×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  پنج شنبه - ۱۴ خرداد - ۱۴۰۵   - ساعت: ۱۴:۲۴
it is true
true
true
شهیدی که فدای تمیزی شهر شد

پدرم می‌گفت اگر سرکار نروم کار شهر زمین می‌ماند، من و همکارانم ضامن تمیزی و نظافت شهر هستیم. موشک‌های دشمن پدرم را شهید کردند.

️به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستانهای میانه و ترکمانچای، معصومه درخشان: سال‌هاست پدر زحمت‌کش یک خانواده وقتی که هنوز سپیده نزده و شهر در تاریکی نزدیک به صبح آرمیده، به دل شهر می زند. او و همکارانش ضامن تمیزی و نظافت شهر هستند. هر روز صبح که همدیگر را می‌دیدند چاق‌سلامتی کرده و از اینکه شهر به دست آنها تمیز، سرسبز و زیبا می‌شود شاکر بودند که می‌توانند سهمی در شادابی شهر داشته باشند.
در یکی از همین روزهایی که جنگنده‌های رژیم کودک کش صهیونیستی، آمریکایی دل‌هایمان را می‌لرزاند این پدر فداکار حاضر نشد بهانه بیاورد و بگوید در زمان جنگ کسی حواسش به تمیزی یا کثیفی شهر نیست بهتر است استراحت کنم.او می‌گفت، من باید با همکارانم در شهر باشم، تمیزی شهر مردم را به زندگی امیدوار کرده و در آستانه عید نوروز لبی را به خنده باز می‌کند. این پدر زحمت‌کش و دلسوز شهر تبریز، چه نسبتی با بمب و موشک دارد که دژخیمان صهیونیستی محل کارش را بمباران کنند و او بال در بال ملائک به قافله شهدا پیوست.
شهید خلیل باستانیان شاهگلی راننده بخش خدمات منطقه ۶ شهرداری تبریز بود. پدری زحمت‌کش که ۴۹ بهار زندگی را پشت سر گذاشته بود و ورد زبان دخترش برای روایت از پدر اعتقاد پدر به نان حلال برای خانواده بود. به همراه تعدادی از خبرنگاران بسیج رسانه به دیدار خانواده شهید می رویم.
فاطمه باستانیان شاهگلی دختر شهید پدر را چنین روایت می‌کند” وقتی دشمن صهیونیستی آمریکایی جنگ را شروع کرد نگران حال پدر بودیم.ولی پدر مصمم بود کارش را تعطیل نکند با جدیت از ادامه کارش حرف می زد. پدرم می‌گفت من از مهربانی مردم انرژی می‌گیرم از خداقوت‌هایی که می‌گویند، از چهره‌ای که صبح لبخند می‌زند. اگر نروم کار شهر زمین می‌ماند. من و همکارانم ضامن تمیزی و نظافت شهر هستیم.
روز جمعه ۲۲ اسفند شیفت کاری پدرم بود.معمولاً شیفت های کاری ساعت ۱۰ صبح جابه‌جا می‌شدند. آن روز به پدرم گفتم بابا می‌خواهیم به راهپیمایی روز قدس برویم ما را به راهپیمایی می‌بری؟پدر گفت من باید سرکار بروم شما با مادرتان بروید. من و مادر به راهپیمایی رفتیم و پدر روانه کارش شد.ساعت یک ظهر بود درست لحظاتی که ما مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل می‌گفتیم جنگنده‌های رژیم کودک کش صهیونیستی محل کار پدرم را بمباران کردند و پدرم شهید شد. البته در ساعات اولیه نتوانستند خبر شهادتش را به ما اعلام کنند. به بیمارستان و پزشکی قانونی رفتیم آنجا بودیم که به مادرم خبر شهادتش را اعلام کردند.
او با صدایی رسا و بلند از اینکه بعدازاین او را به‌عنوان دختر شهید نام می‌برند، احساس افتخار می‌کند، “وقتی پیکر مطهر پدرم را تشییع می‌کردند خیلی بیشتر از قبل به وجود پدرم افتخار کردم. پدرم لایق شهادت بود”

۳ اصل اخلاقی پدر شهیدم

فاطمه خانم با یادآوری درس‌های زندگی که از پدرش آموخته بود ادامه داد: پدرم سه اصل در زندگی را همیشه به ما یادآوری می‌کرد. دلی کسی را نشکنید، بدزبانی نکنید و در زندگی غیرت داشته باشید. زندگی باغیرت جلو می‌رود.این موارد سه اصل زندگی پدرم بود که به ما یاد داده است.

ما با آمریکا پدرکشتگی داریم

دشمن آمریکایی_صهیونیستی ابتدا رهبر عزیزمان و بعد پدرم را شهید کرد برای همین است که ما با آمریکا و اسرائیل پدرکشتگی دارم و برای انتقام این عزیزانمان جزء به نابودی اسرائیل کودک کش راضی نیستیم. داغ پدر در دل دارم برای اینکه پدرم نظامی نبود فقط راننده شهرداری بود و دنبال یک‌لقمه نان حلال بود.
او با اظهار ناراحتی از اینکه برخی افراد فریب‌خورده اطلاعات مناطق حساس کشورمان را به رسانه‌های خارجی ارسال می‌کنند، گفت: این افراد همگی در شهادت هم‌وطنان ما شریک هستند و من به نوبه خودم آنها را نمی‌بخشم.

صادق بود، پر از خاطرات خوب

در ادامه خانم “حمیده محمدی بنام” همسر شهید خلیل باستانیان شاهگلی با بیان اینکه همسرش در ۲۵ سال زندگی مشترک تمام دغدغه‌اش تلاش برای زندگی عزتمند و با آبرو بود ادامه داد: مهم‌ترین ویژگی اخلاقی صداقت او در زندگی بود. همه تلاش او فراهم‌کردن آسایش خانواده‌اش بود. همیشه در زندگی به کسب رزق و روزی حلال تاکید می‌کرد و یاد خدا و یاد مرگ در زندگی‌اش جاری بود. می‌گفت اگر انسان‌ها به روزی که از این دنیا می‌روند فکر کنند به جزء عمل توشه‌ای برای خود نمی‌برند هیچ‌وقت دلی را آزرده و ناراحت نکرده و جز محبت حرفی به همدیگر نمی‌زنند. ما اهل ماندن در این دنیا نیستیم باید خاطره خوشی از خود به‌جای بگذاریم.

همدیگر را حلال کنیم

در روزهای جنگ چند بار به ما می‌گفت مرا حلال کنید، جنگ است دیگر امروز هستیم ممکن است فردا نباشیم، بهتر است از همدیگر حلالیت بخواهیم.

یاد او در دل شهر جاودانه می‌ماند

حالا بعدازاین هر وقت صدای همکاران خدمات شهرداری در شهر می‌پیچد یاد شهید خلیل باستانیان شاهگلی در دل شهر زنده می‌شود و ما به‌خاطر تمیزی و نظافت شهر برایش سلام‌وصلواتمی‌فرستیم.
بازنشر از علی رضالو / منبع:فارس

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


مهرصبا
false