×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۳ خرداد - ۱۴۰۵   - ساعت: ۱۱:۰۸
it is true
true
true
وداع با صدای آشنای شهر

مردم فرهنگ‌دوست مراغه با چهره‌ای وداع کردند که شعرهایش صدای آشنای شهر بود و بوستانی از واژه‌ها را در دل‌ها شکوفا کرده بود.

به گزارش پایگاه خبری مهرصبا مرجع اخبار شهرستانهای میانه و ترکمانچای، معصومه درخشان: ظهر نهمین روز اردیبهشت‌ماه بود که خبر تلخ فوت شاعر، عارف،نویسنده و هنرمند شهیر مراغه‌ای، استاد حیدر عباسی معروف به «باریشماز” جامعه فرهنگ و ادب و شعر کشور را داغدار کرد.
مردم فهیم و قدرشناس مراغه در روز جمعه درحالی‌که نگاه‌هایشان محزون بود با استاد بی‌بدیل” باریشماز” خداحافظی کردند.

هوای شهر غم‌انگیز بود اما نور خورشید از لابه‌لای سرشاخه‌های درختان سر به فلک کشیده بر شانه‌های شهر می‌تابید. انگار خورشید هم به بدرقه‌ مردی آمده بود که سال‌ها زبان خورشید را در شعرهایش فهمیده بود.شاگردان، دوستان و اهالی شعر و شعور آمده بودند تا با کسی که دنیای شعورش را با نغمه‌هایش روشن کرده بود وداع کنند. چرا که در دل هر کس، راهی به خاطره‌ای با آن شاعر بزرگ باز بود.
حضور آنها حکایت از عشق و قدردانی بود برای کسی که تاآخرین‌ نفس، شعر و انسانیت را در کنار هم می‌دید.

خودروی حامل پیکر مطهر استاد حیدر عباسی که به میدان اوقاف رسید مردمی که منتظرانه و صبورانه ایستاده بودند او را همچون نگینی عزیز داشته و دورش حلقه زدند. نوای ملکوتی آیاتی از سوره شمس قرآن کریم پخش شد و مردم قد قامت بستند برای ادای نماز و سپس استاد روی شانه‌های شهر به سمت منزل ابدی در مجموعه فرهنگی اوحدیه بار بست.

شاگردان، دوستان و اهالی شهر در سکوتی آمیخته با بغض و احترام قدم
بر می‌داشتند. چشم‌ها پر از اشک و سرشار از دلتنگی بود.

جای خالی‌اش پر نمی‌شود

در میان جمع، مردجوانی دسته‌گل سفیدی از گلایل و داوودی در دست دارد، گویی هر شاخه گل را برای واژه‌ای که از استاد آموخته هدیه آورده بود تا نثار روح پاکش کند.کنارش می‌روم و از دسته‌گلی که برای استاد آورده‌ می‌پرسم. خودش را سعید خسروشاه معرفی می‌کند. صدایش بغض دارد، نگاهی به سفیدی گل‌ها کرده و با اندوه می‌گوید: در زمان حیات اصلاً ایشان را ندیده بودم. استاد باریشماز را فقط با مطالعه آثارش شناختم.این دسته‌گلی است برای قدردانی.از آثار استاد به “شرح مثنوی”، ” تَبّت یدا” ، “چاغیریلمامیش قوناقلار” ، “دارتیلمامیش دنلر” اشاره کرده و ادامه می‌دهد: ترجمه مثنوی استاد بی‌نظیر است. من‌ از ۲۰ سالگی آثار استاد را خوانده و به زندگی ایشان علاقه‌مند شدم. بعد از آشنایی با استاد آثار اساتید دیگری را مطالعه کردم.او در مورد ویژگی‌های اخلاقی استاد می‌گوید: استاد “باریشماز” فوق‌العاده متواضع و باسواد بود و پشتکار زیادی داشت که در عرصه ادبیات جای خالی‌اش پر نمی‌شود.
اهالی شهر با ذکر شریف ” لا اله الا الله” و ” محمدا رسول الله” و نثار سلام و صلوات استاد را تا جایگاه ابدی بدرقه می کنند. در دل مردم شعرهای استاد زنده‌تر از همیشه ماندگار شده است.

