×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۱۵ آذر - ۱۴۰۴   - ساعت: ۱۹:۳۲
it is true
true
true
جان‌بخشی بی‌صدا؛ شیر مادری برای نوزادانی که مادر ندارند

از  اینکه دخترم در ۵ ماهگی و نارس به دنیا آمد خیلی ناراحت بودم، ولی وقتی شیرم را به بقیه نوزادان نارس اهدا می‌کردم حس افتخار شیرینی داشتم.
به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه، معصومه درخشان: گاهی وقت‌ها خدا به زبان معجزه با مادر حرف می‌زند.در گوشش می‌گوید ببین من چطوری خدایی می‌کنم.من خدای ناممکن‌ها هستم.مادر دلش قرص می‌شود به خداوندی خدا و لبخندی از سر آرامش بر صورتش می‌نشیند.
برای هر مادری روز تولد فرزندش یک روز خاص است چند تا فرزند هم داشته باشد روز تولد هر کدام احساس می‌کند برای اولین‌بار مادر می‌شود. روز ۱۶ فروردین سال ۱۴۰۲ هم برای مادر قصه امروز ما یک روز ماندگار است. روزی که از درد به خودش می‌پیچد، اورژانسی پیش پزشک معالجش می‌رود و می‌شنود که هر چه زودتر باید تحت عمل جراحی قرار گیرد.پزشک معالج می‌گوید؛ «حالِ نوزادی که در شکم داری خوب نیست.نوزاد نارس است و هیچ امیدی به زنده‌بودنش نیست. محال است نوزاد در پنج‌ماهگی زنده متولد شود اگر هم متولد شد بعد از زایمان فوت می‌کند».شک و دل‌شوره به جان این مادر می‌افتد، نکند بچه‌ام را از دست بدهم،حرف‌های دکتر را نصفه‌نیمه می‌شنود، «باید هر چه زودتر عمل شوی و الا این وضعیت برای خودت هم خطرناک است” خدا را چه دیدی وقتی می‌خواهد برای بنده‌اش سنگ تمام بگذارد چه فرقی می‌کند در ۹ ماهگی به دنیا بیاید یا پنج‌ماهگی آن هم با ۶۶۰ گرم وزن».
حالا دو سال و چهار ماه از روز تولد دختری به نام « نِلین » می‌گذرد. دختری که به‌واسطه تولد او مادرش ناجی نوزادانی شده است که مانند او نوزاد نارس یا بیمار بودند.در عصر گرم یک روز مردادی به دیدار ِنلین و مادرش می‌روم تا شیرین‌زبانی های نلین را بشنوم و مادرش راوی قصه روایت ما باشد.نلین در بغل مادرش آرام و قرار ندارد، دلش می‌خواهد از بغل مادر پایین بیاید و با مهمان‌خانه هم‌بازی شود. آرام و آهسته مامان مامان می‌گوید. این طرف و آن طرف می‌چرخد. اسباب‌بازی‌هایش هم حریفش نمی‌شوند.کمی باهم مشغول بازی می‌شویم.طولی نمی‌کشد خاله جانش از راه می‌رسد و با تمام توان در بغل خاله آرام می‌گیرد.
خانم پریسا ستوده مادر نلین به دخترش نگاه می‌کند،چشم‌هایش هم می‌خندد.صحبت‌هایش را از روزی آغاز می‌کند که طبق حرف‌های پزشکان امیدی به زنده‌بودن دخترش نبود”در پنج ماه بارداری بودم حالم بد شد اورژانسی به سونوگرافی رفته و متوجه شدم نوزادم نارس است. دکتر گفت هر چه زودتر باید عمل شوی. وقتی به اتاق عمل می‌رفتم خیلی ناراحت بودم یادم است یکی از کادر بیمارستان گفت خُب یک دختر داری چرا این قدر ناراحتی؟ ولی این دلیل نمی‌شود برای فرزندم که در ۲۵ هفتگی و به‌صورت نارس به دنیا می‌آید ناراحت نباشم.

