- ۱۳ آبان ۱۴۰۳ ساعت 20:19
- اخبار استان , اخبار میانه
- کد خبر 145147
- 113 بازدید
- بدون نظر
- ایمیل
true
true
true
true
true
true
true
سایز متن /
🖨 نسخه چاپی
true

فرزندان مرحوم «حاج حمید پیشنماز محدث» به نیابت از پدر، ۲ قطعه شمش طلا به وزن ۲۵۰ گرم و به ارزش ۱۱ میلیارد ریال به جبهه جهانی مقاومت اهدا کردند.
به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستان میانه، معصومه درخشان: در خیابان مارالان تبریز از هرکسی سراغ مرحوم “حاج حمید پیشنماز محدث” را بپرسید دستتان را میگیرند و صاف میبرند دم در مغازه بزازی او.مغازهای که حالا بعد از فوت پدر توسط دو پسرش اداره میشود.اگر بخواهم حاج حمید را در یک عبارت تعریف کنم تعبیر من ” کلکسیون بخششها” است. خیلی هم بیراه نمیگویم وقتی پسرش حسین آقا انواع برگه های واریزی پدر برای بخشش به افراد و نهادهای مختلف را جلوام میگذارد.تکبهتک آنها را مرور میکنم. فیش واریزی برای احداث یا بازسازی مساجد مختلف در تبریز از جمله مساجد حضرت ابوالفضل، المهدی، رفیع، شریف زمین، حاج حسینعلی،فدک، صلوات، آیتالله شهیدی، حسینیه قائم آل محمد، سیدلر، اشرفی اصفهانی، امام جعفرصادق و … نمونهای از فعالیت این خیر مسجدساز کشور است که بهعنوان خیر مسجد ساز نمونه هم انتخاب شده بود.
اُون بِشلر بزّازی
شاید آنهایی که سن و سالی ازشان گذشته باشد هنوز صدای زنگ دوچرخه حاج حمید را به یاد بیاورند وقتی در سنوسال جوانی خرامان خرامان در محلات چرخ میزد و پارچه میفروخت.آنقدر آشنای محله شده بود که اهل محل بهش میگفتند” اُن بِشلر بزّازی”.حسین آقا ابتدا سلام و صلواتی نثار روح پدر کرده و از روزهایی که پدر بزاز ( پارچه فروش) سیار بود تعریف میکند: پدرم حاج حمید متولد سال ۱۳۰۲ بود.و قبل از اینکه شغل پارچهفروشی را انتخاب کند قبل از ازدواج در کارخانه پشمینه که حالا به تالار اساتید و کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تبریز تبدیل شده کار میکرد. بعد از ازدواج و صاحب فرزند شدن به کار پارچهفروشی علاقهمند میشود و بدون اینکه از آن کارخانه تسویه حساب کند بیرون آمده و از سن ۳۴ سالگی به مدت چهار ، پنج سال روی دوچرخه سه تا پنج طاقه پارچه میفروختثت ورفتهرفته با کار پارچهفروشی سیار توانست یک باب مغازه کوچک در خیابان مارالان بخرد.پدرم همیشه میگفت” برکت زندگی و افزایش رزق و روزی را بعد از تولد فرزندانم دیدم”پدر در سن ۹۵ سالگی و در سال ۱۳۹۷ به رحمت خدا رفت.
تاکید بر پرداخت وجوهات شرعی
از سن ۱۵ سالگی که به سن تکلیف رسیده بود تا سالی که فوت کرد خیلی به پرداخت وجوهات شرعی مقید بود و هیچوقت این فریضه شرعی را ترک نمی کرد.یادم است پدرم می گفت “در طی ۸۰ سال فقط یک بار وجوهات شرعی را نتوانستم پرداخت کنم و آن هم سالی بود که خانه می ساختم و از درآمدم پول اضافه ای نمانده بود.”پدر وجوهات شرعی را از طریق افراد مورد اعتماد به مراجع تقلید از جمله مقام معظم رهبری، آیت الله حاج جواد تبریزی، آیت الله سبحانی و … پرداخت می کرد.حسین آقا فیش های واریزی پدر را یکی یکی نشانم می دهد” این فیش وجوهات شرعی برای سال ۱۳۹۰ و مبلغش ۷۰۰ هزار تومان است. این یکی فیش واریزی ۴۰۰هزار تومان است برای کمک به سیل زدگان پاکستان. خوب یادمه ۱۴ سال پیش بود سال ۲۰۱۰ سیل پاکستان خیلی خسارت زده بود.”چند فیش را به دست گرفته و متن آنها را می خوانم.فیش کمک به رزمندگان و پشتیبانی از جبهه های جنگ بود.فیش را به حسین آقا نشان می دهم.
