×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  جمعه - ۲۲ خرداد - ۱۴۰۵   - ساعت: ۲۲:۰۱
it is true
true
true
در موکب یک شهید، مدال‌ها هنوز از قهرمانشان می‌گویند

یادگاری‌ها را به یاد یک قهرمان ملی چیده‌اند تا وقتی از راه می‌رسی، او را در هر گوشه پیدا کنی حتی در آن جام‌های طلایی و مدال‌های خوشرنگ رشته ورزشی والیبال و تکواندو.
️به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستانهای میانه و ترکمانچای، معصومه درخشان: در میان همه موکب‌هایی که در قرار شبانه مردم مبعوث شده در سنگر خیابان میدان ساعت تبریز برپا شده یک موکب متمایزتر از همه موکب‌ها می‌درخشد.

با شنیدن صدای پسر نوجوان به‌طرف موکب می‌روم.” بابا بیا دیگه موکب پیداش کردم. اینجا موکب بابای دوستم هست که شهید شده”. نوشته سر در موکب را می‌خوانم” غرفه فرهنگی شهید ورزشکار جنگ تحمیلی سوم سردار سید احد سید فروغی”.

پدر و پسر جلوی موکب می‌ایستند. پسر نوجوان بادقت اشیای چیده شده روی میز داخل موکب را نگاه می‌کند” بابا کاپ و مدال‌های قهرمانی ببین” تا پدر از خواندن فرازهایی از وصیت‌نامه شهید تمام شود پسر شروع به شمردن کاپ و مدال‌ها می‌کند، یک،دو،سه، چهار و پنج تا کاپ قهرمانی.
روایت یک زندگی در قاب یادگاری‌هانگاهم روی یادگاری‌های شهید که به یاد او روی میز چیده شده غرق می‌شود. ابتدا به لباس نظامی‌اش خیره می‌شوم. همان لباسی که هنوز ردّ پیکر جوان و استوارش را در خود دارد. تا وصیت‌نامه‌اش که مثل یک پیوند ناتمام میان ما و اوست.

e8e7a5af09344996aa9b08af4a6478cf


فرازهایی از وصیت‌نامه‌اش روی مقوای بزرگ با خط زیبا خوشنویسی شده و پدر پسر نوجوان زیر لب می‌خواند” ان‌شاءالله زمانی که این وصیت‌نامه را می‌خوانید من شهید شده باشم”.

وصیتی که هنوز زنده است
و در فراز دیگری گفته؛ ” بهتر است هر کس جان خود را تسلیم خدا کند و در راه او شهید شود. مادرم مرا طوری تربیت‌کرده که عاشق ولایت امیرالمؤمنین و اهل‌بیت (ع) بودم”. وصیت‌نامه‌ای که با قلم عشق نوشته شده و گویی با صدای بلند از ما می‌خواهند راه را گم نکنیم.

علاوه بر تابلوهای او عکس رهبر شهیدمان و شهید حاج‌قاسم سلیمانی و تعدادی از شهدای مدافع حرم روی میز قرار دارند. این موکب ترکیبی از دلتنگی عمیق و افتخار بی‌پایان است.
جام‌های قهرمانی کنار کلاه‌های جنگی همه چیز را به یاد او چیده‌اند تا وقتی از راه می‌رسی، او را در هر گوشه پیدا کنی حتی در آن جام‌های طلایی و مدال‌های خوش‌رنگ رشته ورزشی والیبال و تکواندو.

دوست شهید در گوشه‌ای از موکب نشسته و به نیت او قرآن می‌خواند.
از سکوی ورزش تا قله شهادتبعد از تلاوت قرآن کریم با مردمی که برای دیدار از موکب و آشنایی با شهید آمده‌اند صحبت می‌کند. از زندگی یک قهرمان می‌گوید که با تمام توان برای رسیدن به کمال سپری شد. قهرمانی که در میدان ورزش والیبال و تکواندو باقدرت برنده بود و در میدان حق با ایثار و ایمان به بالاترین مقام معنوی رسید که “عِندَ رَبِهِم یُرزَقون” است.

در هر کدام از این یادگاری‌ها پیوندی عمیق وجود دارد. جهان پرسروصدای پیروزی‌ها و افتخارات، درخشش مدال‌ها، غوغای تشویق‌ها و شور پیروزی را می‌شنویم، اما در سکوت این یادگاری‌ها، همان وقار و آرامشی را لمس می‌کنیم که در تمام زندگی همراه او بود.

قهرمانان هرگز نمی‌میرند
او رفت، اما این یادگاری‌ها همچنان از حضور او سخن می‌گویند. قهرمانان نمی‌میرند، آنها در میان یادگاری‌هایشان، به شکلی متفاوت دوباره متولد می‌شوند.

همه مردمی که از این موکب دیدار می‌کنند با “حضور” این شهید عزیز روبرو هستند. شهیدی که رفت تا ما بمانیم، اما حضورش در قلب ما بوده و حس می‌کنیم همین نزدیکی‌هاست، لبخند می‌زند و می‌گوید زندگی، یعنی تمام‌قد ایستادن برای حق.
جایی که غرور قهرمانی با ایثار گره می‌خوردترکیب نور سرخ و سبز محیط و تابش نور بر کلاه‌های جنگی روی میز فضایی ساخته که در آن، غرور قهرمانی با ایثار شهادت یکی شده است.

دفتر یادبود در گوشه‌ای از موکب قرار گرفته و مردم به پاس فداکاری این شهید جمله ای تقدیم وجودش می‌کنند.موکبی برای دیدار دوباره یک قهرمان ملیاین موکب، نه یک نمایشگاه بلکه مأمنی است که عشق و ایمان با هم درآمیخته‌ و ایستادن کنار یادگاری‌های او به آدم حس افتخار و اقتدار می‌دهد.

بازنشر از علی رضالو/منبع:فارس

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


مهرصبا
false