- ۹ خرداد ۱۴۰۵ ساعت 11:51
- اخبار استان , اخبار میانه , عکس , گزارش
- کد خبر 159207
- 8339 بازدید
- بدون نظر
- ایمیل
true
true
true
true
true
true
true
سایز متن /
🖨 نسخه چاپی
true

این روزها و شبها خیابان دیگر برای مردم ایران راه عبور نیست بلکه به صحنهای از عشق و زندگی تبدل شده و عروس و دامادهای جوان نغمه عشقمیخوانند.
به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستانهای میانه و ترکمانچای، معصومه درخشان: در هفتاد و نهمین شبی که مردم مقاومت، رزم و حماسه را در کوچهها و میدانهای شهر زیست شبانه خود کردهاند، در میدان شهید بهشتی تبریز شور عشق و حماسه درهمآمیخته و عروس و دامادهای جوان در میان هلهله و شادی مردم کف خیابان وارد محل برگزاری مراسم میشوند.میدان شهید بهشتی تبریز پر از شور است، پر از نشاط. ۲۰ زوج عروس و داماد سنگر خیابان را برای آغاز زندگی مشترک انتخاب کردهاند تا بگویند ایران اسلامی هنوز با امید زنده است. در رگهای شهر زندگی جریان دارد. مقاومت را به کف خیابان آوردهایم و هر لحظه در حال مبارزه و مقاومت هستیم.
این روزها و شبها خیابان دیگر برای مردم ایران راه عبور نیست بلکه به صحنهای از عشق و زندگی تبدل شدهاند و این شبها عروس و دامادهای جوان، جایی میان نور، لبخند، و شورِ بیپایانِ مردم که با دلهای روشن به خیابان آمدهاند دست در دست همدیگر نغمه عشق خوانده و جشن عقد و عروسیشان را به یادماندنیتر از همیشه برگزار میکنند.
دور تا دور سنگفرش میدان شهید بهشتی تبریز مملو از جمعیت است.
عروس و دامادها در محل تعیین شده مستقر شده اند. جایگاه اجرای مراسم با سفره عقد تزئین شده و مراسم با خواندن آیاتی از کلام الله مجید و طنین سرود پرافتخار جمهوری اسلامی آغاز میشود.
لابه لای اجرای مراسم در فرصت کوتاهی با عروس خانم ها و آقا دامادهای جوان همصحبت می شوم. عروس خانم خودش را زهرا قدسی معرفی می کند. دانشجوی رشته پلیمر دانشگاه سراسری بناب است.چادر سفید بر سر دارد و در پاسخ به سؤالم که چرا امشب در سنگر خیابان زندگی مشترک خود را آغاز می کنند میگوید: مشکلات زندگی همیشه است و شرایط جنگی کشور باعث نمی شود زندگی تعطیل شود.حتی در این وضعیت هم میتوانیم زندگی را مدیریت کرده به نحو شایستهای ادامه دهیم.

خیابان محل زندگی ما
رو به همسر جوانش کرده، لبخند زده و ادامه می دهد:با وجود مشکلات اقتصادی زندگی را شروع کردیم تا دشمن نتواند بنیان خانواده ما را هدف بگیرد.خیابان محل زندگی ماست، زندگی امروز ما در خیابان خلاصه میشود. مراسم تشییع، عزاداری، جشن و عروسی و … تا پیروزی نهایی در خیابان هستیم. با اینکه زندگی مشترک خود را با هزاران امید و آرزو شروع کردیم ولی بیشتر از زندگی شخصی نسبت به خاک و وطن خودمان غیرت داریم و تحت هر شرایطی و هر اتفاقی که بیفتد با همسران خود همراه هستیم تا از کشورمان دفاع کنیم.
آقا داماد هم با تأیید صحبتهای نوعروس خود کوتاه میگوید: ازدواج آسان با آرامش همراه است و زندگی اگر با سادگی شروع شود انسانها در این شرایط بزرگ میشوند.