برای آخرتم کاری نکنم؟
او که رزمنده هشت سال دفاع مقدس است با دیدن فیش ها خاطرات آن سال ها و کمک های پدر در یادش زنده می شود” یادم نیست از جبهه آمده بودم یا از مدرسه به مغازه پارچه فروشی پدر رفتم. دیدم مغازه خالی شده پرسیدم پس پارچه ها چی شده؟ چرا مغازه خالیه؟ پدر با قدرت و صلابت خاصی گفت” تو برای آخرتت به جبهه رفته ای می خواهی من برای آخرتم کاری نکنم.من هم الان در جنگ اقتصادی هستم.در پشت جبهه شما رزمندگان را حمایت می کنم. همه پارچه ها را فروختم و به شماره حساب رزمندگان جبهه جنگ واریز کردم.”
همه پارچه ها فدای رزمندگان
تا یادم نرفته خاطره واریز پول پارچه ها به حساب جبهه را هم تعریف کنم” پدر می گفت پول پارچه ها ۴۰۰ هزار تومان شده بود. همه پول ها را در یک پارچه بزرگ( اصطلاح ترکی تُوربا) ریخته و گره زده بودم. پول ها را بردم بانک.کارمند بانک یه نگاهی به من کرد و پرسید کارت چیه؟ گفتم برای جبهه پول آوردم.گفت خب پولت بده و این فیش را پر کن.پارچه پر از پول را روی پیشخوان گذاشتم. کارمند بانک فکر کرد من از روستا آمدم و این هم تُوربای نان و پنیر است. با یک حالت تمسخر و ریشخند گفت” حاجی این چیه آوردی؟ پارچه را روی پیشخوان گذاشته و گره آن را باز کردم،یه نگاهی به من کرد و یه نگاهی به پول ها، پرسید” حاجی این پول ها را از اهالی روستا جمع کردی آوردی؟” گفتم نه خیر اینها پول خودم است. پارچه هایم را فروختم و می خواهم پولش را به جبهه واریز کنم.رئیس بانک با دیدن این صحنه و پارچه پر از پول کنارم آمد و مرا پیش خودش برد و خیلی هم احترام کرد. برایم چای آوردند و بعد هم از من به خاطر پشتیبانی از جبهه های جنگ تشکر کرد”.تاریخ فیش واریزی به جبهه را می خوانم۱۳۶۲/۱۰/۱۲به حساب رزمندگان جبهه جنگ.
خیر نام آشنا
البته اشاره کنم خیلی از فعالیت های خیرخواهانه پدر را ما بعد از فوت ایشان فهمیدیم.رد پای این خیر نام آشنای کشور را می توان در مسجد سازی، مدرسه سازی، احداث کتابخانه و حسینیه، کمک به سیل زدگان پاکستان، کمک به زلزله زدگان، کمک به پشتیبانی جبهه های جنگ، ریش سفیدی و اصلاح دعوای خانوادگی، کمک به مستمندان در نهایت گمنامی، دستگیری از فقرای آبرودار بی بضاعت، بذل مال در طریق جهاد، یتیم نوازی و تهیه جهیزیه برای نوعروسان نبازمند، تربیت فرزندان رزمنده و حافظ حریم و امنیت کشور و تقدیم پنج شهید گلگون کفن به ایران همیشه سرافراز مشاهده کرد.آن چنان که حسین آقا تعریف می کند عبادت خالص، قرائت قرآن کریم و دایم الذکر بودن و مداومت به تسبیح و ذکر شریف لااله الا الله از ویژگی های اخلاقی او به شمار می رود.
دستبندی که به پای مسجد رفت
حسین آقا، وقتی پدر این همه کارهای خیرخواهانه انجام می داد مادر شما مخالفت نمی کرد؟ نه اصلا مخالفت نمی کرد.اینجا با ذکر خاطره ای از مادر مرحومم یادی کنیم.خدا رحمتشان کند. پدرم در روستای ” اسب آباد” از توابع شهرستان بستان آباد مسجد می ساخت. تمام پول پدر برای احداث مسجد هزینه شد و دیگر هیچ پولی جهت خرید فرش برای مسجد نداشت.مادرم دستبند گران قیمتی داشت وقتی دید پدر دیگر پولی برای خرید فرش ندارد آن دستبند را فروخت و با پول آن ۲۰ تخته فرش برای مسجد خرید.پس نقش همسر در همراهی و پیشبرد اهداف یک مرد را نباید نادیده گرفت. حضرت امام خمینی(ره) فرموده اند” نقش خانم ها در جنگ کمتر از مردان نیست.اگر نقش حمایتی مادران ، همسران و خواهران نباشد بدون شک موفقیتی حاصل نمی شود.
