×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۱۴ خرداد - ۱۴۰۵   - ساعت: ۱۲:۲۲
it is true
true
true
تنگه با پاپیون صورتی بسته شد

بابا دلم می‌خواهد باز دستانت را بگیرم و بگویم هنوز دلتنگی‌ام را با لبخند پنهان می‌کنم و ایمان دارم همیشه کنارم هستی.

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستانهای میانه و ترکمانچای، معصومه درخشان: با عجله سی، چهل پله را دو به یکی کردم تا به سالن همایش مسجد طوبی برسم. چشمم که به نمایشگر سفید روی جایگاه افتاد بی‌اختیار لبخند زدم.
عکسی از تنگه هرمز با روبان صورتی. دوباره و سه باره خواندم” تنگه با پاپیون صورتی بسته شد/ روز دختر مبارک”. این جمله نمادین متفاوت ترین پیام تبریک روز دختر امسال بود.
هنوز لب‌هایم می‌خندید که نگاهم در چشم‌های دختر کوچولوی ناز شهید فیضی گره خورد که قاب عکس بابای شهیدش را بغل کرده و رو به من گرفته بود، چند دقیقه‌ای به شروع مراسم باقی بود. کم کم بقیه مهمانان هم از راه می‌رسیدند.
دختران کودک و نوجوان شهدای اقتدار جنگ آمریکایی، صهیونیستی در روز دختر دور هم جمع شده بودند تا در کنار هم از دلتنگی هایشان برای بابا بگویند. قاب عکس بابا در دست دختران شهدا آنها را از سایر مهمان‌ها متمایز کرده بود.
تا شروع مراسم حال و هوای دختران تماشایی است و دختر شهیدی دست می‌کشد روی عکس بابا، شاید این دست کشیدن‌ها آرامش روح است وقتی جسم بابا به آسمان ها پرواز کرده.دختر دیگری قاب عکس بابا را روی زانویش گذاشته و به نیت بابا زیارت عاشورا می‌خواند. دختر نوجوان دیگری از مادر می‌خواهد کنار دوستانش بنشیند که آنها هم دختر شهید هستند.

نجوای دلتنگی با بابا

کنار دختران نوجوان می‌روم تا در روز دختر جمله‌ای برای بابا بگویند. به‌ترتیب خودشان را فاطمه دختر شهید شهریاری، ریحانه دختر شهید پورعلی و زهرا دختر شهید پور اکبری معرفی می‌کنند.فاطمه انگار خیلی دلتنگ بابا شده بلافاصله می‌گوید: بابای عزیزم خیلی دلتنگتم.ریحانه کمی مکث می‌کند تا راحت‌تر بتواند حرف دلش را به زبان بیاورد. وی خاطره روز دختر سال قبل را مرور کرده و می‌گوید، ” بابا روز دختر است و من دلم می‌خواهد باز دستانت را بگیرم و بگویم هنوز همان دختری هستم که هر صبح با نگاهت قد می‌کشم.دلتنگی‌ام را با لبخند پنهان می‌کنم و ایمان دارم همیشه کنارم هستی”.زهرا هم از پدر شهیدش به عنوان یک قهرمان نام برده و می‌گوید” بابا جانِ قهرمانم روز دختر رسیده و من باز دلم پیش توست دختری که تمام غرورش را از نگاه تو آموخت و هنوز هم به یاد شجاعت و مهربانی تو قدم بر می‌دارد.
گپ و گفت ما که تمام می‌شود آیاتی از کلام الله مجید خوانده شده و سپس به احترام سرود پرافتخار ایران عزیزمان قیام می‌کنیم.

از خون پدرم لاله‌های بهشتی می‌روید

سرآغاز مراسم دکلمه‌ای است که دختر شهید عباسی ( فائزه عباسی) آن را اجرا می‌کند. فائزه برای بابا می‌خواند.من ریحانه ام، من دختر ایرانم،من دختر شهیدم. دختری که کودکی‌اش را میان قاب عکس‌ها،خاطرات بوی خاک باران خورده وطن دفن می‌کند.پدرم رفت اما رفتنش پایان نبود آغاز بود.آغاز فهمیدن به معنای ایستادگی، مقاومت و عشق به وطن تا پای جان.پدر شهید شد و خون سرخش بر خاک ایران نشست.خونی که در رگ‌ها و جان وطن دمید و از دل این خون لاله‌های بهشتی روئید.هر وقت به مزارش می‌روم حس می‌کنم‌ زمین نفس می‌کشد و آسمان نزدیک‌تر می‌شود.آنجا میان سکوت سنگ‌ها پروانه‌ها بال می‌زنند. روح شهداست که هنوز نگهبان این خاک است. من ریحانه بهشتی‌امدختری که هر شب شمع یاد رهبر شهید و پدر مهربان امت را در دلش روشن می‌کندنوری که راه را نشان می‌دهد وقتی تاریکی می‌خواهد سایه بیاندازد.