داشته‌هایم را مدیون ایشان هستم

چشمم در نگاه خانم جوانی گره می‌خورد که از شدت گریه‌کردن چشم‌هایش قرمز شده است. خانم عیدی شاعر و شاگرد استاد باریشماز است. علاوه بر شاعری در مجسمه‌سازی هم فعالیت می‌کند و همه داشته‌هایش را مدیون استاد باریشماز می‌داند.گریه مجالی برای حرف‌زدن نمی‌دهد به‌سختی چند جمله کوتاه می‌گوید” استاد باریشماز به زبان عربی، روسی، فرانسه و انگلیسی مسلط بود. در هنر نقاشی، مجسمه‌سازی و حکاکی هم تبحر خاصی داشت.آثار ترکیبی استاد واقعاً بی‌نظیر است. ۳۰ جلد کتاب از ایشان به‌ یادگار مانده که هر کدام دلنشین و زیبا هستند و روح انسان را جلا می‌دهند. کتاب شرحی بر نهج‌البلاغه و شرح مثنوی از جمله آثاری است که هر کس آنها را مطالعه کرده باشد استاد را تحسین می‌کند.
همراه با مردم به مجموعه فرهنگی اوحدیه می‌رسیم. مجموعه‌ای زیبا که پیش‌ازاین دو شخصیت شهیر مراغه‌ای را در آغوش گرفته است. شیخ رکن‌الدین اوحدی مراغه‌ای و استاد کریمی مراغه‌ای و حالا استاد باریشماز هم در جوار آنها و در منزلگاه ابدی به خاک سپرده شد. مردم فرهنگ‌دوست و ادیب مراغه با چهره‌ای وداع کردند که شعرهایش صدای آشنای شهر و سروده‌هایش زینت‌بخش محافل و مجالس بود و همه‌جا نام ایشان به بزرگی یاد می‌شد و بعد از این هم یاد و نامش همه جا ماندگار است.

تسلیم محض خدا بود

در مجموعه فرهنگی اوحدیه دو بانوی جوان که شاگرد استاد هستند درباره ایشان صحبت می‌کنند. با یکی از آنها که خانم معصومه سرمستی نام دارد صحبت می‌کنم از همنشینی با استاد می‌گوید: من از وقتی با استاد و خانواده‌اش آشنا شدم درس زندگی آموختم.استاد باریشماز ۲۵ سال در بستر بیماری بود. روزی برای احوالپرسی به منزلش رفته بودم. وقتی حالش را پرسیدم هیچ‌وقت زبان گلایه و ناسپاسی نداشت. هرگز نگفت خدایا چرا من باید بیمار باشم.حال خوش، آرامش در زندگی و تسلیم محض بودن در برابر خدا مهم‌ترین رکن زندگی استاد بود. در زندگی هر چقدر ناراحت باشی وقتی از در وارد می‌شدی آزادترین فرد روی زمین بودی. بانوی مراغه‌ای بهترین اتفاق زندگی‌اش را آشناشدن با استاد باریشماز ذکر کرده و ادامه می‌دهد: استاد همه ما شاگردانش را رشد داد. آشناشدن با افکار و اندیشه استاد تولد دوباره من است. اگر ما با افکار، اندیشه و مکتب فکری استاد آشنا شده و و به آن عمل کنیم قطعاً انسان‌های موفقی خواهیم بود.
استاد باریشماز در میان بغض، اندوه و نگاه‌های حزین اهالی فرهنگ و ادب مراغه به خاک سپرده شد و هم‌زمان صدای آشنای استاد، شعری از سروده‌هایش را در میان اشک و بغض شاگردانش زمزمه کرد. یادگاری از صدایی که دیگر در میان ما نیست اما تا ابد در دل‌ها جاری خواهد ماند.
شاگردان مزار استاد را گلباران کردند استادی که روزگاری با کلامش باغی از واژه‌ها را در دل‌ها شکوفا کرده بود.

با بدی‌ها آشتی نمی‌کند

استاد حیدر عباسی تخلص ( باریشماز) به معنی “آشتی نمی‌کند” را برگزیده بود تا بگوید او هرگز با پستی، دروغ، کینه و عداوت، چاپلوسی و تملق آشتی نمی‌کند.

استاد حیدر عباسی (باریشماز) متولد سال ۱۳۲۲ که مدت مدیدی در بستر بیماری بود، دوم اردیبهشت‌ماه امسال تولد ۸۳ سالگی خود را پشت سر گذاشت.تسلط به زبان‌های عربی، روسی، فرانسه و انگلیسی، ذوق ادبی و عرفانی، تبحر در هنرهای گوناگون همچون نقاشی، مجسمه‌سازی و حکاکی از جمله ویژگی‌های بارز استاد باریشماز است که از وی عارفی سرگشته، شاعری اجتماعی و نویسنده‌ای چیره دست‌ساخته است.وی، مدرک کارشناسی خود را در رشته زبان و ادبیّات انگلیسی اخذ و سال‌ها به عنوان معلم در آموزش‌وپرورش آذربایجان‌شرقی خدمت کرد. ۲۰ تیر ماه ۱۴۰۰ گواهینامه درجه یک هنری با حضور برخی از شخصیت‌های ملی و استانی به استاد اعطا شد.ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه در سه جلد و مثنوی معنوی (شرح الانوار) در ۶ جلد به زبان ترکی از مهم‌ترین آثار تکرار ناشدنی استاد باریشماز است که علاوه بر ترجمه متون، تفسیر و شرح آن را نیز به همین زبان آورده‌ است.

true
true
false
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


مهرصبا
false