۲ قطعه شمش طلا اهدایی پدر به جبهه مقاومت
خُب ماجرای بخشش و اهدای شمش طلا به جبهه جهانی مقاومت چی بود؟ماجرا از این قراره که پدرم در وصیت نامه رسمی خود وصیت کرده بود بعد از فوت ثلث مالش برای امورات خیریه و عالم المنفعه استفاده شود.پدرم در سال ۱۳۹۷ به رحمت خدا رفت و ثلث مال پدرم زمان فوت یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان بود که با همفکری سایر اعضای خانواده پنج قطعه شمش طلا به وزن حدود ۶۰۰ گرم خریداری شد.از سال ۱۳۹۷ تا کنون سه قطعه شمش طلا به نیابت از پدر در کارهای خیرهمچون رسیدگی به خانواده های نیازمند، بیماران، ساخت مسجد، حمایت از خانواده های بی سرپرست و … صرف شده است.
از آنجایی که مقام معظم رهبری در پیام مهمی فرمودند “بر همه مسلمانان فرض است که با امکانات خود در کنار مردم لبنان و حزبالله سرافراز بایستند و در رویارویی با رژیم غاصب، ظالم و خبیث آن را یاری کنند” بنابراین حکم رهبر فرزانه و مقتدر ایران اسلامی برای ما فرض واجب است.در این راستا با مشورت و همفکری سایر خواهران و برادران تصمیم گرفتیم دو قطعه شمش طلای باقی مانده را به وزن ۲۵۰ گرم و به ارزش ۱۱ میلیارد ریال به جبهه جهانی مقاومت اهداء کرده و پشتیبان آنها باشیم.
پدر کل مغازه را می فروخت
به نظرتون الان حاج حمید اگر خودش بود همین کارو می کرد؟امروز الویت حمایت و پشتیبانی از جبهه مقاومت است.الان جنگ، جنگ عقیدتی و ایدلوژی است.در حالیکه می خندد ادامه می دهد: ایشان اگر خودش بود کل مغازه را می فروخت و به جبهه مقاومت می بخشید.
با توجه به اینکه در داخل کشور افراد نیازمند وجود دارد ضرورت حمایت از جبهه مقاومت چیه؟ حمایت ما از مسلمانان فلسطین، لبنان یا هر نقطه دیگر مبنای اعتقادی دارد. حضرت رسول اکرم(ص) فرموده اند” مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی یا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم. کسى که صداى انسانى را بشنود که فریاد مى زند اى مسلمانان به دادم برسید و کمکم کنید، کسى که این فریاد را بشنود و پاسخ نگوید، مسلمان نیست.”بنابراین با این پشتوانه اعتقادی ما همیشه باید از مسلمانان و مظلومانی که مورد ظلم قرار می گیرند پشتیبانی کنیم. مطلب بعدی اینکه الان جنگ، جنگ عقیدتی و ایدلوژی است.مرزهای لبنان خط مقدم جمهوری اسلامی است. هر چقدر از جبهه جهانی مقاومت حمایت کنیم رژیم غاصب و کودک کش صهیونیستی را از مرزهای خود عقب می رانیم.حاج حسین پیشنماز محدث ادامه می دهد: فعالیت های ما در مقابل رشادت های مستمر و بی وقفه فرماندهان مقاومت و مردم لبنان و غزه ارزشی ندارد.شهید اسماعیل هنیه ۶۳ نفر از اعضای خانواده اش به شهادت رسیدند ولی یک دفعه هم خم به ابرو نیاورد.شهید یحیی السنوار ۲۵ سال در زندان رژیم صهیونیستی در زندان اسارت و زیر شکنجه بود ولی هیچوقت از سازش صحبت نمی کرد. بنابراین برخی از مسئولان در داخل کشور که از سازش حرف می زنند بدانند سازش کردن دستاوردی جز ظلالت و گمراهی و ننگ چیز دیگری نیست.
رزمندگان جبهه مقاومت با جان هایشان در راه خدا جهاد می کنند و ما شرمنده شهدای خط مقدم هستیم. من به عنوان سخنگوی خاندان پیشنماز محدث آرزو می کنم با ظهور حضرت حجت بن الحسن (عج) جان ناقابل خود را در طبق اخلاص نهاده و به آن حضرت تقدیم کنیم.
true
true
false
true