زندگی در سایه ولایت
دومین عروس و داماد خانم فاطمه خلیلی و آقای علی صبوری هستند.علی آقا حرفهایش را از دوستداشتن کشورش شروع میکند” شروع زندگی مشترک ما در خیابان و در سایه تهدید دشمن یک پیام روشن دارد ما نسبت به کشورمان، به خانواده و ناموس خود غیرت داریم و اجازه نمیدهیم حتی یک دقیقه دشمن اجنبی به ناموس ایرانی ما چشم طمع داشته باشد.خوشبختانه اسم خودم علی و اسم نوعروسم فاطمه خانم است ما مصمم هستیم سبک زندگی حضرت علی علیهالسلام را ادامه دهیم تا به دشمن ثابت کنیم راه ولایت همچنان ادامه دارد.
برکت زندگی با اهل بیت
فاطمه خانم هم شروع زندگی مشترک در کف خیابان را نمادی از وطندوستی و حمایت از نیروهای مسلح میداند و میگوید: حضور ما در اولین شبی که زندگی مشترک خود را آغاز میکنیم نشانه این است که نه تنهاجنگ حتی مرگ هم نمیتواند ما را از وطندوست داشتنی ما جدا کند.نوعروس جوان ادامه میدهد: ما با توکل به خدا و توسل به حضرت زهرا( س) عشق و زندگی مشترکمان را از خیابان این وطن شروع میکنیم تا برکت زندگی اهلبیت در زندگی ما جاری شده و دعاهای این مردم که مدافع وطن هستند بدرقه راه ما باشد.
همچنان که ما مشغول حرفزدن با نوعروسها هستیم مجری مراسم عروس و داماد جوانی را به روی جایگاه دعوت میکند تا خطبه عقد آنها جاری شود.کوثر خلیلی و محمدحسین مطهری نژاد عروس و داماد روی جایگاه کنار سفره عقد مینشینند.سفرهای که مزین به پرچم خوشرنگ ایرانِ جان است و انبوه جمعیت مثل موجی بیانتها، دورتادور عروس و داماد را احاطه کردهاند، چهرههایشان از شوق و هیجان گلانداخته و صدای هلهله و صلواتها، پژواکِ لبخندهایشان است.
آقای داماد به پیشنهاد خودش با لباس رزم بسیجی به میدان آمده و سر سفره عقد نشسته تا تصویر مبارزه و مقاومت را به همه دنیا نشان دهد.دو دختر شهید پرچم خوشرنگ و پرافتخار ایران عزیزمان را بالای سر عروس و داماد گرفتهاند و آقای عاقد در میان دریای جمعیت آیههای نورانی پیوندشان را جاری میسازد.
کلماتش، چون دانههای مرواریدی بر ریسمانی از امید، بر قلبها مینشیند. عروس و داماد، همچون نگینی تابان در دل این جمعیت، با چشمهایی که نذر نگاه هم و دلهایی که نذر محبت هم کردهاند به یکدیگر پیوند میخورند. آقای عاقد سه بار تکرار میکند و عروس خانم بعد از چیدن گل و آوردن گلاب با کسب اجازه از محضر امامزمان( عج) و بزرگترهای جمع بله میگوید.
شوروشعف مردمی که شاهد این لحظه ناب و مقدس هستند بر تاروپود این خاطره تنیده میشود تا این عقد، نه فقط پیوند دو دل که عهدی باشد در میانِ رزم و حماسه یک ملت.حالا فقط صدای کفزدنها و شادی مردمی به گوش میرسد که دورتادور میدان ایستادهاند و آسمان شب با فشفشه و نورافشانی شدن فضا شاهد همدلی عروس و داماد میشود. نورافشانی و رقص پرچمها شور و هیجان جمعیت را به اوج میرساند. گویی آسمان نیز این عشق تازه را جشن گرفته است.
