا خانه کرم و عنایت اباعبدالله است، خانه حاجت گرفتن حاجت‌مندان است، خانه امید بی‌پناهان است، خانه آنهایی است که درد بی‌درمان دارند، دردهایشان را برمی‌دارند و اینجا پناهنده می‌شوند، این خانه باب‌الحوایج علم‌دار کربلاست، عزاخانه دل بی‌قرار زینب(س).اینجا خانم‌ها حاجت می‌گیرند و برای خادمی می‌آیند.یکی برای عاقبت‌به‌خیری دست به دامان اباعبدالله می‌شود.یکی برای شفای مریضی درِ این خانه را می‌زند.یکی برای باز شدن گره زندگیمی‌آید، یکی غم و غصه دلش را می‌آورد غم‌هایی که به هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید و فقط با چشم‌هایش با گریه‌های ازدل‌برآمده اش سنگ صبوری بهتر از ابالفضل العباس پیدا نمی‌کند و یکی می‌آید به حضرت زینب( س) سرسلامتی بدهد.
وقتی حاجت‌مند شدند می‌بینی سال‌ها در این خانه خادمی می‌کنند و به هیچ قیمتی حاضر نیستند آن را با هیچ‌چیز دیگری عوض کنند. نمونه‌اش خانمی که ۱۵ الی ۲۰ سال در این روضه برای عزاداران حسینی چای می‌ریخت.

پایگاه فرهنگ

این خانه حسینی به‌تنهایی یک پایگاه فرهنگی برای اهل منطقه است چهارشنبه مراسم زیارت جامعه کبیره می‌خوانند و جمعه‌ها نیز ذکر لب‌هایشان دعای ندبه، دعای توسل و دعای عهد است. دست تضرع به آستان الهی بالا برده و برای ظهور منجی عالم بشریت دعا می‌کنند.

چای بعد از روضه هم طعمی دگر دارد رفیق

صحبت‌هایمان بانوی این خانه که خود را خادم آستان حسین( ع) می‌داند به آخر می‌رسد. خوردن چای سوم روضه اباعبدلله هم طعم دیگری دارد.” این نشستن را میان روضه دست‌کم نگیر یک نفس در روضه‌ها خیلی اثر دارد رفیق هر چه شد خرج عزایش آسمانی می‌شود چای بعد از روضه هم طعمی دگر دارد رفیق.

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


مهرصبا
false