وطن مادر است

آن شمع فقط شعله نیست، عهداست عهدی برای ماندن و ایستادن و نلرزیدن در طوفان جتگ و روزهای سخت.جنگ فقط صدای بمب و موشک نبود امتحان دل‌ها بود.پدر من در همان امتحان مردانه ایستاد و گفت وطن مادر دوم ماست و رفت تا ایران بماند تا پرچمش نیفتد تا دخترش با غرور سربلند کند و بگوید من فرزند مقاومتم. من ریحانه‌ام نه تنها یک دختر که روایتی از خون سرخ شهیدان.من باور دارم که گل‌های بهشتی از اشک مادران روئیده اند و پروانه‌ها از دل آتش دوری کرده‌اند. من یاد گرفته‌ام عشق گاهی در رفتن معنا می‌شود و ایمان در فدا شدن. من ریحانه‌ام، همه ما ریحانه‌ایم.ما همچون کودکان در خون تپیده میناب که کوله پشتی هایشان همچون نمادی از مظلومیت در تاریخ ثبت شد و آرزوهایشان به خون آغشته شد پای کار ایرانیم، ما با رهبر سوم ایرانِ جانمان با حضرت آقا سید مجتبی خامنه‌ای‌ عهد خون می‌بندیم.ای وطن ای ایران سربلند بدان هنوز دخترانت ایستاده‌اند با دلی پر از عهد و چشمانی رو به فردا. ما ادامه می‌دهیم راه شهدا را با نامشان با یادشان با ایمانمان تا پای جان برای تو برای‌حقیقت، برای نوری که خاموش نمی‌شود.
مهمانان فائزه را تشویق می‌کنند و سپس گروه سرود “روشنا” سرود اول را در رثای حضرت معصومه(س) و سرود دوم را برای فرشته‌های ایران زمین اجرا می‌کنند.

بابا تولدت در آسمان‌ها مبارک

دوباره سراغ دختران شهدا می‌روم. این بار کنار فاطمه خانم دختر شهید آقایان نشسته و می‌خواهم جمله‌ای برای بابا بگوید. فاطمه لبخند زنان میگه امروز تولد بابامه. باباجون تولدت در آسمان‌ها مبارک باشه.از همزمانی تولد بابا با روز دختر ذوق زده شده و هر دو مناسبت را به دختر و همسر شهید آقایان تبریک میگم. فاطمه به قاب عکس پدرش نگاه کرده و می‌گوید” بابای عزیزم در روز میلاد حضرت معصومه( س) در کنارمان نیستی. من به وجودت افتخار می‌کنم.
نوای مولودی در سالن پیچیده است و همسران و دختران شهدا دل داده اند به نوای مداحی که فضیلت حضرت معصومه (س) را ذکر می‌کند.مداحی که تمام می‌شود نماهنگی از سنگر خیابان با شور حماسی مردم به خصوص بانوان و دختران تبریزی در تجمعات شبانه پخش می‌شود و پشت بند آن حاج آقای قدوسی وارد سالن می‌شود.به نظرم همه نسل‌ها از پدر و مادرها تا کودکان پنج، شش ساله تبریزی با حاج آقای قدوسی خاطره دارند.حاج آقای قدوسی از آن روحانیون خلاق و مبتکری است که حضورش در هر برنامه‌ای مغتنم است آدم گذر زمان را حس نمی‌کند. حاج آقا تا میکروفن را به دست می‌گیرد بدون تشریفات می رود سراغ اجرای مسابقه آن هم با ترفندهایی که فقط و فقط مختص خودش است.
اول دختر کوچولوهای چهار، پنج ساله را به روی جایگاه دعوت می‌کند و به بهانه گفتن اسم و چند تا جواب خیلی ساده بهشون جایزه میده بعد نوبت به دختربچه‌های چند سال بزرگتر می‌رسد.
حاج آقا یک بیت شعر خوانده و بقیه‌اش را به دخترها واگذار می‌کند. یکی از دخترها شعر را کامل از اول می‌خواند و جایزه می‌گیرد.یه دل دارم حیدریِ عاشق مولا علیِمن این دل نداشتماز تو بهشت برداشتمخدا به من عیدی دادعشق مولا علی دادحالا به افتخار همه، دخترها را تشویق می‌کنیم. مسابقه حاج آقای قدوسی ادامه دارد، این بار چند سوال قرآنی می‌پرسد. دخترا دستا بالا آیت الکرسی در کدام سوره قرآنه؟ همه با هم جواب میدن: سوره بقره، حاج آقا میگه به همه که نمیشه جایزه داد. کی بلده آیت الکرسی بخونه، چند نفر از دخترها دست بلند کرده و به ترتیب آیت الکرسی خوانده و جایزه می‌گیرند.
حاج آقا قلم به دست گرفته و میگه دختر خانم‌ها این چیه تو دست من؟ همه جواب میدن قلم. خب حالا کی می تونه سوره قلم بخونه؟ سالن سکوت محض می‌شود. دختر نوجوانی دست بلند کرده من بیام بخونم؟ بله حتما، دختر نوجوان چند آیه اول سوره القلم را می‌خواند. یک‌نفر از آن جمع با صدای بلند می‌گوید، این دختر شهید حافظ کل قرآن کریم است.او جایزه می‌گیرد و همه تشویق می‌کنند. کم‌کم اجرای مسابقه تمام می‌شود و برنامه با تجلیل از دختران شهید ادامه پیدا می‌کند.
به دعوت مجری برنامه اول دختربچه‌های کمتر از هفت سال به روی سِن رفته و عروسک‌های خوشگل‌شان را می‌گیرند و بعد دختران نوجوان هدایای خود را دریافت می‌کنند.
جشن روز دختر بدون کیک که نمی‌چسبد. همچنان که دخترها مشغول دریافت هدیه‌هایشان هستند دو کیک خوشمزه که پرچم زیبای ایران عزیزمان روی آن نقش بسته توسط مسؤولان برگزاری جشن روی میز قرار می‌گیرد و دختران کوچک شهدا کیک جشن روز دختر را برش می‌زنند.

مجری برنامه اعلام می‌کند جشن روز دختر متبرک است به پرچم حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس.بانویی پرچم حرم مطهر را در بین همسران و دختران شهدا می‌گرداند و زیارت این پرچم سرخ و نورانی روزی ما می‌شود در روزی که به نام حضرت فاطمه معصومه‌ (س) و روز دختر نامگذاری و مزین شده است.

بازنشر از علی رضالو/منبع :فارس

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


مهرصبا
false