ترویج ازدواج آسان
در میان این همه شور و نشاط دوباره کنار عروس و دامادها میروم. این بار با آقا داماد محمدحسین نسیمی دانشجوی رشته مهندسی مواد و متالوژی دانشگاه تبریز و عروس خانم، زهرا علیپور دانشجوی رشته فیزیک دانشگاه سهند همکلام میشوم.این عروس و داماد جوان ترویج ازدواج آسان را مهمترین هدف خود از حضور در جشن ازدواج خیابانی مطرح میکنند.آقا داماد و عروس خانم با معرفی خانوادهها با همدیگر آشنا شده و با مهریه ۱۴ سکه ببهارآزادیزندگی مشترک را آغاز کردهاند.
آقا داماد میگوید: ما شیعه آقا امیرالمؤمنین هستیم بنابراین الگوی ما در زندگی حضرت علی(ع) است سعی میکنیم با ازدواج آسان و زندگی ساده و پرهیز از تجملات سبک زندگی خودمان را به ایشان نزدیک کنیم.او ادامه میدهد: این روزها و شبها که کشورمان در شرایط جنگی است حفظ عرصه جهاد و خانواده مهمترین اولویت زندگی است. امشب در سالروز ازدواج حضرت علی( ع) و حضرت زهرا( س) بهترین روز برای آغاز یک زندگی بابرکت است و ما با حضور خود در سنگر خیابان این موضوع را گرامی میداریم ضمن اینکه عرصه جنگوصلح ما ملت ایران در خیابانها رقم میخورد و ما برای بیعت با مقام معظم رهبری آقا سید مجتبی خامنهای و پشتیبانی از نیروهای مسلح هر شب در خیابان هستیم.
جوانان از ازدواج نترسند
عروس و داماد بعدی که سراغشان می روم حنانه خانم و علی آقا هستند. آنها هم بهواسطه معرفی خانوادهها با هم آشنا شدهاند. عروس خانم ۱۹ساله و آقا داماد ۲۸ساله است. کوتاه حرف میزنند، آقا داماد علت حضورش در کف خیابان را تشویق جوانان به ازدواج و تشکیل خانواده اعلام میکند” مشکلات اقتصادی باعث شده جوانان از ازدواج میترسند ولی با وجود همه مشکلات اقتصادی میتوان با برگزاری ازدواج آسان و جلوگیری از اسراف و حاشیه هزینه ازدواج را کاهش داد.از معیارهای انتخاب همسر کدوم یکی برای شما اهمیت زیادی داشت؟ با شنیدن این سؤال به همدیگر نگاه کرده و میخندند. آقا داماد میگوید: اخلاق خوب باایمان بودن و امامحسینی بودن اولویتهای من برای انتخاب همسرم بود و عروس خانم در ادامه حرفهای آقا داماد چشمک میزند، میخندد و ادامه میدهد برای من هم این موضوعات مهم بود علاوهبرآن زیبایی آقا داماد هم مزید بر علت بود. حالا هر سه میخندیم و من خوشبختی و سعادتمندی برایشان آرزو میکنم.
چشم میگردانم رقص پرچمها در میان موج جمعیت، جلوهای باشکوه و تماشایی به مراسم بخشیده است. پرچمهایی که در باد میرقصند و شادی مردم را تا بلندای آسمان میبرند.مداح جوان با صدایی گرم و دلنشین، مولودی میخواند و فضا سرشار از شور و معنویت میشود. در این شب پرشکوه، عروس و دامادها یکییکی به جایگاه دعوت میشوند و با لبخند و شوق یک دستهگل و هدیه یادبود خود را دریافت میکنند هدیهایی که فرماندهی سپاه عاشورا زحمتش را کشیده بود و این هدیه به یادگار میماند از شبی که عشق، مردم و شادی در آن به هم پیوستهاند.و این جشن با خاطرهای ماندگار، در میان هلهلهها، دعاها و لبخندهای شادیبخش به پایان میرسد.
بازنشر از علی رضالو/ منبع:فارس
true
true
false
true