دخترم زنده بود ولی گفتند فوت کرده

عمل جراحی تحت بی‌حسی بود و من  در اتاق عمل هنگام زایمان تمام حرف‌های تیم پزشکی را می‌شنیدم.متوجه شدم دخترم زنده است درحالی‌که همه دکترها اعلام کرده بودند محال است در ۲۵ هفتگی نوزاد زنده به دنیا بیاید.بعد از تمام‌شدن عمل جراحی  در اتاق ریکاوری بودم. در نگهبانی اتاق عمل به همسر و خواهرم گفته بودند مریض شما در ریکاوری است و بچه هم فوت کرده است. مرا به بخش منتقل کردند شوهر و خواهرم پیش من آمدند دیدم خیلی ناراحت هستند ولی حرفی به من نزدند، شب‌هنگام با خواهرم دو نفری صحبت می‌کردیم، خواهرم گفت از نگهبانی اتاق عمل به ما گفتند بچه فوت کرده است.من تازه متوجه موضوع شده و گفتم بچه من در اتاق عمل زنده بود من می‌شنیدم که دکترها می‌گفتند بچه زنده است و قلبش کار می‌کند.اگر بعداً فوت کرده باشد حرفی ندارم ولی در اتاق عمل زنده بود.ماجرا را به پرستار گفتم و او هم گفت همسرت برود از ” اِن ای سی یو” بپرسد. همسرم پیگیر شد و دید بچه‌سالم است همان جا عکس گرفت و به گوشی من فرستاد و گفت “دخترمان خیلی کوچک است”.
در بیمارستان  از دکتر در مورد دخترم پرسیدم گفت امیدی به زنده‌بودن این نوزاد نیست خیلی امیدوار نباشید چون وزن و سن تولدش خیلی کمتر است. ولی من امیدوار بودم.حرف‌هایش بوی معجزه خدا را می‌دهد با دلی سرشار از عشق و ایمان به خدا ادامه می‌دهد: من هر لحظه خدا را کنار خودم حس می‌کردم، نمی‌دانم چرا و چطوری ولی حسی از درون مرا به زنده‌ماندن دخترم امیدوار می‌کرد. انگار یک حسی می‌گفت اگر قرار است زنده نماند زنده هم متولد نمی‌شد.بر خلاف تمام نظریه‌های پزشکی خدا خواست بگوید؛ «خدا شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد».
نلین به شنیدن اسمش حساس است وقتی مادر لابه‌لای حرف‌هایش اسمش را می‌گوید به سمت مادر می‌رود، می‌خندد و باز هم مامان مامان می‌گوید. با دیدن کاغذ و خودکار در دستم مجالی پیدا می‌کند برای خط‌خطی کردن کاغذ و باز هم خاله جان با دادن کاغذ و خودکاری دیگر سرش را گرم می‌کند.مادر دخترکش را می‌بوسد” چون نلین نارس به دنیا آمده بود خیلی ضعیف بود و در بخش ( ان آی سی یو) محیط استریل نوزادان بستری بود. دخترم  تا ۲۱ روز نمی‌توانست شیر بخورد.روز بیست و دوم  با سرنگ و از طریق بینی یک سی‌سی شیر دادم تا ببینیم آیا معده نلین با شیر مادر سازگاری دارد یا نه.

شیر را دور نریزید اهدا کنید

خُب خانم ستوده چطور با موضوع اهدای شیر مادر آشنا شدید و تصمیم گرفتید شیر خودتان را اهدا کنید؟در مورد بانک شیر و اهدای شیر مادر هیچ اطلاعاتی نداشتم. وقتی دخترم در بیمارستان بستری بود یکی از پرستارها به من گفت برای اینکه شیرت خشک نشود و بعد از خوب شدن حال دخترت بتوانی شیر بدهی باید هر روز شیرت را بدوشی.من هر دو ساعت یک‌بار شیرم را می‌دوشیدم و در یخچال نگهداری می‌کردم. آنجا مادرانی را دیدم که شیرشان را می‌دوشند و بیرون می‌ریزند. یکی از پرستارها پیشنهاد کرد به‌جای اینکه شیر را بیرون بریزید می‌توانید آن را به بانک شیر اهدا کنید.
با خودم فکر کردم چقدر این کار خوب و خداپسندانه است پیشنهاد خانم پرستار را قبول کردم تا شیرم را به کودکانی که نیازمند شیر مادر هستند اهدا کنم.دخترم نلین ۱۰۰ روز در بیمارستان بستری بود.در این مدت طی آموزش‌هایی که دیدم متوجه شدم نوزاد نارس فقط باید شیر مادرش را بخورد یا شیر اهدایی به بانک شیر را و نباید شیرخشک بخورد چون روده‌اش را سوراخ می‌کند.
چون دختر خودم در بخش نوزادان نارس بستری بود بیشتر از همه این وضعیت را درک می‌کردم و اینکه این نوزادان بیشتر از هر چیزی به شیر مادر نیاز دارند
لابه‌لای حرف‌هایش مدام لطف خدا را یادآور می‌شود که توانسته است به نوزادان نارس و مادران دیگر فکر کند. مادرانی که شیر ندارند و با دیدن نوزاد نارس خود غم بزرگی در دلشان سنگینی می‌کند. مادرانی در بیمارستان بودند که زایمان کرده بودند ولی شیر نداشتند. ممکن است در اثر شدت ناراحتی از تولد نوزاد نارس شیر مادر کلاً خشک شود.

شیرهای استریل

سالم‌بودن شیر اهدایی مادر سؤالی است که مادر نلین در جواب می‌گوید:بعد از اهدا، شیرها در بانک شیر استریل می‌شود و برای اطمینان از سالم‌بودن شیر مادر آزمایش‌هایی مانند آزمایش هپاتیت از مادران اهداکننده شیر انجام می‌شود. البته انجام این آزمایش‌ها برای مادران اهداکننده شیر رایگان است.

اهدای شیر مادر منع شرعی ندارد

قبل از اینکه سؤال بعدی را بپرسم انگار که ذهنم را خوانده باشد”می‌خواهید بپرسید بحث شرعی شیرهای اهدایی مادران چیه”؟ با لبخند و تکان‌دادن سر حرفش را تایید می‌کنم.هیچ‌کدام از مادران نمی‌دانند شیر اهدایی آنها چند روز بعد و برای کدام نوزاد استفاده می‌شود چون شیرهای اهدایی با همدیگر ادغام می‌شوند در مورد بحث شرعی شیرهای اهدایی نظر مراجع تقلید را در بروشوری چاپ کرده بودند که به مادران می‌دادند.علما گفته‌اند خواهر و برادر رضاعی چند شرط دارد. کودک باید مستقیم از سینه مادر شیر بخورد ، همچنین وعده شیر خوردن نوزاد باید پشت‌سرهم باشد و فقط شیر یک مادر را بخورد ولی این شرایط در بانک شیر وجود ندارد در نتیجه هیچ منع شرعی برای اهدای شیر وجود ندارد.
مادر نلین از اولین روز تولد دخترش تا ۱۵ یا ۱۶ ماه بعد ( تیر و مرداد ۱۴۰۳) اهدای شیر داشته ولی چون از روز اول میزان اهدای شیر را یادداشت نکرده نمی‌داند حجم شیر اهدایی چند سی‌سی شده است. درحالی‌که لبخند می‌زند و آن روزها را در ذهنش تداعی می‌کند”نسبت به بقیه مادرها حجم شیر اهدایی من زیاد بود چون هم مصرف دخترم نلین کمتر بود و هم مرتب شیردوشی می‌کردم.از طرف دیگر من در تمام ۱۰۰ روزی که دخترم در بیمارستان بود شب به خانه مادرم می‌رفتم و مادر هم به لحاظ تغذیه و مسائل روحی و روانی از جان‌ودل برایم سنگ تمام می‌گذاشت.
او اضافه می‌کند: مدت نگهداری شیر مادر در یخچال ۴۸ ساعت و در فریزرهای خانگی سه ماه است. برای شیرهای دوشیده باید تاریخ می‌زدم تا مشخص می‌شد هر ظرف شیر برای چه روزی است.در دوره آموزشی متوجه شدم شیر اهدایی مادران به نوزادان بیمار که در بیمارستان کودکان مردانی آذر، الزهرا و طالقانی تبریز بستری هستند مصرف شده و به نوزادان بستری در بیمارستان اردبیل و ارومیه نیز ارسال می‌شود.

سفیر اهدای شیر مادر

مادر نلین حالا سفیر اهدای شیر مادر است، بعد از آشنایی با بانک شیر مادر به همه خانم‌های دوست و آشنا اهدای شیر مادر را توصیه می‌کنم و از اینکه علاوه بر دختر خودم چند نوزاد دیگر هم از شیر من استفاده می‌کند حس افتخار شیرینی دارم.حرف‌هایمان که طولانی می‌شود، نلین حوصله‌اش سر می‌رود دلش می‌خواهد مامان فقط با او بازی کند با شیطونی خاصی خود را بغل مامان می‌اندازد و مامان چاره‌ای جز بوسیدن و نوازش کردنش ندارد.
برای سؤال پایانی می‌پرسم، برای بهبودی حال نلین چه‌کار کردید؟ در این شرایط معمولاً روش ” kmc” و تماس پوستی نوزاد با مادر باعث رشد و تکامل جسمی نوزاد می‌شود. روش ” kmc” به‌این‌ترتیب است که نوزاد چند ساعت متوالی روی سینه مادر قرار می‌گیرد. من ۸۸ روز از ساعت هشت صبح تا هشت شب‌ روی صندلی به حالت نیمه خوابیده بودم و نلین با همه سیم‌هایی که از طریق بینی بهش وصل شده بود روی سینه من بود اصطلاحاً به این روش مدل کانگورویی می‌گویند.با این روش تنفس و ضربان قلب دخترم بهتر شد.

چشم‌های مادر و دختر در هم گره می‌خورد نلین چشم‌وچراغ مادر شده، به روی مادر می‌خندد و مادر دلش غنج می‌رود برای دختر دردانه‌اش که او را معجزه خدا می‌داند در زندگی‌اش و برای او حاضر است از همه چیزش بگذرد.

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


مهرصبا
false